اعتراض به نقض حقوق بشر توسط قوه قضاييه
«رويه مضحک و نخ نماشده سناريوسازان محفل نشين، که سالهاست توسط دستگاه قضايی و بوقهای رسانهای شان به کار برده میشود، اکنون نيز قرار است برای سلطانی به اجرا در آيد. اتهامات تکراری، بی پايه و اساس ارتباط با بيگانگان، جاسوسی وفروش اسناد نظام، انتشار اسرار و اسناد فعاليتهای هسته ای، برای آزاديخواهان اين مرز وبوم از سوی دستگاه قضايی از فرط تکرار به طنز تلخی شده است که بی پايه بودن آ ن بر همگان آشکار است. چطور در روزی که دادگاه زهرا کاظمی برگزار میشود و سلطانی مسووليت دادستانی تهران را در پرونده زهرا کاظمی متذکر میشود، وی به جاسوسی متهم و حکم جلب وی صادر میشود؟»
بيانيه دفتر تحکيم وحدت در اعتراض
به نقض گسترده حقوق بشر توسط قوه قضاييه
در زمانهای که قوه قضاييه هر کشوری نمادی از عدالت و انسانيت است، ملت ايران با دستگاه قضايی روبريند که نقض عدالت و انسانيت در آن به رويهای معمول تبديل شده است. رييس دستگاه قضايی از نقض حقوق بشر دفاع میکند و گنجی را لايق اين همه بيداد میداند. از طرفی دادستان تهران خود بيدادگری بی همتا است. به وکلای مستقل اجازه دفاع از حقوق نقض شده موکلانشان را نمیدهند و با بازداشت وکلای افرادی که حقوقشان از بين رفته است، مهر خاتمت بر پرونده عدالت میزنند.
دفتر تحکيم وحدت نسبت به نقض گسترده حقوق بشر، عدالت و قانون توسط دستگاه قضايی نکات زير را اعلام میکند:
١- بازداشت عبدالفتاح سلطانی، وکيل شجاع زهرا کاظمی و اکبر گنجی و بسياری از دانشجويان، نشان از آن دارد که دستگاه قضايی عزمی عظيم برای خاموش کردن صدای آزاديخواهان دارد به طوری که حتی وکلای آنها نيز از گزند زندان در امان نيستند. دفاعيات صريح و بی پروای سلطانی در دادگاه ازپرونده موکلش، زهرا کاظمی، کسانی را که در اين ماجرا نقش داشتند را به هراس انداخت و با هجوم شبانه به منزل عبدالفتاح سلطانی، در صدد بازداشت وی بر آمدند. و سرانجام در حالی که سلطانی در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در اعتراض به حکم غير قانونی جلبش، تحصن کرده بود بازداشت کردند.
بر کسی پوشيده نيست که سلطانی تاوان دفاع شجاعانه اش از پروندههای سياسی و دانشجويی را میپردازد . اين اقدام قوه قضاييه در مواجهه با وکلای شجاع و عدالت گستر، برای سرپوش گذاشتن بر نقض گسترده حقوق بشر توسط مجموعههای تحت امرش و جلوگيری از دفاع از حقوق کسانی است که توسط قوه قضاييه حقوقشان پايمال شده است. وکلای بسياری تاکنون در اين راه قربانی شدهاند و تاوان دفاع از آزادی، حقوق بشر و عدالت را پرداخته اند. شيرين عبادی، ناصر زرافشان، محسن رهامی، محمد علی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی از جمله اين وکلايند.
عبدالفتاح سلطانی که يکبار نيز به خاطر دفاعيات محکمش از بازداشت شدگان ملی مذهبی روانه زندان شد، اينک به خاطر دفاع قهرمانانه از حقوق از بين رفته، زهرا کاظمی و گنجی به زندان بلا گرفتار آمده است.
رويه مضحک و نخ نماشده سناريو سازان محفل نشين، که سالهاست توسط دستگاه قضايی و بوقهای رسانهای شان به کار برده میشود، اکنون نيز قرار است برای سلطانی به اجرا در آيد. اتهامات تکراری، بی پايه و اساس ارتباط با بيگانگان، جاسوسی وفروش اسناد نظام، انتشار اسرار و اسناد فعاليتهای هسته ای، برای آزاديخواهان اين مرز وبوم از سوی دستگاه قضايی از فرط تکرار به طنز تلخی شده است که بی پايه بودن آ ن بر همگان آشکار است. چطور در روزی که دادگاه زهرا کاظمی برگزار میشود و سلطانی مسووليت دادستانی تهران را در پرونده زهرا کاظمی متذکر میشود، وی به جاسوسی متهم و حکم جلب وی صادر میشود؟
دانشجويان و اعضای دفتر تحکيم وحدت تلاش صادقانه و بی منت آقای سلطانی را در دفاع از پروندههايشان از ياد نيردهاند و اکنون که سلطانی به حکم عبس به کنج محبس گرفتار آمده از تمام توان خود برای دفاع از اتهامات واهی که به وی نسبت داده شده است و آزادی وی استفاده خواهند کرد.
٢- افشای نکا ت تاريک پرونده دکتر حسين قاضيان، و ظلم آشکاری که بر وی رفته است، دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
شکنجههای رنج آوری اعم از ضرب و شتم جهت اقرار به موضوعات كذب و پروندهسازيهای مرسوم جنسی يا جهت اعلام مطالبی عليه اصلاحطلبان و دفتر رياست جمهوری يا دولتهای خارجی و كاركنان سفارتخانههای آنها در ايران، شامل: ضرب و شتم، وادار كردن به چهار دست و پا رفتن از سلول تا اتاق بازجويی بسان حيوانات با دستبند و چشمبند، شروع رسمی شكنجه و ضرب و شتم توسط بازجو و سر بازجوی تيم اول، كوبيدن سر به ديوار با دستان و چشمان بسته ، بيخوابی دادن و سر پا نگه داشتن در سه شبانهروز اول بازجويی، ندادن آب خوردن در حدود يك هفته اول وشکنجههای شنيع و غير انسانی ديگری برای اعتراف گيری از دکتر قاضيان در حضور قاضی مرتضوی که اینک گویا به پاداش خدمات گسترده اش به سمت دادستان عمومی و انقلاب تهران منصوب شده و بی تفاوتی قوه قضاييه نسبت به اين گونه رفتار در مجموعه تحت امرش،نشان از نقض سازمان يافته حقوق بشر در دستگاه قضايی ايران دارد و از طرفی بی گناهی دکتر قاضيان را به اثبات میرساند.
٣- پرونده اکبر گنجی با اظهارات رييس قوه قضاييه، سخنگوی آن و مسسولان دادستاني( دادستان و معاونش) وارد پيچيدگی بيشتری شده است که نشان میدهد اراده قاهری برای خاموش کردن صدای گنجی وجود دارد. و هيچ يک از مسوولان قوه قضاييه در صدد حل مساله گنجی نيستند. اتهامات واهی که از سوی مقامات رسمی قوه قضاییه به معصومه شفیعی، همسر اکبر گنجی و شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و وکیل اکبر گنجی وارد میشود، ادامه همان پرونده سازیهای مضحکی است که روزنامه کیهان از هفتههای قبل به آن دامن میزده است و برای منحرف کردن مسیر پرونده گنجی به کار برده میشود. وارد کردن این اتهامات از سوی مقامات قوه قضاییه نشان از آن دارد که اصلاحات انجام گرفته در قوه قضاییه توهمی بیش نیش نیست و در بر همان پاشنه سابق میچرخد. حمله به مفاخر مدنی ایران از جمله خانم عبادی برای حذف ایشان از پرونده گنجی صورت میگیرد و نشان دهنده ترس قوه قضاییه از مطرح شدن پرونده گنجی در افکار عمومی جهان و اطلاع یافتن از ظلمی است که بر اکبر گنجی میرود.
در حالی که اکبر گنجی ٥٢ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد و عکسهای وی نشان از بحرانی بودن وضعيت جسمانی اش دارد، مسولان قوه قضاييه در اظهارات ضد و نقيضی اصل اعتصاب غذای وی را نمیخواهند بپذيرند و حاضر نيستند که حقوق شهروندی و انسانی گنجی را رعايت کنند. ظاهرا عدهای ماجرا جو در دستگاه قضايی برآنند تا پروژه مرگ درمانی گنجی را به پيش ببرند و از زير بار مسوليت حفظ جان وی نيز شانه خالی کنند، غافل از آنکه گنجی زهرا کاظمی نيست که مرگ وی را قتل غير عمد اعلام کنند، چرا که گنجی بارها اعلام کرده است که مسوول جان وی حاکميت است. وهمه نگاهها متوجه دستگاه قضايی خواهد شد.
٤- اخيرا برخوردهای قوه قضاييه با دانشجويان و فعالان مدنی و مطبوعاتی نيز شدت يافته است.
آقای عبادی از اعضای شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت و عضو سابق شورای مرکزی انجمن تربيت معلم تهران، به ٦ ماه حبس و بهنام امینی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی به ٣ سال حبس محکوم شده اند. در حالی که دانشجويان در تريبونهای رسمی حاکميت، آينده سازان اين مرز و بوم ناميده میشوند اما برخوردهای ناصواب و غير انسانی با آنها عدم صداقت حاکمان را آشکار میسازد که قول قبلی خود را مبنی بر رسيدگی به پروندههای دانشجويی در درون دانشگاه را نيز از ياد برده اند. از طرفی مهمترين خصيصه نسل جوان و دانشجو نقادی است که حاکميت اطاعت از فرمان خود را بر نقادی آنها ترجيح میدهد.
بازداشت مسعود باستانی، روزنامه نگار وفعال فرهنگی و نا معلوم بودن وضعيتش، نمونه ديگری از برخورد قوه قضاييه با فعالان جامعه مدنی است.
دفتر تحکيم وحدت با حمايت ازآقايان عبادی و امینی از اعضای تشکل خود و مسعود باستانی روزنامه نگار زندانی، بر انسجام کامل نيروهای مدنی برای پاسداری از حقوق شهروندی تاکيد میکند.
در پايان دفتر تحکيم وحدت نسبت به نقض گسترده حقوق بشر توسط دستگاه قضايی ايران هشدار میدهد و از همه نهادهای حقوق بشری و آزاديخواه برای پايان بخشيدن به اين روند غير انسانی در ايران استمداد میطلبد.
شورای مرکزی دفتر تحيکم وحدت
١٠/٥/١٣٨٤
به نقض گسترده حقوق بشر توسط قوه قضاييه
در زمانهای که قوه قضاييه هر کشوری نمادی از عدالت و انسانيت است، ملت ايران با دستگاه قضايی روبريند که نقض عدالت و انسانيت در آن به رويهای معمول تبديل شده است. رييس دستگاه قضايی از نقض حقوق بشر دفاع میکند و گنجی را لايق اين همه بيداد میداند. از طرفی دادستان تهران خود بيدادگری بی همتا است. به وکلای مستقل اجازه دفاع از حقوق نقض شده موکلانشان را نمیدهند و با بازداشت وکلای افرادی که حقوقشان از بين رفته است، مهر خاتمت بر پرونده عدالت میزنند.
دفتر تحکيم وحدت نسبت به نقض گسترده حقوق بشر، عدالت و قانون توسط دستگاه قضايی نکات زير را اعلام میکند:
١- بازداشت عبدالفتاح سلطانی، وکيل شجاع زهرا کاظمی و اکبر گنجی و بسياری از دانشجويان، نشان از آن دارد که دستگاه قضايی عزمی عظيم برای خاموش کردن صدای آزاديخواهان دارد به طوری که حتی وکلای آنها نيز از گزند زندان در امان نيستند. دفاعيات صريح و بی پروای سلطانی در دادگاه ازپرونده موکلش، زهرا کاظمی، کسانی را که در اين ماجرا نقش داشتند را به هراس انداخت و با هجوم شبانه به منزل عبدالفتاح سلطانی، در صدد بازداشت وی بر آمدند. و سرانجام در حالی که سلطانی در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در اعتراض به حکم غير قانونی جلبش، تحصن کرده بود بازداشت کردند.
بر کسی پوشيده نيست که سلطانی تاوان دفاع شجاعانه اش از پروندههای سياسی و دانشجويی را میپردازد . اين اقدام قوه قضاييه در مواجهه با وکلای شجاع و عدالت گستر، برای سرپوش گذاشتن بر نقض گسترده حقوق بشر توسط مجموعههای تحت امرش و جلوگيری از دفاع از حقوق کسانی است که توسط قوه قضاييه حقوقشان پايمال شده است. وکلای بسياری تاکنون در اين راه قربانی شدهاند و تاوان دفاع از آزادی، حقوق بشر و عدالت را پرداخته اند. شيرين عبادی، ناصر زرافشان، محسن رهامی، محمد علی دادخواه و عبدالفتاح سلطانی از جمله اين وکلايند.
عبدالفتاح سلطانی که يکبار نيز به خاطر دفاعيات محکمش از بازداشت شدگان ملی مذهبی روانه زندان شد، اينک به خاطر دفاع قهرمانانه از حقوق از بين رفته، زهرا کاظمی و گنجی به زندان بلا گرفتار آمده است.
رويه مضحک و نخ نماشده سناريو سازان محفل نشين، که سالهاست توسط دستگاه قضايی و بوقهای رسانهای شان به کار برده میشود، اکنون نيز قرار است برای سلطانی به اجرا در آيد. اتهامات تکراری، بی پايه و اساس ارتباط با بيگانگان، جاسوسی وفروش اسناد نظام، انتشار اسرار و اسناد فعاليتهای هسته ای، برای آزاديخواهان اين مرز وبوم از سوی دستگاه قضايی از فرط تکرار به طنز تلخی شده است که بی پايه بودن آ ن بر همگان آشکار است. چطور در روزی که دادگاه زهرا کاظمی برگزار میشود و سلطانی مسووليت دادستانی تهران را در پرونده زهرا کاظمی متذکر میشود، وی به جاسوسی متهم و حکم جلب وی صادر میشود؟
دانشجويان و اعضای دفتر تحکيم وحدت تلاش صادقانه و بی منت آقای سلطانی را در دفاع از پروندههايشان از ياد نيردهاند و اکنون که سلطانی به حکم عبس به کنج محبس گرفتار آمده از تمام توان خود برای دفاع از اتهامات واهی که به وی نسبت داده شده است و آزادی وی استفاده خواهند کرد.
٢- افشای نکا ت تاريک پرونده دکتر حسين قاضيان، و ظلم آشکاری که بر وی رفته است، دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
شکنجههای رنج آوری اعم از ضرب و شتم جهت اقرار به موضوعات كذب و پروندهسازيهای مرسوم جنسی يا جهت اعلام مطالبی عليه اصلاحطلبان و دفتر رياست جمهوری يا دولتهای خارجی و كاركنان سفارتخانههای آنها در ايران، شامل: ضرب و شتم، وادار كردن به چهار دست و پا رفتن از سلول تا اتاق بازجويی بسان حيوانات با دستبند و چشمبند، شروع رسمی شكنجه و ضرب و شتم توسط بازجو و سر بازجوی تيم اول، كوبيدن سر به ديوار با دستان و چشمان بسته ، بيخوابی دادن و سر پا نگه داشتن در سه شبانهروز اول بازجويی، ندادن آب خوردن در حدود يك هفته اول وشکنجههای شنيع و غير انسانی ديگری برای اعتراف گيری از دکتر قاضيان در حضور قاضی مرتضوی که اینک گویا به پاداش خدمات گسترده اش به سمت دادستان عمومی و انقلاب تهران منصوب شده و بی تفاوتی قوه قضاييه نسبت به اين گونه رفتار در مجموعه تحت امرش،نشان از نقض سازمان يافته حقوق بشر در دستگاه قضايی ايران دارد و از طرفی بی گناهی دکتر قاضيان را به اثبات میرساند.
٣- پرونده اکبر گنجی با اظهارات رييس قوه قضاييه، سخنگوی آن و مسسولان دادستاني( دادستان و معاونش) وارد پيچيدگی بيشتری شده است که نشان میدهد اراده قاهری برای خاموش کردن صدای گنجی وجود دارد. و هيچ يک از مسوولان قوه قضاييه در صدد حل مساله گنجی نيستند. اتهامات واهی که از سوی مقامات رسمی قوه قضاییه به معصومه شفیعی، همسر اکبر گنجی و شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و وکیل اکبر گنجی وارد میشود، ادامه همان پرونده سازیهای مضحکی است که روزنامه کیهان از هفتههای قبل به آن دامن میزده است و برای منحرف کردن مسیر پرونده گنجی به کار برده میشود. وارد کردن این اتهامات از سوی مقامات قوه قضاییه نشان از آن دارد که اصلاحات انجام گرفته در قوه قضاییه توهمی بیش نیش نیست و در بر همان پاشنه سابق میچرخد. حمله به مفاخر مدنی ایران از جمله خانم عبادی برای حذف ایشان از پرونده گنجی صورت میگیرد و نشان دهنده ترس قوه قضاییه از مطرح شدن پرونده گنجی در افکار عمومی جهان و اطلاع یافتن از ظلمی است که بر اکبر گنجی میرود.
در حالی که اکبر گنجی ٥٢ روز است که در اعتصاب غذا به سر میبرد و عکسهای وی نشان از بحرانی بودن وضعيت جسمانی اش دارد، مسولان قوه قضاييه در اظهارات ضد و نقيضی اصل اعتصاب غذای وی را نمیخواهند بپذيرند و حاضر نيستند که حقوق شهروندی و انسانی گنجی را رعايت کنند. ظاهرا عدهای ماجرا جو در دستگاه قضايی برآنند تا پروژه مرگ درمانی گنجی را به پيش ببرند و از زير بار مسوليت حفظ جان وی نيز شانه خالی کنند، غافل از آنکه گنجی زهرا کاظمی نيست که مرگ وی را قتل غير عمد اعلام کنند، چرا که گنجی بارها اعلام کرده است که مسوول جان وی حاکميت است. وهمه نگاهها متوجه دستگاه قضايی خواهد شد.
٤- اخيرا برخوردهای قوه قضاييه با دانشجويان و فعالان مدنی و مطبوعاتی نيز شدت يافته است.
آقای عبادی از اعضای شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت و عضو سابق شورای مرکزی انجمن تربيت معلم تهران، به ٦ ماه حبس و بهنام امینی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی به ٣ سال حبس محکوم شده اند. در حالی که دانشجويان در تريبونهای رسمی حاکميت، آينده سازان اين مرز و بوم ناميده میشوند اما برخوردهای ناصواب و غير انسانی با آنها عدم صداقت حاکمان را آشکار میسازد که قول قبلی خود را مبنی بر رسيدگی به پروندههای دانشجويی در درون دانشگاه را نيز از ياد برده اند. از طرفی مهمترين خصيصه نسل جوان و دانشجو نقادی است که حاکميت اطاعت از فرمان خود را بر نقادی آنها ترجيح میدهد.
بازداشت مسعود باستانی، روزنامه نگار وفعال فرهنگی و نا معلوم بودن وضعيتش، نمونه ديگری از برخورد قوه قضاييه با فعالان جامعه مدنی است.
دفتر تحکيم وحدت با حمايت ازآقايان عبادی و امینی از اعضای تشکل خود و مسعود باستانی روزنامه نگار زندانی، بر انسجام کامل نيروهای مدنی برای پاسداری از حقوق شهروندی تاکيد میکند.
در پايان دفتر تحکيم وحدت نسبت به نقض گسترده حقوق بشر توسط دستگاه قضايی ايران هشدار میدهد و از همه نهادهای حقوق بشری و آزاديخواه برای پايان بخشيدن به اين روند غير انسانی در ايران استمداد میطلبد.
شورای مرکزی دفتر تحيکم وحدت
١٠/٥/١٣٨٤
No comments:
Post a Comment