يكى از بازداشت شدگان روز ۱۸ تير، جان باخت
جمعه، ۲۶ تير، ۱۳۸۸
خبرنامه اميركبير: يكى از افراد بازداشت شده در روز ۱۸ تير ماه كه به كمپ كهريزك منتقل شده بود، جان باخت. اين فرد كه دچار بيمارى تنفسى شديد بود، پس از چند روز از كمپ كهريزك به بيمارستان منتقل شده است اما در بيمارستان به دليل ضعف شديد جسمانى جان باخته است.
گرچه تعداد بازداشت شدگان تظاهرات روز ۱۸ تيرماه بيش از ۴۰۰ نفر اعلام شده است، اما نزديك به ۱۴۰ نفر از بازداشت شدگان پس از دستگيرى به كمپ كهريزك منتقل شده و براى ۵ روز در آنجا در بازداشت بوده اند. اين افراد در مدت بازداشت خود در كمپ كهريزك در وضعيت بسيار بدى به سر برده اند.
به گزارش خبرنامه اميركبير، اين افراد در مدت بازداشت بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و موهاى سر آنها تراشيده شده است.
بازداشت شدگان در كمپ كهريزك پس از ۵ روز به زندان اوين منتقل شده اند اما در مدت بازداشت خود در كمپ كهريزك در شرايط بهداشتى بسيار بدى قرار داشته اند و براى چند روز به اين افراد هيچ گونه غذايى داده نشده است.
خانه شادى صدر دقايقى پيش مورد تفتيش قرار گرفت
شنبه، ۲۷ تير ۱۳۸۸
بعد از دستگيرى غيرقانونى شادى صدر كه امروز در خيابان كشاور به نحوى به شدت غيرانسانى صورت گرفت، دقايقى پيش خانه او نيز توسط نيروهاى امنيتى مورد تفتيش و بازرسى قرار گرفت.
به گزارش سايت «ميدان زنان»، در پى بازداشت غير قانونى شادى صدر، توسط لباس شخصىها كه امروز – ۲۶ تيرماه ۱۳۸۸- در خيابان بلوار Shadi Sadr and her daughterكشاورز و در حين حركت وى به سمت محل نماز جمعه رخ داد، همسر وى حسين نيلچيان خبر داد كه چند مامور كه خود را پليس امنيت معرفى كردهاند، ساعتى پيش خانه و دفتر كار وى را به دقت تفتيش كرده و اوراق و اسناد و دو كيس كامپيوتر كه متعلق به دختر كوچك او و همسرش بوده است را از خانه خارج كردهاند. اين تفتيش كه ساعتها به طول انجاميده است در حضور دختر ده ساله شادى صدر بوده و حتى اطاق او را نيز زير و رو كردهاند. سپس ماموران از نيلچيان خواستهاند كه كليد دفتر صدر را نيز در اختيار آنان بگذارد و پس از اظهار بىاطلاعى وى از محل كليد اعلام كردهاند كه خودشان به دفتروكالت وى رفته و آن را تفتيش خواهند كرد.
نيلچيان پيش از اين خبرداده بود كه شادى ساعتى پس از بازداشت با وى تماس گرفته و پين كد موبايلش كه در اصل متعلق به همسرش بوده را از او سئوال كرده است. او گفته است كه نمىتواند بگويد كجاست ولى براى پيگيرى پروندهاش بايد به همان مكانى كه در بازداشت قبلى مراجعه مىكرده است برود. نيلچيان مىگويد منظور صدر دادگاه انقلاب است و حدس مىزند كه وى را به زندان اوين منتقل كردهاند. شادى در پى بىتابى دخترش توانسته است چند لحظه نيز با او صحبت كرده و به او اطمينان بدهد كه حالش خوب است و به زودى باز خواهد گشت.
نيلچيان مىگويد كه شادى صدر دچار بيمارى شديد غددى و استخوانى بوده و به دليل دردهاى شديدى كه اخيرا داشته است دارو مصرف مىكند و در حال درمان است و بنا بوده در هفته آينده تحت عمل جراحى قرار بگيرد. او اضافه مىكند كه قصد دارد فردا به دادگاه انقلاب مراجعه كرده و پرونده او را پىگيرى كند.
گفت وگو با همسر شادى صدر پس از دستگيرى؛
اين شيوه ها قرون وسطايى است
http://www.roozonline.com/persian/news/
شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸
شادى صدر، روزنامه نگار، حقوقدان و فعال حقوق زنان ديروز درحاليكه در خيابان كريمخان قصد رفتن به نماز جمعه را داشت، توسط نيروهاى لباس شخصى دستگير شد. ماموران براى دستگيرى اين وكيل و فعال سرشناس دست به خشونت و اعمال زور زدند. برخوردى كه با اعتراض شديد خانواده صدر مواجه شد و همسر وى در گفتگو با روز آن را شيوه اى قرون وسطايى توصيف كرد.
حسين نيلچيان، همسر شادى صدربا ابراز بى اطلاعى از دليل يا دلايل بازداشت اين روزنامه نگار به روز گفت: شادى از هيچ كانديدايى حمايت نمى كرد و در ستاد هيچ كانديدايى فعاليت انتخاباتى نداشت و نميدانم به چه دليل او را بازداشت كرده اند.
وى با بيان اينكه شادى را شناسايى و از پشت او را به اسم صدا كرده بودند، افزود: در محلى كه شادى را بازداشت كرده اند هيچ گونه درگيرى نبوده و اين نشان ميدهد كه از قبل تصميم به بازداشت او داشته اند؛ گويا در پازلى كه اين روزها در حال تكميل آن هستند قسمتى نيز براى شادى كنار گذاشته بودند.
آقاى نيلچيان با انتقاد شديد از نحوه بازداشت همسرش گفت: شادى يك آدم شناسنامه دار است كه خانه و محل كار مشخصى دارد و مى توانستند يا او را احضار كنند و يا در خانه و محل كارش او را بازداشت كنند نه اينكه با آن وضعيت اسف بار و با ايجاد رعب و وحشت در خيابان او را بربايند.
وى با بيان اينكه اين نوع برخوردها،قرون وسطايى است تصريح كرد: وقتى پليس اين گونه آدم ربايى مى كند ما به چه كسى بايد پناه ببريم ؟ به قولى وقتى دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟
آقاى نيلچيان همچنين خبر از تماس تلفنى شادى دو ساعت پس از بازداشت با خانواده اش داد و گفت: شادى تماس گرفت و گفت كه آقايان پين كد موبايلش را ميخواهند. از او پرسيدم: كجا هستى؟ جواب داد كه نميداند.
شادى صدر در پاسخ به همسرش كه براى پيگيرى به كجا بايد برود گفته است جايى كه قبلا مى رفتى. احتمالا اشاره اين حقوقدان به زندان اوين بوده كه پيش از اين نيز در آنجا زندانى شده بود.
همسر اين وكيل دادگسترى با بيان اينكه روز شنبه شادى دادگاه مهمى دارد گفت: امروزدادگاه يكى از موكلين شادى كه محكوم به اعدام است برگزار خواهد شد و شادى بايددر اين جلسه دادگاه حضور مى يافت؛ با اين اتفاقى كه افتاده ما نگران موكل او نيز هستيم و نميدانيم چه خواهد شد.
تفتيش منزل شادى صدر
ديروز ساعاتى پس از دستگيرى خانم شادى صدر، ماموران امنيتى با حضور در منزل وى، به تفتيش خانه اش پرداختند. همسر او در اين مورد به روز گفت: حكمى نشان داده و گفتند كه از پليس امنيت تهران هستند و كل خانه را تفتيش كردند.
به گفته وى تمام وسايل و دست نوشته هاى شادى و كيس هاى كامپيوتر اوو همسرش همراه با كيس دختر شادى و وسايل عكاسى آقاى نيلچيان از سوى ماموران ضبط و برده شده است. آقاى نيلچيان مى گويد ماموران به او گفته اند كه چرا جلوى زنت را نمى گيرى و ميگذارى كه به تجمعات برود. او نيز در پاسخ گفته كه همسر من كار خلافى نمى كند.
وى با بيان اينكه فردا به اتفاق وكيل شادى براى پيگيرى وضعيت او مى رويم، تاكيد كرد: هيچ اطلاعى نداريم كه شادى را چه كسانى و به چه دليل بازداشت و كجا منتقل كرده اند .موقع بازداشت هم هيچ حكمى ارائه نداده اند.
شادى صدر كه به همراه تعدادى از اعضاى گروه ميدان زنان به صورت پياده در خيابان كريم خان در حال رفتن به نماز جمعه بود، با حمله نيروهاى لباس شخصى مواجه شد. آنهااو را به زور سوار يك ماشين پژو كردند.بر اساس گزارش سايت ميدان زنان، دوستان حاضر در محل مى گويند سعى كرده اند او را از دست نيروهاى لباس شخصى كه هيچ حكم و حتا توضيحى ندادند كه از طرف چه ارگانى هستند و خانم صدررا به كجا مى برند نجات دهند. اما آنها با خشونت هر چه تمام چنان او را كشيده اند كه مانتو و روسرى اش افتاد. دو نفر ديگر از لباس شخصى ها هم كه يكى از آنها باتوم فنرى داشت، شادى را با خشونت تمام گرفتند و زدند و او همچنان مقاومت مى كرد و به زور او را سوار ماشين پژو كردند و رفتند.
واكنش عفو بين الملل
سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه اى بازداشت شادى صدر را غير قانونى خواند و خواستار آزادى فورى و بدون قيد و شرط او شد. مالكوم اسمارت، مدير برنامه خاورميانه و شمال آفريقاى عفو بين الملل، گفته است:اين يك بازداشت غيرقانونى، خودسرانه و خشونت آميز است كه در آن مقامات هيچ گونه كارت شناسايى يا توضيحى براى اين عمل خود ارائه نكردند.
اسمارت اين بازداشت را تازه ترين نمونه از مجموعه بازداشتهاى ايرانيان برجسته بعد از انتخابات رياست جمهورى بيست و دوم خرداد دانسته است.
شادى صدر حقوقدان، فعال حقوق زنان و بنيانگذار موسسه راهى و سردبير سايت زنان ايران و عضو هيات تحريريه سايت ميدان زنان است. اين روزنامه نگار از اعضاى فعال كمپين قانون بدون سنگسار است كه تا كنون موفق شده زنان بسيارى را از پاى چوبه دار يا خطر سنگسار برهاند.
واكنش ها به سخنان هاشمى رفسنجانى در ايران
http://www.bbc.net.uk/persian/iran/
۲۶ تير ۱۳۸۸
در حالى كه چهره ها و احزاب جناح اصلاح طلب ايران از سخنان اكبر هاشمى رفسنجانى در نمازجمعه ۲۶ تير استقبال كرده اند، رسانه ها و چهره هاى هوادار دولت از اين سخنان انتقاد مى كنند.
اسماعيل گرامى مقدم، سخنگوى حزب اعتماد ملى كه مهدى كروبى دبيركل آن است، به بى بى سى فارسى گفت كه آقاى هاشمى رفسنجانى در خطبه هاى نماز جمعه "در ميانه جريانات سياسى" ايستاد و كوشيد كف مطالبات دو طرف را مطرح كند. به گفته آقاى گرامى مقدم، يك طرف انتظار دارد مشروعيت انتخابات و دولت برآمده از آن توسط رقيبان پذيرفته شود و طرف ديگر، اين انتخابات را مخدوش مى داند و معتقد است كه دولت مشروع نيست.
او گفت: "آقاى هاشمى براى اينكه كشور و نظام از اين بحران خارج شود، گفتند كه در چنين شرايطى به وحدت نياز داريم و مطالباتى را مطرح كردند كه در ميانه مطالبات اصلى دو طرف قرار دارد". به گفته او "آزادى زندانيان سياسى"، "ايجاد فضاى آزاد سياسى و مطبوعاتى" و "قانونگرايى" كه در پيشنهادهاى آقاى هاشمى رفسنجانى مطرح شد، "كف" اين مطالبات است.
'نقطه عطف'
جبهه مشاركت ايران اسلامى هم با انتشار بيانيه اى از "حضور ميليونى مردم تهران" در نمازجمعه اين هفته تشكر كرد و نوشت: "آنچه از زبان خطيب محترم جمعه، آيت الله هاشمى رفسنجانى جارى شد و راهكارهاى ايشان مى تواند نقطه شروعى باشد كه حاكميت با اجابت از آنها گامى به سوى بازسازى اعتماد از دست رفته بردارد".
غلامحسين كرباسچى، دبيركل حزب كارگزاران سازندگى و رئيس ستاد انتخاباتى آقاى كروبى هم در مقاله اى در شماره روز شنبه ۲۷ تيرماه روزنامه "اعتماد ملى" كه بر روى اينترنت منتشر شده، نماز جمعه ديروز را "نقطه عطف ديگرى در تاريخ كشور و انقلاب" خوانده و با اشاره به درگيرى هاى روز جمعه نوشته است: "برخى گروه ها كوشيدند زمينه اى فراهم كنند تا سخنان آقاى هاشمى... تحت تأثير خبرهاى ديگر قرار گرفته و انعكاس كمترى داشته باشد".
آقاى كرباسچى نوشته است كه آقاى هاشمى رفسنجانى با سخنانش نشان داده كه "مردم در ميان مسئولان عالى رتبه نظام تنها نيستند" و در شرايطى كه "به نظر مى رسد ديگر گوشى از مسئولان، شنيدار پيام مردم نيست"، راهكار حل بحران را ارائه داده است.به نوشته آقاى كرباسچى: "هاشمى طرف مردم ايستاد و سعى كرد حلقه واسطه باشد ميان آنها و حكومت".
صادق زيباكلام هم در مقاله ديگرى در همان شماره روزنامه "اعتماد ملى" نوشته است كه آقاى هاشمى رفسنجانى در خطبه هاى نماز جمعه نشان داد كه در "مديريت بحران" توانايى دارد و مى تواند "كشتى نظام را از ميان امواج و صخره ها به سلامتى عبور دهد". آقاى زيباكلام نوشته "نفس اينكه او (آقاى هاشمى رفسنجانى) به خواست و اراده اركان قدرت تن نداد و مهر تأييد به نتايج انتخابات ۲۲ خرداد نزد" از بزرگترين نكات موضع گيرى هاى او بوده است.
'جانبدارى آشكار'
اين در حالى است كه طرفداران دولت آقاى احمدى نژاد از سخنان آقاى هاشمى رفسنجانى در نمازجمعه انتقاد كرده اند.
حسين شريعتمدارى، مديرمسئول روزنامه كيهان در سرمقاله روز شنبه ۲۷ تيرماه اين روزنامه، سخنان آقاى هاشمى رفسنجانى را "جانبدارى آشكار از يك جناح سياسى خاص" دانسته و از اينكه او شرايط كشور را "بحرانى" خوانده، انتقاد كرده است. او آقاى هاشمى رفسنجانى را متهم كرده كه "آشكارا" از "قانون شكنان" حمايت كرده است.
روزنامه ايران، روزنامه دولت ايران هم در مقاله اى به قلم مسعود ابراهيمى نوشته است كه آقاى هاشمى رفسنجانى به "وجود بحران در كشور"، "وجود بى اعتمادى مردم نسبت به نظام"، "وجود تقلب در انتخابات" و "كنارگذاشتن و ناديده گرفتن رأى مردم" اشاره كرده و آنها را تلويحا يا تصريحا تأييد كرده است.
در اين مقاله با اشاره به پيشنهاد آقاى هاشمى رفسنجانى براى آزاد كردن بازداشت شدگان حوادث اخير آمده است: "اگر بعضى مسئولان صدا و سيما با بهانه جويى هاى خود مانع از پخش اعترافات برخى از اين زندانيان نشده بودند، جناب هاشمى نمى توانست اين گونه خواهان آزادى زندانيانى شود كه خودشان نيز به دسيسه و فتنه و ارتباط با محافل بيگانه اعتراف كرده اند". او از آقاى هاشمى رفسنجانى انتقاد كرده كه چرا از "حمايت" آيت الله على خامنه اى از خود تشكر نكرده است.
مجتبى شاكرى، عضو شوراى مركزى جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامى هم در گفت و گو با خبرگزارى فارس گفته است: "جا داشت هاشمى تأكيد كند كه فصل الخطاب همه ما مقام معظم رهبرى است و همه را به اين راه دعوت كند ولى من در صحبتش نشنيدم كه از رهبرى سخن بگويد در حالى كه مقام معظم رهبرى در سخنانشان از هاشمى خيلى دفاع كردند".
اين اظهارنظرها در حالى مطرح مى شود كه هنوز چهره ها و احزاب سنتى تر جناح اصولگرا به اظهارات آقاى هاشمى رفسنجانى واكنش نشان نداده اند.
على اكبر ناطق نورى و محمدرضا باهنر از جمله كسانى بودند كه در صفوف اول نمازجمعه اين هفته تهران ديده مى شدند.
نماز جمعهاى با حال و هواى اعتراضى
۲۶ تير ۱۳۸۸
از روزهاى اول هفتهى گذشته كه اعلام شد نماز جمعهى اين هفته را اكبر هاشمى رفسنجانى، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، امامت مىكند، زمزمههاى مختلفى بالا گرفت كه: حالا وقت نشستن نيست و بايد هر كسى با هر اعتقادى به نماز جمعه برود و از آقاى هاشمى بخواهد كه حقايق را در مورد انتخابات رياست جمهورى امسال بگويد.
بعضىها پيشبينى مىكردند كه با توجه به اينكه آقاى هاشمى رفسنجانى يكى از كسانى بوده كه محمود احمدىنژاد در مناظرههاى انتخاباتى، در مورد او به تندى صحبت كرده است، بعد از غيبت چهار هفتهاى از نماز جمعه، امروز بايد حرفهايش را بزند. اين حرف زدن براى حاميان ميرحسين موسوى معناى خاصى داشت؛ معنايى به منزلهى حمايت از ميرحسين موسوى و جنبش مردمى.
امروز آقاى هاشمى رفسنجانى، امام جمعهى موقت تهران، به همهى اين اما و اگرها پاسخ داد. او گفت: «اميدوارم اين خطبه سرآغاز يك دورهاى بشود كه اين مشكل و بحران را رد كنيم… بالاخره اگر اين رسانهها با معيارهاى قانونى اجازه گرفتهاند، محدودشان نكنيم. در حد قانون. من عرض كردم، ملاك قانون است، چهارچوب قانون است. نه رسانهها انتظار داشته باشند، بيشتر از اجازهى قانونى عمل كنند، نه نظام از آنها توقع داشته باشد كه حق قانونىشان را ناديده بگيرند.»
او در ادامه گفت: «همه با هم، بگذاريم يك فضاى آرام آزاد انتقادى يا تاييدى به وجود بيايد. فكر مىكنم اگر اين فضا را مسئولان ما، نيروهاى انتظامى ما، نيروهاى نظامى ما، نيروهاى امنيتى ما انجام بدهند. همهى ما در يك خانواده هستيم، همهى ما آسيب ديدهى در راه انقلاب هستيم. همه جزو كسانى هستيم كه در اين جهاد طولانى دفاع مقدس، سرمايهگذارى كردهايم…»
اما ماجراى رفتن به نماز جمعهى امروز تهران، چندان بىدردسر نبوده است. از هفتهى پيش در وبلاگها، فيسبوك و توييترهاى خيلىها، ايدههاى مختلفى براى نمايش اعتراض در مراسم مذهبى روز جمعه اعلام شده بود. از جمله، اينكه نشانههاى سبز رنگ داشته باشيم يا شعارهايى هماهنگ سر بدهيم و اينكه چطور بايد در صفهاى نماز جمعه قرار بگيريم. مهدى كروبى و ميرحسين موسوى هم اعلام كرده بودند كه در نماز جمعهى امروز شركت مىكنند.
هاشمى در جاى ديگرى از خطبهاش گفت: «…ما بايد آنها را كنار خودمان حفظ كنيم. بايد آنها را پشتيبانمان داشته باشيم. بايد همهى ما به آنها متكى باشيم. اين يكپارچگى را اگر انشاالله بتوانيم، فراهم كنيم. من اميدوارم اين خطبهى نماز جمعه، شروع تحولى در آينده باشد و بتوانيم از اين مشكلى كه مىشود اسم بحران روى آن گذاشت (متأسفانه)، به خوبى عبور كنيم.»
اما كم نبودند كسانى كه امروز به نماز جمعه راه داده نشدند. گفته مىشود، امروز يكى از شلوغترين روزهاى نماز جمعه در ايران بوده و هزاران نفر براى شركت يا حضور در اين مراسم آمده بودند. بسيارى از مردم كه نتوانستند وارد محل برگزارى نماز جمعه، يعنى دانشگاه تهران در خيابان انقلاب بشوند، در جمعيتهاى درهم فشردهى خيابانهاى اطراف باقى ماندند.
شاهدان مىگويند: چند صد نفرى كه در خيابان انقلاب، روبهروى دانشگاه تهران جمع شده بودند و علامت پيروزى به هم نشان مىدادند، مدام «اللهاكبر» مىگفتند. در خيابان قدس جمعيتى بود كه «مرگ بر روسيه» مىگفتند و «هاشمى، هاشمى، سكوت كنى خائنى».
درست قبل از شروع خطبههاى آيتالله هاشمى رفسنجانى، نيروهاى امنيتى و لباس شخصى، از بالاى خيابان قدس، حمله كردند و بين صفوف نمازگزاران و تجمعكنندهها، گاز اشكآور زدند. شرح ماجرا را از زبان محمد، يك شاهد در محل نماز جمعه بشنويم:
«با همهى نيروها، نيروى انتظامى، بسيج، روحانيت و… صحبت كرد. حتا خواست امكان داده بشود كه منتقدين بتوانند از طريق صدا و سيما صحبتهايشان را بكنند. بايد اعتماد مردم را كه از دست رفته، به دست بياورند. هيچ راه ديگرى ندارد. وگرنه نظام در خطر است و وضعيت به گونهاى است كه از نظر نيروهاى خارجى ضعيف شده و پشتوانهى مردمى ندارد. هيچ نماز جمعهاى اينگونه نبوده است. من در يكى از خيابانهاى فرعى نزديك دانشگاه بودم. به خاطر ازدحام جمعيت، جا نبود به خيابان دانشگاه بروم. همه هم با دستبند و نشانههاى سبز آمده بودند.»
گفته مىشود، از ابتداى خيابان وصال، تعدادى از طرفدارهاى آقاى احمدىنژاد با پرچمهاى ايران جمع شده بودند و شعار مىدادند كه حاميان آقاى موسوى از شرق به آنان نزديك شدند و وارد جمعيت آنها شدند. در تقاطع خيابان حجاب و بلوار كشاورز هم نيروهاى ضد شورش سپاه، با لباسهاى سياه حضور داشتند.
مردم به جملههاى كليدى آيتالله هاشمى رفسنجانى واكنش نشان مىدادند؛ دست مىزدند و يا اللهاكبر مىگفتند. مردم كه تا قبل از شروع نماز، كنار پيادهرو نشسته و ايستاده بودند، خيلى آرام و ساكت، منتظر شروع خطبهها بودند. ولى متوجه شدند كه از سمت دانشگاه به مردم فشار مىآيد و مشخص شد كه شروع به زدن و پراكنده كردن مردم كردهاند.
پروين در مورد آنچه امروز در نماز جمعه ديده است، به راديو زمانه مىگويد: «خيلى خيلى جمعيت بود. شايد اندازهى همان تجمع روز ميدان آزادى. از ساعت دوازده كه جلوى دانشگاه را بستند. يعنى درهاى خود دانشگاه را بستند و نمىگذاشتند كسى به آن سمت برود. كلى مأمور آنجا بود. مردم را متفرق كردند. جايى كه مردم جمع بودند، مأمورين هم به بهانهى نماز، ميان مردم بودند طورى حمله مىكردند كه ما خودمان مجبور شديم به خيابانهاى اطراف برويم. خيلى مىزدند. خيلى مىزدند و مىگرفتند.»
او ادامه مىدهد: «امروز مأموران از همهى گروههاى سنى بودند، همهجور لباس پوشيده بودند و نمىشد تشخيص داد مأمور هستند. خودم ديدم كه يكى از مأموران داخل تظاهر كنندهها آمد و از پشت دخترى را بغل كرد، او را نگاه داشت تا مأمورينى كه لباس كماندويى داشتند، بيايند و دستگيرش كنند. بعد از اينكه حمله كردند، گاز اشكآور زدند و ما به خيابانهاى اطراف رفتيم، تازه خطبه شروع شده بود. يعنى قبل از خطبه هم شروع كرده بودند به بزن، بزن. بعد از آن هم كه ديگر اوج گرفت.»
پروين در ادامه مىگويد: «از خيابانهاى اطراف خبر نداشتم، ولى الان كه دارم در تلويزيون مىبينم، جمعيت خيلى بيشتر از آن چه من ديدهام، بوده است. گاز اشكآور هم بهخصوص طرفهاى ميدان فلسطين، زياد زده بودند. شعارها هم دربارهى هاشمى بود كه اگر سكوت كنى، ديگر از مردم نيستى. اما بيشترين شعارى كه من شنيدم، اللهاكبر بود.»
پروين ادامه مىدهد: «چند نفر را هم ديدم كه سبز پوشيده بودند و حتا عدهاى از كسانى كه از محل زندگىام با هم رفتيم، سبز پوشيده بودند. اما خيلىها ممكن است كه سبز نپوشند، مثل خود من كه اين نشانه را دنبال مىكنم و قبولش دارم، اما نه سبز تنم بود و نه در دست و بالم بود، اعتقادم بود. خيلىها آمده بودند كه حرفشان را بزنند و بگويند: ما نمىخواهيم، اصلاً نمىخواهيم، از اين حكومت راضى نيستيم، به هيچ عنوان!»
رفسنجانى: بايد اعتماد مردم به «نظام» بازگردد
تظاهرات در تهران بعد از پايان نماز جمعه
آدينه ۲۶ تير ۱٣٨٨
هاشمى رفسنجانى در تجمع ميليونى نماز جمعه، بر حفظ آرامش و بازگردان اعتماد مردم به «نظام» تاكيد كرد. او دولت احمدى نژاد را به طور مستقيم مورد انتقاد قرار نداد. بنابه گزارش ها در پايان نماز جمعه، در تهران تظاهرات گسترده اى برپا شده است و مامورين حكومت بار ديگر به طرف مردم گاز اشك آور شليك كرده و عده اى را بازداشت كرده اند.
خبرگزارى هرانا وابسته به مجموعه ى فعالان حقوق بشر در ايران گزارش داده است: نماز جمعه امروز تهران به امامت هاشمى رفسنجانى و با حضور مير حسين موسوى و مهدى كروبى و حاميان آنها با ضرب و شتم نيروهاى انتظامى و لباس شخصى به خشونت كشيده شد.
نمازگزاران و معترضان به نتايج انتخابات رياست جمهورى از ساعت حدود ۱۱ ظهر به قصد شركت در نماز جمعه به سمت دانشگاه تهران حركت كردند كه با در هاى بسته اين دانشگاه رو به رو شدند.
حاضرين در جلوى دانشگاه تهران بيان مى كردند كه درب مصلاى دانشگاه تهران از ساعت ۱۰ صبح بسته شده بود و اجازه ورود افراد براى اقامه نماز داده نمى شد.
با اين حال مردم معترض به صورت آرام به سمت درب اصلى حركت كردند و با شعارهايى با مضامين درخواست آزادى زندانيان سياسى، اعتراض به دولتهاى چين و روسيه، اعتراض به نتايج انتخابات و بعضا حمايت از كانديداى مورد علاقه خود اعتراض خود نسبت به وقايع اخير را ابراز داشتند.
اين شعارها و اعتراضات آرام تا پيش از شروع سخنرانى آقاى هاشمى رفسنجانى رياست مجلس خبرگان رهبرى به صورت كاملا مسالمت آميز و آرام ادامه داشت اما با اعلام آغاز سخنرانى ايشان نيروهايى با عنوان پليس پيشگيرى نيروى انتظامى و يگان ضد شورش با باتوم ، گاز اشك آور و شليك گلوله هاى پلاستيكى به معترضين حمله كردند كه در اين بين تعدادى از مردم زخمى شدند.
با حمله نيروهاى انتظامى كه تمامى آنها فاقد اتيكت نام و مشخصات بودند و نيروهاى ضد شورش صورت خود را با ماسكهاى مشكى پوشانده بودند مردم ابتدا به خيابانهاى اطراف و سپس به سمت پل كالج ( حافظ ) حركت كردند كه پس از پارك دانشجو جمعيت از سوى نيروهاى لباس شخصى و نيروهاى پسيجى با كاور نيروى انتظامى و سپرهاى پليس مورد ضرب و شتم و برخورد قرار گرفتند. اين در حالى بود كه شاهدين در صحنه بيان داشتند كه بسيارى از نيروهاى بسيج سنى كمتر از ۱۸ سال داشتند و سلاح آنها بيشتر باتوم هاى پلاستيكى و چوبى و حتى ميله هاى آهنى آب بود.
تا زمان مخابره اين گزارش اطلاعى از آمار زخمى ها و بازداشت شدگان احتمالى در دست نيست و با تداوم اعتراضات افزايش خشونت محتمل است.
اعتراضات گسترده در نقاط مختلف تهران ادامه دارد
فعالان حقوق بشر و دموكراسى در ايران در گزارشى پيرامون تظاهرات امروز در تهران نوشته اند: بنابه گزارشات رسيده از تهران از صبح امروز تعداد زيادى از مردم تهران و شهرستانهاى اطراف به سوى دانشگاه تهران حركت كردند و عليه استبداد حاكم اعتراض كردند.
از صبح امروز تعداد زادى از مردم كه تخمين زده مى شود به چند صد هزار نفر مى رسند در دانشگاه تهران و خيابانهاى اطراف آن تجمع كردند. مردم معترض در دانشگاه تهران و اطراف آن از ابتدا شروع به سر دادن بانگ الله اكبر و شعار مرگ بر ديكتاتور و زندانى سياسى آزاد بايد گردد كردند.
بعد از نماز جمعه مردم از آنجا خارج شدند و در خيابانها شروع به راهپيمائى نمودند. خيابان ها از مردم موج مى زد. و مردم شعارهاى مختلفى سر مى دادند. مرگ بر ديكتاتور، شعارهايى مانند ايرانى مى ميرد ذلت نمى پذيرد، مرگ بر شوروى، مرگ بر روسيه، زندانى سياسى آزاد بايد گردد. مردم در نقاط مختلف به اعتراضات خود ادامه ميدهند و اعتراضات به نقاط ديگر تهران گسترش يافته است.
از طرفى ديگر نيروهاى سركوبگر گارد ويژه، سپاه پاسداران، بسيج و لباس شخصى ها به سمت مردم يورش مى برند و آنها را آماج باتوم هاى خود قرار مى دهند و بصورت زيادى اقدام به شليگ گاز اشك آور مى كنند. در اثر اين يورش ها تعدادى زخمى شده اند و همچنين تعداد زيادى در نقاط مختلف دستگير و به نقاط نامعلومى منتقل شدند. دستگيرى ها از صبح امروز آغاز شد و مامورين وزارت اطلاعات اغلب، افراد از پيش تعيين شده را دستگير مى كنند.
تحليلى اوليه از خطبههاى امروز نمازجمعه
هاشمى و سياست حكمت
جمعه، ۲۶ تير ۱۳۸۸
مضمون سخنان امروز هاشمى و نحوهى بياناش بسيار بالاتر از حد توقع من بود. سعى مىكنم فهرستوار نمونههايى را ذكر كنم تا روشن شود چرا در وضعيت «بحران» هاشمى رفسنجانى ثابت كرده است كه مرد «عبور از بحران» است. نوع نگاهِ من عمدتاً نگاهى است از منظر «رهبرى» يعنى ليدرشيپ سياسى؛ و اين رهبرى را هم به معناى رايج در علوم سياسى به كار مىبرم و هم به معنايى كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران تعريف شده است.
سخنران پيش از خطبهها، آقاى تقوى، تا توانست سعى كرد خطوط سياست تبليغ شدهى رسانهاى اين روزها را پر رنگ كند و به عبارتى به هاشمى نهيب بزند كه مبادا چيزى بگويى خلاف ميل ما و قدرت قاهره. چرا چنين استنباطى دارم؟ به دو دليل: يكم استفادهى مكرر و طولانى و خرج كردن لحظه به لحظهى «مقام معظم رهبرى» براى جهت دادن به خطيب جمعه؛ و دوم، لحن، ادبيات و زبان درشت و خشمآگيناش. او به زبان توصيه به همهى چيزهايى كرد كه خطيبان پيشين جمعه يكايك آنها را به صراحت و آشكارا نقض كرده بودند. يعنى آقاى تقوى، در چهرهى واعظى نامتعظ ظاهر شد كه گويى از سخن گفتن هاشمى هراس و وحشت دارد و سعى مىكند پيشدستى كند كه مبادا او چيزى بگويد نامنتظره.
هنگام شروع سخنان هاشمى، شعاردهندگانى كه شعارهاى توصيهشدهى روزنامهى كيهان را به صداى بلند تكرار مىكردند، به دشوارى به او اجازهى آغاز خطبه را دادند ولى هاشمى با مهارت سخناش را آغاز كرد - و البته بدون خشونت و درشتى. اين كار همانى بود كه تقوى خلافاش را به حاضران توصيه كرده بود: عدم ايجاد اخلال در سخنان خطيب جمعه!
به نظر من، خطبهى هاشمى چندين محور مهم داشت كه سعى مىكنم بدون هيچ ترتيب و تمهيدى هر آنچه را به ذهنام مىرسد بنويسم تا بعد به تحليل مفصلترش برسم.
خطيب جمعهى اين هفته - كه شايد مهمترين و تاريخىترين خطبهاش را امروز ايراد كرد - به خوبى به دشوارى و اهميت كارش واقف بود. هاشمى گويى مىدانست چه چيزهايى را نبايد بگويد و چه چيزهايى را بايد بگويد. نبايد بگويد نه به معناى ترس يا ملاحظهى محافظهكارانه؛ بلكه «نبايد گفتن»اى از سر حكمت و دورانديشى - يعنى همان چيزى كه خطيبان پيشين از آن دور شدند. هاشمى تحريكآميز سخن نگفت، بر خلاف خطيبان پيشين كه در هر سخن و جملهشان تازيانه و تير و تركش لفظى - و بعد هم البته تصويب و تأييد تلويحى يا صريح حمله به مردم - بود كه تراوش مىكرد.
هاشمى يكى دو مثال و اشاره آورد از پيامبر كه آخرين خطبهاش را خواند و مثالى را هم از امام هفتم شيعيان موسى كاظم نقل كرد و همهى مثالهاى دينىاش به نحوى تداعىكنندهى وضع خودش بود. او در خلال نقل روايتها بغض مىكرد و البته نه تضرع مىكرد و نه كسى ميان سخناش هاىهاى زير گريه مىزد. مخاطبان گويى آشكارا مىدانستند كه با سياستمدارى پخته و آبديده طرف هستند كه نيازى به شيون و زارى ندارد - سخناش بدون اينها هم شنيده مىشد. او از سابقهى خدمتاش به انقلاب و نظام گفت و علناً خود را در مقام مادر انقلاب نشان داد و شواهدش را هم به روشنى نقل كرد - ادعاى بدون اثبات نمىكرد. اشارهى او به ابرهاى تيرهى فتنه و اوضاع دشوار تصوير روشنى بود از همان چيزى كه او در نامهى سرگشادهاش به آن تصريح كرده بود.
سخن كه به انتخابات رسيد، گلايهى او آغاز شد و سخناش داير بر اين محور بود: آنچه شد چيزى نيست كه مىخواستيم و بايد مىشد! به خاطر اين اتفاقات اكنون دنيا اين انقلاب و اين نظام را شماتت و سرزنش مىكند و آبروى اين نظام در معرض خطر قرار گرفته است. او گفت انتخابات خوب شروع شد (و تلويح آشكارش اين بود: پاياناش بد بود!). خلاصهى چند نكتهى مهم در خطبههاى نماز جمعهى امروز به نظر من اين موارد بود: ۱. او به صراحت از چين به خاطر كشتار مسلمانها انتقاد كرد و هنگام شعار مرگ بر چين، شعاردهندگان را دعوت به آرامش كرد و اشاره كرد كه در خيابانهاى بيرون اوضاع مساعدى حاكم نيست كه تعريضى صريح بود به ايجاد فضاى امنيتى و رعب و وحشت؛ ۲. به شوراى نگهبان اشاره كرد و اينكه عملكرد شوراى نگهبان پس از پنج روز مهلت مقام رهبرى، عملكرد بدى بوده است و ذكر دلايل را هم موكول به جاى ديگر كرد؛ ۳. خواستار آزادى همهى زندانيان شد كه با شعار و غريو مشوقانهى حاضران مواجه شد؛ ۴. خواستار دلجويى از كسانى شد كه داغدار و عزادار هستند؛ ۵. خواستار بازسازى اعتماد صدمهخوردهى مردم شد و توپ را به ميدان صدا و سيما و رسانهها فرستاد و گفت مسؤوليت به دوش آنهاست؛ ۶. هاشمى اشاره كرد كه در اين نظام، حتى رهبر نظام مخلوق رأى مردم است و مردم هستند كه صاحب اصلى اين نظاماند؛ ۷. در ابتدا هم دعوت به بازگشت به قانون كرد و عمل در چهارچوب آن و اين همان چيزى است كه تمام معترضان به جريان انتخابات مد نظرشان بود؛ ۸. هاشمى در هيچ جاى سخناناش معترضان را اغتشاشگر، شورشى، فريبخورده يا اهل زورآزمايى و قلدرى نخواند. اين يعنى احترام قايل شدن براى مردم و همهى سليقهها و رأىها. اين يعنى خردمندى، پختگى و پرهيز از خرج كردن منافع يك نظام سياسى پاى اغراض و اهداف كوتاهمدت شخصى سياسى.
مشخصهى مهم كار هاشمى اين بود كه از بالاترين و بىطرفانهترين موضع ممكن وارد ماجرا شد. زبان و ادبياتاش آرام و خردمندانه بود. لحن كلاماش درشتى، خشونت و عصبانيت نداشت. حتى وقتى خطاب به شعاردهندگانى كه در دفاع يا تشويق او شعار مىداند، چيزى مىگفت لحن و زبان خشن، تند و آلوده به تشر نداشت. اينها چيزى نيست جز صفات و ويژگىها يك رهبرِ سياسى بىطرف كه مدير است و مدبر. فكر مىكنم مضمون و معناى حركت، سخنپردازى و انتخاب عبارات و اشارات هاشمى، بسيار هوشمندانه و حكيمانه بود. پيامها و پيامدهاى سخنرانى هاشمى، به نظر من، عميقتر از چيزى است كه در نظر اول آشكار مىشود. بايد هنوز امواج و پسلرزههاى آن را به تماشا نشست. هاشمىِ امروز، از هاشمى هر روز ديگرى پختهتر، سنجيدهتر و خردمندانهتر سخن گفت - ومىگويم كه از همهى مسؤولان نظام حكومتى ايران كه هماكنون مقام و منصبى دارند، در اين يكى دو ماه گذشته، سنجيدهتر سخن گفت.
بعيد مىدانم واكنش مدافعان رييس دولتِ نهم، واكنشى آرام و معقول باشد، اما هاشمى بهترين بازى سياسى عمرش را انجام داد. اين نظام اگر نتواند از چنين پتانسيل سياسى شگفتى استفادهى مناسب ببرد و اين فرصتها را مثل تمام فرصتهاى دو ماه گذشته بسوزاند و به باد دهد، نظامى است كه قادر نخواهد بود از هيچ بنبست و انسدادى خارج شود. بعضى جراحتهاى وارده التيامناپذيرند و برخى شكافها ديگر ترميم نمىشوند. اين خبط سياستمداران ناشى و زورپرستى بود كه امروز بر اريكهى قدرت تكيه زدهاند. اما همان باقىماندهى اعتبار يا لايهى زيرينى كه بعضى را نگاه داشته است، اگر باقى بماند، بدون شكن مديون كارهاى هاشمى و امثال اوست. اين افراد يك ماه است كه از رسانهها و تيترهاى اول ايران غايباند.
برجستهترين كارى كه هاشمى در سخناناش كرد، پرهيز از تحريك عواطف و احساسات بود و ميل به مسلط كردن خرد و منطق. اين سرمايهى مهمى است كه خطبهخوانان پيش از هاشمى در تحقق آن ناكام مانده بودند. آيا هاشمى خواهد توانست فرزندش را نجات بدهد؟ ساعتها و روزهاى آتى نشان خواهد داد.
منبع: وبلاگ ملكوت
تاكيد اين حزب اصلاح طلب بر پيگيرى راهكارهاى پيشنهادى هاشمى از سوى حاكميت
تشكر جبهه مشاركت از حضور سبز مردم در نمازجمعه
شنبه، ۲۷ تير ۱۳۸۸
جبهة مشاركت ايران اسلامى با صدور بيانيهاى ضمن تشكر از تمامى مردمى كه علىرغم تبليغات سو گسترده و استقرار محيطى امنيتى با حضور گسترده خود بار ديگر پيمان سبز خويش را تجديد كردند، بر تعهد استوار خويش در پيمودن اين راه در كنار مردم تأكيد كرد. اين حزب اصلاح طلب اظهار اميدوارى كرد كه راهكارهاى ارائه شده توسط هاشمى رفسنجانى نقطه شروعى باشد براى آن كه حاكميت با اجابت آنها گامى به سوى بازسازى اعتماد از دست رفته بردارد.
به گزارش پايگاه اطلاع رسانى نوروز، متن كامل اينن بيانيه به شرح زير مى باشد:
بسم الله الرحمن الرحيم
نماز جمعة اين هفته تهران با حضور ميليونى مردم تهران شكوهى بيسابقه و تاريخى داشت.
مردمى كه در طول يكماه گذشته مصرانه پيگير خواستههاى قانونى و بر حق خود بودند و به جاى پاسخ منطقى و مستدل با موج سركوب و سانسور روبرو شده بودند فرصتى يافتند تا در فضاى معنوى نماز جمعه بار ديگر در كمال آرامش و با حضورى چشمگير اعلام كنند تا رسيدن به خواستههاى خود قدمى به عقب برنخواهند داشت.
آنچه از زبان خطيب محترم جمعه آيت الله هاشمى رفسنجانى جارى شد و راهكارهاى ايشان ميتواند نقطة شروعى باشد كه حاكميت با اجابت آنها گامى به سوى بازسازى اعتماد از دست رفته بردارد. مردمى كه در جريان انتخابات به جاى صداقت و امانتدارى مسئولان با كودتا روبرو شدند اكنون جز آراى خود چيزى طلب نميكنند. مردم انتظارى جز اين ندارند كه مشروعيت دولت برآمده از تقلب در اركان نظام به رسميت شناخته نشود و اجازه داده نشود تا عدم مشروعيت اين دولت به اركان ديگر نظام نيز سرايت كند.
خواستة مردم جز اين نيست كه صدها تن از فرزندان غيور آنها كه تنها به جرم گرم كردن انتخابات اينك در زندان به سر ميبرند بدون قيد و شرط آزاد گردند و به آغوش خانوادههاى خود بازگردند؛ نه آنكه پس از يكماه هنوز بسيارى از خانوادهها حتى خبرى از سلامتى عزيزان خود نداشته باشند.
خواستة مردم تهران در جمعة كم نظير چيزى جز اين نيست كه فضاى امنيتى - نظامى حاكم بر كشور كه سبب گستردهترين سانسور بر رسانهها، وسائل ارتباط جمعى و منع هرگونه اظهار نظر و تجمعى شده است برطرف و فضاى قانونى آرام به جاى آن حاكم شود.
خواستههاى قانونى مردم جز اين نيست كه قانونشكنانى كه هميشه موازين شرعى و اخلاقى را زير پا گذاشتهاند به قانون تمكين كنند و دست از مقابله با آرمانهاى انقلاب، امام و خواست مردم بردارند.
جبهة مشاركت ايران اسلامى با تشكر از تمامى مردمى كه عليرغم تبليغات سو گسترده و استقرار محيطى امنيتى با حضور گسترده خود بار ديگر پيمان سبز خويش را تجديد كردند بر تعهد استوار خويش در پيمودن اين راه در كنار مردم تأكيد ميكند. ما مطمئن هستيم تا زمانى كه اين حداقل خواستههاى مردم تحقق پيدا نكنند كودتاگران روى آرامش نخواهند ديد و بيش از همه آنها زيانكاران اين عرصه خواهند بود.
دستگيرى دهها نفر از شركتكنندگان در نماز جمعه
۲۶ تير ۱۳۸۸
منابع خبرى از دستگيرى تعدادى از معترضان شركتكننده در نماز جمعه اين هفته خبر دادهاند. خبرگزارى آسوشيتدپرس تعداد بازداشتشدگان امروز را دهها نفر اعلام كرده است. رويترز نيز به نقل از شاهدان عينى گزارش داده است كه دست كم ۱۵ نفر از هواداران موسوى و كروبى امروز دستگير شدهاند.
گزارشهاى رسيده از تهران، از به خشونت كشيده شدن نماز جمعه اين هفته خبر مىدهند. بنا به اين گزارشها پس از پايان نماز، راهپيمايى آرام هواداران موسوى و كروبى، با حمله لباسشخصىها مواجه شد.
نيروى انتظامى كه از ساعات نخستين صبح امروز در خيابانهاى اطراف دانشگاه تهران حضور داشت، در درگيرى با مردم از گاز اشكآور استفاده كرده است. به نوشته سحام نيوز ماشينها در خيابانهاى اطراف محل برگزارى نماز جمعه، به نشانه اعتراض به برخورد با نمازگزاران و مردم، بوق خودروهاى خود را به صدا در مىآوردند.
يك شاهد عينى مىگويد كه قبل از شروع خطبهها، جمعيت زيادى از ميدان فلسطين و ميدان هفت تير با پاى پياده به سمت محل نماز جمعه در حركت بود. بنا به اين گزارش در ورودى دانشگاه تهران در خيابان ۱۶ آذر به روى مردم بسته شده بود و بلندگوهاى خيابانهاى اطراف را قطع كرده بودند.
حمله لباس شخصى ها به كروبى در نمازجمعه تهران
http://www.bbc.net.uk/persian/iran/
۲۶ تير ۱۳۸۸
پسر مهدى كروبى مى گويد كه آقاى كروبى هنگام ورود به دانشگاه تهران براى شركت در نمازجمعه با حمله نيروهاى لباس شخصى روبرو شده كه به او "فحاشى" كرده اند و عمامه را از سر او انداخته اند.
سحام نيوز، وبسايت رسمى حزب اعتماد ملى روز جمعه ۲۶ تير (۱۷ ژوئيه) به نقل از حسين كروبى نوشته است كه پدرش ابتدا در خيابان هاى اطراف دانشگاه تهران پياده به سمت محل برگزارى نماز مى رفت و گروه بزرگى از حاميان اصلاح طلبان او را همراهى مى كردند، اما پليس ضد شورش اقدام به "تيراندازى هوايى" كرده است.
به گفته او، آقاى كروبى در اين هنگام از همراهانش خواسته كه جلوتر نروند و خود با اتومبيل به مقابل دانشگاه تهران رفته است، "ولى هنگامى كه پياده شد، تعدادى از نيروهاى لباس شخصى مقابل در ايستاده و به او حمله كردند و او را مورد تعرض قرار دادند، به طورى كه عمامه او از سرش افتاد".
پسر آقاى كروبى گفته است كه حمله كنندگان "الفاظ بسيار زشت و زننده اى" عليه آقاى كروبى به كار برده اند، اما محافظان او توانسته اند او را به داخل جايگاه ويژه ببرند.
او مى گويد كه پس از آن از فرمانده لباس شخصى ها شنيده كه با بى سيم از نيروهاى خود تشكر مى كرده و به آنها مى گفته كه كارشان را بسيار "خوب انجام" داده اند.
حسين كروبى گفته است كه بعد از پايان نمازجمعه، هنگام خروج از دانشگاه هم لباس شخصى ها به آقاى كروبى فحاشى كرده اند، اما با اين حال او در راه بازگشت به خانه در چند خيابان از اتومبيل پياده شده و با مردم گفت و گو كرده است.
پسر آقاى كروبى همچنين از صحنه هايى سخن گفته كه در بازگشت از نماز جمعه به چشم ديده است: "هنگامى كه قصد بازگشت به منزل را داشتم شاهد آن بودم كه تعدادى از نيروهاى لباس شخصى اطراف يك ماشين پژو پرشيا جمع شده اند و البته دو نفر از آنها به روى سقف آن ماشين ايستاده و اقدام به تخريب آن مى كردند. در همين حال مشاهده كردم كه سرنشينان ماشين نيز زخمى شده اند و گويى كه رگ دستان آنها را زده باشند، خون به آسمان فواره مى زد".
ساعتى پس از پايان نمازجمعه تهران، مرتضى تمدن، استاندار تهران و رئيس شوراى تأمين اين استان، حمله به آقاى كروبى را حادثه اى "مشكوك" توصيف كرد و از نيروهاى انتظامى و امنيتى خواست كه عاملان آن را شناسايى و به مراجع قضايى معرفى كنند.
دو روز پيش تر سجاد صفار هرندى، پسر محمدحسين صفار هرندى (وزير ارشاد دولت نهم و سردبير سابق كيهان) در وبلاگ خود نوشته بود: "اگر موسوى و خاتمى به نماز جمعه بيايند شك نكنيد كه براى تكرار ماجراى فحش و كتك خوردن عبدالله نورى و مهاجرانى در تابستان ۷۷ آمده اند و وقتى به اين نيت آمده اند معلوم است كه اين اتفاق نبايد بيفتد".
حضور عبدالله نورى پس از ۱۱ سال در نماز جمعه تهران
و حمله و اهانت لباس شخصى ها به وى
جمعه، ۲۶ تير ۱۳۸۸
عبدالله نورى پس از نزديك به ۱۱ سال براى همراهى و همدلى با مردم در نماز جمعه تهران حضور يافت. آخرين حضور او در نماز جمعه به سال ۱۳۷۷ بر مىگردد كه از سوى نيروهاى افراطى منتسب به گروههاى خاص مورد تعرض و ضرب و شتم قرار گرفت.
امروز نيز مديرمسئول روزنامه توقيف شده خرداد همراه با مردم در نماز جمعه حضور يافت كه در حوالى ميدان فلسطين گروهى از نيروهاى سركوبگر، لباس شخصى و موتور سوار با ركيك ترين الفاظ وى را مورد اهانت و تعرض قرار دادند. وضعيت به گونه اى بود كه برخى از حاضران جهت جلوگيرى از وقوع آسيب جانى و تشنج مطلوب سركوبگران از عبدالله نورى درخواست نمودند محل را ترك نمايد.
خبر ويژه - گزارشى از حضور صدها هزار نفر از حاميان موسوى در نماز جمعه تهران به امامت هاشمى رفسنجانى
http://news.gooya.com/politics/
شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸
صدها هزار نفر از حاميان ميرحسين موسوى در اقدامى بىسابقه در نماز جمعه تهران به امامت حجت الاسلام هاشمى رفسنجانى حضور يافتند.
از ساعتهاى اوليه و با باز شدن دربهاى دانشگاه تهران طرفداران ميرحسين موسوى در كنار نردههاى دانشگاه تهران حضور يافتند كه با هدايت پليس و نيروهاى لباس شخصى در اواسط روز به صورت متمركز در خيابان قدس (ضلع شرقى دانشگاه تهران) جمع شدند.
فضاى امنيتى اطراف دانشگاه به حدى بود كه نيروهاى امنيتى و لباس شخصى در ابتداى تجمع به راحتى افراد مورد نظر خود را از بين مردم انتخابات و آنان را به داخل دانشگاه مىبردند و تمامى وسايل آنان را تفتيش و نيز آنان را مورد پرسش قرار مىدادند و در نهايت با تهديد از آنها مىخواستند كه محل را ترك نمايند.
با شروع مراسم و سخنرانى آغازين نماز جمعه در ساعت ۱۱:۳۰ دقيقه جمعيت با فريادهاى ممتد "الله اكبر" و "صلوات" يكديگر را به نشستن و تشكيل صفوف دعوت كردند كه به سرعت خيابان قدس و طالقانى مملو از جمعيت حاميان ميرحسين موسوى شد.
در طول سخنرانى سيد رضا تقوى پيش از خطبههاى نماز جمعه، هرگاه سخنران صحبت از رهبرى مى آورد بلافاصله با واكنش تند مردم و شعار عليه آيتالله خامنهاى همراه مى شد و با "هو" كردنهاى ممتد. به طورى كه چندين مرتبه نيروهاى لباس شخصى در بين مردم كنترل از دست دادند و با طرفداران ميرحسين موسوى درگير شدند. و حتى در جبران حركت حاميان موسوى پوسترهاى آيت الله خامنهاى را از براى تحريك در بين حاميان موسوى مىچرخاندند.
از بين نمازگزاران حامى موسوى زنان و مردان ميانسال و سالخورده ديده مى شد كه همراه خانواده به نماز جمعه آمده بودند كه اكثرا به دليل ازدحام نتوانسته بودند خود را به خيابان طالقانى رسانده و در ضلع جنوبى خيابان قدس مسقر شدند اما نيروهاى لباس شخصى و گارد يگان ويژه بدون هيچ دليل و انگيزه اى در اواسط روز به صفوف مردم يورش برده و با گاز اشكآور و فلفل بسيارى از زنان و مردان سالخورده و كودكان را مجروح كردند.
اما يورش نيروهاى لباس شخصى در بخش پايانى نماز جماعت نيز تكرار شد و در حالى كه هنوز نماز نمازگزاران به اتمام نرسيده بود، پرتاب گاز اشكآور در بين صفوف نمازگزاران حامى ميرحسين موسوى موجب شد تا بسيار از آنان جانماز و زيراندازهاى خود را از شدت تراكم گاز ترك كنند و نماز را نيمه كاره رها سازند.
اين عمل نيروهاى لباس شخصى و يگان ويژه اعتراض شديد جمع نمازگزار را به همراه داشت و البته مصدومانى را هم در پى داشت. يكى از مصدومان يك جانباز شيمايى جبهه جنگ بود كه در جريان پرتاب گاز اشكآور و فلفل دچار گاز گرفتگى شد و به علت وجود صدمات ناشى از جنگ دچار نفس تنگى شديد شد و از حال رفت. اين جانباز قبل از بىهوشى به اطرافيان خود گفت كه جانباز شيميايى ست و نياز فورى به اكسيژن دارد كه نيروهاى امداد مستقر در خيابان طالقانى تهران بلافاصله در محل حضور يافتند و به اين مصدوم كپسول اكسيژن وصل كردند.
در يورش پليس به مردم بسيارى زخمى و دستگير شدند. دو جوان در جريان گاز گرفتگى به دست نيروهاى پليس افتادند كه با ضرب و شتم شديد آنان با باتوم از حال رفتند. عدهاى ديگر نيز دچار شكستگى پا و سر شدند كه توسط نيروهاى امداد به بيمارستان انتقال يافتند.
يكى از نكات جالب توجه در انتقال مصدومان به بيمارستان مخالفت مردم با انتقال مصدومان به بيمارستان بود. بسيارى بر اين اعتقاد بودند كه نيروهاى امنيتى در صورت خروج آمبولانس از محل مصدومان را از داخل آمبولانس به بيرون مىكشند و با خود به نقاط نامعلومى منتقل مىكنند. در پى اين مخالفتها حاميان مهندس موسوى مانع از انتقال مصدومى شده بودند كه بر اثر ضربات باتوم بر سر و پايش دچار شكستگىهاى متعدد در بدنش شده بود و توسط نيروهاى مردمى به بيمارستان انتقال يافت.
در مراسم نماز جماعت، بسيارى از حاميان ميرحسين موسوى از زن و مرد در كنار يكديگر به اقامه نماز پرداختند.
در انتهاى نماز جماعت مسئول شعار نماز جمعه ضمن درخواست ترك محل از نمازگزاران خواست تا عليه امريكا و مخالفين ولايت فقيه شعار دهند كه حاميان مهندس موسوى شعار "مرگ بر روسيه" و "مرگ بر چين" مىگفتند.
پس از پايان مراسم، جمعيت به دو سمت ميدان انقلاب و بلوار كشاورز حركت كردند كه نيروهاى يگان ويژه در بلوار كشاورز مردم را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و جمعيت را به سمت خيابان كارگر و جلال آل احمد هدايت كردند.
نيروهاى طرفدار احمدىنژاد و حزباللهى در ميدان انقلاب با سردادن شعارهاى "مرگ بر ضد ولايت فقيه" و "ما اهل كوفه نيستيم على تنها بماند" به سمت اتوبوسهاى آماده حركت جهت انتقال به مقصدشان مىرفتند. در پى راهپيمايى حاميان احمدىنژاد درگيرىهايى بين نيروهاى پليس و حاميان جنبش سبز صورت گرفت كه اين درگيرىها تا تقاطع خيابان شادمان و خيابان آزادى ادامه داشت.
پيروزى سبز در جمعه سياه، خيابان هاى تهران، سى و پنج روز پس از كودتا، گزارش ويژه از ايران
http://news.gooya.com/politics/
شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸
نماز تمام شده بود كه رسيديم. راديو از "نماز دشمن شكن" مى گفت و من متحير بودم كه اين دشمن مگر چقدر قدرتمند است كه براى مهار "شكسته" اش هم اينقدر مامور و چماقدار لازم است؟ ميدان ولى عصر را بسته بودند و قدم به قدم نيروهاى لباس شخصى و يونيفرم پوش پخش بودند تا كسى به جماعتى كه از سمت بلوار كشاورز مى آمدند، اضافه نشود. معلوم بود از دانشگاه تهران تا آنجا هم جمعيت را تحت فشار گذاشته بودند. اما در همين ميدانى كه نام ولى عصر را برخود دارد بود كه هواداران و مدعيان يارى آن امام، به مردم نمازگذار حمله كردند.
زنان و دختران، جوان ها و مسن ترها مى آمدند و همچنان در سكوت. سكوتى رعب آور كه سخت تن مدعيان دروغين دين و قانون را مى لرزاند. پس سعى كردند ميان صفوف مردم شكافى ايجاد كنند و تجمع را برهم بزنند. حمله با شليك هاى هوايى و پرتاب گاز اشك آور آغاز شد. آفتاب داغ ميانه تابستان صورت ها را مى سوزاند و گازهاى مسموم گلو و چشم ها را. جوان ها دست در دست همديگر، سعى داشتند از جمعيت دفاع كنند و مواظب بودند تا در هجوم چماق به دست ها، كسى زير دست و پا نماند.
نيروهاى سراپا مسلح كمين كرده در ميدان، موفق شدند ميان راهپيمايان شكافى ايجاد كنند. عده اى از مردم به سمت بالاى ميدان رفتند و به سوى شمال حركت كردند. عده اى سمت ميدان هفت تير رفتند و گروهى ديگر در بولوار ماندند تا شايد چماقداران از زير ضربه گرفتن زنان و مردان بى دفاع شرم كنند و اوضاع كمى آرام شود.
ما صف اول گروهى بوديم كه در خيابان كريمخان، به سمت شرق مى رفت. نيروهاى سپاهى، بسيجى، ضدشورش، پليس و لباس شخصى هاى مختلف (كه حالا فهميده ايم چندين گروهند و انواع گوناگونى دارند) در كمين مردم بودند. سعى كردند با گاز اشك آور جمعيت معترض را متفرق كنند. اما نادان ها باد را در نظر نگرفته بودند! باد مخالف برخواست و باعث شد گازها سمت نيروهاى خودشان برگردد. ديدن داشت فرار آن ناجوانمردها و شعارهاى مردم، كه ديگر دلشان از سكوت گرفته بود: "توپ تانك اشك آور، ديگر اثر ندارد..."
و فريادها ادامه پيدا كرد: "مجتبى بميرى، رهبرى رو نبينى" يا آن شعارهاى سى سال پيش، كه امروزى شده است: "مرگ بر تو، مرگ بر تو، مرگ بر تو، كشتى جوانان وطن، الله و اكبر..."
كمى پيش تر، ابتداى خيابان آبان، ديديم كه انبوه چماقدارها راه ما را بسته اند. پس دست ها را در دست همديگر گره داديم و بالا گرفتيم، زن و مرد پا كوبيديم و پيش رفتيم. و آن وقت بود كه ناباورانه ديديم رنگ از رخ چماقدارها پريده. ما مردم مصمم، مثل فولاد، مثل كوه به دل آن ارتش ترسيده زديم و گذشتيم. سردسته لباس شخصى ها كه از عرق خيس بود، تهديد مى كرد: "مى توانستيم بزنيم... مى توانستيم بزنيم..."
و آنقدر ذليل و حقير، كه ده بار فقط همين جمله را تكرار كرد! ما حالا پيروز شده بوديم، حتى اگر همانوقت، همانجا، همه مان را به گلوله مى بستند. ما پيروز شده بوديم.
چند مترى آنطرف تر، سر خيابان ويلا، چند درجه دار نيروى انتظامى كه معلوم بود دستور دارند هرطور شده مردم را متوقف كنند، از در نيرنگ وارد شدند و خجالت ابدى را براى خود خريدند. پليسى كه بايد حافظ و ناجى مردم باشد، امروز آلت دست مشتى دشمن مردم شده و كارى كه چماقدارها نتوانستند بكنند را با سواستفاده از اعتماد ما مردم به انجام رساندند.
صف اول ما بوديم. جوان هاى قدبلندتر كه بازو به بازو، جلودار جمعيت بوديم. آن چهار يا پنج درجه دار پليس از ما گذشتند و كسى فكرش را هم نمى كرد آن ها قصد داشته باشند با گاز فلفل صورت زنان و دختران مان را بسوزانند. يك بار به خودم آمدم كه صداى ضجه از پشت سر مى آمد و وقتى برگشتم هيچ جا را نمى ديدم. گلويم مى سوخت، نفس نمى آمد، داشتم خفه مى شدم. دوستى مى گفت: "از سه طرف به سمتت مى زدند، نامردها!"
گوشه چشمم باز شد. ديدم جمعيت پشت سر دارند به آن مهاجمان حمله مى كنند. باور كردنى نبود. زنان و دختران فرياد مى زدند و حمله مى بردند، تازه رسيده هاى قوى تر يكى دوتا از آن افسران را گرفتند و روى زمين انداختند. نديده بودم افسر پليس التماس كند، اما آن بزدل ها التماس مى كردند. چشمم بازتر شد. ديدم يكى شان را به ديوار كليساى ارامنه تكيه دادند. لب و دهانش خونين بود. اشك در چشمانش حلقه زده بود و مى گفت: "به خدا من نزدم! ببين، من اسپرى ندارم. كو؟"
گفتم: "بگو شرفت كو؟ آن را هم توى جوى آب انداختى؟" و بى آنكه دستش بزنم، رفتم. اگر وجدانى داشت، اين برايش دردناك تر بود.
جمعيت پراكنده بودند و حالا كفتارهاى موتورسوار شير شده بودند. در گروهى بسيار بزرگ به سمت مردم حمله كردند تا "اقتدار" چماق هايشان و "ايمان" خود به مرام و امامى كه خيال مى كردند پيروانش هستند را به مردم بى دفاع نشان بدهند!
اين پايان ماجرا نبود، اما مى شود سرانجام اين كارزار را حدس زد. از آن هم بالاتر، حالا كه كار به اينجا رسيده، مى شود سرانجام اين جنبش و سرنوشت ظالمان مردم كش را هم به روشنى ديد: در سى سال گذشته سابقه نداشته كه مردم به اين صراحت، سرنگونى نظام سلطه را در خيابان ها فرياد بزنند. شعارهايى كه در اين جمعه خونين تابستانى شنيديم، بشارت اتفاق بزرگى را مى داد كه يك عمر در انتظار آن بوديم. گفته اند كه هيچ ملكى اگر كه به كفر هم بماند، با ظلم نمى ماند. پس چه جاى شك، كه اين ها هم به دين خدا كافرند و هم خود ظالم ترين ظالمان. شك نداريم كه ما پيروز خواهيم شد...
گزارش كيهان (ايران) از ناآرامى اطراف دانشگاه تهران در روز جمعه
http://news.gooya.com/politics/
شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸
روز گذشته و در حالى كه نمازجمعه با حضور خيل انبوه مردم مومن تهران در حال برگزارى بود، جمعيتى حدود ۵-۴ هزار نفر برخى خيابان هاى اطراف دانشگاه تهران را ناآرام كردند.
مشاهدات خبرنگاران كيهان و گزارش هاى نهادهاى مسئول حاكى است نمازجمعه ديروز تهران مانند تمامى هفته هاى ديگر در سال هاى گذشته با حضور جمعى از مردم تهران برگزار شد و در حالى كه برخى از نزديكان محمد خاتمى، ميرحسين موسوى و هاشمى رفسنجانى از يك هفته قبل تلاش فراوانى براى بسيج نيرو و قشون كشى با هدف پررونق جلوه دادن آن به عمل آورده بودند، عملاً جمعيت شركت كنندگان تغيير محسوسى نسبت به روال معمول نمازهاى جمعه نداشت. بر مبناى گزارش هاى موجود صف هاى نماز حتى به بلوار كشاورز و ميدان فلسطين- يعنى محدوده هميشگى نماز- هم نرسيد و عمده كسانى كه به صورت سازماندهى شده و با پوشش هاى خاص به خيابان هاى اطراف دانشگاه تهران آمده بودند، اساساً نماز نخواندند. عده معدودى از اين افراد هم كه به اقامه نماز پرداختند هيچ كدام از اصول نمازجماعت در مورد شكل تنظيم صفوف را مراعات نكردند و برخى از آنها حتى زحمت بيرون آوردن كفش هايشان را هم به خود ندادند!
اين عده كه مدتى است به رغم تمام تلاش هاى داخلى و خارجى تعداد آنها از ۶-۵ هزار نفر فراتر نمى رود، بدون پيوستن به صفوف نمازگزاران و با تجمع در پياده روها و خيابان هاى اطراف به سر دادن شعارهاى ضدانقلابى و تاييد سخنان هاشمى رفسنجانى مى پرداختند.
اظهارات هاشمى عليه دولت، شوراى نگهبان و انتخابات و دفاع او از آشوب طلبان با استقبال اين عده مواجه شد و بنابر برخى گزارش ها تعدادى از نزديكان هاشمى نيز دائماً به آنها مراجعه و تحركاتشان را رصد مى كردند كه با تذكر شديد مسئولان امنيتى مواجه شدند.
اين گزارش ها نشان مى دهد خيل جوانان مومن تهران در مقابل تمامى اين حرمت شكنى ها كه به رغم تذكرات پى در پى مسئولان و سخنان حجت الاسلام تقوى و بدون كوچكترين منعى از جانب هاشمى انجام شد، متانت و آرامش خود را حفظ كردند و هيچ تعرضى به چهره هاى اصلاح طلب حاضر در نماز كه عملاً در هفته هاى گذشته فرماندهى آشوب را به عهده داشته اند صورت نگرفت.
پس از پايان نماز هواداران موسوى كه در اثر سخنان هاشمى تحريك شده بودند در برخى خيابان هاى اطراف دانشگاه اقدام به روشن كردن آتش و سر دادن شعارهايى عليه نظام و دولت پرداختند. آشوب طلبى اين عده البته بيش از چند دقيقه دوام نياورد با پايان نماز و خروج نمازگزاران از مصلاى دانشگاه تهران و همچنين تدبير نيروى انتظامى تجمع كنندگان حامى موسوى و هاشمى به سرعت متفرق شدند. بخشى از اين عده با اتمام نماز و خلوت شدن اطراف دانشگاه قصد راهپيمايى به سمت ميدان آزادى را داشتند كه پس از طى چند صدمتر مسافت و در خيابان آزادى تعدادشان به كمتر از ۵۰ نفر رسيد و خود به خود متفرق شدند.
No comments:
Post a Comment