آمار کشته شدگان حوادث اخیر بسیار بیش از آن چیزی است که دولت ایران اعلام کرده است، کمپین بین المللی حقوق بشر
http://news.gooya.com/politics/
چهارشنبه 24 تیر 1388
http://news.gooya.com/politics/
چهارشنبه 24 تیر 1388
24 تیرماه 1388 – اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از برخی از بیمارستان های تهران و خانواده قربانیان، حاکی از این است که تعداد کشته شده ها در جریان راهپیمایی های اعتراضی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی و نظامی بسیار بیش از تعدادی است که دولت ایران اعلام کرده است.ء
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اطمینان دارد که در روز 30 خرداد ماه زمانی که دولت اعلام کرد که 11 نفر در راهپیمایی کشته شده اند، فقط در سه بیمارستان تهران که در حوالی راهپیمایی در تهران بودند 34 جسد راهپیمایان تحویل سردخانه شده است. طبق گزارش، 19 جسد در بیمارستان امام خمینی، 8 جسد در بیمارستان رسول اکرم و 7 جسد در بیمارستان لقمان حکیم در همان شب 30 خرداد ماه تحویل سردخانه های این بیمارستان ها شده است. این اطلاعات توسط پرسنل این بیمارستان ها که به اطلاعات سردخانه دسترسی داشتند بدست آمده است.ء
این سه بیمارستان در مسیرراهپیمایی اصلی که نیروهای دولتی به روی تظاهرکنندگان آتش گشودند، قرار دارند. چندین بیمارستان اصلی دیگر در این مسیرها هستند که مطمئنا مجروحین و کشته شده های دیگری نیز به این بیمارستان ها منتقل شده اند.ء
ارون رودز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در این مورد گفت:"علیرغم تکذیب های رسمی و آشفتگی پیرامون تعداد افراد کشته شده، اطلاعات موثق از کشته شدن صدها نفر در جریان راهپیمایی ها حکایت می کند." رودز با تاکید بر این که "بر این اساس اینگونه بنظر می رسد که تعداد زیادی از کسانی که تصور می شود در مکان های نامعلومی در بازداشت هستند یا در بازداشت های بی ارتباط با دنیای خارج نگهداشته شده اند، احتمالا می توانند جزو کشته شدگان باشند" گفت:" اگر این مورد صحت داشته باشد، تاریخ در مورد این حوادث نه تنها بعنوان حادثه ای که در آن خشونت بسیار زیاد استفاده شده بلکه بعنوان یک کشتار دسته جمعی یاد خواهد کرد."ء
خانواده هایی که بدنبال اعضای ناپدید شده خانواده خود می گردند گزارش کرده اند که آنها به مجموعه هایی برده شده اند که در آنها "صدها" عکس از افراد کشته شده توسط مقامات برای تشخیص هویت جمع شده است، و برخی از آنها گزارش کرده اند که مجموعه هایی را که در آن ها تعداد بسیار زیاد اجساد بوده دیده اند. یکی از اعضای یک خانواده به خبرنگار وب سایت نوروز که به جبهه مشارکت تعلق دارد در روز 23 تیرماه گفت که:ء
"وی را به سردخانه ای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است برده اند و آلبومی دراختیارش گذاشته اند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر کشته شده ها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است. وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند."ء
به گزارش وب سایت نوروز، برخی از خانواده ها را که به دنبال افراد ناپدید شده خانواده خود هستند، به محل نامعلومی دعوت می کنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاع رسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با این مضمون که تائید می کنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپرده اند، جنازه های آنها را تحویل خانواده های داغدار می دهند.ء
به گزارش منابع مختلف در ایران، صدها خانواده همچنان در جستجوی اعضای ناپدید شده خود سرگردان هستند همانطور که مادر سهراب اعرابی دانش آموز 19 ساله ای که 26 روز سرگردان بود در حالی که ظاهرا سهراب در اثر تیراندازی درراهپیمایی روز 25 خرداد ماه کشته شده بود اما مرگ او در روز 20 تیرماه اعلام شد.ء
مادر سهراب در نوشته ای که رسما منتشر شده اشاره کرده است که چگونه او هر روز به زندان اوین و دادگاه ها سر می زده و تلاش می کرده تا اطلاعاتی در باره پسرش که ناپدید شده بود پیدا کند و حتی این جریان به جایی رسیده بود که او باور کرده بود که سهراب در بازداشت بسر می برد. ترجمه نوشته مادر سهراب که یک شهادت پر غصه تجربه دردناک خانواده های ناپدید شدگان است به انگلیسی که توسط کمپین انجام شده در وب سایت کمپین در دسترس است.ء
لیستی از 185 نفر از بازداشت شدگان روز 18 تیرماه که 36 نفر از آنها دختر هستند بر دیوار زندان اوین نصب شده است. به گفته منابع موثق در تهران، در همان روز تعداد بیشتری بازداشت شده اند که به سوله کهریزک که بازداشتگاه موقت در تهران است برده شده انداما اطلاعاتی در باره اسامی و تعداد این بازداشت شدگان داده نشده است.ء
در باره افراد بی شماری که در هفته های اخیر ناپدید شده اند و ممکن است بازداشت، مجروح و یا کشته شده باشند همچنان نگرانی های جدی وجود دارد. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به علت فقدان شفافیت و مسئولیت پذیری مقامات قضایی و ارگان های مربوطه، یکبار دیگر به کمیسیونر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، ناوی پیلای، پیشنهاد می کند که فورا هئیت ویژه ای را برای بررسی سرنوشت بازداشت شدگان و افراد ناپدید شده به ایران اعزام کند.ء
سخنان تاریخی رمضان زاده یک روز پیش از دستگیری :کودتا کردند تا درغیاب مردم کشور را به بیگانگان بفروشند.ء
http://nasime-iraneazad.blogspot.com/
Tuesday, July 14, 2009
http://nasime-iraneazad.blogspot.com/
Tuesday, July 14, 2009
بسم الله الرحمن الرحیم
خوب دوستان ما را گرفتن که ما بترسیم هیچ دلیل دیگری برای دستگیری این دوستان وجود نداره تصمیم گرفتن یک کارایی بکنن به تعبیر آقا سعید تصمیم گرفتن که کشور و بفروشن داد زدن فریاد زدن امتیاز نمیدیم امتیاز نمیدیم به یک جایی رسیدن باید امتیاز بدن به خارجی وجه المصالحه امتیاز به خارجی گرفتن ماهاست ! شروع کردن اول سال اول خانوما را بترسونن دیدن نمیشه بعد گفتن اراذل و اوباش را میترسونیم اونم دیدن فایده نداره نوبت ماها رسیده پشت قضیه هیچی نیست جز ترسوندن اگر نترسیدیم استبداد عقب میکشه تجربه تاریخی هم داریم دقیقا سال ۵۴ شاه همینجوری عمل میکرد پول نفت زیاد شده بود فکر میکرد با پول نفت هر کاری میتونه بکنه همه مخالفان را هم گرفته بود انداخته بود زندان بعدشم اعلام کرد هر کی با من نیست پاسپورت بگیره بره بیرون ما از این مملکت بیرون نمیریم این مملکت مال ماست هر کی بخواد مملکت را بفروشه جلوش میایستیم دوستانمونم تنها نمیذاریم اگه لازم باشه هممون میریم زندان.ء
توی همه این آدمای قدر قردتی که دارن میگیرن و دستگیر میکنن و تیراندازی میکنن یک نفر پیدا نمیشه که بگه به کدوم دلیل این بچهها را گرفتن؟ فقط میخوان بترسونن ارتباطات را دارن قطع میکنن یک خبرگزاری کوچیک که آقای حیدری اداره میکرد را نمیتونن تحمل بکنن میدونن ناکارآمد هستن و مدیر نیستن دارن گاز را میفروشن به هندیا بدتر از قرارداد ترکمنچای همه جا را دارن به باد میدن خوب باید یک عده را هم بگیرن خوب اگر یک حکومت داره یک چیزو به خارجی واگذار میکنه نتونه چهار تا دانشجو را بگیره چهار تا فعال سیاسی را بگیره چجوری اسم خودشو میذاره حکومت؟ ما وجه المصالحه شدیم دوستان ما را اگر ما بترسیم آزاد نمیکنن بایستیم اختلافات را کنار بذاریم مثال برشت را یادتون باشه که اول کمونیست را میگیرن بعد یهودیا را میگیرن بعد لیبرالها بعد میان ما را میگیرن ما باید روی یک نقطه تکیه بکنیم هر کس در این مملکت فعالیت سیاسی قانونی مسالمتآمیز میکنه حق آزادی فعالیت سیاسی داره و هر کس مخالف این رفتار عمل میکنه مستبد هست به هر نامی که میخواد باشه ممکنه نتونیم دوستانمون را آزاد بکنیم (این قسمت واضح نیست) ما رو به خارجی نمیاریم مثل اینا ما امتیازی به خارجی نمیدیم اگر مقاومت کنیم این فنری که اونا دارن بهش فشار میارن که بشکننش میجهه وقتی جهید مملکت را آزاد میکنیم مقاومت کنیم این وسط پیروزی ماییم.ء
خیلی ممنون
گزارش کامل کنفرانس خبری خانواده های زندانیان سیاسی:ء
نعل وارونه دولت نهم - اين شب كي صبح مي شود؟
http://norooznews.org/news/
ء24 تیر 88
نعل وارونه دولت نهم - اين شب كي صبح مي شود؟
http://norooznews.org/news/
ء24 تیر 88
با وجود گسترش اعتراضات به دستگیری ها در ایران، و در حالیکه مسئولان امنیتی و قضایی، هیچ گونه خبری در مورد بازداشت شدگان نمی دهند، برخي از خانواده زندانیان سیاسی امروز - سه شنبه - در انجمن حمايت از زندانيان گرد هم آمدند. آنها تاکید کردند که عدم تماس زندانيان و بي خبري محض از آنها و انجام نشدن وعده های مسوولان آنها را در نگراني فرو برده است. آنها همچنين بيان داشتند دست هاي پشت پرده ايي كه دم از نظام جمهوري اسلامي مي زنند و آن را قبول دارند پس چرا ازطي شدن روند قانوني مي هراسند؟
ء"از همسرم يكماه است كه بي خبرم"،" چرا هيچ كس پاسخگو نيست؟" ، "مسوول اطلاعات و امنيت سپاه چه كسي است؟"، "جرم همسرم، پسر و دخترم چيست؟"اين سووال مشترك همه خانواده هاي بازداشت شده سياسي است.ء
انجمن حمايت از زندانيان عصرامروز / سه شنبه/ پذيراي خانواده زندانيان سياسي بود تا از روند پيگيري وضعيت زندانيان باخبر شود.ءاما بيشتر خانواده از زندانيان خود اظهار بي اطلاعي كردند و گفتند: هيچ كس پاسخگو نيست هيچ كس! خانواده هاي زندانيان بيانداشتند كه از یک سو "سعید مرتضوی" به طور مرتب وعده آزادی زندانیان رامی دهد، و از سوی دیگر اخبار از شرایط نامساعد دستگیرشدگان واعمال فشارهای شدید برآنان به منظور "اعتراف گیری" حکایت می کند.ء
آنها اعلام كردند كه وزارت اطلاعات و قوه قضائیه جمهوری اسلامی از مسووليت پاسخگويي شانه خالی مي كند و در پاسخ به ما اظهار بی اطلاعی می کند و تنها با گفتن اين جمله كه "دستگیرشدگان در اختیاراداره حفاظت اطلاعات سپاه هستند" بسنده مي كند.ء
مجردي: هيچ مرجع قانوني پاسخگو نيست
زهرا مجردي همسر محسن ميردامادي از جمله چهره هاي سرشناس سياسي است وي در خصوص آخرين وضعيت همسرش گفت: يك ماه است از وي بي خبريم و هيچ مرجع قانوني پاسخگو نيست. وي افزود: همه راههای ارتباط و خبر گیری درباره بازداشت شدگان قفل شده است و دست مانيز به جايي بند نيست. وي اظهارداشت: قوه قضائیه و وزارت اطلاعات می گوید خبر نداریم و هر مرجع قانونی که باید مسول بازداشت ها باشد نيز اظهار بی اطلاعی می کند.ء
مجردي ادامه داد: اگر همسر من زنده است چرا اجازه يك تماس با خانواده اش را نمي دهند مگر اين كشور قانون ندارد؟ به گفته وي، هر چه سراغ پرونده محسن ميردامادي را مي گيريم هيچ كس نمي گويد جرمش چيست تا حداقل وكيلش اقدام كند.ء
همسر میردامادی با ابراز نگراني از جوانان بازداشت شده نيز گفت: همسر من و همكيشانش افراد بسيارپخته اي هستند اما جوانان بازداشت شده لطمه هاي جبران ناپذيري مي خورند. وي تاكيد كرد : بازداشت هاي غير قانوني و بدون حكم با ايجاد رعب و وحشت از سوي چه كساني صورت مي گيرد كه پاسخگو ندارد؟ آيا جز دست هاي پشت پرده كس ديگري هم هست؟ مجردي از مسوولان خواست به زودي روند اين بازداشت ها را قانوني كنند تا وضعيت از وخامت كنوني فاصله بگيرد.ء
محتشمي پور:نعل وارونه دولت دهم به كجا مي رود؟
فخرالسادات محتشمي پور همسر مصطفي تاج زاده گفت: نعل وارونه دولت دهم به اين روند به كجا مي خواهدبرود؟ وي افزود: بهترين و قديميترين و انقلابي ترين ياران نظام جمهوري اسلامي در بند هستند و حتي از حقوق اوليه خود نيزمحرومند. وي با اشاره به اين كه از همسرش بي اطلاع است اظهارداشت: براي پيگيري اين روند غيرقانوني به سراغ خانه ملت رفتيم تا نمايندگان ما كاري از پيش برند اما در آنجا هم نماينده واقعي كم داريم.ء
محتشمي پور ادامه داد: در هر صورت به سراغ فراكسيون خط امام (ره) رفتيم و گزارشي از نحوه بازداشت زندانيان ارايه كرديم. مقررشد كه كميته پيگيري تشكيل شود و اين وضعيت رابررسي ند اما هنوز از آنها جوابي دريافت نشده است. وي بيان داشت: سراغ دفتر مجمع تشخيص مصلحت نظام ، دفتر خاتمي، دادستان كشورنيز رفتيم و با همه ملاقات كرديم اما باز هم دستمان خالي است. به گفته وي، تنها حرف افراد دعوت به آرامش است اما كسي مي داند خانواده بازداشت شدگان در چه شرايط سخت و نگران كننده اي به سرمي برند؟
همسر تاج زاده با اشاره به تقاضاي ديدار از آیت الله شاهرودی گفت: پاسخی به این درخواست داده نشده است و وي تنها اعلام كرده ه يك كميته 3 نفره براي رسيدگي تشكيل شده است. وی خاطرنشان كرد: از کمیته 3 نفره ای که آقای شاهرودی تعیین کرده اند نیز درخواست ملاقات کرده ایم اما تاکنون هیچ گونه پاسخی نداده اند. و متاسفانه همه از خود سلب مسوولیت می کنند.ء
محتشمي پور وضعيت اطلاع رساني را نيز بسيار يك طرفه عنوان كرد و گفت: صدا و سيما اطلاع رساني يكطرفه مي كند و سايت هاي خبري هم تنها آنهايي كه فيلترنيستند دولتي اند و خبرهايشان موثق نيست. وي با انتقاد از عملكرد صدا و سيما گفت: اين رسانه حكم صادر مي كند در حالي كه دادگاهي تشكيل نشده است و همسران ما را متهم مي خوانده اين اصلا اصولي نيست. وي تاكيد كرد: وقتي از تريبون مقدس نماز جمعه به اعتراف گيري اشاره مي شود بايد هم در رسانه ملي جرايم فرضي براي همسران ما بسازند.ء
وي باري ديگر تاكيد كرد: هرگونه اعتراف از سوی فعالان سیاسی بازداشت شده براساس اصل 38 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فاقد وجاهت قانونی است.ء
همسر تاجر نيا: گفتند فردا صبح همسرت آزادمي شود؟
همسر علي تاجرنيا در خصوص بازداشت همسرش گفت: به من گفتند همسرت فردا صبح آزاد مي شود اما نمي دانم چرا شب آنها صبح نمي شود اما من يك ماه است شب هايم صبح شده است.ء
وي افزود: از من خواسته شده در هيچ تجمع و مصاحبه اي شرت نكنم اما من منع قانوني ندارم زيرا يك ماه است كه از پدرفرزندانم بي خبرم. وي با اشاره به اين كه پدرش زنداني زمان شاه ،برادرش شهيد جبهه هاي حق عليه باطل و همسرش نيز زنداني اين روزها است تاكيد رد: چه زماني نوبت ما مي رسد ه از اين انقلاب بهره ببري؟ آيا ما دينمان را ادا نكرديم؟ آيا پاسخ اينهمه سختي اين است كه ندانم همسر كجاست؟ جواب فرزندانم را چه بدهم؟ وي خطاب به كساني كه دم از قانون و بررسي شكايت در روند قانوني مي زنند گفت:براي ما قانون وجود دارداما براي شما نه؟؟ چرا هيچ كس پاسخگو نيست؟
همسر رمضانزاده : بي سواد و نا آگاه نيستيم
همسر عبدالله رمضانزاده هم با ابراز نگراني شديد نسبت به وضعيت همسرش گفت: تاكنون تماسي از سوي عبدالله با ما گرفته نشده است. وي نيز به ديدار خانواده زندانيان با دادستان تهران اشاره كرد و توضيح داد: مرتضوي زندانيان اخير را به دو بخش آشوبگران و عاملان آشوب تقسيم كرد. همسر رمضانزاده با انتقاد از رفتار مسئولين با خانواده زندانيان سياسي اخير گفت: ايشان صحبتهاي خود را با لحن بيتفاوتي مطرح مينمايد. و فكر ميكنند كه ما بيسواد و ناآگاه هستيم و اخباري كه تحويل صداوسيما ميدهيد براي ما ميگويند. وي تاكيد كرد: او نبايد مسائلي كه براي ديگران و در رسانههاي مطرح ميكند را براي خانواده كساني كه همه آنها را ميشناسند، بگويد.ء
همسر عبدالله رمضانزاده ادامه داد: دادستان تهران در اين نشست نسبت به ماهيت افراد بازداشتي اظهار بياطلاعي كرد و تنها خود را با تاجزاده، رمضانزاده و سلطاني آشنا عنوان كرد.ء
وي تاكيد كرد: شنيده بوديم انقلاب فرزندانش را ميخورد اما نهاين گونه!ء
پدر حمزه غالبی، رئیس شاخه جوانان ستاد میرحسین موسوی در این نشست گفت: پسر من تنها کاری که انجام داده بود این بود که در ستاد میر حسین موسوی فعالیت می کرد. وی با بیان اینکه پسرش را زمانی که همراه خود او در خیابان بوده دستگیر کرده اند، اظهار کرد: 5 نفر برای بازداشت پسر من آمده بودند و زمانی که در اعتراض به دستگیری حمزه از آنها خواستم حکم قضایی یا کارت شناسایی را ببنیم، گاز اشک آور و گاز فلفل را به جای حکم قضایی یا کارت شناسایی به من دادند به طوری که از شدت سوزش چشم قادر نبودم تا ده روز چیزی ببینم.ء
پدر حمزه غالبی افزود: حکومت جمهوری اسلامی ارثیه پدری برخی از افراد نیست که آنها فکر کنند هر کاری که دلشان می خواهد می توانند انجام دهند بلکه این کشور و نظام متعلق به همه مردم است. وی با بیان اینکه گمان نمی کنم کار کردن در ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری جرم باشد گفت: تنها اقدامی که فرزند من در این مدت انجام داده بود، کار کردن در ستاد میر حسین موسوی بود.ء
پدررئیس شاخه جوانان ستاد میرحسین موسوی افزود: پسر من از 6 صبح تا 12 شب در ستاد میرحسین موسوی کار می کرد تا بتواند مردم را مجاب کند که در انتخابات شرکت کنند و رای بدهند، آن وقت از طرفی نظام به مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری افتخار می کند و از طرف دیگر کسانی را که نقش اساسی در جمع آوری این آرا داشته اند، بازداشت می کند. وی با انتقاد به عملکرد برخی عناصر نظام تصریح کرد: اگر آمریکا و اسرائیل تمام تلاش خود را می کردند، نمی توانستند چنین ضربه ای را به نظام جمهوری اسلامی بزنند، نظامی که یکی از ارزش های مردم ایران است.ء
پدر حمزه غالبی با بیان اینکه هیچ کس در برابر این بازداشت ها پاسخگو نیست، گفت: کار من این شده است که از صبح تا شب پیگیری کنم تا ردی از فرزند خود پیدا کنم، اما هرچه پیگیری می کنم به نتیجه ای نمی رسم و هیچ کس جواب مرا نمی دهد. وی با بیان اینکه فرزند من 25 روز است که بازداشت شده اما هیچ مرجعی خود را ملزم به پاسخگویی نمی داند، اظها رکرد: من در حال حاضر حتی دقیقا نمی دانم پسرم کجاست، بر اثر رفت و آمدهای فراوان بالاخره قاضی حداد گفت که حمزه در اوین نیست و در دیداری که با قاضی مرتضوی داشتم، به ما قول داد که تا 24 ساعت دیگر وضعیت او را مشخص کند و سعی کند که فرایند رسیدگی به پرونده او را در مسیر قانون قرار دهد.ء
پدر حمزه غالبی درخاتمه گفت: من نمی دانم که در پس این اتفاقات چه کسی نقشه می کشد و چه کسی از اینکه مردم نسبت به نظام و انقلاب بدبین شوند سود می برد.ء
همسر صفایی فراهانی: همسرم به علت تهمت احمدی نژاد از او شاکی بود اما امروز شاکی در زندان است
همسر مهندس محسن صفایی فراهانی نیز در جمع خانواده های بازداشت شدگان حوادث اخیر چنین گفت: همسر من یک مدیر اجرایی بود و در یک حزب قانونی فعالیت می کرد ، قبل از انتخابات نیز حدود دو هفته ای برای تبلیغات وسخنرانی به شهرهای مختلف سفر کرده بود. وی با بیان اینکه احمدی نژاد در مناظره با میر حیسن موسوی به همسر او تهمت زده است، گفت: همسر من بعد از این تهمت قصد داشت که از احمدی نژاد شکایت کند ولی متاسفانه شاکی را بازداشت کردند و هم اکنون یک ماه است که در زندان به سر می برد.ء
همسر مهندس محسن صفایی فراهانی در رابطه با وضعیت همسرش گفت: او هم اکنون یک ماه است که در سلول انفرادی به سر می برد و بازجویی های او هنوز تمام نشده و تاکنون نیز هر چه تلاش کرده ایم تا او را از بند آزاد کنیم موفق نشده ایم.ء
همسر جواد امام: نوع دستگیری همسرم بی سابقه بود
همسر امام نیز در رابطه با نحوه دستگیری همسرش بیان کرد: زمانی که برای دستگیری همسر من به خانه ما آمده بودند ساعت حدود 12 بود و ما منزل نبودیم، افراد مراجعه کننده به نگهبان ساختمان فشار آورده بودند و او را تهدید کرده و به او دستبند زده بودند و از او خواسته بودند که با موبایل همسرم تماس بگیرد و بگوید که خانه آتش گرفته، خودت را برسان. وی با بیان اینکه اما نگهبان ساختمان این کار را انجام نداده بود، گفت: به همین دلیل ساعت حدود یک در خانه را شکسته و به داخل منزل رفته بودند و وقتی ما ساعت سه به منزل رسیدم ، امام را با زور اسلحه دستگیر کرده و به او دستبند زدند و هیچ گونه حکم بازداشت و یا کارت شناسایی نیز به ما نشان ندادند.ء
همسر امام افزود: افرادی که برای دستگیری همسر من آمده بودند، کیس کامپیوتر، شناسنامه های اعضای خانواده، دفترچه های بیمه ، سی دی عکس ها ی خانوادگی و حتی جزوات کنکور دخترم را که دو هفته بعد باید امتحان می داد با خود بردند. وی گفت: همسر من 16 روز بعد از دستگیری با منزل تماس گرفت و بسیا رمضطرب بود و با نگرانی احوال عمویش و اعضای خانواده و فامیل را می پرسید و نگران بود که اتفاقی برای آنها افتاده باشد. وی ادامه داد: در مکالمه اش نیز تاکید داشت که راجع با بازداشت من با کسی صحبت نکن ، جایی نرو، از کسی کمک نخواه و با هیچ جایی هم مصاحبه نکن و صحبت های قبلی من را هم فراموش کن.ء
همسر بهزاد نبودی: نبوی به مرتضوی در زندان گفت که شما خود می دانید بانک ها را چه کسانی به آتش کشیده اند پس به اصلاح طلبان تهمت نزنید
همسر بهزاد نبوی نیز در این نشست گفت: 9 نفر ساعت 11 شب فردای روز انتخابات به خانه ما آمدند و از بهزاد خواستند که همراه آنها برود. وی افزود:وقتی همسر من از آنها حکم قضایی خواست به او گفتند، مملکت را به آتش کشیده ای حکم هم می خواهی؟ وی ادامه داد: همسر من به همراه آنها رفت و ساعت 11 فردای ان روز به خانه بازگشت. وقتی از او پرسیدم که چه اتفاقی افتاد، گفت، قاضی مرتضوی در زندان به دیدن من آمد و از من خواست که مردم را به آشوب دعوت نکنم .ء
همسر بهزاد نبوی گفت: بهزاد نبوی هم به آنها پاسخ داده بود که آقای مرتضوی این حرفها را به من نزنید، این روشها دیگر کهنه شده است ، من به خوبی می دانم که چه کسی بانکها را اتش می زند و اموال عمومی را تخریب می کند، شما هم خوب می دانید که اصلاح طلب ها اهل آتش زدن بانک ها و اموال عمومی نیستند. وی ادامه داد: همسرم به آنها گفته بود من را از زندان رفتن نترسانید ، بهترین سالهای جوانی ام را در زندان سپری کرده ام و از زندان رفتن در 10 سال باقی عمرم هم ترسی ندارم.ء
همسر بهزاد نبوی افزود: فردای آن روز، حدود ساعت 3 نیمه شب ، 9 نفر با 3 اتومبیل به سراغ همسرم آمدند و او را با خود بردند و از ان تاریخ تا کنون نیز خبری از او ندارم، فقط دو مرتبه کسانی به منزل ما امدند و خانه را تفتیش کردند و هر چه داشت با خود بردند و وقتی از آنها درباره احوال همسرم سوال کردم ، گفتند که خبری از او ندارند و فقط ماموریت دارند که خانه را تفتیش کنند. وی با بیان اینکه بهزاد نبوی 68 ساله است و مشکل قلبی نیز دارد و مسن ترین زندانی سیاسی باشد که دستگیر شده است، گفت: تاسف من بیشتر از این است که هم اکنون همسرم در زندان نظام جمهوری اسلامی است، نظامی که سالها به خاطر آن در زندان های شاه بوده و برای تحقق آن زحمت فروانی کشیده است.ء
خواهر عبدالرضا تاجیک: هیچ مدرکی علیه برادرم وجود ندارد
خواهرعبدالرضا تاجیک نیز در جمع خانواده های دستگیر شدگان حوادث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری در رابطه با وضعیت برادرش گفت: با تلاش های فروانی که انجام دادیم بالاخره موفق شدیم با برادرم در زندان اوین ملاقات کنیم اما در هنگام ملاقات دو نفر در کنار او ایستاده بودند و مانع از این می شدند که به راحتی صحبت کند. وی ادامه داد: تنها چیزی که برادرم توانست بگوید این بود که بازجویی هایش تمام شده و نتوانسته اند هیچ مدرکی بر علیه او پیدا کنند.ء
خواهر ژیلا بنی یعقوب: خواهرم از ما خواسته امیدی به آزادی اش نداشته باشیم
خواهر ژیلا بنی یعقوب نیز در رابطه با نحوه دستگیر شدن خواهرش گفت: ژیلا بنی یعقوب به همراه همسرش در ساعت یک شب دستگیر شدند و افرادی که برای دستگیری آنها آمده بودند حتی عکس های عروسی و عکس ها ی خانوادگی آنها را نیز با خود بردند. وی ادامه داد: من واقعا نمی دانم که خواهرم را به چه جرمی دستگیر کرده اند چون او یک سال بود که بیکار بود و در رسانه خاصی فعالیت نمی کرد. وی افزود: ژیلا بنی یعقوب یک خبرنگار آزاد بود که گاهی مقاله هایی در چهارچوب قانون می نوشت و این هم که جرم محسوب نمی شود.ء
خواهر ژیلا بنی یعقوب گفت: خواهرش در تماس تلفنی که با آنها داشته است از انها خواسته تلاشی برای آزادی آنها نکنند زیرا نتیجه ای نخواهد داشت. وی افزود: گویا خواهرم در زندان به این نتیجه رسیده که قصد آزادی آنها را ندارند و گویا قرار است مدت طولانی ای انها را در زندان نگه دارند.ء
همسر رمضان زاده: عبدالله رمضان زاده از خواسته که با خانواده زندانیان ارتباط برقرار نکنیم
همسر عبدالله رمضان زاده نیز در این جمع در رابطه با همسر خود گفت: رمضان زاده سابقه طولانی حضور در جریانات انقلاب و قبل از انقلاب دارد و از دوران نوجوانی ، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرده است. وی افزود: همسرم در قبل از انقلا ب در کمیته انقلاب اسلامی خدمت می کرد و دانشجوی دانشگاه امام صادق بود و دکتری علوم سیاسی خود را نیز در دانشگاه بلژیک گذرانده است .ء
همسر رمضان زاده ادامه داد: همسرم بعد از ورد به ایران مدتی در وزارت کشور خدمت کرد و سپس به عنوان استاد دانشگاه در دانشگاه تهران استخدام شد و در زمان ریاست جمهوری خاتمی ابتدا استاندار کردستان و سپس سخنگوی دولت شد. وی پس از بیان تاریخچه ای از فعالیت های همسر خود گفت: رمضانزاده هیچ زمانی نبوده است که به نظام خدمت نکرده باشد و تمام زندگی اش را برای جمهوری اسلامی گذاشته است اما نظام جواب خدمت های او رابا دستگیری و زندانی کردن اش به او داد.ءوی افزود: هیچ کشوری رفتاری را که با همسرم در حین دستگیری داشتند با کسی که سالها در حکومت همان کشور دارای مقام بوده نمی کند که او را مانند یک دزد یا قاچاقچی دستگیر کنند.ء
همسر رمضان زاده در رابطه با چگونگی دستگیری همسرش گفت: رمضانزاده به همراه پسر 19 ساله ام از جلسه حزب مشارکت به خانه باز می گشته است که گروهی موتور سوار جلو اتومبیل او را می گیرند و او را متوقف می کنند و بعد از شکستن شیشه های اتومبیل همسرم را تهدید می کنند که همراه او برود. وی افزود: اما رمضان زاده از رفتن سر باز می زند و از آنها می خواهد که حکم بازداشت او را نشان دهند که در این هنگام این افراد پسر من را از ماشین به بیرون پرت می کنند و با ضرب و شتم همسرم سعی در بازداشت او داشتند که مردم متوجه می شوند و در اطراف اتومبیل جمع می شوند.ء
همسر رمضان زاده ادامه داد: در این هنگام افرادی که برای دستگیری همسرم آمده بودند او را از اتومبیل خارج کرده و به مسجدی که در آن نزدیکی وجود داشت می برند و به مردم هم می گویند نزدیک نشوید، ما داریم منافقان را دستگیر می کنیم ، این فرد در بمب گذاری های زاهدان دست داشته است که در این هنگام رمضان زاده نیز خود را به مردم معرفی می کند. وی گفت: بالاخره ماموران با ضرب و شتم همسرم و با شکستن سر او به وسیله اسلحه او را با خود می برد و با گاز اشک آور به صورت پسرم حمله می کنند به طوری که تمام صورت او می سوزد.ء
همسر رمضان زاده بیان کرد: از ان زمان تاکنون فقط یک بار با خانه تماس داشته و در این تماس نیز از ما خواسته است که با هیچ کس مصاحبه نکنیم ، فعالیتی برای آزادی او انجام ندهیم و با خانواده های دیگر زندانیان ملاقات نداشته باشیم. وی ادامه داد: یکی دو روز بعد هم نامه ای به خط همسرم از طرف زندان اوین به دست ما رسید که در آن نامه نیز همین حرفها تکرار شده بود، حامل نامه نیز به ما گفت سعی کنید با خانواده های دیگر زندانیان ارتباط برقرار نکنید چون جرم رمضان زاده سبک است و جرم دیگر زندانیان سنگین است، خودتان را با انها قاطی نکنید.ء
همسر رمضان زاده تصریح کرد: من مطمئن هستم که حداقل 15 میلیون از رای های این دوره انتخابات را فعالینی که هم اکنون در زندان ها به سر می برند ،جمع کردند زیرا آنها با سفر به شهرهای مختلف و تبلیغات توانستند رای های خاموش را جذب کنند اما به قول همسرم نمی دانم چه شد که رای هایی که ما زحمت کشیدیم و جمع کردیم به نفع احمدی نژاد به صندوق ریخته شد. وی گفت: همسرم تعریف می کرد وقتی برای تبلیغات انتخاباتی به شهرهای مختلف می رفت، همین که مردم متوجه می شدند او برای تبلیغات میر حسین موسوی به آن شهر رفته از او استقبال بسیار گرمی می کردند و به سخنرانی های او گوش می دادند. همسر رمضان زاده ادامه داد: همسرم در رابطه با سفرش به کردستان نیز برایم تعریف کرد هنگامی که به این استان رفته بود میزان استقبال مردم از او به حدی بوده که تاکنون در این استان سابقه نداشته است و نکته جالب این است که در هنگام شمارش آرا در همین شهرها نیز آرا احمدی نژاد بیشتر از میر حسین موسوی شمرده شده است.ء
مادر مهسا امرآبادی: جرم دخترم روزنامه نگاری است
مادر مهسا امرآبادی، نیز در رابطه با فرزندش گفت: دختر من یک روزنامه نگار معمولی است که در زونامه اعتماد ملی فعالیت می کند. وی ادامه داد: یکی دو روز بعد از انتخابات ساعت 5/2 شب عده ای به خانه او می روند و ابتدا سراغ همسرش را که او نیز روزنامه نگار است می گیرند و چون همسر او خانه نبوده مهسا و دو تا از دوستانش را که در منزل او مهمان بوده اند دستگیر کرده و با خود می برند.ء
مادر مهسا امرآبادی افزود: ده روز بعد از این ماجرا همسر دخترم به همراه من نزد قاضی حیدری فر در دادگاه انقلاب رفتیم و همسرش خود را معرفی کرد و گفت اگر مهسا به خاطر من در زندان است من آمده ام او را آزاد کنید. وی ادامه داد: اما اکنون بعد از گذشت ده روز مهسا هنوز ازاد نشده است و از شوهرش هم خبری نیست. مادر مهسا امرآبادی در رابطه با وضعیت کنونی دخترش گفت: دیروز حیدری فر به ما نامه ای داد که بر اساس آن امکان ملاقات با دخترم فراهم شده بود اما مسئولان زندان اوین اجازه ملاقات با مهسا را به ما ندادند و گفتند او ممنوع الملاقات است.ء
همسر زیدآبادی: این بار نگرانی ما از دفعات قبل صد برابر بیشتر است
همسر احمد زید آبادی نیز در این نشست گفت: با وجود اینکه بار اولی نیست همسرم را دستگیر کرده و به زندان می برند اما این بار وضعیت او خیلی نگران کننده است به طوری که هیچ کس اطلاعی از اینکه او در کدام بند زندان اوین است به ما نمی دهد. وی ادامه داد: با مراجعاتی که به دادگاه انقلاب و زندا اوین داشته ایم به ما گفته اند او در بند 209 نیست و در بند 2 الف است اما اینکه این بند کجاست کسی چیزی نمی گوید.ء
همسر احمد زید آبادی افزود: در سال 79 که همسرم زندانی شده بود بعد از حدود دو هفته دیگر مشخص شده بود کجاست و می دانستیم باید سراغ او را از کجا بگیریم اما این بار هیچ کس خود را موظف به پاسخگویی نمی داند. وی گفت: بالاخره قاضی مرتضوی یا قاضی حداد باید بدانند که یک زندانی در کجای اوین به سر می برد و در این زمینه اطلاع رسانی کنند نه اینکه با جواب ندادن های خود باعث نگرانی بیش از حد خانواده ها شوند.ء
همسر احمد زید آبادی ادامه داد: این بار نگرانی ما از دفعات قبل صد برابر بیشتر است. وی با بیان اینکه هیچ کدام از افرادی که به خاطر حوادث مربوط به انتخابات دستگیر شده اند، کار غیر قانونی نکرده اند گفت: این نظام است که کار غیر قانونی کرده و خود را در قبال این رفتار غیرقانونی پاسخگو نمی داند.ء
همسر احمد زید آبادی تصریح کرد: تمام کسانی که دستگیر شده اند افراد تحصیل کرده و بچه های خود این انقلاب هستند و جای انها در زندان نیست. وی ادامه داد: به گمانم کسانی که دستگیر شده اند خیلی خوش قلب بودند چون هنوز نظام را نمی شناختند و با باند مخوفی که به راحتی کا رغیر قانونی می کند و در قبال کا رخود نیز به کسی جواب نمی دهد اشنا نبودند.ء
همسر احمد زید آبادی افزود: خوش قلبی دستگیر شدگان در این بود که به نظام اعتماد کردند و برای انتخابات این نظام فداکاری کردند و مزد آنها هم شد زندان.ء
همسر مسلم زمانی نیز که در جمع خانواده های زندانیان حوادث اخیر حضور داشت ، گفت: همسر من توسط اطلاعات سپاه در خرم آباد دستگیر شده است و در بعد از بازپرسی او را به بند قاچاقچیان منتقل کردند و اکنون نیز دوباره به مدت 10 روز مجددا در اختیار اطلاعات سپاه قرار داده شد تا از او بازجویی کنند. وی ادامه داد: همسر من در روز 27 خرداد دستگیر شده است و اطلاع دقیقی نیز از وضعیت او نداریم. همسر زمانی با ابراز نگرانی از اینکه دستگیر کنندگان او را سرکرده اغتشاشات لرستان معرفی کرده اند گفت: متاسفانه چون همسر من را در شهرستان دستگیر کرده اند این امکان که بتوانیم اقدامی در جهت آزادی او انجام دهیم وجود ندارد.ء
مینو مرتازی لنگرودی دبیر انجمن دفاع از حقوق زندانیان نیز در پایان جلسه به جمع بندی اقدامات این انجمن پرداخت و گفت: انجمن دفاع از حقوق زندانیان د رگام نخست اطلاعیه ای صادر کرد و در آن اطلاعیه از خانواده های زندانیان حوادث اخیر خواست که در صورت نیاز به مشاوره حقوقی یا داشتن وکیل با این انجمن تماس حاصل کنند زیرا انجمن معتقد است که اغلب ایرانی ها از حقوق قانونی خود اطلاع ندارند و همچنین نسبت به جرم سیاسی و تبعات ان بی اطلاع هستند. وی ادامه داد: اما متاسفانه هیچ یک از جراید شماره تلفن هایی را که انجمن اعلام کرده بود خانواده ها می توانند با آن تماس بگیرند چاپ نکردند.
دبیر انجمن دفاع از حقوق زندانیان اعلام کرد: انجمن دفاع از حقوق زندانیان، محکومیت فله ای و بدون ذکر نام و بدون حکم دستگیر شدگان را محکوم کرده و با قوه قضائیه، سازمان زندان ها، پلیس امنیت و برخی از نمایندگان مجلس از جمله حجت الاسلام ابوترابی تماس گرفته و خواهان مشخص کردن وضعیت دستگیر شدگان است. وی ادامه داد: همچنین انجمن گزارش هایی از بازجویی های شبانه روزی، نبود فضای مناسب درزندان برای این زندانیان، نداشتن بهداشت مناسب به خصوص برای زنان زندانی، عدم طبقه بندی زندانیان و جدا نکردن زندانیان عمومی را با زندانیان سیاسی در خصوص دستگیر شدگان دریافت کرده و خواهان رسیدگی به این وضعیت است زیرا شرایطی که هم اکنون زندانیان در آن به سر می برند با آیین نامه سازمان زندان ها منافات جدی دارد.
مرتازی با انتقاد از عملکرد دولت در خصوص این زندانیان گفت: هم اکنون کسانی که باید خود مجری قانون باشند، تمامی قوانین را زیرپا گذاشته اند و به جای پاسخگویی به خانواده های زندانیان و مشخص کردن تکلیف انها ، خانواده ها را در نگرانی نگه داشته اند. وی ادامه داد: دستگیر شدگان حوادث اخیر نباید به صورت بازداشت موقت در زندان بمانند ، بلکه باید پس از بازجویی با قرار وثیقه از زندان بیرون بیایند تا در موعد مقرر به پرونده های انها رسیدگی شود.ء
مرتازی گفت: انجمن دفاع از حقوق زندانیان تا کنون توانسته است همکاری 70 وکیل را برای وکالت رایگان پرونده های بازداشت شدگان حوادث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری جلب کند. وی از همه کسانی که اطلاعی نسبت به سرنوشت دستگیر شدگان ، مفقویدن، مجروحین و زندانیان دارند خواست اطلاعات خود رادر اختیار این انجمن قرار دهند. وی با بیان اینکه آیت الله شاهرودی وقتی قوه قضائیه را تحویل می گرفت گفت من ویرانه ای را تحویل گرفتم، گفت: امیدوار هستیم که آیت الله شاهرودی ویرانه را تحویل ندهند و در این چند روز باقی مانده از ریاست قوه قضائیه اقداماتی انجام دهند که دعای خیر مردم را نصیب خود کنند و به آزادی بی قید و شرط همه زندانیانی که در حوادث اخیر دستگیر شده اند، اقدام کنند.ء
اعلام حضور سبزپوشان معترض، به بهانه بازگشت هاشمی به نمازجمعه
راهپیمایی با حضور موسوی و خاتمی، جمعه این هفته
http://www.mowjcamp.com/
دوشنبه، 22 تیر 1388
راهپیمایی با حضور موسوی و خاتمی، جمعه این هفته
http://www.mowjcamp.com/
دوشنبه، 22 تیر 1388
حامیان میرحسین موسوی و معترضان به نتایج انتخابات و درگیریهای پس از آن، در گروههای اینترنتی و کلوپهای فضای مجازی اعلام کردهاند که جمعه این هفته پس از شرکت در نماز جمعه که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار خواهد شد، برای اعلام حضور و تداوم اعتراض، راهپیمایی شرکت خواهند کرد.ء
این خبر در رسانههای مجازی از جمله صفحه میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در فیسبوک و نیز برخی وبلاگهای فعال طرفدار موسوی منتشر شده است. سایت رسمی هاشمی رفسنجانی نیز حضور وی را در نمازجمعه تهران در روز 26 تیر ماه تایید کرده است.ء
وبلاگ «موج آزادی» در این باره نوشته است: ء
از آنجایی که کلیه رسانههای خبری منتسب به جریان اصلاحطلب هک یا فیلتر شدهاند، این وبلاگ از معدود رسانههایی است که هنوز در ایران فیلتر نشده است و امکان اطلاعرسانی به هموطنان را دارد. با انتشار این خبر به گسترده تر شدن این موج سبز کمک کنید. رسانه شمایید!ء
از آنجایی که کلیه رسانههای خبری منتسب به جریان اصلاحطلب هک یا فیلتر شدهاند، این وبلاگ از معدود رسانههایی است که هنوز در ایران فیلتر نشده است و امکان اطلاعرسانی به هموطنان را دارد. با انتشار این خبر به گسترده تر شدن این موج سبز کمک کنید. رسانه شمایید!ء
وبلاگ «دارم مرور میکنم» نیز نوشته است:ء
حضور در نمازی که امامتاش را قرار است کسی که خود جناح حاکم او را مخالف بزرگ احمدی نژاد و حامی اصلی میرحسین اعلام میکند می تواند بسیار معنادار باشد! این حضور هم پیام روشنی برای حاکمیت دارد و هم پیام روشنی برای خود هاشمی و دیگر اصلاحطلبان و حتی برای اصولگرایان منتقد. جناح اقتدارگرا مجهز به اسلحه و نیروی نظامی و پول نفت و تشکیلات عریض و طویل اقتصادی است و تنها قدرتی که میتواند به جناح مقابل، قدرت عرض اندام بدهد حمایت مردمی است. البته قویا معتقدم که نباید رهبران اصلاحطلب حتی خود میرحسین را برای موضع گیریهای تند تحت فشار بگذاریم؛ چون تند شدن آن ها هیچ نفعی برای ما ندارد اما باید نشان بدهیم که از آنها به شرط حمایت از حقوق مردم حمایت خواهیم کرد. این حمایت به آن ها در جدال با نظامیان مسلح، قدرت میبخشد؛ و بدون این حمایت دست آنها خالی خواهد بود.
حضور در نمازی که امامتاش را قرار است کسی که خود جناح حاکم او را مخالف بزرگ احمدی نژاد و حامی اصلی میرحسین اعلام میکند می تواند بسیار معنادار باشد! این حضور هم پیام روشنی برای حاکمیت دارد و هم پیام روشنی برای خود هاشمی و دیگر اصلاحطلبان و حتی برای اصولگرایان منتقد. جناح اقتدارگرا مجهز به اسلحه و نیروی نظامی و پول نفت و تشکیلات عریض و طویل اقتصادی است و تنها قدرتی که میتواند به جناح مقابل، قدرت عرض اندام بدهد حمایت مردمی است. البته قویا معتقدم که نباید رهبران اصلاحطلب حتی خود میرحسین را برای موضع گیریهای تند تحت فشار بگذاریم؛ چون تند شدن آن ها هیچ نفعی برای ما ندارد اما باید نشان بدهیم که از آنها به شرط حمایت از حقوق مردم حمایت خواهیم کرد. این حمایت به آن ها در جدال با نظامیان مسلح، قدرت میبخشد؛ و بدون این حمایت دست آنها خالی خواهد بود.
:نیز نوشته است «MR ghezavat» وبلاگ
روز جمعه فرصتی طلاییست برای نمایش قدرت جنبش سبز و مجاز ترین تجمع که خیلی حرفا برای گفتن خواهد داشت. جمعه فرصتی برای فریاد مردم آزادی خواه ایران خواهد بود. ما ها با پای خودمون و از همه جای ایران جمعه در نمازی که امامتش با هاشمی رفسنجانی هست حضور خواهیم داشت و تمام خیابونهای تهران رو مملو از جمعیت خواهیم کرد. و با گفته شدن تکبیر ، فریاد مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر دروغگو و بعد الله اکبر سر خواهیم داد. جمعه هیچ کس گاز اشک آور یا باتون نمیخوره . جمعه کسی بازداشت نمیشه. و حضور شخص هاشمی در نماز جمعه بهانه ای برای شهرستانی های معترض هست که به جمعیت تهرانی ها ملحق بشن . از شهر من تا تهران حدود ده ساعت راه هست ولی برای حمایت از جنبش این مسیر رو خواهم پیمود تا سهمی از جنبش داشته باشم و نشون بدم این نیرو سرکوب شدنی نیست.ء
روز جمعه فرصتی طلاییست برای نمایش قدرت جنبش سبز و مجاز ترین تجمع که خیلی حرفا برای گفتن خواهد داشت. جمعه فرصتی برای فریاد مردم آزادی خواه ایران خواهد بود. ما ها با پای خودمون و از همه جای ایران جمعه در نمازی که امامتش با هاشمی رفسنجانی هست حضور خواهیم داشت و تمام خیابونهای تهران رو مملو از جمعیت خواهیم کرد. و با گفته شدن تکبیر ، فریاد مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر دروغگو و بعد الله اکبر سر خواهیم داد. جمعه هیچ کس گاز اشک آور یا باتون نمیخوره . جمعه کسی بازداشت نمیشه. و حضور شخص هاشمی در نماز جمعه بهانه ای برای شهرستانی های معترض هست که به جمعیت تهرانی ها ملحق بشن . از شهر من تا تهران حدود ده ساعت راه هست ولی برای حمایت از جنبش این مسیر رو خواهم پیمود تا سهمی از جنبش داشته باشم و نشون بدم این نیرو سرکوب شدنی نیست.ء
یک ماه از تقلب بزرگ در انتخابات ریاستجمهوری و نزدیک به دو هفته از تایید این تقلب بزرگ توسط شورای نگهبان میگذرد. شورایی که اعضای آن بیشتر مایلاند «نگهبان قدرت» باشند تا «نگهبان قانون اساسی»؛ و چه انتظاری از این شورا هست که روی انتخابات تقلبی مهر تأیید نزند، وقتی دستکم هفت عضو این شورای دوازده نفره پیش از آن به صراحت از رئیس متقلبان حمایت کردهاند.ء
آن یک ماه و این دو هفته گذشته، ولی هنوز ملت ایران از آنچه بر فرزندانش گذشت در بهتی عمیق فرو مانده است. هنوز بسیاری از ما مات و مبهوتیم و در شوک به سر میبریم؛ شوکه شدهایم که چقدر راحت رأی ما را دزدیدند، چه ساده خیال کردند بر سر ما کلاه گذاشتهاند و چطور توانستند در چشم ما نگاه کنند و بیشرمانهتر از هر زمان دیگری به ما دروغ بگویند؛ ما را کتک بزنند، مردم بیگناه حقطلب را در خیابانهای ایران به خاک و خون بکشند و در عین حال اغتشاشگر بنامند، بازداشت کنند و همزمان به انقلاب مخملی متهم کنند و بعد از این همه، با پررویی تمام بگویند: آدمکش شمایید و به همین گناه کشته شدید! تازه بعد این همه که تشت رسواییشان از بام افتاده است، یادشان افتاده که واژه «اغتشاشگر» هم دستپخت توطئه بیگانگان است؛ و ما در این میانه بمانیم که بالاخره خودی کیست، بیگانه کیست، هممیهن کیست و اگر اینها هموطن مایند، این رفتارهای غیر اسلامی و غیر انسانی چیست.ء
آری، این داستان غمانگیز این روزهای ماست؛ غمانگیز و غضبناک! چه برافروخته و چه مأیوس، یا حتی بهتآور و یا قابل پیشبینی، این داستان ما در این مدت بوده و هست، مگر آنکه نخواهیمش و در پی تغییرش برآییم. میتوانیم اراده کنیم که این «داستان» به «سرنوشت»مان تبدیل نشود، اگر و فقط اگر بخواهیم و برای ایجاد این تغییر تلاش کنیم. تجربه کشورهای مختلف در سطح جهان نشان از پیروزی دیر یا زود جمهور مردم بر زورگویی و دیکتاتوری دارد، و تجربه پدرانمان نیز خبر از توان این تغییر در نهاد تک تک ما ایرانیان وطندوست و صلحطلب میدهد.ء
راهپیمایی باشکوه 25 خرداد و تجمعات روزهای پر افتخار 26 تا 28 خرداد نقطه روشن اذهان ما هست؛ روزهایی که صدها هزار نفر از مردم پایتخت نشان دادند وقتی پلیس، بسیج و نیروهای لباس شخصی دخالت نکنند و تجمعات مدنی را به خشونت نکشند، کسی از مردم اهل خشونت و اغتشاش نیست و حتی تجمعکنندگان خود میتوانند امنیت گردهماییها و راهپیماییها را تضمین کنند؛ کافی است کسی به نام حفظ امنیت، تجمعات را به خشونت نکشد.ء
گردانندگان این سایت همانند بیشتر اصلاحطلبان معتقدند باید علیه تشکیل دولت غیرقانونی به اعتراض قانونی ادامه داد و نگذاشت یک دولت کودتایی بر جمهوری اسلامی تحمیل شود که در این صورت نه جمهوریت باقی خواهد ماند و نه اسلامیت. ما معتقدیم هنوز فرصت باقی است و با اعلام نظر شورای نگهبان هیچ چیزی تمام شده نیست؛ چرا که از اول هم انتظار نداشتیم این شورا به جانبداریهای قبلی خود از احمدینژاد پشت پا بزند و به نظر ملت تمکین کند. باید تمام تلاشمان را بکنیم تا از تشکیل دولت کودتایی عاجز بمانند و اگر نشد، هر روزی که از عمر این دولت غیرقانونی و ضد ملی میگذرد، یک روز به خلاصی از احمدینژاد و کودتایی که او با آن بر سر کار آمده نزدیک میشویم. مشروعیت این دولت از ایران و ایرانی گرفته نشده است و روزشمار سقوط آن را از همین حالا باید ورق زد.ء
استراتژی آتی ما بر همان محورهایی مبتنی است که میرحسین موسوی نیز تاکنون بر آنها تاکید کرده است:ء
ء1- دفاع از حق و رای مردم،ء
ء2- تداوم اعتراضات به تقلب انتخاباتی،ء
ء3- دفاع از جمهوریت نظام،ء
ء4- دل نبستن به حمایت دولتهای خارجی،ء
ء5- پایبندی به اصل عدم خشونت و مراعات قانون عادلانه
ء6- و مهمتر از همه بهکارگیری خلاقیت در یافتن روشهای جدید اعتراض مدنی.ء
ء1- دفاع از حق و رای مردم،ء
ء2- تداوم اعتراضات به تقلب انتخاباتی،ء
ء3- دفاع از جمهوریت نظام،ء
ء4- دل نبستن به حمایت دولتهای خارجی،ء
ء5- پایبندی به اصل عدم خشونت و مراعات قانون عادلانه
ء6- و مهمتر از همه بهکارگیری خلاقیت در یافتن روشهای جدید اعتراض مدنی.ء
ما بنا داریم بر این محورها حرکت کنیم. از تجربههای قبلی نسل خود و نسل قبل نیز درس گرفتهایم که گفتار و رفتار هیجانی، ساختارشکنی، زبان نفرت و خشونتپراکنی، انحصارطلبی در اندیشه و عمل، تحقیر فکر مخالف، فریاد از کنار گود، سطحینگری، خیالبافی و هر نوع دوری از واقعگرایی، نتیجه مطلوبی برای ما نخواهد داشت.ء
سایت «موج سبز آزادی» محل گردهمایی همه دوستداران راهی است که با اعتراض به تقلب بزرگ 22 خرداد آغاز شده است. این گروه با راهپیماییهای باشکوه هفته بعد از انتخابات بر گرایش و رفتار مدنی خود اصرار ورزیده و اکنون در مسیر آینده چشم میگرداند تا راههای جدید و کمخطری برای اعلام غیرقانونی بودن دولت احمدینژاد، اصرار بر لزوم برکناری هرچه سریعتر او و تاکید بر ضرورت عقبنشینی حامیانش از موضعگیری علیه ملت پیدا کند.ء
ما امکانات بسیاری داریم که هنوز از ما گرفته نشده و بعضی از این امکانات را تحت هیچ شرایطی نمیتوانند از ما سلب کنند. باید بیش از این به استفاده بهتر و کارآمدتر از این امکانات ارتباطی، هویتی و اجتماعی اندیشید و راههای استفاده بهتر از آنها را پیدا کرد.ء
ما فرصتهای بسیاری داریم که باید قدر آنها را بدانیم و امتیازهای بسیاری نیز داریم که میتوانیم به آنها تکیه کنیم. هنوز هم بسیاری ایرانیانی که در خارج از کشور دلشان برای ایران میتپد، به اعتراضات خود ادامه میدهند و در داخل کشور نیز تمام نشانههای اجتماعی حاکی از این است که اکثر مردم مشروعیتی برای دولت احمدینژاد قائل نیستند.ء
این سایت بنا دارد به عرصه عملی کردن یکی از ایدههایی وارد شود که میرحسین موسوی دستکم در دو بیانیهاش و نیز در همفکریاش با استادان دانشگاه مطرح کرده است: پیدا کردن راههای جدید، ابتکاری و خلاقانه، بیخشونت و کمخطر برای ابراز اعتراض به وضع موجود و دولت غیرقانونی حاکم.ء
ما بنا داریم در این سایت آخرین اخبار تحولات سیاسی و اجتماعی مربوط به جنبش سبز را پوشش دهیم و جدیدترین فعالیتهای سبزپوشان و سبزاندیشان را به اطلاع علاقهمندان این حرکت صلحآمیز و مدنی برسانیم. این مهم میسر نخواهد شد، مگر با کمکرسانی فعالان عرصه اینترنت و دیگر کسانی که همانند ما خبررسانی سریع و دقیق را مهمترین نیاز و امتیاز یک جنبش مدنی در برابر دولتی تمامیتخواه میدانند.ء
ما محور فعالیت خود را در فضای مجازی تعریف کردهایم و بدین ترتیب تفاوتی بین فعالان داخل و خارج از کشور قائل نیستیم؛ جز در این باره که تلاش میکنیم اکثر ایدهها و طرحهایی که در این سایت مطرح میشوند، در فضای داخل کشور قابل بحث و اجرا باشند.ء
بنای «موج سبز آزادی» بر این است که به قانون پایبند باشد؛ قانونی که عادلانه است و آزادی را نقض نمیکند. بنای ما بر این است که به مقامهای قانونی نظام احترام بگذاریم و آنها را منصفانه نقد کنیم. البته بیشک آنها هم باید به حد و حدود قانونی خود پایبند باشند و حقوق ملت را مراعات کنند. اما حتی اگر مسئولان به قانون پایبند نباشند، مخالفان مدنی به احترام به قانون سزاوارترند.ء
این آغاز راه است، و ما باز هم با شما سخن خواهیم گفت.ء
فاشگویی یک فرمانده سابق سپاه پاسداران
تقلب پیش از این هم در جمهوری اسلامی سابقه داشته است
http://www.ayande.ir/
یکشنبه، 21 تیر 1388
تقلب پیش از این هم در جمهوری اسلامی سابقه داشته است
http://www.ayande.ir/
یکشنبه، 21 تیر 1388
بالاخره مساله انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مانند هر مساله دیگری تمام شد. قبل از پرداختن به برخی از این ابهامات و نقدها باید یادآوری نمود که به دلیل پارهای از مشخصات و ویژگیها، در میان انتخابات انجام شده در این سه دهه، نمی توان به جز اولین انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی ـ رفراندوم تعیین نظام مقدس جمهوری اسلامی ـ نظیر و مانندی برای این انتخابات سراغ گرفت. این ویژگیها عبارتند از:
ء1- حضور بیسابقه مردم که درصد حضورشان در پای صندوقهای رأی، فاصله چندانی با درصد حضور مردم در رفراندم تعیین نظام در سال 1358 نداشت.ء
ء2- حضور شخصیتهای برجسته سیاسی در میان نامزدها که تماماً از بزرگان و مسولین نظام بودند. سه نفر از نامزدها ـ جناب کروبی، جناب موسوی و جناب احمدینژاد ـ متصدی امر مجلس یا دولتهای گذشته بودهاند، دو نفر آنها ـ جناب کروبی و جناب رضایی ـ ازمسئولین منصوب امام و مورد علاقه ایشان بودهاند. یک نفر از آنها ـ جناب موسوی ـ دو دوره نخست وزیر رهبری کنونی نظام و مورد تایید و علاقه امام بوده است.ء
ء3- حضور پررنگ و اعلام مواضع شخصیتها و مجامع و تشکلهای دینی در حمایت از بعضی از نامزدها که بر خلاف دورههای گذشته، گاه در میان آنها ایجاد دو دستگی نمود.ء
ء4- پارهای ملاحظات و مسائل در امر مقدمات برگزاری و حواشی مقدماتی انتخابات که تا حدودی اصل انتخابات را تحت تأثیر خود قرار داد.ء
ء5- اعلام نظر و موضعگیری دولتهای خارجی ـ آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی و رژیم اشغالگر فلسطین ـ در قبال روند و نتیجه انتخابات.ء
ء6- اعتراض گسترده مردم به نتیجه اعلام شده انتخابات و تبعات و پی آمدهای تلخ و خونین آن و...ء
اما برخی از ابهاماتی که به رغم اعلام رسمی بسته شدن پرونده انتخابات از سوی شورای نگهبان هنوز که هنوز است در ذهن و نظر خیلیها بیجواب ماندهاند و به نظر میرسد تا جامعه بیدار ما برای آنها پاسخ و دلائل قانع کنندهای نیابد، کماکان از مسئولین امر به دنبال جواب آنهاست، به قرار زیر است:ء
ء1-دراین انتخابات برای اولین بار و برخلاف انتخابات دورههای پیشین ریاست جمهوری، از سوی نامزدهای اصلاح طلب و بویژه از سوی ستاد مهندس میرحسین موسوی بحث امکان انجام تقلب به میان کشیده شد و برای جلوگیری از این شائبه، پیشنهاد تشکیل کمیته صیانت ازآراء به وزارت کشور ارائه گردید که متاسفانه وزارت کشور با این پیشنهاد به شدت مخالفت کرد.ء
در یک بررسی منصفانه و به دور از پیش داوری باید اذعان کرد، هر چند انتخابات در ایران اسلامی از سالمترین و پاکترین انتخابات موجود در دنیاست، اما به تلخی بایداذعان کرد در مواردی تخلفاتی در انتخاباتها رخ داده است.ء
در دهه شصت و پس از آن، شاهد انجام تقلبهایی در امر انتخابات بودهایم. برای نمونه در دو مرحله انتخابات استان اصفهان از سوی شورای نگهبان تماماً باطل اعلام گردید و در نمونه دیگر مابین وزارت کشور و شورای نگهبان در مورد نحوه شمارش بعضی از صندوقهای رأیگیری در سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران اختلاف نظر شد، حضرت امام(ره) در این مورد با تعیین حجت الاسلام محمدعلی انصاری کرمانی که از اعضای دفتر و مورد وثوق ایشان بود، شخصاً دخالت کردند و رأی نماینده خود را برای دو طرف لازمالاجرا دانستند که در نتیجه با اعلام رأی نماینده ایشان به نفع وزارت کشور پس از بازشماری بعضی صندوقهای مورد اختلاف انتخابات تهران از ابطال رهایی یافت. همچنین در انتخابات مجلس ششم با درخواست شورای نگهبان برخی صندوقهای حوزه تهران تا میزان 700 هزار رأی باطل شد و دکتر حداد عادل که ابتدا نامش در میان برگزیدگان نبود، به مجلس ششم راه یافت و در آن مقطع هم با حکم رهبری انقلاب شورای نگهبان از تداوم ابطال صندوقها دست کشید.ء
سوال وابهام اساسی این است:ء
برفرض که ستاد مهندس موسوی این کمیته رابهانه کرده باشد تا بقول بعضی از آقایان پیشاپیش باعلم به شکست موسوی!! در اعلام نتیجه نهایی انتخابات تردید ایجاد کند!، چه مانعی داشت این بهانه از این ستاد گرفته میشد؟ آیا کمال تدبیر در این نبود که وزارت کشور برای رّد این شبهه با توجه به اینکه رییس دولت هم یکی از نامزدها و به تعبیری اصلیترین رقیب نامزدهای دیگر در این انتخابات بود، با پیشنهاد تشکیل این کمیته موافقت میکرد؟ آیا میتوان این مخالفت را به حساب بیتدبیری گذاشت؟
آیا نباید به معترضین حق داد در این مورد به گونهای دیگر بیاندیشند و برای مخالفت با تشکیل کمیته صیانت از آراء که وجود آن به هیچ کجا برنمیخورد، دلائل خاص خود را داشته باشند؟ چرا وزارت کشور که در انجام انتخابات به دور از هرگونه اشتباه و تقلب کاملاً اطمینان داشت با این پیشنهاد منطقی اصلاح طلبان مخالفت کرد و این همه و شاید تا همیشه خود را در معرض بدترین اتهامات ممکنه قرار داد؟
ء2- یکی از مشکلات و ابهامات انتخابات کنونی که باید در کمال انصاف آن را تنها متوجه دولت نهم و دهم ندانست آن است که دولت ازیکسو در امر برگزاری انتخابات مجری انتخاباتی به این حساسیت است و از سوی دیگر رییس آن بعنوان یکی از نامزدهای حاضر در انتخابات در این عرصه با رقبای دیگر رقابتی جدی دارد!
پرسش اساسی این است: اگر دولت در این زمینه همانند آنچه در این انتخابات شاهد آن بودیم که وزرای دادگستری! و امورخارجه در تهران و استان گلستان برخلاف قوانین موجود که شخصیتهای دولتی را از تبلیغ و فعالیت به نفع یکی از نامزدها منع مینماید در حمایت از احمدینژاد سخنرانی کردند - تخلفاتی داشته باشد که این تخلفات اصل و نتیجه انتخابات را به زیرسوال میبرد، به کجا و چه کسی باید پناه برد؟ به شورای نگهبانی که بیش از نیمی از اعضای آن در اقدامی تعجب برانگیز پیش از برگزاری انتخابات در رسانهها اعلام میکنند به آقای احمدینژاد رأی میدهند شکایت معنایی دارد؟
کسی در فصل الخطاب بودن نظر نهایی شورای نگهبان در اعلام نهایی نتیجه انتخابات نباید کمترین شک و تردیدی داشته باشد، چون این نص قانون است. اما به نظر میرسد در اینگونه موارد که افکار عمومی کشور ملتهب و نگران نتیجه انتخابات است، رجوع به قانون تنها گرهگشای کار نیست و باید برای عبور از بحران ایجادشده که متاسفانه در این انتخابات به ریخته شدن خون دهها نفر بیگناه منجر شد، باتوجه به مصلحت عمومی جامعه تدبیرهایی دیگر اندیشید و راه برون رفت از بحران و مشکل، آنهم در چنین مسالهای که در آن نه تنها چند میلیون نفر در یک شهر بلکه میلیونها نفر در سرتاسر کشور دچار تردید بودند را پیدا نمود.ء
مگر امام که برخیها این همه با نقل به جا و بیجای! فرمایشاتشان درباره منزلت شورای نگهبان داد سخن دادند که ایستادگی در برابر شورای نگهبان را دیکتاتوری و ایستادگی در برابر قانون میدانست، در مثال ذکر شده در بالا درباره انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران، آیا قانون نمیدانست و یا به فصلالخطاب بودن نظر نهایی شورای نگهبان اعتقادی نداشت که در اختلاف ایجاد شده مابین شورای نگهبان و ستاد انتخابات وزارت کشور طرف شورای نگهبان را نگرفت و نظر آنرا فصلالخطاب ندانست؟! جالب اینجاست که در آن انتخابات شورای نگهبان و وزارت کشور در مقابل هم بودند و در این انتخابات شورای نگهبان و وزارت کشور، در برابر میلیونها نفر.ء
مگر رهبر انقلاب در انتخابات مجلس ششم با حکم حکومتی خود جلوی اقدامات شورای نگبهان را نگرفتند؟ چرا لااقل به سیره نورانی امام عمل نشد تا میلیونها نفر که برای رساندن صدای اعتراض خود، گوش شنوایی نمیدیدند، ناچار نشوند به خیابانها بریزند و در راهپیماییهایی میلیونی در فریاد خاموش خود را به طاق آسمان تهران و غیرتهران بکوبند و در راستای اعلام اعتراض خود حتی حاضر شوند خون عزیزان خود را برزمین ریخته ببینند؟ چرا در نه دوره انتخابات ریاست جمهوری گذشته، معترضی به خیابان نیامد وراه پیمایی نکرد وقطره ای خون هم از دماغ کسی برزمین ریخته نشد ؟
ء3- نظام مقدس ما تازه سی ساله شده است: چرا بعضی از ما این قدر بیحوصله و بیطاقت شدهایم که در کمترین حادثهای صبوری از دست داده و برای حذف یکدیگر به سیم آخر می زنیم؟
چرا ما که داعیه آزادی بشریتمان گوش خودمان و فلک را کر نموده است! به این زودی تحمل یکدیگر را ازدست دادهایم که انگار جز با زبان اتهام براندازی و جاسوسی و زندان و حبس و پرونده و سنگ و باتوم و...! نمیتوانیم با هم سخن بگوییم؟ چرا دشمنانی را که کمر به نابودی این آب و خاک و آیین بستهاند، مهمان ریشخند بر اشتباهات غیرقابل قبول و بیتدبیریها و سیاستهای نادرست خود نمودهایم؟
ء4- مگر دولت مانند همه دولتهای دیگر با به کارگیری نیروهای انتظامی تحت امر خود وظیفه برقراری امنیت در چنین مواقعی را برعهده ندارد؟
بر فرض که عدهای آشوبگر با قصد قبلی سعی در سوء استفاده از این راهپیماییها و تجمعهای آرام را داشته باشند؛ آیا دولت نمیتواند و نباید با ایجاد حصارهای امنیتی ایجاد شده توسط نیروهای انتظامی تحت فرمان خود، آنگونه که در راهپیماییهای اعتراضآمیز در خارج از کشور شاهد آن هستیم، وضعیت را کنترل و امنیت راهپیمایان را تامین و راه را بر سوء استفاده کنندگان فرصت طلب ببندد؟
حال که اراده هر چنداشتباه این بود که با نیروی قهریه تجمعات سرکوب شود و صدافسوس! چرا در این بازی این همه از نیروی بسیج وسپاه که پشتوانه و آبروی آنها، خدمات بینظیر و بیبدیلشان به کشور و ملت و انقلاب است، مایه گذاشته شد؟
آیا کسانی که به روی مردم تظاهرکننده - هر چند غیرقانونی - چوب و باتوم بلند میکنند و بر روی آنان اسلحه میگشایند و هرکس را در روبروی خود میبیند، مجرم و متهم میدانند و گاه مقصر و غیر مقصر را از هم تشخیص نمیدهند میتوانند و در مواقعی که دفاع از انقلاب به نیروی مردمی نیاز دارد، این مردم را به سوی خود فرا بخوانند؟ و اگر فرا بخوانند آیا باید انتظار اجابت از سوی کسانی را داشته باشدکه برروی آنها باخشم نگریسته و آنها را کتک زده و یا از آنها کتک خوردهاند و..؟
شما را به خدا لااقل به وجدانهایتان پاسخ دهید: نوجوانان و جوانانی که از آنها حداکثر در حد کارسادهای مانند پستهای ایست و بازرسی استفاده شده و میشود، در رابطه با کنترل بحرانها و جنگهای درون شهری چه آموزشهایی دیده بودندکه مظلومانه پای آنها به میان کشیده و با آبروی آنها اینگونه بازی شد؟ گناه هدردادن این سرمایه ارزشمند عمومی برگردن چه کسانی است؟
چرا اعتمادی را که نظام اسلامی ما در ازای ریخته شدن خون صدهاهزار شهید و مجروح به دست آورده و به آن میبالد، فدای یک انتخابات زودگذر چندساله کرده و میکنیم؟ چرا فکر نمیکنیم با فداکردن این نیروی ارزشمند و از بین بردن اعتماد ملت به نظام که بازگرداندن آن اگر امری محال نباشد، بسیار دشوار است، چه از دست داده و چه به دست آوردهایم؟ چرا عدهای به خود اجازه میدهند هر کار میخواهند از حساب رهبری و اعتبار ولیفقیه خرج کنند و کار به جایی برسد که خود ایشان هم از خون شدن دلش با اقداماتی با نام رهبری گلایه کنند؟
ء5- در اولین روز اعلام نتیجه انتخابات، بسیاری از فعالین سیاسی وابسته به اردوگاه اصلاح طلبان دستگیر و روانه ناکجاآبادهایی شدند که به حسب نقل، تاکنون حتی خانواده و وکلایشان امکان دیدار با آنان را پیدا نکردهاند. تا آنجا که من در رسانهها دیدهام، در این مورد کمترین اطلاعرسانی به مردم انجام نشده است.ء
آنگونه که از شواهد و ظواهر امر پیداست، اکثر این افراد توسط وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی که ضابط قوه قضاییه است دستگیر نشدهاند. اگر این نیروهای که به غلط یا درست! به آنها لباس شخصی میگویند، وظیفه قانونی خود را انجام میدهند، که لابد بهردلیل! نیروهای انتظامی و اطلاعاتی کشور از انجام آن عاجز یا معاف شدهاند! چه اصراری بر عمل پنهانی آنها وجود دارد تا این همه حرف و حدیث در مورد آنها در مجلس و در سطح جامعه زده شود و کسی را یارای پاسخ به انبوه سوالات درباره آنها نباشد؟
چرا یکبار برای همیشه مساله لباس شخصیها برای مردم و نمایندگان آنها در مجلس روشن نمیشود؟ تا کی میخواهیم یک بام و دو هوا عمل کنیم؟ آیا آفتاب همیشه زیر ابر پنهان میماند؟ نکند خدای ناکرده این شجاعت در مسولین این افراد وجود نداردکه نمیتوانند در اینگونه مواقع مسئولیت عملکرد خویش را برعهده بگیرند؟! اگر به وظایف قانونی خود عمل و عدهای را دستگیر میکنند، چرا دستگیرشدگان را ازابتداییترین حقوق انسانی و شرعیشان محروم مینمایند؟ا
ء6- آیا بروز آن همه اشتباه از سوی دولت و غیردولت را در روزهای پرالتهاب پس از انتخابات، میتوان امری تصادفی دانست؟ چرا در روز انتخابات سیستم ارسال پیامهای کوتاه مردم در سرتاسر کشور دچار اشکال شد؟
مگر آقایان مدعی این نبوده و نیستند که رأی مهندس موسوی بیشتر مربوط به تهران! آن هم ساکنان شمال آن! بوده است؟ اگر اینگونه بود و هست، چرا سیستم ارسال پیامک بیشتر شهرهای کشور را مختل کردند؟
بر فرض این که استفاده از این امکانات تنها برای جبهه رقیب و به نفع رقیب بود که اینگونه نبود و دوطرف به طور یکسان از آن استفاده میکردند، دولت که مجری انتخابات است و باید در این آوردگاه حساس بیطرف باشد چه حقی داشته و دارد از قدرت و امکانات امنیتی و ارتباطاتی خود در جهت اعمال محدودیت علیه نامزدها یا نامزدهایی که طرفداران آنها را در اقلیت میداند، استفاده کند؟
اگر این همه مردم در اقلیت بودند، چرا این همه از آنها هراس داشتند و آنها را از دسترسی به امکانات شخصیشان منع کردند؟ درکجای دنیا اکثریت از اقلیت میترسد و علیه او وارد عمل میشود؟! اکثریت چرا باید از اقلیت بترسد و علیه او اعمال محدودیت نماید؟!ء
دولت چه حقی دارد به هر بهانه در محدوده و حریم شخصی شهروندان ظاهر شود، تا جایی که آنها را در استفاده از امکانات شخصیشان (تلفنهای همراهشان) دچار محدودیت نماید؟ آیا با کسانی که بهر دلیل این محدودیتها را اعمال نمودند، نباید براساس قانون برخورد و مسببین آن به مردم معرفی شوند؟
سخن به درازاکشید. کاش رییس دولت نهم و دهم در نطق تلویزیونی سهشنبه شب خود میتوانست با تغییری اساسی و رویه خود و دولتمردانش آبی بر این آتش همچنان مشتعل اما پنهان! بریزد تا شاید دلهای بناحق شکستهای را بدست آورد و قلوبی داغدار از مصیبت عزیزان را تسلا و آرامشی بخشد و.. اما انگار نه انگار هنوز که هنوز است، بعضی از عزیزان این ملت که روزی مانند خود ایشان براریکه مسئولیت بودهاند در زندانند. انگار نه انگار در بدنه دولت ایشان به قول تاریخ نگار معروف عهد غزنویان، مرحوم بیهقی: بعضی وزرای دولت او انگشت در وزارتخانههای خود کردهاند تا هر کس که به موسوی رأی داده و برای او فعالیت کرده است! را بیابند تا او را اگر به رسمتی است - مانند وزارت نفت!- ازآن سمت و مسئولیت بردارند، وگرنه از او بخواهند بارش را بردارد و به هر جا که خواهد رود!ء
راستی هوا این روزها خیلی پس است! میگویند و شاید! در روزهای آینده اوضاع کمی بهتر بشود! و خواهد شد! خدا کند، خدا کند همچون همیشه ابر رحمتی بیاید و بر ما ببارد و ببرد هر آنچه را که باید ببرد!ء
هوالذی انزل من السماء ماء لیطهرکم به ولیربط قلوبکم ویثبت به الاقدام! خداست که از آسمان آبی فرو میفرستد که با آن شما را پاک و پاکیزه میکند و دلهایتان را بهم پیوند داده و قدمهایتان را استوار مینماید. صدق الله العلی الع
از هم می پرسند در مقابل دردی که سعید حجاریان می کشد ما که بیرون از زندانیم چه کنیم ، یا در مقابل سخت گیری هائی که ماموران زندان بر کسانی مانند ابطحی، صفائی فراهانی، تاج زاده، میردامادی و رمضان زاده و دیگران روا می دارند باید چه حرکتی نشان داد. رفتن به نماز جمعه، هوا کردن بادبادک در پشت بام ها و الله اکبرهای شبانه آیا فایدتی دارد.ء
سعید برایم نوشته اگر نبود حجاریان می رفتم شناسنامه ام را می سوزاندم و نام کوچکم را عوض می کردم از این همه سعید پلید که هست. دنا [ساکن سان فرانسیسکو] در وب لاگش نوشته در نماز جمعه سبز شرکت می کنیم با روش خودشان ساقطشان می کنیم، یک تکان مانده ، یک تکان آخر. و از همه خواسته به نماز جمعه آقای هاشمی بروند. امیرعلی نوشته دارم خفه می شوم اگر مرا امروز نگیرند ممکن است دست به کار بزرگی بزنم. از این غمزدگی ها بسیارست. تنها من نیستم که می خوانم و می دانم همه به نوعی آشنائیم و مبتلا.ء
اما من از روایت های امروز نوشته حسین ب را دوست دارم و به طبع و نظرم نزدیک می دانم.ء
حسین نوشته الان برگشته ام. دیگر طاقت ماندن نداشتم. می خواستم در اولین فرصت این شناسنامه و گذرنامه را از خود دور کنم. گفته بودم اگر شد می روم زیمبابوه. رفتم اما سفرم یک هفته طول کشید. رفتم مرز، مرز بازرگان و در صف ایستادم ولی فهمیدم نمی شود حتی زمینی از این کشور گریخت. آرامش نداشتم صبح روز دوم باز رفتم در صف ایستادم، اولین ماموری که دیدم هم سن و سال خودم بود و لباس سبز سپاه پاسداران به تنش بود، در چشمانش زل زدم و گفتم من باید بروم هیچ هم پول ندارم ولی این جا نفسم گرفته است باید بروم. مقصودم این بود که بیا و مرا بگیر اما گفتم کمکم کن. گفت برو کنار بایست. در سایه ایستادم. نیم ساعت بعد آمد گفت باید تا نیم ساعت بایستی گفتم ده ساعت هم باشد می ایستم. بعد نیم ساعت آمد دستم را گرفت و رفتیم از ساندویچ فروشی دو تا ساندویچ تخم مرغ و دو تا زم زم خرید و مرا برد خانه اش. دیگر آن دیو نبود که گمان داشتم. پرسید در این شهر کسی را داری، گفتم نه. گفت من این اتاق را اجاره کرده ام پیش من بمان. گفتم کارم را درست می کنی برم، گفت اگر خدا بخواهد درست می شود. چهار روز میهمانش بودم. چند تا کتاب داشت برایم می خواند. شعر هم می خواند. شب ها هم می رفتیم به پارک. بعد چهار روز گفتم من باید برگردم تهران. گفت همین جا بمان کاری برایت پیدا می کنم. بعدش هم برایم گفت شش ماه از خدمتش مانده. نشانی ام را دادم و گفتم بیا تهران یک راست بیا پیشم، پرسید اتاقت برای یک هفته میهمان جا دارد. خندیدم. حالا آمده ام و نمی دانم این را چطور باید تفسیر کنم.ء
برای حسین ننوشتم اما برای شما می نویسم این تصویر ماست. جامعه ای پر از تضاد و تناقض. در داخل این چرخ گوشت تضاد آدم ها با آرمان هایشان خرد و نرم می شوند. آن فیلم روز هجده تیر را دیده اید لابد که مامور نیروی انتظامی در پشت بلندگو از بچه ها می خواهد متفرق شوند اما زبانش این است "خیلی خب امروز گردش کردید حالا بروید یک بستنی بخورید". باورتان می شود که هنگام دیدن این فیلم به همان اندازه ای بغض کردم که هنگام دیدن فیلم لحظه های آخر ندا و یا صحبت های مادر سهراب.ء
اما سخن امروز. پرسیده ای چه کنیم که کاری کرده باشیم وقتی که عزیزانمان در زندان و در زحمت اند، می گویم همان که عبدالله رمضان زاده یک ساعت قبل از دستگیریش به دوستان مشارکتی گفت. ضبط شده در دنیای مجازی هم هست .ء
این نوار دست بازجویان رمضان زاده هم هست . الان هم دارد برای آن گفته ها تقاص پس می دهد مرد شجاع سخنگوی دولت خاتمی. خلاصه اش این می شود که این مرد با جربزه و صادق می گوید هر چه می کند جناح اقتدارگرا از آن روست که می ترسد و چاره را در آن می بیند که بترساند. فقط برای رعب دوستان ما را گرفته اند، منتظریم ما را هم بگیرند. همه جا را باخته اند و می خواهند آرمان فروشی کنند، معامله کنند، باید روزنامه ها بسته باشد و ما هم نباشیم که سخنی بگوئیم. همین است و دیگر جز این خبری نیست. می خواهند رعب بیندازند که بتوانند بلکه مدتی دیگر قدرت برانند.ء
همین امروز و فردا برایتان خواهم نوشت چه کس سزاوارست غمگین باشد. خواهم نوشت که چرا آنان که خواهان زندگی بهترند نباید نگران باشند. برایتان خواهم نوشت محنت سرائی که به همت شما برای متحجران فراهم شده. برایتان خواهم نوشت چه داشتند و چه دارند. و خواهم نوشت که چه غنیمت نصیب ما شد.ء
برایتان همین روزها خواهم نوشت آیا اوضاع چنان است که آقای محسن رضائی می گوید و خطر فروپاشی هست، یا چنان است که زیردستان سابق وی می گویند که بادی به غبغب می اندازند و عظمت تجهیزات نظامی را برای ایجاد رعب به کار می گیرند و از آن تعبیر به قدرت و عظمت می کنند، آیا چنان که می نویسند همه چیز عادی است و مانده این که دفتر مهندس موسوی هم گرفته شود مانند دفتر آقای خاتمی، برایتان خواهم نوشت کدام درست است به نظر و درک من.ء
اما امروز قصه ای بگویم.ء
حاجی حسین کبابی که اسم مغازه اش را گذاشته بود "طباخی صداقت" همه چیز داشت جز صداقت و درستی. آب در دوغ می کرد، وقت دخل دولا پهن لا حساب می کرد، برنج خرده می خرید، به جای روغن پیه بز می ریخت، معلوم نبود که به جای گوشت چه در خمیر کوبیده می کرد که مانند لاستیک می شد، دستمزد کارکنانش را کم می داد. با این همه دکانش اول ها بدون مشتری نبود گیرم بیشتری به هوای شنیدن قصه هائی می رفتند که او از بدکاری کبابی ها و چلوئی های دیگر می گفت. شده بود یک جور نقالی و سرگرمی. یک جور خنده و شوخی. اما بعدش با شکایت یکی از همان مشتریان کار بیخ پیدا کرد.ء
سید ضیا شده بود رییس الوزرا تام الاختیار، و چپ و راست فرمان صادر می کرد و به خصوص می خواست نظم و نسقی به کسبه و بازار بدهد. فراش گذاشته بود و ناظر گمارده بود و مفتش می فرستاد که به کار طباخی ها و کله پزی ها و چلوئی ها دخالت کنند برای همه آئین نامه نوشته بود و حتی اندازه آب حمام را تعیین کرده بود.حاجی حسین که همه این ها را باور نداشت در همین احوال گیر افتاد. مفتشین بلدیه ریختند و راز تقلب های حاجی آشکار شد. شاگردها رفتند و حاجی را که بالاخانه غیلوله می رفت صدا کردند و حاجی از همان بالا دید مفتش ها بشکه های پیه بز، اشغال گوشت هائی که باید کوبیده می شد و خلاصه همه بساط تقلبش را یافته اند و از همه بدتر به دفتر نزول خوری هایش هم دست پیدا کرده اند و راز ساده زیستی اش هم برملا شده است.ء
چنین بود که حاجی را دیدند در حالی که چوب بزرگی در دست گرفته و بر سر شاگردها می کوبید. صدایش تا بازارچه می رسید که شاگردها را تهدید می کرد که به زمین گرم خواهند خورد و با چوب بر سرشان می کوبید و می گفت لایق محبت های من نبودید قدر مرا ندانستید که برایتان پدری کردم . این ها را می گفت و باز بر سر شاگردهای بیجاره می کوبید. پیرزن کوری از پنجره صدا کرد حاجی حسین چه خبره . حاجی گفت هیچی . باز پرسید و باز گفت هیچی. دفعه سوم فریاد زد و باز بر سر شاگرد دم دستی اش کوبید. پیرزن گفت اگر هیچی نیست چرا داد می زنی، چرا بر این بچه یتیم ها می کوبی، تازه چرا شلوارت را پشت و رو پوشیدی.ء
No comments:
Post a Comment