مهدى كروبى با نگارش نامه اى به هاشمى شاهرودى رييس قوه قضاييه خواستار آزادى بازداشت شدگان اخير شد . متن كامل اين نامه به شرح زير است :
۲۰ تير ۱۳۸۸
بسه تعالى
حضرت ايت الله هاشمى شاهرودى
رياست محترم قوه قضائيه
با سلام و احترام
همانطور كه مى دانيد اصل جمهوريت از اصول اساسى نظام است و بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى (ره) نيز با توجه به تجربه صدر مشروطيت كه جرياناتى با راى و حاكميت مردم مخالف بوده و راه به استبداد مى بردند و به قول مرحوم آيت الله نائيينى كه استبداد دينى را بدترين نوع استبداد مى دانست ، فرمودند " ميزان راى ملت است " و با چنين اعتقادى بود كه على رغم وجود نگرانى ها نسبت به سلامت انتخابات در عرصه اين انتخابات حضور يافته و مردم را نيز به حضور گسترده در اين عرصه دعوت كردم ، وليكن سرنوشت انتخابات به گونه اى رقم خورد كه جمهوريت نظام زير سوال رفت . اينك نگرانى هاى بنده نسبت به انحراف در جمهورى اسلامى از آرمان هاى بنيان گذار ان موجب شد تا همان طور كه چندى پيش همطراز شما درحكومت به دفاع از جمهوريت و اسلاميت نظام مى پرداختم امروز در جايگاه ديگرى در مقام دفاع از ان برآيم .
با توجه به قضاياى اخير بعد از انتخابات و بنابر اينكه ايام پايانى مسئوليت جنابعالى در قوه قضائيه مى باشد ، تكليف شرعى و مسئوليت شهروندى اقتضا مى نمايد كه در اين زمنيه مطالب و نكته هايى را به عرض برسانم تا توسط آن جناب به عنوان عالى ترين مقام قضايى كشور به كار بسته شود تا در پيشگاه خداوند متعال سربلنند و در نزد ملت و بندگان مظلوم او روسفيد باشيم .
انتخابات اخير رياست جمهورى كه حماسه ۲۲ خرداد را آفريد فرصت مبارك و مغتنمى بود كه مى توانست موجب تامين و افزايش مشروعيت نظام جمهورى اسلامى ايران در داخل و خارج از كشور شود و همگرايى قومى ، جناحى و وحدت ملى را تضمين نمايد ، مع الاسف آزمندى قدرت طلبان و انحصارگرايانه اقليتى حاكم در درون كشور موجب شد سرنوشتى ديگر را براى اين انتخابات رقم زد و ملت بزرگ ايران را دلسرد افسرده ساخت . چنانچه مسئولان امر به درستى انتخابات اخير را هدايت مى كردند اين مشاركت و حضور ۸۵ درصدى مردم سرمايه بزرگى بود كه براى ساليان دراز وحدت ملى ، تفاهم اجتماعى و شكوفايى اقتصادى كشور را تضمين مى نمود ، اما اكنون همان سرمايه تبديل به ابزارى خطرناك جهت ايجاد تفرقه ، واگرايى ملى ، افسردگى سياسى ، سوء ظن و بى اعتمادى اجتماعى و ركود اقتصادى گرديده است . در مشاركت ۵۵ تا ۶۰ درصدى دوره هاى گذشته هميشه نيمى از آرا و گاهى بيشتر آن متعلق به جناح اصلاح طلب بود و اين بار نيز حضور بى نظير ۸۵ درصدى مردم براى تغيير وضع موجود بود ، اما سرنوشت انتخابات به گونه اى رقم خورد كه ظاهرا به زعم آقايان ۲۵ درصدى كه در هيچ انتخاباتى شركت نمى كردند هم براى اين آمدند كه مبادا اين دولت فعلى تغيير كند !!
بنابراين متعاقب انتخابات و اعلام عجولانه و غيرقانونى نتيجه آن ميليون ها نفر از مردم به روند غير اخلاقى و غير قانونى روند برگزارى انتخابات اعتراض كردند كه مسئولان امر مى توانستند با برخورد صحيح قانونى به پاسخگويى پرداخته و همگان را اقناع نمايند و شكايت نامزدهاى معترض را به صورت بيطرفانه بررسى كنند وليكن به جاى آن آتش به روى مردم گشودند . معترضان به نتيجه انتخابات غيرقانونى را دسته جمعى بازداشت كردند ، شبانه به خانه هاى مردم حمله و به تخريب وسايل نقليه اشخاص پرداختند و حتى عده اى را ربودند . به حريم كوى دانشگاه حمله كرده و سينه دختران و پسران ايران زمين را با گلوله شكافتند . و اما ، شمارى از اين اقدامات توسط لباس شخصى ها و شمار ديگر توسط يونيفورم پوشان بسيج و سپاه پاسداران و نيروى انتظامى صورت گرفت . بدين ترتيب بود كه بى آنكه سخنى گفته شود نوعى كودتاى نظامى را بر كشور تحميل كردند .
به نظر من مسئولانى كه با تدارك اين تحرك ها زمينه ساز حوادث خونين پس از انتخابات شدند بايد پاسخگو باشند و با ضرب و زور راديو و تلويزيون و زندان نمى توان جاى شاكى و متهم را عوض كرد . حركت مسالمت جوى مردم ايران بزرگتر از ان است كه با نسبت دادن به خارج يا گروههاى طرد شده از مردم بدنام شود . عاملان و مسولان دولتى هم فرض كه با خشونت و زندان و تهديد بخواهند موقتا اين موج را خاموش كنند ،ولى با آتش هميشه زيرخاكستر چه خواهند كرد ؟ با اين بحران مشروعيت داخلى و بين المللى خود چه خواهند كرد ؟ چرا فكر نمى كنند كه دوره اين روش ها به سر آمده است وملت ايران ، ملت خمينى و ياران انقلاب اسلامى بالاخره نخواهند گذاشت نظام جمهورى اسلامى برآمده از خون دهها هزار شهيد در غصب بماند ؟ممكن است كه كروبى را هم به ديار فانى بفرستند اما ملت زنده مى ماند و حق خود را مى گيرد . من از مقامات دلسوز نظام مى خواهم كه اجازه ندهند كه اين روش ها كه به زيان كشور و نظام است ادامه يابد .
حضرت آيت الله شاهرودى در اين راستا اقدام حضرت عالى و قوه قضائيه و همچنين مجلس محترم براى تشكيل كميته تحقيق جاى بسى تقدير و تشكر دارد . تشكيل كميته پيگيرى از سوى شما معنايش اين است كه مسئوليت اين كارها را نمى پذيريد و متوجه بخش هاى ديگرى مى دانيد كه چندان در اختيار شما نيست اما مى دانيد كه در هر صورت شما رييس قوه قضائيه هستيد و نبايد در روزهاى پايانى مسئوليت خود اجازه دهيد كه در كارنامه تان چنين اتفاقاتى ثبت شود . با توجه به اين همه قانون شكنى و نيز دستگيرى ناموجه و نگهدارى غير قانونى صدها شهروند ايرانى در بازداشت گاهها و استقلال قوه قضائيه گويا سنگينى مسئوليت ها بيش از آن مى باشد كه تصور مى رود . شمار زيادى از بازداشت شدگان بيماران و حتى زنان باردار و شمارى از آنان از مسئولين نظام در رده هاى مختلف طى دهه هاى اخير بوده اند . و اين در حالى است كه هيچ كدام از آنان از حق قانونى انتخاب وكيل و مذاكره با او برخوردار نبوده و محل نگهدارى اكثريت آنها براى خانواده هاى شان معلون نيست و حتى سلامت بسيارى از آنان هنوز براى وابستگانشان محرز نمى باشد . همه اينها موارد نقض آشكار قانون بوده و با اصول ۲۲، ۲۳،۲۴،۲۷، ۳۲، ۳۷، ۳۸و ۳۹ قانون و صراحت ماده ۱۲۵ قانون ايين دادرسى در تناقض است كه توسط دولتمردان كنونى نقض شده و متاسفانه تاكنون واكنشى از سوى قوه قضائيه به نقض قانون نشان داده نشده است . امروز حتى دادستانى تهران به صورت ابزارى جهت سركوب معترضان قانونى به نتيجه انتخابات درآمده است . هيچ كس مخالف اصل نظام جمهورى اسلامى نيست ، همه معترضان به نتيجه انتخابات با اصل نظام موافقند و مدافع آن مى باشند . آنها تنها به روند انتخابات و مصادره آراى خودشان معترض بوده و خواستار رسيدگى قانونى و بيطرفانه به اعتراضشان مى باشند . پس چرا بايد آنان را اغتشاگر ، وابسته به خارج و به اصطلاح برانداز مخملى ناميد ؟
اين دردآور است كه متولين و دولتمردان از طرفى مشاركت ۴۰ ميليونى مردم را به رخ دنيا مى كشند و مى گويند اختلافات هم يك اختلافات درون خانوادگى است و از طرف ديگر با كمال خشونت و بى رحمى به سركوب اعتراض قانونى آنان پرداخته و هرگز مانند عضو يك خانواده با آنان برخورد نمى كنند . مگر خداوند متعال نمى فرمايد كه با همديگر مهربان باشيد ، اين چه رحم و رافت و همدلى و مهربانى است كه همه ابعاد ان ضرب و شتم ، حبس و زندان ،داغ و درفش و حتى قتل و جرح معترضان عضو درون اين خانواده است ؟
حضرت آيت الله هاشمى شاهرودى
با توجه به اين كه حضرت عالى به عنوان فقيهى وارسته و عادل و آزادمنش شناخته مى شويد و به عنوان رييس فاضل و فرهيخته قوه قضائيه از استقلال و بيطرفى برخوردار مى باشيد و روزهاى پايانى دوره مسئوليت شما در اين قوه است ،اگر مشكل بازداشت شدگان اخير در دوره حضرت عالى به طور سريع حل و فصل نشود عواقب غيرقابل پيش بينى زيادى براى ان متصور است . بنابراين با توجه به تدبير و تجربه جنابعالى اگر تا زمانى كه در اين مقام حضور داريد براى پيگيرى آزادى بازداشت شدگان اخير اقدام عاجل نفرماييد ممكن است كه مسئول جديد قوه قضائيه تا بخواهد مستقر شود و بر امور مسلط گردد و تا روند طيعى نقل و انتقالات مديريتى طى شود عده زيادى از اين بيگناهان همچنان در بلاتكليفى بمانند و حقوق شهروندان تضييع شود . لذا از جناب عالى به عنوان رييس قوه قضائيه خواهشمندم كه دستور فرماييد تا هر چه سريعتر مقدمات تبديل قرار بازداشت شدگان فراهم شود تا اين عزيزان به آغوش خانواده هاى خود بازگشته و گامى موثر در جهت تفاهم و وحدت ملى برداشته شود. انشاءالله
مهدى كروبى
١٩/٠٤/١٣٨٨
دهمين انتخابات و جمهورى چهارم
ابراهيم يزدى
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸
۱ - شوراى نگهبان، با تاييد نتايج دهمين انتخابات رياستجمهورى، پرونده اين انتخابات را عملا مختومه اعلام كرد. تاييد نتايج در حالى صورت گرفته است كه بىاعتمادى و اعتراضات مردم به مجريان و ناظران رسمى انتخابات همچنان ادامه دارد. شوراى نگهبان گام موثرى براى ترميم يا كاهش اين بىاعتمادى برنداشت. هياتى هم كه براى رسيدگى به شكايات منصوب شده بود، كارى از پيش نبرد و قبل از آنكه بتواند كارى انجام بدهد، با موضعگيرى شوراى نگهبان، عملا بلاموضوع گرديد.
۲ - دهمين انتخابات رياستجمهورى ويژگىها و پيامدهايى داشته و دارد كه آن را از تمامى انتخابات گذشته متمايز ساخته است. بىترديد اولين انتخابات آزاد، منصفانه و سالم و رقابتى بود. دومين تا هفتمين انتخابات رياستجمهورى در يك شرايط سياسى خاصى برگزار شدند كه رقابتى و منصفانه نبودند، اگرچه مىتوان گفت كم و بيش سالم بودند. در انتخابات دومين دوره رياستجمهورى آقاىهاشمى، يك پديده سياسى – اجتماعى بروز و ظهور پيدا كرد. در انتخابات رياستجمهورى دفعات قبل از آن، يك كانديداى اصلى و رسمى وجود داشت و در كنار وى چند نفرى هم كانديدا مىشدند تا گفته نشود كه فقط يك نفر كانديدا بوده است. اين افراد در كنار كانديداى اصلى، ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار راى هم مىآوردند اما در انتخابات دوره دوم رياستجمهورى آقاىهاشمى، به احمد توكلى، بيش از ۴ ميليون راى داده شد. در برخى از استانهاى غرب كشور، نظير كردستان، احمد توكلى بيش ازهاشمى راى آورد. معناى اين راى چه بود؟ يك ناظر خارجى بىاطلاع پنداشته بود كه: احمد توكلى در كردستان محبوبتر از «هاشمىرفسنجانى» است.
اما اين يك پندار غيرواقعبينانه بود. مردم كردستان،به هر دليل و انگيزهاى در انتخابات شركت كرده بودند و به آن كس كه مىدانستندهاشمى نيست، راى دادند. اين رفتار سياسى مردم عادى يك پيام مهم داشت و آن اينكه اگر راهكارى مطمئن و كم يا بدون هزينه به مردم ارائه شود، مردم از آن استفاده مىكنند و بهطور سلبى يا ايجابى عدم اعتماد و نارضايتى خود را ابراز مىنمايند.
انتخابات دوم خرداد ۷۶، هم منصفانه نبود، زيرا كانديداهاى واجد صلاحيتى بودند كه ردصلاحيت شدند، اما در مقايسه با انتخابات دورههاى گذشته انتخاباتى به معناى واقعى رقابتى و تا حدود بسيار زيادى سالم بود. آن پديدهاى كه به آن اشاره شد در اين انتخابات به طور گستردهاى ظاهر و اثرگذار شد. انتخاب خاتمى راى به تغيير مديريت كشور در چارچوب نظام جمهورىاسلامى و در نهايت يك پيروزى براى جنبش اصلاحطلبى بود.
علاوه بر اين نشان داد كه انتخابات ادوارى و مشاركت آگاهانه مردم مىتواند به آرامى شيفتگان قدرت را از مسند صدارت پائين بكشد.
شكست جريان راست در هفتمين انتخابات رياستجمهورى، موجب هشدارى شد براى اين جريان و در نتيجه برنامهريزى براى «مديريت يا مهندسى» انتخابات، بهگونهاى كه نتيجه نهايى آن قابل پيشبينى و تعيين شده از قبل باشد.
براى دستيابى به اين هدف تغييراتى در آرايش نيروها و مناسبات درونى آنها اعمال گرديد. در هشتمين انتخابات رياستجمهورى اين برنامه اعمال شد، اما مناسبات بهگونهاى بود كه هنوز مديريت موثر انتخابات امكانپذير نبود. نهمين انتخابات اگرچه رقابتى بود، اما آزاد و منصفانه و سالم نبود. جريانى ويژه و نهادهاى مربوط به آن به طور بارز و روشن انتخابات را به نحو مطلوب مديريت كردند. شيرينى موفقيت اين مديريت آنچنان بود كه در دهمين انتخابات، آن را بهطور بىسابقهاى علنى و شفاف اعمال كردند. و كردند آنچه به نفع منافع و مصالح ملى و نظام نبود، و نبايد مىشد.
۳ - دهمين انتخابات، اگرچه منصفانه نبود، اما بيش از هر دورهاى رقابتى بود. در اين انتخابات صفحه جديدى-مناظره تلويزيونى ميان كانديداها- گشوده شد. اين مساله مىتوانست ابتكار جالب و مثبتى باشد اما از همان آغاز مناظره، آقاى احمدىنژاد از تاكتيك تهاجمى استفاده كرد. تاكتيكى كه به نظر مىرسد با الگوبردارى از شيوه انتخابات آمريكا توسط مشاوران ويژه ايشان الگوبردارى شده باشد- در اين نوع مناظرات اصل بر اين است كه حمله بهتر از دفاع است - اما اين تاكتيك و محتواى آن مسير مناظره را به جاى تمركز بر برنامهها، بهسمت و سوى خاصى هدايت كرد. موضوع و محتواى تهاجم او تنها افراد و دولت خاصى نبود بلكه كارنامه و عملكرد كل نظام در دوره ۲۶ساله قبل از خود هم در دورههاى گذشته و حال را بهشدت زيرسوال برد.
اين يك خطاى استراتژيك، يا يك برنامه از پيش تنظيم و تدوين شده بود. رئيسجمهورى، دومين مقام بعد از رهبر، در اين نظام است. ميليونها بيننده و شنونده، در ايران و جهان، اين تهاجم را ديدند و شنيدند. آيا اتخاذ اين «تاكتيك» محصول ويژگىهاى شخصيتى و انگيزههاى شخصى خود آقاى احمدىنژاد بوده است يا عمل به مشورتهاى مشاورين جديد ايشان پوست خربزهاى بود زير پاى رئيس دولت. تا آن زمان هيچ مقام رسمى در چنان سطح گستردهاى كارنامه كل نظام را به چالش نكشيده بود.
پيامدهاى مهندسى انتخابات و اين تاكتيك تهاجمى، علنى و عميقتر شدن بىسابقه شكاف ميان شبكهها و ساختارهاى قدرت در نظام جمهورىاسلامى شده است. مساله اساسى اين نيست كه ميان كنشگران و تصميمسازان قدرتمند در اين نظام اختلاف نبوده است. از همان ابتداى بعد از پيروزى انقلاب اگر نگوييم قبل از آن، اختلاف و شكاف هم در شوراى انقلاب، هم در دولت موقت و هم ميان شورا و دولت و هم ميان روحانيان و روشنفكران بوده است اما طرفين، به هر دليل حتىالامكان آن را علنى نمىكردند. آقاى احمدىنژاد، در مناظره تلويزيونى خود، اين اختلافات و انحرافات و اين شكافها را روى صحنه ريخت و علنى ساخت. به نظر نمىرسد نهادى قادر به ترميم آن باشد. اين شكاف كه در تمام اركان قدرت و ساختارها پديد آمده است، به خودى خود واجد پيامدهايى است كه بررسى آنها براى شناخت رويدادهاى آينده ضرورى است. پيامد ديگر، مهندسى دهمين انتخابات رياستجمهورى و رفتار مجريان و ناظران آن عميق شدن بىسابقه شكاف ميان دولت – ملت است. اگر در انتخابات خرداد ۷۶، مردم با آراى سنگين خود،به يك جريان راى منفى دادند، در دهمين انتخابات ميليونها ايرانى با تظاهرات آرام و قانونمند و باشكوه خود، اعتراض خود را نشان دادند. برخورد قهرآميز اعتراضهاى مسالمتمحور مردم، نمكى بود كه بر زخمهاى آنها پاشيده شد و راه ترميم شكافها را سختتر كرده است. يكى ديگر از پيامدهاى انتخابات اخير شكاف در ميان جامعه است. علاوه بر تعميق شكاف ميان دولت – ملت، انتخابات اخير، جامعه سياسى را نيز به شدت پلاريزه و قطبى كرده است. ادبياتى كه در اين فضا، بهخصوص از جانب رسانهها و نشريات وابسته به جريان حاكم به كار مىرود، بهطور بىسابقهاى آكنده از تحريف حقايق، هتك حرمت و حيثيت افراد و پروندهسازى مىباشد.
۴- دهمين انتخابات، صحنهاى از تقابل قدرت و حجت بود. اگرچه قدرت بازى را برده است. حجت اين است كه ميليونها ايرانى، از زن و مرد، پير و جوان، با تنوعى از گرايشها و باورهاى سياسى – اعتقادى، براى تغيير در مديريت اجرايى و پيگيرى مطالبات خود، در چارچوب همين نظام و استفاده از ظرفيتهاى همين قانون اساسى و به رهبرى كسانى كه خود سالها از اركان همين نظام بودهاند، در انتخابات شركت كردند و حماسه آفريدند. مشاركت فعال و گسترده نسل جديد در انتخابات نشان داد كه اين نسل تا چه ميزان از ذهنىگرايى و مطلقخواهى نسل گذشته فاصله گرفته است و با واقعگرايى نسبيت در سياست را پذيرفته است. اين يك فرصت طلايى براى حاكمان نظام جمهورىاسلامى بود با حسن استفاده از اين فرصت امكان جابهجايى مسالمتآميز و قانونمند قدرت به نفع منافع و مصالح ملى و تحكيم نظام را فراهم سازند. اين همان «املا» يا فرصتى است كه خداوند در قرآن كريم به آن اشاره دارد. (اعراف ۱۸۳) تغييرات و تحولات اجتماعى – سياسى تابع قانونمندىهايى هستند كه از «آيات» خداوندى محسوب مىشوند. خداوند مىفرمايد: «كسانى كه اين قانونمندىها را انكار كنند، بهزودى و به تدريج از آنجايى كه هرگزتصورش را هم نمىكنند، گرفتار مىسازيم، اگر موقتا پيروز شدند نبايد خوشحال باشند، اين فرصتى است كه به آنها داده شده است، اما مكر و تدبير خداوند بسى سنگين و محكم است.» در اين انتخابات اين مهلت از دست رفت و نهتنها اشتباهات، خطاها و انحرافها جبران نشد، بلكه بر كارنامه تخلفات افزوده شد و معادله روابط با ملت به نقطه غيرقابل ترميم رسيد. پيامدهايى كه لزوما غيرقابل اجتناب نبود با عقل و تدبير و فرزانگى سياسى يافتن راهحلهاى مناسب در راستاى منافع ملى و نظام امكانپذير بود.
۵ - دهمين انتخابات فرصتى بود براى بهبود موقعيت ايران در مناسبات جهانى. اين فرصت به ضرر ايران از دست رفت. بىترديد دولتهايى -نظير اسرائيل- بهبود موقعيت ايران در سطح جهانى و منطقه را برنمىتابند. همين دولتها، از انتخاب مجدد آقاى احمدىنژاد ابراز خوشحالى كردند. همزمان و همگام با اسرائيل يكى از سخنگويان نيروهاى تندرو ضد ايران و اسلام در (فاكسنيوز) نوشت: «... پيروزى موسوى تنها موجب تغيير كوچكى به سمت آمريكا شده و موجبات به تعويق افتادن اين ارتباط را فراهم مىآورد و تنها موجب تقويت وجهه ايران در سطح بينالمللى خواهد شد. با توجه به ساختار قدرت در ايران، انتخاب مجدد احمدىنژاد در ايران، با توجه به عملگرا بودن اين چهره و همچنين ارتباط مستقيم با مهمترين مرجع تصميمگيرى در ايران مىتواند شرايط را براى دستيابى به نتيجه رابطه با آمريكا سريعتر فراهم آورد. همچنين در صورت عدم حصول هرگونه توافقى، اين گزينه امكان ايجاد اجماع جهانى عليه ايران را نيز آسانتر و سريعتر خواهد نمود.» پيامد انتخابات اخير ايران و تاثير آن بر روابط ايران با جهان بيرون نياز به يك بررسى و تحليل جداگانهاى دارد. اما آنچه مسلم است و از هماكنون آثار آن پيداست، انسجام جبهه جهانى عليه ايران مىباشد.
۶ – برخى رفتارها با مردم در اين انتخابات، نمونهاى از خشونت برهنه بود. به نظر مىرسد اين خشونت برخلاف پندارها، نه علامت اقتدار بلكه انعكاس ضعف يا احساس ضعف درونى است. يك تفاوت بسيار مهم ميان «ضعف» و ناامنى و «احساس ضعف و ناامنى» وجود دارد. «احساس ضعف» ممكن است ذهنى و بىاساس باشد. دست زدن به خشونت برهنه در واكنش به «احساس ضعفى» پندارگرايانه باشد كه خود موجب نابودى اقتدار و تضعيف واقعى قدرت مىگردد. بيرون آمدن از برج عاج ذهنيتها و نگاه واقعبينانه به جامعه زوال اقتدار حاكمان را به خوبى نشان مىدهد. توضيح جناح حاكم براى اعماب خشونت مقابله با خطر انقلاب مخملى توسط اصلاحطلبان است. انقلابات مخملى كه از حوادث اوكراين و گرجستان وارد ادبيات سياسى شده است. بعد از فروپاشى شوروى سابق كادرهاى حزب كمونيست حاضر به تمكين به خواست ملت در انتخابات نبودند در نتيجه لجبازى و قدرت طلبى آنها مردمى كه فقط خواستار تغيير حاكمان و نه تغيير نظام بودند با مقاومت مدنى خود آنها را از قدرت سرنگون ساختند. اين نكته كه تا كنون هيچ دولت ملى و مردمى با انقلاب سرنگون نشده است انقدر بديهى است كه نيازى به اثبات دليل ندارد. و اگر حكومتى خود را ملى و مردمى بداند نيازى نيست تا از خطر انقلاب سرح و سفيد يا مخملين بهراسد. اما اين نمىتواند موجب خوشحالى باشد. زيرا تغييرات و تحولات سياسى هنگامى مفيد و در راستاى منافع ملى خواهد بود كه مهار شده و گام به گام صورت گيرد. بستن راههاى تغييرات تدريجى پاك كردن صورت مساله است و موجب از بين رفتن ضرورت تغييرات نمىشود بلكه آنها را به لايههاى زيرين جامعه مىراند و متراكم و فشرده مىسازد كه دير يا زود، منفجر خواهد شد. انفجارى كه هيچ تضمينى براى مفيد بودن پيامدهاى آن وجود ندارد و آينده مبهمى را ترسيم مىنمايد. اين ابهامها و نگرانىها يكى از دلايلى است كه ايجاد يك رهبرى واحد جمعى براى جنبش اصلاحات و پيگيرى مطالبات مردم را ضرورى و اجتناب ناپذيرى مىسازد. اكنون كه مقامات رسمى پرونده انتخابات را بسته شده مىدانند كانديداهاى اصلاح طلب و ساير فعالان سياسى از گروههاى مختلف مىتوانند و ضرورى است با پشت سر گذاشتن موانع و ذهنيتهاى گذشته، در راستى ايجاد يك رهبرى واحد گام بردارند.
۷ - دهمين انتخابات، ماهيت جمهورى نظام را تغيير داد يا حداقل بايد گفت جمهورى جديدى است كه براى تمايز از گذشته مىتوان آن را «جمهورى چهارم» خواند. جمهورى اول از بدو پيروزى تا درگذشت بنيانگذار جمهورىاسلامى است. جمهورى دوم از سال ۱۳۶۸ با تغييرات در قانون اساسى و حذف مقام نخستوزيرى تغيير در شرايط رهبرى و... شروع شد. انتخاب آقاى خاتمى در خرداد ۷۶، تغيير در برخى شرايط بود كه آن را از دو دوره قبلى متمايز مىسازد كه مىتوان آن را جمهورى سوم ناميد. فرآيندى كه با انتخاب آقاى احمدىنژاد در نهمين انتخابات آغاز شده بود، با ادامه رياست دولت توسط ايشان، به اوج خود رسيده است. همانطور كه انتخابات اين دوره بسيار ويژه و پراهميت بود، خروجى آن نيز نشانهاى از تغييرات بسيار كليدى در مناسبات و ساختار قدرت مىباشد. بهطورى كه مىتوان آن را، متمايز از گذشته، جمهورى چهارم ناميد. در حالى كه ماهيت آن از «جمهورىاسلامى» به «حكومت اسلامى» از نوع تاريخى آن تغيير پيدا كرده است.
احمدى نژاد تو ديپلم انسانيت هم ندارى!
مهدى سحرخيز
http://www.roozonline.com/persian/
جمعه ۱۹ تير ۱۳۸۸
دكتر سلام
در اين روزهاى شادى! آرامش! وپيروزى! مى خواستم برخى از حقايق را بازگو كنم تا دشمنان ما متوجه شوند كه چقدر دروغ هاى آنها مسخره و بى پايه است.
احمدى نژاد! تو نماد راستى و صداقت هستى و لحظه لحظه ى چهار سال گذشته گواه حقيقت اين مطلب است.
احمدى نژاد! آن روز كه محمدرضا جلايى پور در فرودگاه بازداشت شد، او دنبال خارج كردن اسناد و مدارك ملى براى فروش به بيگانگان و دشمنان بود. اين عين حقيقت است و اينكه او در حال بازگشت براى اتمام دكترايش بود كذب محض است.
احمدى نژاد! سعيد حجاريان در روزهاى بعد از انتخابات در بالاى سكوهاى بلند مى ايستاد و به مردم خط مى داد كه چگونه انقلاب مخملى، رنگارنگ و گل گلى انجام دهند. همه بيمارى وى با پول و كمك بيگانگان يك شبه درمان شد تا او بتواند به خدمت خود به آنان ادامه دهند. آنها كه ادعا مى كنند شما او را در حال بيمارى بدون مدرك بازداشت كرده ايد و به علت سو رفتار با وى مجبور شده ايد او را به بيمارستان ببريد دروغ مى گويند. او از همه ما سالم تر است.
احمدى نژاد! اين يك شايعه و دروغ بزرگ است كه موسوى نخست وزير زمان جنگ بوده و فيلم هاى وى ساختگى است. آقاى خامنه اى هيچ وقت از او خوب نگفته است. او همواره همكار آمريكا بوده و مدارك تك تك چك هاى دريافتى وى از بانك هاى صهيونيستى در دسترس است.
احمدى نژاد! خاتمى، اين ضد قانون ضد ولايت فقيه، به مدت ۸ سال به عنوان يك اغتشاش گر خارجى رئيس جمهور نمايشى ما بود و همكاران وى چون ابطحى جملگى از بهمن ۵۷ ضد انقلاب بودند.
احمدى نژاد! اين حقيقت ندارد كه همفكران تو در ۱۸ تير ۱۳۷۹ به كوى دانشگاه حمله كردند و موجب كشته و زخمى شدن دانشجويان بى گناه شدند؛ و بعد از ده سال اين مأموران سيا و ام آى ۶ بودند كه به خوابگاه دانشجويان حمله بردند و تنها هدفشان اين بود كه بتوانند از آن براى پيش برد اهداف استكبارى خود استفاده كنند.
احمدى نژاد! اين راست نيست كه پدر من هيچ وقت در تظاهراتى شركت نداشته و فقط در مسافرت به شمال به جرم و گناه نوشتن دستگير شده.
احمدى نژاد! اين حقيقت ندارد كه پدر من و دوستانش در زندان، تحت بازجويى هستند. مطمئنم آنها الان در هتلى پنج ستاره هستند و تنها دليل اينكه ما نتوانسته ايم با آنها تماس بگيريم اين است كه آنها خود نمى خواهند كه آرامش شان را بر هم بزنيم.
احمدى نژاد! اين روزها كيفيت هاليوود آنقدر بالا رفته است كه فيلم نداى ما را در خارج درست مى كند و موذيانه از آن سوى دنيا با كيفيت پايين در youtube پخش مى كند. غافل از اينكه برادران هوشيار ما youtube را در ايران فيلتر كرده اند و توطئه شان خنثى شده است.
احمدى نژاد! حقيقت اين است كه خواهر من به همراه ۴ نفر از دوستانش به زور وارد خانه اى شده است كه دوستان شما در حال نگهدارى از آن بوده اند و اينكه ۴ مرد نامحرم از ياران شما بدون حكم وارد خانه اى شده اند كه دخترى ۱۹ ساله در آن تنها بوده است، دروغى بيش نيست.
احمدى نژاد! واقعا درست است كه از فرزندان اين ملت در زندان ها با چلوكباب سلطانى بر روى مبلمان هاى لوكس پذيرايى مى شود و اينكه آنها جاى نشستن ندارند و بايد ايستاده بخوابند شايعه منافقان است.
احمدى نژاد! طبق شواهد و مدارك موجود (از آنها كه مو لاى درزشان نمى رود) هليكوپترهاى شما در حماسه حضور ۳ ميليونى مردم در خيابان در حال ريختن گلاب بر روى خس و خاشاك خيابانى بودند و اين از بزرگوارى شماست!
ء· احمدى نژاد! آزادى در كشور ما آنقدر زياد است كه مردم عادى مى توانند از هر مغازه اى لباس ضد شورش بخرند و خراب كارى كنند. اين روزها پليس از جان گذشتگى زيادى كرده و همواره از امنيت مردم مواظبت نموده است. حتى مشاهده شده است كه بعضى از نيروهاى پليس، از شدت شوق خدمت، وقت پوشيدن يونيفرم نداشته و با لباس عادى بدون هيچگونه حفاظى با يك شاخه چوب ساده از مردم حمايت نموده اند.ء
ء· امروز در سالگرد ۱۸ تير نيز مردم عليرغم تمام تبليغات رسانه هاى صهيونيستى به خيابانها نيامدند! و نشان دادند كه با تو هيچ مخالفتى ندارند.و مأموران تو از گازهاى اشك آور استفاده كردند چون مى خواستند به مردم دراشك ريختن براى آسيب ديدگان ۱۸ تير ۱۳۷۹ كمك كنند.ء
دست مزن! چشم ببستم دو دست راه مرو! چشم دو پايم شكست
حرف مزن! قطع نمودم سخن نطق مكن! چشم ببستم دهن
هيچ نفهم! اين سخن عنوان مكن خواهش نا فهمى انسان مكن
لال شوم، كور شوم، كر شوم ليك محال است كه من خر شوم
امروز بارى ديگر ثابت كردى كه الحق فريبكارى. هيج وقت يادم نميرود كه به ١٠ هزار نفر مردم گفتى كه تو همچون امام حسين هستى. هر چه به اين موضوع فكر مى كنم مى بينم كه راست گفتى ولى باز هم مثل هميشه شخصيت ها را اشتباه گرفتى، همانطور كه دستمال سبز رئيس جمهور موسوى را دزديدى امروز نيز با دزديدن شعار آقاى كروبى كه تغيير است ثابت كردى كه يزيدى بيش نيستى در اين عاشورايى كه از ايران سبز من ساختى. ء
احمدى نژاد! الحق كه در اين مدت نه تنها دكتراى خود را ثابت كردى بلكه فوق دكتراى جنايتكارى را هم گرفتى. اما صد حيف كه ديپلم انسانيت ندارى!
خانواده زندانيان سياسى خطاب به مراجع عظام:
ما دردمند اين ظلم هاى عريان در نظام جمهورى اسلامى هستيم
ء۲۰ تير ۸۸
بسم الله الرحمن الرحيم
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم (سوره نساء ، آيه ۱۴۸)ء
"خداوند صداى فرياد را دوست ندارد مگر از طرف كسى كه به او ظلم شده است"
حضور محترم آيات عظام و علماى اعلام (اعلى الله مقامهم)ء
با سلام و احترام
ضمن عرض تبريك ايام پربركت ماه پر فيض رجب و آرزوى قبولى طاعات و عبادات مراجع معظم و علماى گرانقدر و اميد
آنكه بهره منديمان از دعاى پرخير شما بزرگواران و سرمايه هاى عظيم اجتماعى و معنوى، بار ديگر مصدع اوقات شريف آن خوبان شديم تا ضمن تجديد تظلم و دادخواهى، از لطف و مرحمت شما بزرگواران كه هريك به نحوى ياريگر ما در اين ايام غربت و عسرت بوده ايد قدردانى نماييم.ء
خبرهاى دريافتى و شواهد از بذل توجه مراجع معظم و آيات گرانقدر در رفع ظلم رفته بر بازداشت شدگان اخير و خانواده هاى آنان حكايت دارد كه اين موجب اميدوارى و سپاس است، اما حتما مستحضريد كه كماكان عزيزان ما در بند هستند و متاسفانه در شرايط ايشان نه تنها بهبودى حاصل نشده بلكه اخبار ناگوارى از تشديد فشارها براى پذيرش اتهامات ناروا و ساخته و پرداخته اذهان بيمار بر ايشان مى رسد. بر اساس اين فشارها آنچه برخى اخبار حكايت مى كنند، حال برخى از عزيزان دربند رو به وخامت نهاده و اين مساله با توجه به ممانعت مسئولان امر از تماس و ديدار ايشان با خانواده هاى خود بر شدت نگرانى ها افزوده است.ء
علماى بزرگوار
ما فرزندان شما كه در دامان پرمهر اسلام عزيز و انقلاب باشكوه اسلامى و در مكتب امام و رهبر انقلاب، خمينى كبير پرورش يافته ايم طبق آموزه هاى دينى تنها اميد و پناهمان خداى رحمان و رحيمى است كه به صابران بشارت اجر و به مظلومان وعده پيروزى داده است. در لواى همين آموزه ها آموخته ايم كه شكايت از ظلم و جور را نزد علمايى ببريم كه در شرايط تنگى پناه امتند. پس اگر تصديع مجددى است عمل به تكليفى است كه هنوز اميد به گشايش گره از كارمان از مسير آن داريم.ء
حضرات آيات عظام
دردمندانه و سوگوارانه عرض مى كنيم كه انقلاب اسلامى و حاصل خون هاى پاك و مجاهدت هاى بى امان امام بزرگوار و شهدا و ايثارگران و عموم ملت مسلمان در برپايى نظام جمهورى اسلامى را در مسيرى ناگوار و پربلا مى بينيم. اين مسير به گواه تاريخ و سنت الهى ختم به خير نيست و متاسفانه اكنون كه نظامى به نام دين و مستضحر به علماى اسلام و و لايت شكل گرفته، نتايج آن به پاى اين ارزش ها نوشته مى شود.ء
همان طور كه مجاهدت هاى بزرگ مردم در پيروزى انقلاب، مقابله با فتنه هاى دوران آغازين برپايى نظام جمهورى اسلامى، ايثار و شهادت و ارزش آفرينى هاى دوران دفاع مقدس و سپس تلاش براى سازندگى و گسترش آزادى ها و اداى حقوق اساسى و مشروع ملت به پاى اسلام و مقدسات و نظام و علما نوشته شد و بر سرمايه عظيم آنها افزود، ظلم هايى كه در اين نظام بر مردم مى رود و آه هاى برآمده از سينه هاى سوخته، خواهى نخواهى به پاى همان ارزش ها منظور خواهد شد.ء
ما و عزيزانمان فدايى اسلام و ارزش هاى والاى اين مكتب رهايى بخش هستيم و در اين مسير همچنان استواريم و خداى عليم و بصير را شاهد مى گيريم كه اگر اين روزها بر ظلم رفته صابريم و سفره دل نزد بيگانه نگشوده ايم و تنها شكايت نزد حضرت دوست و علما آورده ايم، به خاطر پايدارى مان در اين مسير و اميدمان بر راهگشايى آن است.ء
ما دردمند اين ظلم هاى عريان در نظام جمهورى اسلامى هستيم، ما دردمند رواج دروغ در بين برخى مسئولان نظام هستيم، ما دردمند حاكميت نا اهلان و نامحرمان با امام و انقلاب بر برخى از مصادر مهم نظام هستيم، ما دردمند انحراف از اصول تبيين شده از سوى بنيانگذار كبير انقلاب امام خمينى (ره) هستيم كه ميزان را راى ملت مى دانست، ما دردمند زير پا گذاشتن حقوق مردمى هستيم كه براى اين نظام هيچ كم نگذاشته و امام ما نه در شعار كه در عمل آنها را ولى نعمت خود و حكومت مى دانست، ما دردمند ملكوك شدن ارزش هاى دينى مان توسط حاكمانى هستيم كه مستى قدرت هوش از سرشان ربوده و چشمشان را در برابر حقايق كور كرده، ما درمند اسلام و ارزش ها و ذبح گوهر دين در برابر قشرى نگرى و تظاهر و زاهدنمايى متحجران هستيم. ما دردمندان، شاگردان كوچك علما و مراجع و در راس آنها امام بزرگوار و نگران ايران عزيز هستيم. عزيزان ما به خاطر اين دردمندى است كه اكنون در بند جفاى برخى حاكمان بيگانه از عدل و داد گرفتارند و ما خانواده هاى اين بازداشت شدگان، در كنار همه دردهايمان، دردمند عزيزانمان نيز هستيم.ء
علماى بزرگوار
ما دردمنديم وقتى كه در معدود تماس هاى برخى از عزيزانمان از زندان متوجه مى شويم كه آنها را در چنان خلايى فرو برده اند كه پس از عمرى حضور در سايه اهل بيت و شادى در شادى آنها و عزا در ماتشان، از فرا رسيدن عيد بزرگ ميلاد امام عدل و رحمت، حضرت على بن ابى طالب(ع) بى خبرند و اين درد آنگاه مضاعف مى شود كه اين جفا در زندان هاى جمهورى اسلامى مى رود.ء
و مراجع معظم و علماى امين
ما دردمنديم كه معيار قانون و حق و عدالت را درباره عزيزانمان كه عمرى را در راه خدمت به اسلام و انقلاب گذرانده اند، غايب مى بينيم و دردمندتر مى شويم وقتى كه فكر مى كنيم اگر با عزيزان ما كه شايد صدايمان به جايى برسد و با چم و خم حكومت و حاكمان آن تا حدى آشناييم چنين مى رود، با مردم مظلومى كه شايد دستشان از ما كوتاه تر و صدايشان نارساتر باشد در اين نظام و به نام اسلام چه مى رود.ء
حضرات آيات
اين فرزندان كوچك و شاگردان فروتن شما كه دل به مكتب رهايى بخش اسلام سپرده اند بار ديگر به تظلم نزد شما آمده اند بلكه گشايش در كار فروبسته شان صورت گيرد.ء
در اين جا بار ديگر اعلام مى كنيم كه در مسير اسلام و انقلاب ايستاده ايم و دل به نااميدى نمى سپاريم كه آن را شرك مى دانيم و با هدايت علماى بزرگوار در برابر ظلم با تمام توان ايستاده و در برابر قانون و حق و عدالت خاضع و مطيعيم.ء
از شما بزرگواران نيز تمناى يارى در اين مسير سخت و پربلا داريم.ء
و ما نريد الا الاصلاح ...ء
خانواده هاى عزيزان دربند:ء
حجت الاسلام محمد على ابطحى – محمدجواد امام – دكتر محسن اين زاده – دكتر على تاجرنيا – سيد مصطفى تاج زاده – دكتر سعيد حجاريان – جهان بخش خانجانى – دكتر على اصغر خدايارى – دكتر عبدالله رمضان زاده – دكتر سعيد شيركوند – مهندس محسن صفايى فراهانى – سيد شهاب الدين طباطبايى – دكتر محسن ميردامادى – مهندس بهزاد نبوى – صادق نوروزى – مجيد نيرى و سايرين
بر اثر فشار هاى دولت كودتا صورت مى گيرد:ء
زمزمه هاى هجرت علماى قم به نجف
ء۲۰ تير ۸۸
به گزارش منابع آگاه شنيده شده است برخى از علما و مراجع عظام تقليد در پى فشار حاميان احمدى نژاد مبنى بر حمايت ايشان از دولت دهم، حضرات آيات عظام تهديد كرده اند در صورت افزايش اين فشارها به نشانه اعتراض قم را به قصد نجف اشرف ترك خواهند كرد.ء
به گفته اين منبع آگاه يكى ازمراجع نزديك به دولت نهم كه به نزديكى به اصولگرايان نيز مشهور است اخيرا" خطاب به گروهى از حاميان دولت كودتا كه طى سفرى محرمانه به قم وى را براى اعلام موضع محكم در حمايت از دولت احمدى نژاد تحت فشار قرار داده بودند، گفته است : نه تنها، اعلام حمايت نمى كنم بلكه اگر اين فشارها را ادامه دهيد به نشانه اعتراض قم را ترك كرده و راهى نجف خواهم شد.ء
لازم به ذكر است آيت الله استادى از اعضاى برجسته جامعه مدرسين حوزه علميه قم نيز ديروز در خطبه هاى نماز جمعه اين شهر با اشاره به اين فشارها به علماى اعظام و مراجه تقليد توسط حاميان تندروى احمدى نژاد اين اعمال خودسرانه و خشونتها را خيانت برشمرده و در اعتراض به اين اعمال كليه جلسات درس و سخنرانيهاى خود را به مدت ۲ ما تعطيل كرده بودند.ء
اين بار جوان نوزده ساله در اوين كشته شد
سهراب اعرابى، يك شهيد ديگر
http://www.roozonline.com/persian/news/
يكشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۸
جنبش اعتراضى مردم ايران در ابتداى تابستان سال ۱۳۸۸ دومين شهيد خود را يافت جوانى نوزده ساله در حالى كه مادرش در پشت در زندان اوين زارى مى كرد و از وى خبرى مى خواست كشته شد. در اخبارى كه در اين باره به سرعت در دنياى مجازى به چرخش افتاد نوشته شده كه او زير شكنچه كشته شده است.ء
خبر مرگ سهراب اعرابى ظهر ديروز به گوش مادرش رسيد و وى كه قبلا فيلمى از سرگردانيش در يوتيوب گذاشته شده بود با ناباورى با اين خبر روبرو شد. خبرنگارانى كه هنوز دستگير نشده و آزادند به سرعت در صدد برآمدند كه خبر را به گوش عالم برسانند. ساعتى بعد از جمله حماسه هائى كه در اينترنت به نام سهراب منعكس شده يكى هم شعرى بود از زبان ندا آق سلطان كه به سهراب مى گفت خوش آمدى.ء
سهراب اعرابى ۱۹ سال و هم در فعاليت هاى انتخاباتى اين دوره فعال بود و هم در تظاهرات اعتراضى ۲۵ خرداد فعال بود. وى كه سال آخر دبيرستان را مى گذراند و براى امتحان كنكور آماده مى شد از روز سى ام خرداد دستگير شد و به مكان نامعلومى انتقال يافت.ء
بعد از پيگيريهاى پى در پى سه روز بعد خانواده بخصوص مادرش متوجه مى شوند كه وى در زندان اوين است. مادر اين جوان در روز سه شنبه ۱۶ تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادى فرزند ش بود. با وجود اين كه اين مى دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولى خيلى نگران بود و مى گفت مى ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسى از فرزندش تهيه كرده بود و به هر زندانى كه آزاد مى شد عكس عزيزش را نشان مى داد و از آنها مى پرسيد كه آيا او را مى شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او مى گفت به هر كجا و هر كسى مراجعه مى كنم جواب نمى دهند و ميگويند صبر كن آزاد مى شود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضى مر تضوى خبر آمد كه سهراب اعرابى در زندان درگذشته است، خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.ء
دوستان و آشنايان سهراب اعرابى در نامه اى قاضى سعيد مرتضوى را قاتل سهراب معرفى كرده و از مردم خواسته اند كه فردا بعد از تحويل جنازه او در مراسم تشييع جنازه اش شركت كنند و نشان دهند كه خون او به هدر نرفته است.ء
خانواده هاى زندانيان در مصاحبه با روز:ء
هيچ كس پاسخگو نيست
http://www.roozonline.com/persian/news/
يكشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۸
با وجود گسترش اعتراضات به دستگيرى ها در ايران، و در حاليكه مسئولان امنيتى و قضايى، هيچ گونه خبرى در مورد بازداشت شدگان نمى دهند، خانواده تنى چند از زندانيان سياسى در مصاحبه با روز تاكيد كردند كه وعده هاى ضد و نقيض سعيد مرتضوى در خصوص آزادى يا امكان ارتباط تلفنى با بازداشت شدگان بيش از پيش بر نگرانى آنها افزوده است.ء
اين در حاليست كه از يك سو سعيد مرتضوى به طور مرتب وعده آزادى زندانيان رامى دهد، و از سوى ديگر اخبار از شرايط نامساعد دستگيرشدگان واعمال فشارهاى شديد برآنان به منظور "اعتراف گيرى" حكايت مى كند. وزارت اطلاعات و قوه قضائيه جمهورى اسلامى در حالى از زير بار مسووليت شانه خالى ودر پاسخ به خانواده هاى بازداشت شدگان، اظهار بى اطلاعى مى كنند كه پى گيريهاى خبرنگار روز حاكى ست دستگيرشدگان در اختياراداره حفاظت اطلاعات سپاه هستند و بازجويى از آنان زير نظر سعيد مرتضوى، صورت مى گيرد.ء
دومين نامه پزشك معالج حجاريان
سعيد مرتضوى هفته گذشته با طرح شروطى به خانواده سعيد حجاريان گفته بود كه او را آزاد خواهد كرد؛ شروطى كه به هيچ عنوان قابل اجرا نيست. آن هم در حاليكه وضعيت جسمى حجاريان به گفته خانواده وى به شدت نگران كننده است و او بايد هر چه سريع تر در خارج از زندان زير نظر پزشكان متخصص قرار گيرد. با اين حال سعيد مرتضوى براى آزادى وى شرايطى تعيين كرد كه خانواده وى از عهده انجام آنها برنيامدند وبه گفته يكى از نزديكان وى، همچنان در شرايط "خطرناكى" در زندان نگهدارى مى شود.ء
دكتر تقى اسدى، يكى از اعضاى تيم معالج حجاريان كه ساكن واشنگتن است، در دومين نامه سرگشاده خود در مورد وضعيت وى كه در اختيار روز گذاشته شده تاكيد كرده: "در عرض مدتى كه آقاى دكتر حجاريان بازداشت شده اند، اينجانب بعنوان پزشك مغز و اعصاب ايشان از وضع جسمى ايشان اطلاع دست اول و قابل اعتمادى ندارم. اطلاعات اينجانب محدود به گزارش همسر ايشان در دوبار ملاقاتشان ميباشد كه هركدام بيش از چند دقيقه نبوده است . خانم دكتر مرصوصى تخصصى غير از مغز و اعصاب داشته و ارزيابى ايشان از وضعيت مغز و اعصاب آقاى دكتر حجاريان ميتواند بسيار محدود و براى نتيجه گيرى ناقص باشد." دكتر اسدى با يادآورى اين كه " تعيين وضعيت كارى مغز و اعصاب امرى بسيار تخصصى بوده و حتى بيمار گاهاً خود قادر به آگاهى از اين تغييرات ايجاد شده در خودش نمى باشد" افزوده: "لازم مى دانم كه تأكيد كنم كه ايشان بايد مرتباً توسط يك گروه پزشكى مستقل كه شامل دو نورولوژيست با تجربه، پزشك متخصص قلب و عروق و پزشك داخلى باشند، مورد معاينه قرار گيرند. در غير اينصورت در زندان بودن ايشان ميتواند بسيار ناگهانى و در عرض چند دقيقه چنان آسيب غير قابل برگشتى ايجاد كند كه جان ايشان را بخطر انداخته وتوان فيزيكى اش را بطور غير قابل برگشتى متأثر كند."ء
وى در خاتمه آورده: "اينجانب توصيه ميكنم كه روساى گروه نورولوژى دانشگاه هاى شهيد بهشتى و دانشگاه تهران و رئيس گروه قلب و بيماريهاى داخلى بطور آزادانه و بدون حضور مأمور امنيتى ايشان را هفته اى دو تا سه بار معاينه كرده و نتيجه را بدون هيچ قيد و بندى به اطلاع عموم برسانند. از آنجا كه اينجانب از وضعيت ايشان قبل از دستگيرى اطلاع دقيقى دارم، ميتوانم تغييرات احتمالى را قضاوت كنم. اين امر مانع انتشار اخبار ضد ونقيضى ميشود كه هر روز چند بار در رسانه هاى بين المللى و سايتهاى اينترنتى در باره ايشان منتشر شده و موجب تشويش خاطر عمومى مى شود."ء
كميته سه نفره شاهرودى هم پاسخ نمى دهد
مصطفى تاج زاده، بهزاد نبوى و محسن ميردامادى از جمله چهره هاى سرشناس سياسى هستند كه بلافاصله بعد از كودتاى انتخاباتى دستگير شدند و از لحظه دستگيرى تاكنون، هيچ گونه تماسى با خانواده هاى خود نداشته اند. فخرالسادات محتشمى پور، همسر تاج زاده در اين مورد به روز مى گويد: هيچ خبرى از آقاى تاج زاده نداريم و تا كنون هيچ پاسخى به ما نداده اند.ء
محتشمى پور افزود: تاكنون هم از طريق فراكسيون خط امام مجلس اقدام كرده ايم هم به ديدن علما و مراجع رفته ايم و هم از طريق آقاى هاشمى رفسنجانى اقدام كرده ايم اما تاكنون هيچ گونه نتيجه اى نگرفته ايم.ء
همسر تاج زاده همچنين خبر مى دهد كه از آيت الله شاهرودى تقاضاى وقت كرده، اين پاسخى به اين درخواست داده نشده است.ء
وى مى افزايد: از كميته ۳ نفره اى كه آقاى شاهرودى تعيين كرده اند نيز درخواست ملاقات كرده ايم اما تاكنون هيچ گونه پاسخى نداده اند. همه از خود سلب مسووليت مى كنند.ء
قول مرتضوى عملى نشد
زهرا مجردى، همسر محسن ميردامادى نيز با بيان اينكه "گويا همه راههاى ارتباط و خبر گيرى درباره بازداشت شدگان قفل شده است" به روز مى گويد: قوه قضائيه مى گويد دست ما نيستند، وزارت اطلاعات مى گويد خبر نداريم؛ به هر مرجع قانونى كه بايد مسول بازداشت ها باشند مراجعه مى كنيم اظهار بى اطلاعى مى كنند.ء
وى با اشاره به ديدار اخيرى كه با دادستان تهران داشته است مى افزايد: به آقاى دادستان گفتم حداقل بگذاريد آقاى ميردامادى با مادرشان تماس بگيرند كه مريض هستند و ايشان قول دادند كه اينكار انجام خواهد شد اما باز در سطح وعده باقى ماند و هيچ گونه تماسى گرفته نشد.ء
مجردى در ادامه مى گويد: ما نيز به شدت تحت فشار هستيم و پس از هر مصاحبه يا اقدامى كه مى كنيم شاهد برخورد ديگرى هستيم به طوريكه پس از مصاحبه هفته گذشته من، به خانه هجوم آوردند و كيس كامپيوتر و مارك ديگرى را با خود بردند.ء
همسر ميردامادى در عين حال با اشاره به تجربه و پختگى همسرش مى گويد: من به شدت نگران جوانانى هستم كه بازداشت شده اند و لطمه هايى كه آنان ميخورند. رفتارى كه با آنان صورت مى گيرد غير قابل جبران است و زندگى آنان را به شدت دگرگون مى كند.خيلى از كسانى كه بازداشت شده اند براى اولين بار ست كه در تجمع يا راهپيمايى شركت كرده اند و متاسفانه بابت همين شركت تاوان سنگينى مى پردازند و من به شدت نگران آنها هستم.ء
ليلاز؛ يكبار تماس
همسر سعيد ليلاز نيز به روز مى گويد كه همسرش تاكنون فقط يكبار تماس تلفنى كوتاهى داشته و گفته حالش خوب است. به گفته خانم ليلاز پى گيريهاى خانواده ليلاز تاكنون به هيچ نتيجه اى نرسيده و هيچ گونه پاسخى به آنان داده نمى شود. وى در عين مى گويد سعيد ليلاز در تماس كوتاهى كه داشته گفته است به زودى آزاد خواهد شد. همسر ليلاز اظهار اميدوارى مى كند كه همسرش ظرف همين هفته آزاد شو.ء
بى خبرى از وضعيت سحرخيز
در حاليكه ۹ روز از بازداشت عيسى سحرخيز مى گذرد اما خانواده اين روزنامه نگار هيچ خبرى از او ندارند.ء
يكى از نزديكان سحرخيز به روز مى گويد: تاكنون آقاى سحرخيز هيچ تماسى با ما نداشته و حتى نميدانيم كجا نگهدارى مى شود و توسط چه كسانى بازداشت شده است.ء
او افزود تاكنون هيچ يك از پى گيريهاى صورت گرفته از سوى خانواده سحرخيز نتيجه اى نداشته ومسولان هيچ جوابى تاكنون نداده اند.ء
وى همچنين با ابراز نگرانى از وضعيت جسمى سحرخيز تاكيد كرد: آقاى سحرخيز دچار بيمارى فشار خون هستند و ما حتى نميدانيم آيا دارويى در اختيار ايشان قرار داده مى شود يا نه و همين موضوع به شدت ما را نگران كرده است.ء
اوين درباره بند ۲۰۹ پاسخگو نيست
خانواده ژيلا بنى يعقوب و بهمن احمدى امويى، زوج روزنامه نگارى كه نصف شب ۳۰ خرداد در منزلشان بازداشت شده اند نيز به شدت نگران اين دو هستند. عشرت اوليايى، مادر ژيلا بنى يعقوب با بيان اينكه به شدت نگران سلامتى ژيلا و بهمن هستيم به روز مى گويد: ژيلا دچار بيمارى آسم است و بيمارى او درمحيط هاى بسته شدت مى گيرد و من خيلى نگران سلامتى او هستم.ء
خانم اوليايى اضافه مى كند: ژيلا اوايل بازداشت دو بار به صورت خيلى كوتاه تماس گرفته و فقط گفته كه جلوى اوين نياييد اما اكنون ۱۲ روز است كه هيچ خبرى از او نداريم. بهمن نيز تاكنون هيچ گونه تماسى نگرفته و اصلا هيچ گونه خبرى از او نداريم.ء
مادر ژيلا بنى يعقوب با بيان اينكه هيچ كس پاسخگو نيست، مى افزايد: بارها به دادگاه انقلاب و زندان اوين مراجعه كرده ايم اما هيچ كسى جوابى نمى دهد. در مقابل زندان اوين ماموران گفته اند كه ما به هيچ عنوان درباره بند ۲۰۹ پاسخگو نيستيم.ء
خانم اوليايى با اشاره به نگرانى شديد خانواده بهمن احمدى امويى نيز مى گويد: خانواده بهمن حتى نميدانند فرزندشان كجاست و ما نميدانيم اين وضعيت تا كى ادامه خواهد داشت.ء
مراجع دخالت كنند
از سوى ديگر خانواده هاى اين زندانيان در نامه اى به مراجع تقليد و علما كه در سايت نوروز منتشر شده است اعلام كرده اند: اخبار ناگوارى از تشديد فشارها براى پذيرش اتهامات ناروا و ساخته و پرداخته اذهان بيمار بر زندانيان مى رسد. بر اساس آنچه برخى اخبار حكايت مى كند، حال برخى از عزيزان دربند رو به وخامت نهاده و اين مساله با توجه به ممانعت مسئولان امر از تماس و ديدار ايشان با خانواده هاى خود بر شدت نگرانى ها افزوده است.ء
در اين بيانيه خانواده ها با بيان اينكه "دردمند ظلم هاى عريان در جمهورى اسلامى" هستند از مراجع تقليد و علما خواسته شده اند براى آزادى اين زندانيان دخالت كنند.ء
خانواده هاى محمد على ابطحى، محمدجواد امام، محسن امين زاده، على تاجرنيا، سيد مصطفى تاج زاده، سعيد حجاريان، جهانبخش خانجانى، على اصغر خدايارى، عبدالله رمضان زاده، سعيد شيركوند، محسن صفايى فراهانى، سيد شهاب الدين طباطبايى، محسن ميردامادى، بهزاد نبوى، صادق نوروزى، مجيد نيرى و... اين نامه را امضا كرده اند.ء
فعال دانشجويى دانشگاه مازندران:ء
اتهام اصلى؛ همكارى با خارج!ء
http://www.roozonline.com/persian/news/
شنبه ۲۰ تير ۱۳۸۸
به دنبال دستگيرى هاى گسترده ـ به ويژه از ميان دانشجويان ـ پس از كودتاى انتخاباتى، با يكى از فعالان دانشجويى دانشگاه مازندران گفت و گو كرده ايم. او كه به دليل مسائل امنيتى از ذكر نامش خوددارى مى كنيم، مى گويد: كودتاچيان كه همواره براى توجيه خود دشمنانى فرضى (همچون انگليس و آمريكا) مى سازند، اكنون سعى دارند با چسباندن مخالفين و معترضين به وضع موجود به اين دشمنان فرضى، بهانه و اسباب سركوب و حذف آنان را مهيا سازند. اين مصاحبه در پى مى آيد.ء
آيا آمار دقيقى از تعداد بازداشتى هاى دانشگاه مازندران هست؟
بله، از دانشگاه مازندران اكنون ۶ تن همچنان در بازداشت به سر مى برند، اما آمار دقيقى از بازداشتى هاى هفته هاى اخير نداريم. تا آنجا كه اطلاعات ما مى گويد تا امروز حداقل ۱۳۰ نفر دستگير و بعد از مدتى آزاد شده اند.ء
آيا اسامى بازداشتى را مى دانيد؟
بله؛رضا عرب (دبير تشكيلات انجمن اسلامى دانشگاه مازندران)، عليرضا كيانى (دبير سياسى انجمن اسلامى دانشگاه مازندران)، اشكان ذهابيان، مازيار يزدانى، احسان احسانى و شوانه مريخى.ء
اين دانشجويان چگونه و در كجا بازداشت شدند؟
عليرضا كيانى اولين بازداشتى دانشگاه مازندران بود كه روز ۲۴ خرداد در شهر بابل بازداشت شد. سپس دانشگاه مازندران در روزهاى ۲۵ و ۲۶ خرداد شاهد تجمعات ۲ تا ۳ هزار نفرى دانشجويان در اعتراض به وضع موجود بود كه در خلال آن بيش از ۱۰۰ نفر بازداشت شدند و ساير بازداشتى ها به غير از رضا عرب جزء اين افراد بودند. اما رضا عرب دبير انجمن اسلامى دانشگاه مازندران كه به شدت از درد كمر رنج مى برد، در تمام اين مدت در منزل پدرى خود (مشهد) بسر مى برد. وى در روز ۸ تير ماه در حالى كه بيش از چند ساعت از ورود او به بابلسر نمى گذشت توسط نيروهاى امنيتى در داخل ساختمان سازمان مركزى دانشگاه مازندران بازداشت شد.ء
آيا الان خبرى از انها هست؟در كجا زندانى هستند؟
گفته مى شود تمامى اين بازداشتيان در زندان بابل به سر مى برند.ء
توسط چه نهادى بازداشت شده اند. اطلاعات، سپاه و يا نيروى انتظامى؟
اين افراد توسط نهادهاى مختلفى بازداشت شدند اما همگى در نهايت به وزارت اطلاعات واگذار شدند و اكنون در اختيار مامورين اين نهاد قرار دارند. اشكان ذهابيان و مازيار يزدانى توسط نيروهاى لباس شخصى دستگير و پس از ضرب و شتم شديد و بى رحمانه، تحويل نيروهاى امنيتى شدند.ء
بازداشت شدگان چه موقع آزاد شد؟
اكثر دانشجويان بازداشت شده در روزهاى ۲۵ و ۲۶ خرداد در كمتر از ۴۸ ساعت آزاد شدند. اما ۸ نفر از جمله ۳ عضو شوراى مركزى انجمن اسلامى دانشگاه مازندران هفته ى گذشته و پس از تحمل دو هفته بازداشت، با قرار وثيقه نزد خانواده هايشان بازگشتند.ء
خبر داريد بقيه چه زمانى آزاد خواهند شد؟ نهادهاى امنيتى و قضايى در مورد آزادى آنها و زمانش چه گفته اند؟
آنگونه كه به خانواده هاى اين دانشجويان گفته شده است، تمامى اين افراد در روزهاى ۲۰ و ۲۱ تير ماه آزاد خواهند شد.ء
فكر مى كنيد ادامه بازداشت آنها به چه علتى است؟به خاطر ۱۸ تير ؟
بله، دقيقا به همين خاطر است. اين موضوع صراحتا توسط مامورين نهادهاى امنيتى و قضايى عنوان و بارها به خانواده هاى اين دانشجويان گفته شده است كه فرزندانشان پس از ۱۸ تير ماه آزاد خواهند شد.ء
تاكنون اتهام هاى مختلفى متوجه بازداشت شدگان كرده اند. آيا اين حرف درست است كه اعتراضات اخير ايران از خارج كشور هدايت مى شود؟
خير، اين قبيل اتهامات كاملا بى پايه و اساس است؛اما به گفته ى دانشجويانى كه هفته ى گذشته آزاد شدند، اين اتهام در بازجويى ها در صدر فهرست اتهامات قرار داشته است. به نظر مى رسد كودتاچيان كه همواره براى توجيه خود دشمنانى فرضى (همچون انگليس و آمريكا) مى سازند، اكنون سعى دارند با چسباندن مخالفين و معترضين به وضع موجود به اين دشمنان فرضى، بهانه و اسباب سركوب و حذف آنان را مهيا سازند.ء
بهمن كشاورز، رييرئيس اتحاديه سراسرى كانونهاى وكلاى دادگسترى:ء
مخدوش شدن حق دفاع از مردم، گريبانگير دو قوه ديگر نيز خواهد شد
ء۲۰ تير ۸۸
رئيس اتحاديه سراسرى كانونهاى وكلاى دادگسترى از تلاش كانونهاى وكلا براى ديدار و گفتوگو با رئيس قوه قضائيه و بيان نظرات خود در مورد آييننامه اصلاح لايحه استقلال كانون وكلا خبر داد.ء
بهمن كشاورز در گفتوگو با خبرنگار ايلنا در خصوص پخش شايعههايى مبنى بر اينكه برخى از وكلاى برجسته كشور در اعتراض به آييننامه اصلاح لايحه استقلال كانون وكلا، مصوب قوه قضائيه، استعفا خواهند داد، گفت: با توجه به طبع كار وكلا، موضع اجتماعى و روحيهاى كه وكلا را وادار به ورود به حرفه وكالت كرده است، استعفاى دستهجمعى يا انفرادى از هيچ وكيلى سر نخواهد زد.ء
رئيس اتحاديه سراسرى كانونهاى وكلاى دادگسترى با تاكيد بر اينكه وكلا، كانونهاى وكلا و اتحاديه كانون وكلا از كليه ابزارهاى قانونى براى احقاق حقوق خود استفاده خواهند كرد، اظهار داشت: اقداماتى نظير تحصن و امثال اينها، در وهله اول مورد نظر وكلا و اتحاديه نيست و تا زمانى كه مجارى قانونى باز است و امكان اقدام وجود دارد و حل معضل از طريق مراجع صالح ميسر است، وكلا به اينگونه اقدامها دست نخواهند زد.ء
وى تصريح كرد: مساله استقلال وكيل، كانونهاى وكلا و از همه مهمتر حق دفاع از مردم امرى نيست كه محافظت و دفاع از آن موضوع كوچك و حقير باشد. به همين دليل هيچ حركت و اقدام قانونى از مجموعه آنچه كه ممكن است انجام شود، حذف نشده است.ء
كشاورز در پاسخ به اين پرسش كه اتحاديه كانونهاى وكلا، چه اقداماتى را در خصوص اين آييننامه انجام داده است، گفت: در اولين اقدام هيات عمومى اتحاديه كانونهاى وكلا تشكيل و موضوع به طور همهجانبه مورد بررسى قرار گرفت و به نتايج كاملا روشنى نيز رسيديم.ء
وى با بيان اينكه آنچه كه در بيانيه منتشر شد، صرفا يكى از نتايج اين جلسه بود، افزود: اقدامات ديگرى نيز پيشبينى شده است كه با سرعت پيگيرى و انجام خواهد شد.ء
رئيس اسبق كانون وكلاى مركز گفت: مهم اين است كه تعارض آييننامه منتشر شده، با قوانين موجود، آراى هيات عمومى ديوان عدالت ادارى، برخى از اصول قانون اساسى، برخى از مواد اعلاميه جهانى حقوق بشر و ميثاق بينالمللى حقوق مدنى و سياسى، استقلال كانونهاى وكلا، استقلال وكيل و مهمتر از همه حق دفاع از مردم موضوع اصل ۳۵ قانون اساسى، به قدرى آشكار است كه هر اقدامى در محدوده قوانين دستورات ملى و بينالمللى براى ابطال آن، نه تنها مجاز بلكه واجب است.
رئيس اتحاديه سراسرى كانونهاى وكلاى دادگسترى در پاسخ به اين پرسش كه آيا تاكنون در مورد اين موضوع با مقامات قضايى ديدار و گفتوگو كردهايد؟ اظهار داشت: در نامهاى كه به امضاى روسا و نمايندگان همه كانونهاى كشور رسيده است، از هاشمىشاهرودى تقاضاى ملاقات شده است كه گمان مىرود اين ملاقات به زودى انجام شود. در عين حال مذاكره با ساير مقامات موثر كشور نيز در حال انجام است.ء
وى ادامه داد: قطعا حق دفاع از مردم صرفا به قوه قضائيه مربوط نيست زيرا مخدوش شدن آن تبعات و آثارى دارد كه گريبانگير دو قوه ديگر نيز خواهد شد. همه مقامات مسوول و دستاندركاران بايد نسبت به اين مساله حساسيت نشان دهند. البته پيشتر و بيشتر از همه بايد قوه قضائيه نگران تزلزل اعتبار آراى دادگاهها در سطح ملى و بينالمللى باشد زيرا فقدان يك سازمان مستقل براى دفاع از حقوق مردم همواره با بدبينى و پيشداورى منفى شديد مورد ارزيابى قرار مىگيرد و اين ارزيابى به كل نظام قضايى سرايت مىكند.ء
كشاورز در خصوص ادعاى رئيس مركز مشاوران حقوقى و كارشناسان قوه قضائيه مبنى بر اينكه كانونهاى وكلا براى انتقال وكلا، هزينههاى هنگفت دريافت مىكردند، اظهار داشت: در مورد دريافت وجوه هنگفت، با توجه به اينكه مشخص نشده كدام كانون و چگونه بابت انتقال، وجهى دريافت كرده، پاسخگويى صريح و دقيق ممكن نيست. اما كانونهاى وكلا، موسساتى خودكفا و خودگردان و متعلق به فرد فرد وكلا هستند و از هيچ منبع ديگرى چه خزانه دولت و چه منابع پيدا و پنهان كمكى دريافت نمىكنند به همين دليل اعضاى كانونها در موارد بروز اشكال و بحران مالى، در حد توانشان به كانون خود كمك مىكنند.ء
رئيس اتحاديه سراسرى كانونهاى وكلاى دادگسترى در مورد پيشنهاد مناظره از سوى رئيس مركز مشاوران حقوقى قوه قضائيه، گفت: به عنوان كارگزار و متصدى اداره اتحاديه مجوز چنين مناظرهاى به اينجانب داده نشده است. كانونهاى عضو نيز گمان نمىكنم علاقهاى به چنين اقدامى داشته باشند. زيرا آنچه كه به عنوان آييننامه منتشر شده است چه از جهت مقدمات تصويب و چه از نظر محتوا، نشانگر ذهنيت حاكم بر وضعكنندگان و تصويبكنندگان آن است، به اين ترتيب دو طرز فكرى كه به كلى با يكديگر متفاوت و مغاير هستند، نخواهند توانست در مناظره با يكديگر شركت كنند.ء
كشاورز در پايان گفت: اگر چنين متن عجيب و غيرقابل توجيه و غيرقابل قبولى در ميان نبود و طرفداران يك طرز فكر به منظور تبيين و توضيح مواضع فكرى خود چنين مناظرهاى را پيشنهاد مىكردند شايد پيشنهاد سازندهاى بود اما در حالى كه قوه قضائيه متنى را بدون دخالت و آگاهى كانونهاى وكلا تصويب كرده و قصد اجراى آن را دارد و كانونهاى وكلا آن را غيرقابل اجرا مىدانند، چه مناظرهاى مىتوان كرد.ء
پيشنهاد مرعشى به مير حسين موسوى به جاى حزب سياسى به فكر تشكيل
جبهه سياسى باشيد
ء۲۰ تير ۱۳۸۸
در حالى كه زمزمه تشكيل حزب سياسى توسط نخست وزير دوران امام(ره) فضاى سياسى كشور را تحت الشعاع قرار داده است، سخنگوى حزب كارگزاران سازندگى به ميرحسين موسوى پيشنهاد داد به جاى حزب سياسى به فكر تشكيل جبهه سياسى باشد.ء
حسين مرعشى در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، با اشاره به احتمال تشكيل حزب سياسى توسط موسوى گفت: موسوى بهتر است هم به لحاظ فنى و هم به لحاظ سياسى يك جبهه سياسى تشكيل دهد.
وى در خصوص ويژگىهاى جبهه سياسى گفت: جبهه سياسى نياز به مصوبه جديد ندارد و احزاب،شخصيتهاى حقوقى و حقيقى و مردم علاقهمند مىتوانند در اين جبهه عضو شوند.ء
عضو شوراى مركزى حزب كارگزان سازندگى، فراگيرى جبهه را بيشتر از حزب دانست و گفت: جبهه سياسى از آن جا كه فراگيرتر از حزب سياسى است و احزاب،مردم و شخصيتهاى فكرى مستقل را پوشش مىدهد با واقعيات موجود هماهنگتر است.ء
وى با اشاره به همراهى افرادى كه با موسوى هستند،گفت:جمعى كه پشت سر موسوى هستند عملا قدرت تشكيل يك جبهه سياسى را دارند تا يك حزب سياسى.ء
مرعشى همچنين احتمال احياى حزب جمهورى اسلامى توسط مير حسين موسوى را دور از ذهن دانست و گفت: احياى حزب جمهورى اسلامى توسط مير حسين موسوى با واقعيات موجود هماهنگ نيست، و بخش مهمى از نيروهاى سياسى همراه موسوى از جمله افراد حزبى و جمعيتهايى هستند كه از قبل با او بودند و اكنون هم فعال هستند.ء
وى تاكيد كرد: موسوى عملا رهبرى يك جبهه سياسى متشكل از افراد عادى علاقه مند به كشور و حفظ دستاوردهاى نظام از جمله آزادى را برعهده دارد و به نظر من همين واقعيات را بايد رسميت داد.ء
مرعشى همچنين با انتقاد از برخوردهايى كه با فعالان سياسى بعد از تحولات انتخابات صورت پذيرفت،خاطر نشان كرد: برخى در تلاش هستند كه در كشور تك صدايى را حاكم كنند و به هيچ عنوان حركتهاى اعتراضى مردم را بر نمىتابند.ء
حسن فيروزآبادى:ء
فكر مىكنند شعار بدهند، كوتاه مىآييم
ء۲۰ تير ۱۳۸۸
سرلشكر حسن فيروزآبادى رئيس ستاد كل نيروهاى مسلح مىگويد كه عدهاى فكر مىكنند كه اگر عليه ما شعار بدهند «ما كوتاه مىآئيم، جا مىزنيم و عقبنشينى مىكنيم.»ء
حسن فيروزآبادى يكى از فرماندهان بلندپايه نظامى ايران است كه از حاميان سرسخت محمود احمدىنژاد به شمار مىرود.ء
آقاى فيروزآبادى پيش از برگزارى دهمين دوره انتخابات رياست جمهورى بارها از اقدامات دولت احمدىنژاد دفاع كرده بود.ء
به گزارش امروز شنبه خبرگزارىهاى ايران، اين فرمانده نظامى بدون اشاره به شعارهايى كه طى سه هفته گذشته در جريان تظاهرات مسالمتآميز در اعتراض به نتايج انتخابات سر داده شد، خطاب به «عدهاى» كه نامى از آنها نبرد گفت: «ما آمدهايم كه جانمان را فدا كنيم.»ء
فيروزآبادى افزود: «ما آمدهايم كه خودمان، خانوادههاىمان، همه نعمتهايى كه خدا به ما داده و حتى آبروىمان را به پيروى از رهبر عزيزمان» فدا كنيم.ء
اين فرمانده نظامى اظهار داشت: «ما جان ناقابل خود را در دست گرفته و به پاى ولى فقيه كه رهبر شرعى، قانونى، الهى و نايب امام زمان (ع) است، تقديم مىكنيم.»ء
رئيس ستاد كل نيروهاى مسلح همچنين گفت كه نيروهاى مسلح نظام جمهورى اسلامى از سوى «خداوند متعال» انتخاب شدهاند تا «جان خود را در برابر دشمنان اسلام» فدا كنند.ء
آقاى فيروز آبادى دهم تيرماه اعلام كرده بود كه اتحاديه اروپا به خاطر دخالت در امور داخلى ايران، «صلاحيت هرگونه» مذاكره با تهران را از دست داده است.ء
در ايران پس از اعلام نتايج انتخابات، ميليونها تن از طرفداران ميرحسين موسوى با حضور در خيابانها خواستار «ابطال» انتخابات شدند كه با يورش نيروهاى لباس شخصى و پليس، ۲۰ نفر از معترضان جان خود را از دست دادند.ء
مقامهاى ايران از همان روزهاى نخستين اين اعتراضها، كشورهاى غربى به خصوص بريتانيا و آمريكا را به دست داشتن در ناآرامىها متهم كردند؛ اتهامى كه از سوى مقامهاى اين دو كشور رد شده است.ء
فيروزآبادى از مقامهاى اتحاديه اروپا خواسته كه به خاطر «اشتباهات» خود در قبال ايران «عذرخواهى» كنند و «عملا نشان دهند كه پشيمان شدهاند.»ء
اين مقام نظامى تهديد كرد تا زمانى كه اتحايه اروپا چنين كارى انجام ندهد، «حق ندارند صحبت از مذاكره» كند.ء
سرلشگر سيد حسن فيروزآبادى كه از سال ۱۳۶۸ تا كنون رياست ستاد كل فرماندهى نيروهاى مسلح ايران را بر عهده دارد، از نزديكان آيتالله على خامنهاى، رهبر جمهورى اسلامى به شمار ميرود.
آينده – وبلاگ شخصى عباس عبدى:
حضور در سياست جهانى با كدام اصول؟
ء۲۰ تير ۱۳۸۸
آن طور كه مقامات اجرايى كشور برآمده از انتخابات گفتهاند، نتايج اعلانى در ۲۲ خرداد، سرمنشأ تحولات عظيم جهانى هم خواهد بود، از اين رو بيش از پيش خود را براى مديريت فعال جهانى آماده مىكنند چرا كه ساختن ايران را در گرو مشاركت در مديريت بينالمللى مىدانند.
براى چنين مشاركتى و تعامل يا تقابل با نظام بينالمللى، بايد اصول راهنماى سياست خارجى خود را نيز اعلان كرد. براى مثال مهمترين اصلى كه سياست خارجى بايد بر محور آن بچرخد چيست؟ منافع ملى يا دفاع از مسلمانان؟ روشن است كه در مواردى متعددى ميان اين دو اصل تعارضى نيست، اما موارد زيادى هم پيش مىآيد كه نمىتوان ميان اين دو اصل سازش برقرار كرد و لزوماً بايد يكى را بر ديگرى ترجيح داد در اين صورت اصلى كه ترجيح داده مى شود كدام است؟.
در تجربه دو دهه گذشته ايران با مواردى از اين تعارض مواجه مىشويم. ايران در قضاياى بوسنى و هرزگوين و ديگر مناطق مسلماننشين بالكان به شكل كاملاً فعالى وارد عمل شد و از مسلمانان آنجا در برابر صربها و ديگر اقوام و مذاهب دفاع كرد. اين سياست ايران هم به لحاظ مالى و هم نيروى انسانى و حتى نظامى و هم تبليغاتى در حد وسيع و گستردهاى اجرا مى شد. در مقابل، همزمان در برابر اتفاقات و جنايات رخ داده در چچن سكوت شد، در حالى كه ظلم و ستمى كه بر مردم چچن وارد مىشد به دلايلى كمتر از آن چيزى نبود كه بر مسلمانان بالكان روا داشته مىشد.
به جز چچن، به طور سنتى و عادى حكومت ايران در دفاع از مردم فلسطين و لبنان، نهتنها فعال بوده بلكه در عرف سياسى پيشتاز اين حمايت هم محسوب مىشود، به گونهاى كه حتى از برخى جناحهاى فلسطينىها هم در اين مسير فلسطينىتر محسوب مىشود و اين حمايت طبعاً همهجانبه نيز بوده است. اما در همين روزها مردم سينكيانگ كه مسلمانانى بسيار مظلوم هستند و هيچ امكان ارتباطى و تبليغى هم براى رساندن صدايشان به گوش دنيا ندارند، در حال كشته شدن هستند و تاكنون بيش از ۱۵۰ نفرشان كشته شدهاند و مىتوان حدس زد به ازاى ۱۵۰ كشته، چند هزار زخمى بايد باشد، اما دريغ از يك خبر و موضعگيرى رسمى و حتى غيررسمى در نماز جمعه! و حتى از درج خبر صحيح و بيان مسلمان بودن كشتهها هم اجتناب مىكنند، چه رسد به اينكه موضع جدى اتخاذ كنند و جالب اين كه براى كشته شدن يك زن مصرى در آلمان انواع تظاهرات و اقدامات شده است. و البته اگراين تظاهرات دولتى نبود و در همه موارد رخ مى داد بسيار هم موثر مىبود.
در زمان قضاياى بالكان، تظاهرات و سخنرانىها در مذمت آن جنايات بيان مىشد و آقاى جنتى يكى از فعالان اين عرصه بود، اما ظاهراً خون مردم مسلمان مشرقزمين و دورافتاده در مناطق مركزى آسيا، به رنگينى مسلمانان مغربزمين كه در كنارههاى دانوب زندگى مىكنند نيست و نه تنها ارزش تظاهرات ندارد، بلكه شايسته يك جلسه فاتحه هم نيست. و شايد در نظر آقايان زنان محجبهاى كه در سينكيانگ به دست كسانى كه اعتقادى به خدا ندارند مورد تعدى قرار مىگيرند، در مقايسه با دعواهاى مذهبى منطقه بالكان بىاهميت و فاقد ارزش خبرى و سياسى است؟ وقتى كه بخش مهمى از مسلمانان از جمله همين كشور همسايه ما يعنى تركيه، نسبت به اين اتفاقات اعتراض كرده و همسبتگى خود را نشان دادهاند، چرا در ايران سكوت محض حاكم است؟
مسأله اين يادداشت اين نيست كه حتماً دولت ايران را موظف كند كه در برابر اين جنايات موضعگيرى تندى انجام دهند، چرا كه مىدانيم اگر دهها برابر اين تعداد از مسلمان هم از سوى دولت مركزى چين كشته شود، دولت ما قادر نيست حتى يك اعتراض شفاهى هم بكند. اما پرسش اصلى در جاى ديگر است:
۱ـ چرا اجازه داده نمىشود كه جامعه ايران مستقل از اراده قدرت و دولت، مثل تركيه در برابر اين وقايع واكنش مستقلى از خود نشان دهد؟
۲ـ اگر اصل محورى سياست خارجى دفاع از مسلمانان است، چرا در برابر اين اتفاقات تأثرآور سكوت كردهايد؟ و اگر محور اصلى منافع ملى است، در اين صورت با چه منطقى مىتوان سياستهاى ديگرى را كه به اسم دفاع از مسلمانان مطرح مىشود در ذيل منافع ملى توضيح داد؟ مشكل اصلى اين است كه وقتى سياست خارجى از مبناى واحد و مشتركى پيروى نكند، هر موضعى كه بر اساس اين سياست دوگانه اتخاذ شود، نتايج منفى خود را دارد، بدون آنكه نتايج مثبت آن را شاهد باشيم. روشن بودن اصول سياست خارجى و اجراى آن، حتى اگر اين اصول مورد سؤال باشد، از اجراى اصولى متعارض و دوگانه بهتر است. پس براى حضور در سياست جهانى، اصول خود را اعلان كنيد.
No comments:
Post a Comment