آخرین مطالب سایت ایران امروز

Thursday, July 16, 2009

چرا از رایی که دادیم نباید پشیمان بود؟

دکتر حبیب‌الله پیمان


۷/۴/۱۳۸۸

دستکاری گسترده در انتخابات و تغییر نتایج شمارش آراء به سود رئیس جمهور کنونی، میلیون‌ها مردمی را که با حضور حداکثری و پر شور خود پیروزی مسلم آقای میر حسین موسوی را رقم زدند، ابتدا بهت زده نمود و پس از آن که تظاهرات و راهپیمایی‌های آرام و با شکوه چند میلیونی شان در اعتراض به نتایج اعلام شده و درخواست ابطال و تجدید انتخابات با خشونت سرکوب و به کشته شدن جمعی از هموطنان و ضرب و جرح و بازداشت صدها نفر انجامید، بسیاری دچار ناامیدی شدند و از رایی که دادند پشیمان گشتند و این جا و آن جا زبان به سرزنش کسانی گشودند که آنها را به شرکت در انتخابات تشویق و ترغیب کرده بودند. می‌گویند بهتر بود در انتخابات شرکت نمی‌کردیم و به دولت اجازه نمی‌دادیم که از آراء ما برای تبلیغ درباره مشارکت ۸۵ درصدی و کسب مشروعیت بهره بردای کند. به طور قطع میلیون‌ها مردم ایران به این خاطر در انتخابات شرکت کردند تا با انتخاب رئیس جمهور جدید، فرصتی برای تغییر مدیریت کشور و اصلاح سیاست‌ها و بازتر شدن فضای سیاسی کشور، حرکت چرخهای تولید و رونق اقتصادی و رفاه مادی، توسعه، امنیت اجتماعی و سیاسی، تأمین آزادی عقیده و بیان و صلح و مدارا فراهم گردد. خستگی و بیزاری از نحوه اداره کشور و رفتار حکومت با شهروندان، رنج‌ها و محرومیت‌های ناشی از محدودیت‌های شدید در برابر آزادی فکر و بیان، رکود اقتصادی همراه با نرخ فزاینده تورم، افزایش دامنه فقر و بیکاری و انواعی دیگر از آسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد، فساد مالی و فحشاء از یک سو و امیدواری به این که رأی آنها می‌تواند رهایی از آن وضعیت دشوار را به ارمغان آورد و دریچه تازه‌ای برای تنفس در فضای آرام تر، زندگی نسبتاً سالم و امن و مصون از خشونت و ترس و تهدید به رویشان بگشاید، همه سبب شد طی چند هفته گفت و گو و تعامل در عرصه‌های مختلف زیست اجتماعی یک عزم ملی برای حضور در انتخابات شکل گیرد و دعوت به تحریم یا عدم شرکت به کلی بلاجواب بماند. مردم با آگاهی از همه محدودیت‌های موجود و نواقض جدی در امر انتخابات با نیروی خرد و شعور جمعی خود به درستی از فرصت طلایی به دست آمده برای ابراز وجود و اثر گذاری استفاده کردند و با حضور پر شور و خردمندانه خود به همگان، اعلام نمودند که «ما» یعنی ملت ایران، نمرده ایم و شکست‌ها و ناکامی‌ها موجب مرگ معنوی ما نشده است، بلکه زنده هستیم و با تمام قابلیت‌های جمعی و آرزوهای انسانی-تاریخی خود به آزاد و شاد زیستن و اندیشیدن و آفریدن و مهربانی کردن و تولید و آبادانی، می‌توانیم دوباره ملتی آزاد و سربلند و میهنی سرسبز و قدرتمند داشته باشیم.

با این عزم ملی و اقدام مدنی و مسالمت آمیز نشان دادند که می‌توانند کینه و نفرتی را که طی سالها و دهه‌ها تحمل مصائب بسیار در دلهاشان انباشت شده از بین ببرند و به جای آن نهال محبت و همدلی بنشانند. اگر خاطرات تلخ مصائبی را که کشیده‌اند، صلیب وار در حافظه جمعی شان با خود به هر جا می‌برند. تنها برای آن است که اجازه ندهند آن وقایع تلخ تکرار شود، با زبان بی زبانی می‌گفتند: آماده ایم عاملین ستم گری را ببخشیم ولی ریشه‌های ظلم و جرم را از یاد نبرده، میهن خود را از آلودگی به ستم، فقر، تبعیض و فساد و تجاوز و زورگویی و دروغ و دروغ و باز هم دروغ پاک سازیم تا از این پس هم ما و هم فرزندان ما در جهانی خالی از ترس و ناایمنی و نفرت و خشونت و آکنده از عطر دوستی و اعتماد و آزادی و عدالت زندگی کنند.

دوستان عزیز من به نوبه خود همه جا با قلم و زبان شما را به شرکت در انتخابات ترغیب کردم و آن را فرصتی برای حضور و نمایش همبستگی ملی و ایجاد تغییر شمردم، از این کار پشیمان نیستم. شما نیز نه خود و نه دیگران را به خاطر آن سرزنش نکنید. زیرا درست است که تا این لحظه اجازه نداده‌اند نامزد مورد نظر شما به عنوان رئیس جمهور منتخب مردم شناخته شود، اما دقیق‌تر که بنگریم، در این رقابت پیروز حقیقی شما هستید؛ زیرا توانستید همبستگی و قدرت ملی خود را به نمایش بگذارید. قدرتی که سی سال مورد انکار و بی اعتنایی قرار می‌گرفت، بعد از این رخداد پرشکوه حتی اقتدارگرایان نیز مجبور شدند حضور میلیونی شما را به حساب بیاورند و آن را از آنچه عادتاً «آشوب گر» و «خرابکار» می‌نامند، متمایز اعلام کنند. با این انتخابات ثابت شد که بر خلاف تصوری که پیوسته القاء می‌کردند آنان سخنگو و نماینده ملت نیستند. مردم ایران سخنی دیگر و نماینده‌ای دارند. اگر مشارکت وسیع و وحدت و همبستگی شما در آزمون اخیر نبود، انتخابات با شرکت حداقلی برگزار می‌شد و رئیس جمهور کنونی با آرائی مشابه یا کمتر از دوره قبل دوباره بر مسند ریاست می‌نشست. بدون آنکه کسی از حجم و اندازه نارضایتی مردم از سیاستهای حکومت آگاه شود و به بی پروایی مسئولان حکومتی در تحریف حقایق، پنهان کردن واقعیت‌ها و بیان مطالب کذب پی ببرند. اگر مشارکت حداکثری شما ملت نبود، دستکاری‌ها در انتخابات در اندازه‌هایی انجام نمی‌گرفت که پوشاندن آن ناممکن باشد. در این زورآزمایی و رقابت، باورها، اخلاقیات و روحیات و ماهیت حقیقی هر دو طرف برای همگان آشکار گردید.

مردم و اقتدارگرایان، هریک نشان دادند که تا چه اندازه به اصول راستی و امانت داری و میثاق‌ها و به حقوق فردی و اجتماعی، حق گویی و حق خواهی، عدالت و انصاف پای بند هستند. چه اندازه اهل مدارا و بردباری و صلح جویی‌اند و از دست زدن به خشونت بر ضد مخالفان سیاسی و فکری خود پرهیز می‌نمایند.

دوستان، دستکاری در انتخابات می‌تواند نتیجه را به زیان اکثریت رأی دهنده گان تغییر دهد، اما نمی‌تواند جنبش سبز ملت را متوقف سازد.

در این رویارویی تاریخی، دو فرهنگ و سرمشق رفتاری در برابر هم قرار گرفتند. یکی سرمشق کنش خلاق، مقاومت، همسبتگی و وحدت در کثرت و مبتنی بر ارزش‌هایی چون تولید، آفرینندگی، مهربانی، صلح جویی، حق خواهی و عدالت ورزی، سرمشقی که مردم ایران با پیروی از آن نخستین تمدن و فرهنگ مدنی تاریخ خود را بنیان نهادند و بعدها پس از هر بحران و ویرانی، در نخستین فرصت نسبتاً آزاد و امنی که پدید می‌آید، به احیا و نوسازی فرهنگ و تمدن ملی خود همت می‌گمارند. این سرمشق ضامن بقاء و پایداری کشور و موجودیت ملت ایران بوده و از اضمحلال و نابودی شان در شرایط سخت و بحرانی جلوگیری کرده است.

سرمشق دوم، الگوی دفاع غریزی متعلق به دوره کودکی است. دفاعی که اساساً با حمله و ستیز، پرخاشگری و خشونت مشخص می‌شود و رویه دیگران تسلیم و گریز است. در این سرمشق غلبه و زور (تغلب) تنها راه کسب رهبری و سلطه بر سر دیگر گروه‌هاست و در آن از خلاقیت، عشق، صلح جویی و وحدت و همبستگی و مدارا و عدالت ورزی اثری مشهود نیست و به جای آن خدعه و فریب و نیرنگ به عنوان مکمل زور و خشونت به کار می‌رود.

در دو هفته‌ای که مبارزات انتخاباتی جریان داشت و فضای سیاسی کشور نسبت به قبل تا حدودی آزاد و امن بود و نیز در سه روز نخست بعد از اعلام نتایج انتخابات که راه پیمایی‌ها و تجمعات اعتراض آمیز بدون مداخله نیروی‌های امنیتی و در غیاب نیروی‌های خشونت گرا در شرایط نسبتاً امن و آزاد برگزار می‌شد، همه شاهد تجلی سرمشق خلاق و رفتار اخلاقی و انسانی و کنش‌های جمعی، میلیون‌ها مردم ایران بودیم. نشانه‌های وحدت و همبستگی میان گروه‌های سیاسی و نیروهای اجتماعی و مذاهب مختلف و روابط مبتنی بر مهربانی و برابری و مدارا و مسالمت جویی به خوبی دیده می‌شد. رفتاری که معمولاً از انسان‌های بالغ و خودآگاه و موحّد و اخلاقی انتظار داریم. در این تجمعات میلیونی موردی از خشونت و پرخاش دیده نشد و در مقابل آنان که انتخابات را مخدوش و تجعات ارام و مسالمت آمیز را با خشونت بر هم زدند، در رفتار و کنش‌های خود سرمشق دوم را به نمایش گذاشتند.

همه مردمی که از داخل و خارج ناظر مقابله این دو رفتار و سرمشق بوده‌اند، در داوری خود مردم ایران را طرف پیروز و جانب دار حق و عدالت، صلح و پیشرفت می‌شناسند و رفتار طرف مقابل را به خاطر استفاده بی دریغ از دروغ، خلاف گویی، زورگویی و خشونت‌گری محکوم می‌کنند.

دوستان و هم وطنان، اگر در انتخابات شرکت نمی‌کردید و در تجمعات پر شور و صلح آمیز خیابانی حضور نمی‌یافتید، اگر به رودخانه وحدت و همبستگی ملی نمی‌پیوستید، نیروی پر قدرت اخلاقی و معنوی‌تان چشمها را خیره و دلها را مجذوب نمی‌ساخت و نام شما را سرلوحه همه رسانه‌ها در سراسر جهان قرار نمی‌داد.

پیش از این کم نبودند کسانی که مایوس و یا ناآگاه از ظرفیت‌های انسانی، معنوی و نیروی پایداری و بالنده مردم ایران، چشم امید به نزاع میان حاکمیت جمهوری اسلامی و قدرتهای بزرگ جهانی دوخته بودند و تنها در تشدید این نزاع و شکست و فروپاشی حکومت در برابر آن قدرتها، راهی برای رهایی از وضع موجود جست و جو می‌کردند و تا آن روز وظیفه‌ای جز انتظار کشیدن و حداکثر آماده شدن برای بهره برداری از «فرصت» جهت به دست گرفتن قدرت برای خود قائل نبودند. در حالی که نمی‌توانستند اطمینان دهند که در صورت وقوع چنان برخورد سرنوشت ساز میان مرگ و زندگی، مردم دچار سرنوشتی شوم نمی‌شود و موجودیت کشور و ملت وجه المصالحه قدرتهای متخاصم قرار نمی‌گیرد و یا در جریان آن کشاکش‌های سخت، مضمحل و نابود نگشته، سالم به ساحل نجات می‌رسد. آنان راهبردی جز دامن زدن به نزاع و تشدید خشونت و تعمیق بحران‌ها برای خود نمی‌شناختند. اما با ظهور جنبش مدنی سبز شما، آن محاسبات و معادلات برهم خورد و معلوم شد «ملت ایران» می‌تواند به اتکا قدرت لایزال خود و شعور خودآگاه جمعی و با حفظ استقلال و بی نیاز از دخالت خارجی، خود سرنوشت خویش را رقم بزند و آینده خود را تسلیم قضا و قدر و بازی و نزاع قدرتها نساخته و فروپاشی جامعه و تلاشی کشور را انتظار نکشد.

جنبش سیز ملت ایران به برکت حضور آگاهانه شما در انتخابات پدید آمد و جامعه را از رخوت و افسردگی و وضعیت تسلیم و رضا و انفعال و وادادگی خارج نمود. به برکت آن فرد فرد مردم ایران از زندان روزمرگی، احساس تنهایی و بی کسی، یاس و ناتوانی رهایی یافتند و به نیروی‌های خلاقه و اخلاقی نهفته و پس رانده در وجود خویش آگاه شدند. زیست دراز مدت در شرایط به شدت ناامن و غلبه روابط ناسالم و ناعادلانه به آنها اجازه نمی‌داد تا به اقتضای طبیعت و خلق و خوی انسانی–الهی- خود عمل کنند. به عکس آنها را مجبور می‌کرد تا برای زنده ماندن، ناخودآگاه از الگوی دفاع غریزی پیروی کنند. اگر زورشان رسید به ضعیف‌تر از خود زور بگویند و گرنه از صحنه مبارزه مرگ و زندگی فرار کنند یا برای اندکی نان و حداقلی امنیت وابسته به زورگویان شوند. تا آنجا که تدریجاً ظرفیت‌های خود را برای یک زیست انسانی، اخلاقی، خلاق و شاد از یاد ببرند. هر ایرانی که در صحنه مبارزات انتخاباتی حضور یافت و به جنبش سبز مدنی ملت ملحق گردید، ناگهان خود را از همه آن بیماری‌ها و محرک‌های غریزی آزاد یافت، احساس سبکی و شادی و سرسبزی بی سابقه‌ای به او دست داد و به سهولت آب خوردن به دیگران مهربانی می‌کرد. جز به راستی سخن نمی‌گفت و جز به پاکی و تقوا در دیگری نمی‌نگریست و تعامل نمی‌کرد، امید و اعتماد به نفس به جای یاس و ترس و ناتوانی وجود آنان را پر می‌کرد.

دوستان؛ ما خویشتن حقیقی خود را یک بار دیگر چون دیگر لحظات مشابه تاریخی به طور شهودی تجربه کردیم و به ارزشها و توانایی‌های جمعی خود آگاه شدیم. برای چندین بار به این حقیقت پی بردیم که اگر جبر و زورگویی و خشونت و تجاوز نباشد و ملت ایران خود را چون روزهایی مشابه در انقلاب مشروطه، نهضت ملی و بهمن ۵۷ آزاد و مستقل حس کند؛ این توانایی و قدرت روحی و اخلاقی را داریم که با پیروی از سرمشق خلاق و مقاومت بی نیاز از هر قیم و اربابی و اجبار و زورگویی، دست به دست هم در همدلی، میهن را آباد کند و میان خود روابطی مبتنی بر آزادی، برابری و تولید و سازندگی، گذشت و مهربانی برقرار نماید. البته به یک شرط؛ به شرط آنکه مراقب یک خطر بالقوه و پنهان در ناخودآگاه خویشتن جمعی خود باشیم. همان که زیر فشار شرایط سخت و بسته، به صورت محرکها و سرمشق‌های غریزی مهار کنش‌های جمعی ما را به دست خواهد گرفت. غفلت از این مهم سبب می‌شود که آن محرک‌ها در پوشش علائق شخصی، گروهی، قومی و ایدئولوژیک و مذهبی و...عرصه تعامل‌های اجتماعی میان ما را ناامن و با خشونت و پرخاش و ستیز آلوده سازد. عارضه‌ای که به دفعات فرصت‌های به دست امده برای پشرفت و توسعه را از دسترس مان خارج ساخته است.

جنبش سبزی که با حضور گسترده خواستاران تغییر در انتخابات پدید آمده است، حرکتی صد در صد اصیل، بومی، درون زا و «ایرانی» است. ریشه در تجربیات و نهضت‌های تاریخی ایران، مشروطیت و نهضت ملی و انقلاب اسلامی دارد، همان هدفها و ارزش‌ها را به طور مسالمت آمیز در ظرف شرایط موجود و با میانه روی و اعتدال دنبال می‌کند. بر خلاف ادعای کژاندیشان، جنبشی وارداتی، «تحمیلی» و «مخملی» نیست. نه تنها با ارزشهای ملی و دینی ما و جوهره انقلاب بهمن ۵۷ و نهضت‌های ملی پیش از آن ضدیت ندارد که به عکس هدفی جز احیاء و تحقق همان ارزش‌ها و هدفها را دنبال نمی‌کند. هدفها و ارزشهایی که در سه دهه گذشته مغفول ماندند و مورد بی اعتنایی قرار گرفتند. نیروی این جنبش برآمده از همان ظرفیت‌هایی است که با انقلاب اسلامی ۵۷ آزاد گردید. همان ظرفیت‌های انسانی، اخلاقی و ارمانی که در این مدت از عمل باز نگاه داشته شده‌اند. به همین جهت آغوش خود را به روی همه وفاداران به آرمان‌های انقلاب باز نگاه داشته است و توانسته است همه نیروهای اجتماعی، سیاسی و فکری و اخلاقی و معنوی متعلق به ملت ایران را که ریشه در جنبش‌های مشروطه و نهض ملی و انقلاب ۵۷ داشته‌اند، یک جا در خود جمع و متحد سازند.

دوستان اگر اهمیت این جنبش و این اتحاد و همدلی و پایداری شجاعانه و صلح آمیز و انسانی که تاثیری فوق العاده در جلب قلوب فرد فرد ملت ایران و حتی بسیاری از مخالفان، مرددان و خاموشان دیروزی داشته و محبت و همدلی جهانیان را به خود جلب نموده است و به عاملی تعیین کننده در تصمیم گیری‌ها و معادلات آینده میهن ما تبدیل گردیده است، به درستی درک شود، هرگز کسی از بابت حضور در انتخابات احساس پشیمانی نخواهد کرد و همه این آثار و برکات را در اثر تخلفات انجام شده، بر باد رفته نخواهد یافت.

صرفنظر از نتایج کوتاه مدت تلاش‌های کنونی ادامه خواهد یافت. باید به ظرفیت‌هایی اندیشید که با این رخداد آزاد گردیده‌اند.

۱- تجربه وحدت و همبستگی بر محور خواسته‌های مشترک همه نیروهای اجتماعی ایران نباید فراموش شود. علائق شخصی، گروهی، قومی، مذهبی و ایدئولوژیک نباید مانعی در راه این همبستگی به وجود آورند. هر کوششی برای تحمیل هر یک از این خواستها، بر کل جنبش، آن را دچار تفرقه و تجزیه می‌کند. اینجا میدان طرح هدفها و ارزش‌ها و مطالباتی است که میان همه نیروهای مولد جامعه ایران مشترک‌اند. وحدت ملی ما همیشه با حفظ تکثر همراه بوده است. برای همکاری و همبستگی نیازی به از بین بردن تفاوت و همسان سازی عقاید و سلائق و علائق و ایدئولوژی‌ها نیست. توحید و ارزشهای انسانی بنیان وحدت همه افراد و نیروها یا علائق و هدف‌های متفاوت است. آزادی، عدالت، حقیقت و راستی و صلح و تولید و توسعه پایدار نیاز و هدف مشترک همه است. همانها که موجب شکل گیری اجماع بزرگ شما در جریان انتخابات و پیروزی نامزد برگزیده جنبش سبز گردید.

این اتحاد و همدلی که پدید آمده باید حفظ و تکریم شود و به صورت شفاف و علنی در سراسر کشور گسترش یابد.

۲- مشی مختار ملت ایران در پی جویی هدفهای تاریخی خود اساساً مسالمت آمیز و مداراگرانه است. در این راهبرد خشونت و قهر ابتدایی، انتقام جویی و خون خواهی، نفرت و کینه ورزی جایی ندارد. ملت ایران به کرات متجاوزان به سرزمین و حقوق خود را مجذوب فرهنگ و اخلاقیات و آفرینش‌های انسانی و فلسفی و هنری و ادبی و تمدنی خویش کرده‌اند.

نیروی پایداری ملت ایران در درجه اول از سرچشمه‌های خلاقه فرهنگی و اخلاقیات توحیدی و انسانی شان تغذیه می‌شود و تاکنون با همین شیوه مقاومت از استقلال ملی، سرزمینی و هویت فرهنگی و میراث تاریخی خود حراست کرده‌اند.

۳- پیش برد هدفهای مشترک ملی بدون تعامل و جلب همدلی و همکاری همه اقشار و طبقات نیروهای سیاسی و اجتماعی خواهان سعادت و ترقی کشور و ملت به انجام نمی‌رسد. هیچ نیرویی نباید از گفت و گو و تعامل برای رسیدن به توافق بر سر خواسته‌ها مشترک و معطوف به خیر عموم مستثناء شوند. جنبش‌های ملی ایران در سایه همکاری و همدلی همه آحاد و اقشار ملت به پیروزی می‌رسیدند. در انجام این مهم مرز درون و بیرون نظام و حاکمیت، خودی و غیرخودی باید برداشته شود. هر فرد و نیرویی در هر جا و موقعیتی تنها به شرطی که با تولیدات فکری و مادی و علمی خود سهمی در توسعه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور بر عهده گیرد و از دلالی و غارت، دروغ و زورگویی و تجاوز به حقوق دیگران بپرهیزد و حامی آزادی، عدالت و برابری باشد باید به همکاری دعوت شود. در این میان برقراری ارتباط و ایجاد همدلی و همزبانی میان مراجع روشنفکری دانشگاهی و دینی مردم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

برای برون رفت از بحران فراگیری که در نتیجه دستکاری در انتخابات پدید آمده است، مسئولیت مهمی بر دوش مراجع دینی، دانشگاهیان و اهل فرهنگ و اندیشه و هنر و نیز نخبگان و معتمدین بخش‌های صنعت و تجارت (اقتصاد) و سیاست، سنگینی می‌کند. در گذشته و در جریان بحران‌های مشابه تعامل عقلانی و همکاری خیرخواهانۀ دو مرجع ملت، یعنی روشنفکران و علما و مراجع دینی، نقش تعیین کننده‌ای در غلبه بر موانع و پیروزی مردم داشته‌اند. زمانی که آنان در کنار ملت قرار می‌گرفتند و عهده دار دفاع از حقوق آنان می‌شدند، کشور با کمترین هزینه بحران را پشت سر می‌گذاشت و وحدت و استقلال ملی و تمامیت ارضی و حقوق ملت محفوظ می‌ماند.

اما فراموش نباید کرد که در هر حال عامل تعیین کننده نیروی متحد ملتی است که با آگاهی و خردورزی، به اتکاء ارزش‌ها و باورهای اساسی و مشترک خود، شجاعانه مسئولیت دفاع از حقوق خود و مصالح میهن خویش را بر عهده می‌گیرد و اصول «پایداری» و «مسالمت جویی»، «مدارا»، «گفت و گو و تعامل انتقادی» و انضباط و تعلیم پذیری و خرد جمعی، خودجوشی و درون زایی، حساسیت به امر استقلال ملی و فرهنگی را ضامن حفظ وحدت و دستیابی به هدف‌های مشترک، نفی آزادی، برابری، عدالت، صلح و توسعه پایدار می‌شناسد.

No comments:

ایران امروز