تحلیل آیندهی جنبش سبز در دانشگاه لندن
|
گزارش اختصاصی «موج سبز آزادی»
از نشست تحلیل آیندهی جنبش سبز در دانشگاه سواس لندن
دانشگاه سواس لندن، روز گذشته شاهد انبوه علاقهمندانی بود که در سالن برونئی این دانشگاه گردهم آمده بودند تا دیدگاههای عبدالکریم سروش، عطاءالله مهاجرانی، مسعود بهنود و فرخ نگهدار را در خصوص شرایط ایران پس از تحلیل انتخابات ۲۲ خرداد و آینده جنبش سبز بشنوند.
نشست تحلیل انتخابات ۲۲ خرداد و آینده جنبش سبز ایران که با دعوت انجمن سخن لندن و در مرکز مطالعات آفریقائی و شرقی دانشگاه سواس لندن برگزار شد، در ابتدا با سخنرانی نیم ساعتهی دکتر سروش آغاز شد و سپس با میزگردی با حضور آقایان بهنود، مهاجرانی و نگهدار پیرامون انتخابات اخیر و وقایع پس از آن، ادامه یافت.
به گزارش «موج سبز آزادی» سالن برونئی دانشگاه سواس از ساعتی پیش از شروع این برنامه، مملو از جمعیت بود و جایی برای نشستن وجود نداشت. حضار در حالی که ایستاده بودند، سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» را با یکدیگر زمزمه میکردند و دستهای خود را به علامت پیروزی بالای سر برده بودند.
سروش پس از تشویق مکرر حضار، لب به سخن گشود و در بدو کلام خود، ضمن تسلیت به مناسبت شهادت تنی چند از جوانان برومند وطن در اعتراضات اخیر، داغدیدگی ملت ایران در این باره را فوق توصیف خواند و از اینکه دست اقتدارگرایان به ننگ تقلب خونین آلوده شد و چنین نتایجی به بار آورد و چشم جهانیان را به ایران دوخت، ابراز تاسف کرد. سروش همچنین بازشناسی این پدیده را برای همه اهالی فکر فریضه خواند و ابراز امیدواری کرد که نشستهای مشابه به نتایج پربرکتی منتهی شود.
یادی از فضای باز اول انقلاب
این روشنفکر برجسته ایرانی، در بخش نخستین کلام و پیش از ورود به بحث اصلی، از حضور خود و فرخ نگهدار در کنار یکدیگر سخن گفت و عنوان کرد: «جوانترهایی که تاریخ انقلاب را خوانده باشند و یا آنانی که سن و سالی را سپری کرده باشند، میدانند که ۲۹ سال پیش، یک سال بعد از انقلاب، حوادث به گونهای رقم خورد که من و نگهدار را روبهروی هم در مناظرههای تلویزیونی نشاند. ای کاش آن فضا ادامه مییافت و همه چیز با مباحثه و گفتوگو حل میشد. بارها به خاطر شرکت در آن مناظرهها مورد ملامت قرار گرفتهام، اما مفتخرم که کار نیکویی بود و البته امروز میبینیم که از کجا به کجا رسیدهایم. از روی همین حل و فصلها میتوانید نتیجه بگیرید که چه جداییها و چه بازپیوستنها صورت گرفته است.»
به گزارش «موج سبز آزادی» دکتر سروش در توصیف فضای مناظرات اوایل انقلاب گفت: «در آن سالها من و آیتالله مصباح یزدی در یکسو مینشستیم و احسان طبری، تئوریسین حزب توده و فرخ نگهدار، رهبر چریکهای فدایی اکثریت، در سوی دیگر و در باب ماتریالیسم دیالکتیک و حق بودن یا نبودن آن سخن میگفتیم. حال از آن زمان سی سال گذشته است و چرخ سیاست چرخها خورده و غلتشها کرده و کشور ما از کوچه پس کوچههای زیادی گذر کرده است. امروز به اینجا رسیدهایم که جوانب حرکت حقمدارانهای که بالاخره میباید روزگاری سایهی خود را بر سر کشورمان بگسترد، اکنون آشکار شده است و این نخستین انگیزهی شادمانی من از حضور در این مجلس است. اما انگیزهی دیگری هم داشتم که البته چندان شادمانه نیست. بسیاری از جوانان از طریق ایمیل از داخل و خارج از کشور قصهی افسردگی و سرخوردگی خود از حوادث اخیر را با من در میان گذاشتهاند، چنان که دریافتم امید میلیونها بنیآدم را به باد دادهاند و دست خیانت به صندوق امانت مردم دراز کردهاند و به غرور و شعورشان توهین کردهاند. این کم چیزی نبود، چرا که وقتی غرور نشانه برود، شورش و آشوب ایجاد میشود.»
عبدالکریم سروش با قیاس شرایط پس از انتخابات ۲۲ خرداد با شرایط سرکوب و اختناق بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و سرکوب و کشتار بعد از ۱۵ خرداد ۴۲، گفت: « من آن یأس و بازنشستگی نسبت به آینده کشور را در این مدت دیدم و برای درک حال و روز آن روزهای تاریخی، گریزی به ادبای آن روزگاران زدم.»
سروش سپس یأس عظیم جامعهی روشنفکری را با گریزی به اشعار نادرپور، فروغ و اخوان ثالت توصیف کرد و به دوران انقلاب رسید؛ دورانی که به گفتهی او امید در دلها روییده شد و آرزوها به آسمان رسید و مردم روی فراخی و آزادگی را دیدند و در ساختن کشور خود شرکت کردند.
اما به گفتهی سروش، آن جریان سرخوردگی و انسداد دوباره کم کم آغاز شد و باز هم خود را در آثار شعرای متعهد به انقلاب چون حسن حسینی و علیرضا قزوه نشان داد. این شعرا علیرغم تعلق خاطری که به انقلاب و جنگ و شهدا داشتند، با مشاهد کجرویها، در منظومههایی بلند، شکوهی خود را از وضع دوران بر لب آوردند.
سروش این سرخوردگی و و شلختگیها را خاصیت هر انقلابی عنوان کرد و از ضرورت و فضیلت صبر هم سخن گفت و انتخابات را یک نهاد فوقالعاده مهم برای امید انداختن در دلهای مردم و تنها راه مشروعیت بخشیدن به نظام عنوان کرد. او اتفاقات اخیر را ناگوار توصیف کرد و ستانده شدن قدرت تغییر و اصلاح توسط مردم و به واسطهی انتخابات را فاجعهبار توصیف کرد.
صدای مردم، صدای خداست
سروش همچنین با نقل از یکی از فیلسوفان معاصر و در بخش مهمی از سخنان خود، صدای مردم را صدای خدا دانست که چون سایهی مبارکی باید جامعه را فرا بگیرد و افزود: «آنانی که میخواهند صدای خدا را بشنوند، باید بدانند که این صدا تنها از حلقوم مردم بیرون میآید و چه پروای خلق داشته باشیم و چه پروای خالق، به یک جا میرسیم.»
به گزارش «موج سبز آزادی» این فیلسوف و روشنفکر شهیر ایرانی بخش دیگری از سخنان خود را به مبحث عدالت و مشروعیت اختصاص داد و گفت: «آدمیان نمیتوانند مرکب قدرت را بیمهار رها کنند. در مقابل قدرت بیمهار، دو راه بیشتر وجود ندارد: اول اینکه عطای قدرت را به لقایش ببخشیم و به جایش به رستگاری فردی بیندیشیم، و دوم هم اینکه قدر این قدرت را بدانیم و برای مهارش تدابیری بیندیشیم. در این صورت است که اندیشهی سیاسی، فلسفهی سیاسی و علوم سیاسی پدیدار میشود. قدرت بیامان، به زیان همه است و نمیتوان رهایش کرد و تسلیمش شد.»
سروش در باب اهمیت مفهوم عدالت و کمرنگ بودن نقش آن در مباحث متفکران ایرانی مسلمان هم سخن گفت و تأکید کرد که: «هر وقت در روزگاران گذشته از عدالت بحث میشد، منظور فقه اسلامی بود و عدالت مساوی با گناه نکردن یا گناه کم کردن بود. اما در جریان امروز، در مبحث عدالت بحث مشروعیت مطرح شد و در تئوری سیاسی هم وقتی از مشروعیت سخن گفته میشود، منظور مطلوب شرع بودن شرایط موجود نیست، بلکه موضوع اصلی حقانیت است و کسی که سوار بر قدرت میشود، اول باید این قدرت، حق او باشد.»
سروش همچنین افزود: «حال حقانیت حق حاکم یا از خدا میآید و یا از مردم، و لذا مشروعیت یا الهی است و یا مردمی. آنچه امروز شیخ محمد یزدی از آن سخن گفت، مشروعیت الهی بود که در تقابل با سخن هاشمی در نمازجمعه بود که از مشروعیت مردمی حرف زد.»
سروش در باب این دو شاخهی کلان فکری گفت: «در ایران آنچه فربه شده است، مشروعیت الهی است. در حالی که بعد از دوران روشنگری، انحصار کشنده و روحکش کلیسا که حقانیت الهی را تبلیغ میکرد، به حقانیت مردمی تبدیل شد و علاوه بر تئوری جمهوریت، نظریهی حق طبیعی پدید آمد که یکی از کشفهای تاریخ بشری بود.»
این روشنفکر دینی در باب ضرورت شکستن قدرت مجتمع نیز سخن گفت و تاکید کرد: «خطر تنها زمانی کمتر خواهد شد که قدرت مطلقه مهار شود و این مهار تنها از طریق عمل به حقیقتخواهی و رعایت اصول عادلانه در روابط حاکم و مردم امکانپذیر است.»
وی همچنین افزود: «در انقلاب اسلامی، ما قدرت مشروعهی شاه را کم کردیم، اما اتفاقی که افتاد، این بود که مفهوم حق پشتوانهای نیافت و هنوز هم اهمیت خود را نیافته است و در میان ما آنچنان که باید ریشهدار نشده است. اما انتخابات اخیر، جلوهگاه حقمداری مردم بود.»
تقلب در انتخابات، معصیت خجسته
عبدالکریم سروش در پایان سخنان خود، تقلب خونین اخیر در انتخابات اخیر را «معصیت خجسته» نام نهاد و در توضیح آن گفت: «معصیت از آن جهت که گناه حاکمان بود و خجسته از آن جهت که مردم راه خود را یافتند.»
وی گفت: «اگر این شیوهی غلط به همین یک نتیجه منتهی شده باشد که مساله غیرتورزی به حقوق خویشتن را جدیتر بگیریم، باید بگوییم که زیان نکردهایم، چرا که همین حوادث تلخ است که راه مردم را برای احقاق حقشان روشن میکند.»
سروش سخنانش را با قرائت شعر کوتاهی از سهراب سپهری پایان برد و خواند: تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی/ همت کن/ و بگو ماهیها / حوضشان بیآب است/ باد میرفت به سر وقت چنار / من به سر وقت خدا میرفتم.
سروش در بخش پرسش و پاسخ نیز در دفاع از تز جامعهی باز پوپر، آن را جامعهای توصیف کرد که مردم در آن میتواند به حقوق خود آشناتر شوند و جامعه همه را زیر چتر خود میگیرد.
فرخ نگهدار: این راه، بیبازگشت است
در ادامهی برنامه و پس از سخنرانی سروش، مهاجرانی، بهنود و نگهدار هر یک به مدت پانزده دقیقه به ارائه سخنانی در باب انتخابات پرداختند.
قبل از شروع سخنرانی نگهدار، تفرشی بازی اخیر را که توسط حاکمان در ایران صورت گرفت، یک بازی باخت- باخت توصیف کرد و گفت: «از انتخاباتی که در آن نهاد اصلی برگزارکننده از اسپانسرهای اصلی مالی دولت فعلی و قائممقام آن یکی از نزدیکترین رایزنان رئیسجمهور است، انتظاری جز این هم نمیرفت.»
تفرشی در پایان ابراز امیدواری کرد در چنین شرایطی که دودستگی و دو قطبی بودن در بالاترین ردههای نظام هم آشکار شده است، حداقل شرایط طوری پیش برود که ملت نیز خودش را برنده احساس کند.
پس از این مقدمه، فرخ نگهدار تریبون را به دست گرفت. او در آغاز سخن خود ضمن ابراز تاسف از کشته شدن تعداد زیادی از جوانان معترض به نتایج انتخابات، از شرکتکنندگان برنامه خواست که به احترام خونهای ریخته شده، یک دقیقه بایستند و سکوت کنند.
او سپس حکمرانان فعلی ایران را مسئول این خونها خواند و با قرائت قطعه شعری از نیما و فروغ گفت: «وقتی ما به سمت ۲۲ خرداد میرفتیم، همهی ایران با امیدی به پا خواسته بود تا زندگی را به خاک خود بازگرداند. اما متأسفانه حکمرانان این امید را برنتابیدند و بر روی مردم گلوله گشودند.»
به گزارش «موج سبز آزادی» نگهدار هدف اصلی از این گردهمایی را یافتن راه برونرفت از وضعیت فعلی عنوان کرد و اولین راه چاره برای این هدف را طرح این سوال که «باید بدانیم چه میخواهیم» عنوان کرد.
وی جنبش اخیر ایران را جنبش سبز عنوان کرد و هدف عالی آن را آزادی همه در تعیین نوع زندگی خود و از بین رفتن ترس در دل مردم خواند. نگهدار همچنین از احترام به رأی هر انسانی به عنوان دومین خصیصهی این جنبش سخن گفت.
وی همگان را به تسامح در مقابل کسانی که از مواضع نامقبول قبلی خود دست شستهاند و به سمت این جنبش آمدهاند یا خواهند آمد، دعوت کرد و همچنین از ضرورت فراموش کردن گذشته و چشم گشودن به روی آینده سخن گفت.
نگهدار اتکا و قدرت جنبش سبز را بر دست و پاهای مردم ایران دانست و گفت: «این مردم ایران هستند که این جنبش را بازتولید میکنند و صندوق رأی منشأ حل اختلاف است.»
فرخ نگهدار در بخش پایانی سخنان خود با طرح این سوال که قاتل سهراب اعرابی کیست، از آنانی که با ناآگاهی خود به چاه جمکران و هالهی نور فروشان با رأی خود اعتبار میدهند، به عنوان رستمی یاد کرد که نادانسته دست به خون سهراب شسته است و جهل چنین افرادی را سرمنشأ این جنایات دانست.
نگهدار به عنوان آخرین جملهی خود، به سخن موسوی در خانهی سهراب اعرابی که راه کنونی را راه بیبازگشت عنوان کرده بود، اشاره کرد و گفت: «ما باید سعی کنیم که زنجیرهی سبز را در سراسر ایران گسترش دهیم و بدانیم که در آیندهای نزدیک دست به مزرع سبز فلک خواهیم یافت و باید بدانیم که هنگام درو نزدیک است.»
مسعود بهنود: این قصه، تاریخی است
سخنران بعدی برنامه، مسعود بهنود بود که با شرح داستانی تاریخی، از رأیگیری در دوران مخبرالدوله در مدرسهی ارکان و قصهی ساختن صندوق و تقلب در رأی مردم سخن گفت و تأکید کرد: «۱۰۲ سال است ایران درگیر چنین پروسهای است. از اولین انتخابات در دوران مشروطه که نگاه میکنیم، ۲۴ دوره انتخابات مجلس برگزار شده و بارها انتخابات ریاستجمهوری و همواره این داستان کم و بیش وجود داشته است. در هیچ دورهای رأی ملت به عینه از صندوق بیرون نیامده است.»
بهنود جریان فروختن دین به دنیا بر سر قدرت گرفتن را هم قصهای تکراری در تاریخ سیاسی ایران عنوان کرد.
مهاجرانی: این سرنوشت همهی انقلابهاست
در پایان این نشست تحلیلی، عطاءالله مهاجرانی در باب تفسیر حکومتها از قدرت و بازتاب این تفاسیر سخن گفت. وی آرمانهای مساوات، آزادی و شادمانی را از اهداف مشترک همهی انقلابها خواند و نیز تن دادن به وضع موجود در پی حفظ قدرت را نیز از وجوه مشترک همهی انقلابها دانست.
به گزارش «موج سبز آزادی» وزیر ارشاد دولت اصلاحات، به شرح داستانی از دئودوراکیس، سازندهی فیلم «زوربای یونانی» و آهنگ «زد» پرداخت و شرح داد که چگونه در یک زندگی کمونی کوچک سه نفره، در پی قدرت گرفتن یکی از سه نفر و زورگویی او به دو نفر دیگر در گرفتن جا و تهیهی غذا، آن دو نفر در پی تصفیه و حذفش بر میآیند.
وی در نتیجهگیری از این داستان گفت: «حتی در یک هستهی مخفی پارتیزانی که تمام مایملکش دو اتاق است، به زودی برای حفظ قدرت، مکان و غذا، آدمکشی هم اتفاق میافتد.
مهاجرانی این دست اتفاقات را در جوامع انقلابی، معمول خواند و به مسالهی جابهجایی آرمان در شرایط پساانقلابی اشاره کرد که در آن بعد از پیروزی انقلاب، انقلابیون به انگیزهی حفظ قدرت و مصلحت موجود، دست به این قبیل امور میزنند. وی گفت: «انتخابات هم در چنین شرایطی تا بدانجا که در تأیید حفظ وضع موجود باشد، برتابیده میشود و انتخابات پرشور، اگر نتیجهای غیر از احمدینژاد داشته باشد، با قلع و قمع مردم مواجه میشود.»
وی با ذکر این توضیح، از دو نوع انتخابات نمایشی و واقعی نام برد و گفت: «انتخابات وقتی نمایشی است که حکومت قدرت تشخیص خودش را بهتر از قدرت تشخیص مردم بداند، یعنی همان بحثی که میان هاشمی و بزدی پیش آمد و همین مبنای الهی و مردمی بودن مصلحت را دربر میگرفت.»
مهاجرانی در بخش دوم سخنان خود، برای جوامعی که جمهوریت را مبنای کار خود قرار میدهند و آنانی که جمهوریت را حذف میکنند، ده ویژگی را به این شرح برشمرد: «در جوامع دارای جمهوریت، حقوق همهی مردم با هر مذهب و از هر قوم و نژادی، برابر است؛ زمامداران از طرف مردم وکالت دارند؛ مردم وکلای خود را انتخاب میکنند؛ زمامداران موقتی و مسئول وقایع و خون مردماند؛ فقیه بودن شرط لازم زمامداری نیست؛ رابطهی مردم و حکومت یک قرارداد اجتماعی محسوب میشود و عقل جمعی مبنای عمل است. در حالی که اگر جامعهای فاقد اصل جمهوریت باشد، مردم و حاکمان حقوق برابر نخواهند داشت، مردم مهجورند و حکومت تصمیمگیرنده، زمامداران بر مردم ولایت دارند نه وکالت، این شارع است که حاکم را انتخاب میکند نه مردم، زمامداران مادامالعمرند و مسئول خون مردم هم نیستند، فقاهت شرط زمامداری است، حکومت اعمال حکم شارع است و عقل فردی مبنا قرار میگیرد.»
وی تاریخ استبداد ایرانی را تاریخی بسیار درازآهنگ و دیرپا و سنگین توصیف کرد و انقلاب مشروطیت را گامی برای رام کردن قدرت دانست. وی همچنین انتخابات اخیر را فرصتی برای مقید کردن قدرت خواند و یکی از مهمترین تغییرات را احترام به صندوق رأی ملت دانست.
این اندیشمند فرهنگدوست ایرانی، راهی را که جنبش سبز ایران در پیش دارد، به دو استفامت امدادی تشبیه کرد و هرگونه یأسی برای زنده نگه داشتن این چراغ را مضر دانست و گفت: «نباید فراموش کنیم که در هر نقطهای از مسیر ایستاده باشیم، به هدف رسیدهایم.»
مهاجرانی با ذکر آیهای از قرآن مجید در باب ضرورت استقامت و بردباری و به خرج دادن خردورزی، سخن خود را با این بیت مولوی به پایان برد که: «هر که دایم مشت بر سندان زند / ناگهان روزی بیابد فتح باب».
پرسش و پاسخ
در بخش پرسش و پاسخ این برنامه، تعداد بسیاری از حضار موفق شدند سؤالات خود را به صورت کتبی و شفاهی در جلسه مطرح کنند و پاسخ بگیرند. فرخ نگهدار در پاسخ به یکی از سؤالات در باب مشروعیت سیاسی، مشروعیت حکومت را ناشی از رأی ملت دانست و حق نمایندگی را تنها از آن آنانی دانست که از صندوق رأی ملت بیرون میآیند. وی نه فقط میزان که تنها میزان را رأی ملت دانست.
بهنود نیز در پاسخ به سوالی در باب مفهوم اصلاحات گفت که اصلاحات از نظر او، فقط آنچه که در چارچوب دوم خرداد معنا یافت، نیست و گستردهتر از آن است و به این معنا هدف اصلاحات و جنبش سبز همپوشانی دارد.
مهاجرانی در پاسخ به انتقاد یکی از حضار مبنی بر اینکه موضوع این جلسه قرار بود بحث در باب «چه باید کرد» باشد اما در این باره صحبت خاصی نشد، گفت که مهمترین وظیفه ما در این برهه این است که نفس حضور و استقامت را برای بازپسگیری آرا و نیز غیرمشروع دانستن احمدینژاد حفظ کنیم.
وی همچنین عدم استقبال تولیت آستان قدس رضوی از احمدینژاد و عدم تبریک علمای قم به وی را از جمله مصادیق نامشروع بودن احمدینژاد دانست. مهاجرانی همچنین تأکید کرد که کانون همهی حرکتها باید موسوی باشد و ما به خودی خود نمیتوانیم کاری خودسرانه انجام دهیم.
به گزارش «موج سبز آزادی» مهاجرانی همچنین در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا سخن هاشمی تأثیری بر آزادی زندانیان سیاسی خواهد داشت یا خیر، توضیح داد که طول سالیان طولانی همکاری نزدیک با هاشمی، سخنان این هفتهی او در نمازجمعه را دور از انتظار خود یافته است و این سخنان نشاندهندهی این بود که وضعیت جامعه به جایی رسیده که هاشمی مجبور به انتخاب شده است. وی گفت: «مهم سخن گفتن از بازداشت شدگان نبود، بلکه آنچه در سخنان هاشمی اهمیت داشت، سخن گفتن در باب صلاحیت حکمرانی بود و اینکه مردم مبنای مشروعیت حکومتاند.»
در بخش پرسش و پاسخ این برنامه، بحثهایی شنیدنی هم در باب لزوم جدایی دین از حکومت صورت گرفت. مازیار بهروز، استاد دانشگاه کالیفرنیا و نویسندهی کتاب «شورشیان آرمانخواه» در سؤالی از مهاجرانی گفت که در ایران بعد از انقلاب همیشه ولایت بر جمهوریت غالب بوده است و از مهاجرانی خواست یک مصداق را که تجربهی موفقی از یک دموکراسی دینی باشد، عنوان کند.
مهاجرانی در پاسخ به این سؤال گفت: «بستگی دارد دربارهی کدام دین و کدام دموکراسی سخن بگوییم. من به عنوان کسی که مسلمان هستم، اعتقاد دارم که بر اساس نص قرآن میشود حکومتی داشت که در آن حق مردم به رسمیت شناخته شود. دین و دموکراسی در این حالت قابل جمعاند، اما طبیعی است که در راه دموکراسی حداکثری، به شکلی که در غرب تجربه شده است، زاویههای مختلفی وجود داشته باشد که لازم است در نظر گرفته شود و از جوانبی هم این امر میتواند مشکلزا باشد. اما آنچه واضح و مبرهن است، این نکته است که مشکلات سی سالهی دموکراسی و دین در ایران را نمیشود در این جلسه حل کرد.
مهاجرانی همچنین تأکید کرد: «به جای دست گذاشتن بر اختلافات، اکنون وقت پیدا کردن مشترکات است وگرنه باید به قول شاملو، همچنان دوره کنیم شب و روز را، هنوز را». این سخن مهاجرانی با تشویق مکرر حضار همراه بود.
مسعود بهنود نیز در پاسخ به این پرسش که امروز وظیفهی ما چیست، گفت: «باید مراقب باشیم که شرایط حال حاضر کشور و مردم کل ایران را در نظر بگیریم و به طور منطقی به دنبال خواستههای دستیافتنی خود باشیم که در حال حاضر و در وهلهی اول بازپسگیری آرای مردم است، و باید از دادن شعارهای شیک و دستنیافتنی پرهیز کنیم که حالت سنگ بزرگ زدن را پیدا نکند.»
فرخ نگهدار هم در پاسخ به سؤالی دیگر در باب موضع جنبش چپ در باب وقایع اخیر، گفت: «چپ ایران در مقابل جنبش سبز نایستاده است، بلکه همراه آن است؛ هم اسلامی و هم چپ، نه با عناوین قبلی که با هویتی جدید و مشترک، در این جنبش حضور دارند. در جنبش سبز ایران، حق به جای ایدئولوژی قرار گرفته است و صندوق رأی معیار و محک حکومت است.»
این برنامه با طرح پرسشهایی دیگر دربارهی ایران ادامه داشت و در انتها، خیل عظیم جمعیت با سر دادن شعر «ای ایران» سالن را ترک کردند.
شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸
نماز جمعه ديروز تهران نه فقط يكى از مهمترين رويدادهاى پس از انتخابات رياست جمهورى كه نقطه عطف ديگرى در تاريخ كشور و انقلاب است براى توجه و تامل امروز مردم و قضاوت آيندگان از آنچه در اين روزها در ايران گذشته و ميگذرد.
حاشيههاى برگزارى اين مراسم به قدرى تلخ و گزنده بود كه دل هر يك از دلسوزان نظام و انقلاب و كشور را به درد ميآورد. همين حاشيههاى قبل و بعد از مراسم، از توهين به مردم، شخصيتها، فحاشيها و درگيريها گرفته تا برنامههاى از پيش تعيين شده برخى گروهها كه كوشيدند زمينهاى فراهم كنند تا سخنان آقايهاشمى از تريبون نماز جمعه كه طبق سنت اسلامى خطبههاى آن بايد محور اصلى بحثهاى جامعه باشد، تحت تاثير خبرهاى ديگر قرار گرفته و انعكاس كمترى داشته باشد، همه گوياى اهميت نماز جمعه ديروز است.
خطبه هاى آقايهاشمى را بايد در اين مقطع حساس هم به لحاظ تاريخى و هم به لحاظ محتوايى با اهميت بدانيم. سخنانى كه صرف نظر از ويژگيهاى آقايهاشمى كه برآمده از عقلانيت و تدبير براى جمهورى اسلامى است، براى هر انسان اهل مطالعه، دلسوز، با تجربه، انديشمند و منصفى، نكتههاى قابل تاملى دارد. نماز جمعه روز گذشته از دو بعد داراى اهميت بود: نخست به لحاظ تعداد نمازگزاران و اينكه مردم با سليقهها، ديدگاهها و گرايشهاى متنوع در اين مراسم حضور داشتند و آمده بودند كه بگويند ما هم هستيم و ديگر اينكه قرار بود آقايهاشمى پس از چند هفته سكوت براى نخستين بار درباره انتخاباتى كه با حواشى و اما و اگرهاى بسيار برگزار شد، صحبت كند. پس از برگزارى انتخابات، شخصيتهاى سياسى،گروهها و احزاب و رسانههاى داخلى و خارجى بارها انتخابات و رويدادهاى پس از آن را تحليل كردهاند با اين همه بخش عمده اين تحليلها يا از سويى دچار برداشتهاى احساسى و آنى و قضاوتهاى يك طرفه بوده يا از سوى ديگر به وادى انتقامجويى كشيده شده، حال آنكه براى عبور از شرايط دشوار اين روزها نه به برخوردهاى احساسى نيازى هست و نه با روحيه انتقامجويى ميتوان از اين گذرگاه صعب و سخت گذشت.
اگرچه شايد همين امروز هم گروهى از منتقدان و نيز افراطيون، سخنان آقايهاشمى را افراطى يا محافظهكارانه بخوانند، اما با نگاهى منصفانه و به دور از پيش زمينهها خطبههاى ديروز او را بايد عقلانى، مدبرانه و دلسوزانه دانست؛ از اين منظر كه او هم از «ترديد»هاى غير قابل چشمپوشى گروههاى قابل توجهى از مردم و نخبگان درباره انتخابات و لزوم توجه به آن سخن ميگويد و روزها و شرايط پس از انتخابات را براى همه «تلخ» توصيف ميكند و هم اينكه ضرورت مديريت اين بحران را مورد توجه قرار ميدهد و اينكه بايد تلاش كنيم آثار بدى كه پس از انتخابات به وجود آمده، از بين برود، اعتماد اجتماعى ترميم شود، زندانيان سياسى آزاد شده و صداوسيما فرصتهاى برابر براى طرح ديدگاههاى موافق و مخالف در اختيار همه افراد و گروهها قرار دهد. سخنان هاشمى وقتى از تريبون نماز جمعه مطرح ميشود، فراجناحى است و بهرغم ديدگاههاى شخصى، فقط تامين كننده منافع گروه خاصى نيست. هر كسى كه در شرايط كنونى بخواهد مسائل و حوادث اخير كشور را با واقع بينى تبيين و تحليل كند به چنين نگاهى نياز دارد: چندوجهى، عقلانى، دلسوزانه و مدبرانه. بسيارى از كسانى كه پس از انتخابات در تريبونهاى مختلف درباره انتخابات صحبت كردند، خالى از اين دو جنبه (قضاوتهاى يكسويه يا انتقامجويى) نبودند و به همين دليل يا به واقعيت مساله نرسيدند يا نتوانستند افكار عمومى را با خود همراه كنند و حتى گاه بر شدت اعتراضها افزودند.
سخنان آقاى هاشمى در نماز جمعه كه در سه بعد تحليل اسلامى - دينى، تاريخى و جهانى جمعبندى شد، يك مركز ثقل اصلى داشت: «مردم»؛ چه آن زمان كه با استناد به روايات و منابع اسلامى از شيوه حاكميت پيامبر اكرم(ص) و تحولاتى گفته شد كه ايشان با اتكا به قدرت مردم در عربستان دوران جاهليت ايجاد كردند يا آن زمان كه تاكيد شد «پيامبر به على (ع) فرمود كه اگر مردم از تو حمايت نكردند وظيفهاى براى حكومت ندارى» و حضرت امير(ع) ۱۹ سال خانهنشينى را بر حكومت ترجيح داد و تنها زمانى قدرت را به دست گرفت كه خواست مردم اين بود، و چه آن زمان كه به خاطرات دوران مبارزه اشاره شد و اينكه نگاه و برنامه و اصل براى امام خمينى(ره) چه قبل و چه بعد از انقلاب خواست مردم بوده و بس.
تكيه آقاى هاشمى روى بحث مردم براى همه قابل توجه است به ويژه براى نيروهايى كه اين روزها ممكن است به انگيزه يا بهانه آسيب به انقلاب نگران يا توجيهگر الگوهاى انقلاب رنگين هستند و فكر ميكنند خطر اين پديده براى انقلاب ما آنقدر مهم هست كه هر بهايى را حتى برخورد با نيروهاى سابقهدار و اصيل انقلاب يا حركت در مقابل تودههاى عظيمى از مردم را توجيه كند در حالى كه اين مساله به آنها يادآورى ميكند گرچه پاسدارى از اسلام و انقلاب ايجاب ميكند كه همواره هشيار و نسبت به هر خطرى حساس باشيم اما خطر تخليه انقلابى چون انقلاب اسلامى ايران از پشتوانه مردمى و تودهاى به مراتب نگرانكنندهتر است كه اگر چنين احتمالى وجود داشته باشد ديگر نيازى به جلوگيرى از انقلاب مخملى نيست كه كيان يك انقلاب بدون پشتوانه مردم با سادهترين تهاجمها تهديد ميشود.
از منظر اسلامى و دينى سخنان هاشمى از اين رو حائز اهميت است كه باز هم يادآورى ميكند توجه به راى و افكار مردم چه جايگاه والايى در حكومت اسلامى داشته و دارد. اين نكته در شرايط امروز براى فقها و انديشمندان اسلامى بسيار قابل ملاحظه و ضرورى است كه اين مساله را مورد توجه قرار داده و ابعاد آن را بررسى كرده و به مردم ارائه كنند.
از بعد تاريخى، نكات مطرح شده در خطبههاى هاشمى يادآورى مهمى است براى كسانى است كه امروز خود را مبدا و منشا همه چيز ميدانند و گاه خط بطلان بر گذشته ميكشند، تا به ياد بياورند انقلاب ۵۷ و پس از آن نظام جمهورى اسلامى بر مبناى چه حركتى شكل گرفت و اينكه ريشه، سنت و اصل و زيربناى اين انقلاب همان مردمى بودن آن است، اينكه جمهوريت پا به پاى اسلاميت آمده و نبود هر يك به معناى زايل شدن ديگرى است. اينكه به خاطر داشته باشيم، بدون توجه به اصل و ريشه انقلاب يعنى مردم، بايد نگران بود، نگران اينكه از كجا به كجا ميرويم.
آقاى هاشمى در خطبههاى نماز جمعه همچنين نگاهى به وضعيت جهان داشت. اينكه چگونه جهان و دشمنان انقلاب از اين اتفاقات و گاه بيتدبيريها استفاده ابزارى ميكنند. اينكه چگونه ميتوان براى مسلمانان چين يا مسلمانان در هر نقطهاى ديگر از جهان دلسوزى كرد اما گروه متكثرى از جامعه _ حداقل اگر ۱۴ ميليون نفر هم باشند _ را ناديده گرفت و اغتشاشگر خواند، گروهى را راهى زندان، اهل قلم را محدود و وضعيتى شكننده را ايجاد كرد كه حتما با در نظر گرفتن شرايط حاكم بر جامعه جهانى، به سود كشور نيست.
در بحبوحه روزهاى جنگ هرگاه كه زمزمههاى نااميدى از فضاى جامعه به گوش ميرسيد، اين هاشميرفسنجانى بود كه با حضور در راديو، تلويزيون و نماز جمعه فضاى اميد را دوباره به جامعه باز ميگرداند. در گذشته هم هاشمى در سختترين شرايط كسى نبوده كه هيجان زده شود. او بر مدار عقلانيت، آرامش و اعتدال تاكيد كرده و ميكند. در نماز جمعه ديروز هم يك بار ديگر هاشمى اين رسالتش را به انجام رساند.
شايد بسيارى از كسانى كه روز جمعه پاى خطبه هاشمى آمدند از منتقدان او بودند و هنوز هم نسبت به حركتهاى او موضع انتقادى داشته باشد اما هر چه هست هاشمى در نماز جمعهاى كه يكى از تاريخى ترين نماز جمعههاى تاريخ ۳۰ ساله انقلاب بود با سخنانش نشان داد كه مردم در ميان مسوولان عالى رتبه نظام تنها نيستند، او ترديدهاى مردم را به رسميت شناخت و حماسه حضور آنان در پاى صندوقهاى راى را به حساب خود آنان نوشت و راى آنها را خرج خريدن آبرو براى كسى يا چيزى نكرد. بدون ابايى صحيح ترين واژهاى را كه مناسب اين روزهاست «بحران» را به كار گرفت و در شرايطى كه به نظر ميرسد ديگر گوشى از مسوولان شنيدار پيام مردم نيست براى عبور از بحران راهكار ارائه كرد. هاشمى طرف مردم ايستاد و سعى كرد حلقه واسطى باشد ميان آنها و حكومت.
زمانى براى احيا شدن، در باره نماز جمعه هاشمى، ديپلماسى ايرانى
شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸
وقتى رييس شوراى سياستگذارى ائمه جمعه در سخنرانى پيش از خطبههاى نماز جمعه ۲۶ تير تلاش مىكرد تا به سخنران اصلى سمت و سو بدهد و بايدها و نبايدهايى را براى او ترسيم كند، بايد متوجه مىشديم كه هاشمى رفسنجانى براى جامه كندن و پوست انداختن آمده و قرار است مسئوليت تازهاى برعهده بگيرد.
بعد از اعلام خبر حضور هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه ۲۶ تيرماه كه همزمان با سالگرد نخستين نمازجمعه بعد از انقلاب به امامت مرحوم آيت الله طالقانى بود، گمانه هاى متعددى مبنى بر چگونگى حضور او در جمع نمازگزاران مطرح شد.
هم ماهيت تريبون نماز جمعه با اسلحه اى كه به دست خطيبش مى دهد و هم شخصيت – تا ديروز – محتاط و منعطف هاشمى رفسنجانى، اجازه هرگونه پيش داورى را از تحليلگران سياسى سلب كرده بود. البته يكى از هاشمى ها وعده داده بود كه آيت الله هاشمى حرف هايى مردمى و براى مردم دارد و قصد دارد روز جمعه آنها را با مردم در ميان بگذارد.
تا پيش از ۲۶ تيرماه نيز حاضران در نمازجمعه هاى تهران كسانى جز مردم نبودند؛ ولى اين بار هاشمى رفسنجانى دايره مخاطبان اين تريبون انقلابى را گسترش داد و با كشاندن فوج فوج مردمى كه شايد تا آن روز از كنار محل برپايى نماز جمعه عبور نكرده بودند، تعريف تازه اى از مردم به روايت تريبون نماز جمعه ارائه كرد.
هاشمى براى سنت شكنى زمان پرمخاطره اى را انتخاب كرد. او تنها اميد معترضان به انتخابات است كه در محدوده قدرت از جايگاهى رفيع و حاميانى وثيق برخوردار است ولى شايد به همين ميزان نيز در مركز خطر و در تيررس رقباى سياسى قرار داشته باشد.
هاشمى رفسنجانى براى عينيت بخشيدن به پاره اى تغييرات ساختارى و براى تداوم جنبشى كه از سوى اصلاح طلبان سياسى دنبال مى شود، مصداق تك ورق حكم است كه خرج كردن آن نياز به زمان سنجى و بازى خوانى دقيقى دارد.
شايد اصلاح طلبان و حاميان موسوى و كروبى كه با حساسيت و اضطراب به خطبه هاى هاشمى توجه مى كردند، از شنيدن سخنرانى باورنكردنى و پيشروانه هاشمى به عرش پريده باشند. به بيان ديگر، شرايط زمانى و موقعيت برزخ گونه جبهه اصلاحات به گونه اى است كه مى توان سخنان هاشمى رفسنجانى را بدون تفسيرهاى عجيب و غريب و اطوارهاى سياسى، به مثابه خونى تازه در رگ هاى اصلاح طلبان قلمداد كرد.
او براى اولين بار در نماز جمعه حاضر به ايراد سخنانى شد كه با شخصيت پيشين اش – در قامت خطيب نماز جمعه – تفاوت هاى عميق داشت و حرف هايش نه تنها به دل مستمعان رسمى و هميشگى اين نماز ننشست كه حتى دلخورى و كينه هايى به وجود آورد و دودستگى را در لايه هاى فوقانى نظام تشديد كرد.
هاشمى مواضعى اختيار كرد كه هيچ تناسبى با ديدگاه هاى مشابه ائمه جمعه نداشت. تعريفى كه از مردم به دست داد و معترضين به انتخابات را مردم خطاب كرد، يكى از جالب توجه ترين نكته هاى سخنرانى او به شمار مى رفت.
دفاع از زندانيان سياسى نيز يكى از بى سابقه ترين پديده هايى بود كه مى شد در نماز جمعه با آن مواجه شد. زندانيانى كه از سوى ديگر خطبا و مسئولان دولتى كشور، اشرار و برانداز و عامل انقلاب رنگين معرفى مى شوند توسط هاشمى مورد دفاع قرار مى گيرند و مراجع قضايى و امنيتى زيرسوال مى روند. اين امر، نه فقط در تاريخ نماز جمعه بلكه در تاريخ حيات سياسى هاشمى به يك نقطه عطف تبديل شد.
او همچنين اولين كسى از منصب داران عالى نظام است كه به دلجويى از خانواده هاى داغدار حوادث اخير برمى آيد و نظام را در اين باره واجد مسئوليت مى داند. صحبت هاى هاشمى مخاطبان بسيارى داشت كه اكثر آنها بيرون از درهاى مصلى نشسته و دورتا دور شركت كنندگان دائمى نماز جمعه را دربر گرفته بودند.
هاشمى در سى سالگى انقلاب و در سالگرد اولين نماز جمعه تاريخ انقلاب مجبور به بازخوانى ايدئولوژى نظام جمهورى اسلامى و برساخته هاى نسل اول انقلاب شد تا عنوان كند كه جمهوريت و اسلاميت نظام غيرقابل حذف اند و در اين ميان وزنه بيشترى براى جمهوريت قائل شد. او تاكيد كرد كه تحقق نظام اسلامى بدون راى و رضايت مردم غيرقابل ممكن است و نقطه نظر امام خمينى (ره) نيز چيزى جز جمهورى اسلامى نبوده است.
او طى سخنانى كه حكم اعلام خطر درباره آتيه نظام را داشت و سو استفاده دشمنان خارجى از عدم مقبوليت انتخابات و تفرقه هاى داخلى را متذكر مى شد، بارها از سوى نمازگزاران سنتى مقابلش مورد انتقاد قرار گرفت اما تكبيرهايى كه از داخل خيابان ها به گوش مى رسيد، مويد گفته هاى او مبنى بر خطر تعميق شكاف ها و دودستگى ها بود.
توصيه ها و تعابير هاشمى به همين جا ختم نشد. او با يادآورى دوران صدر اسلام و تاكيد پيامبر اكرم بر كسب رضايت مردم براى تشكيل حكومت، بار ديگر موضوع جمهوريت را باز كرد و از همگان خواست تا تدابيرى براى رفع تفرقه ها و چالش هاى بعد از انتخابات بينديشند.
اينها را نه كسى از زبان هاشمى نقل مى كرد و نه سخنانى بود كه بر صفحه اى كاغذين نقش بسته باشد. صدا، صداى خود هاشمى بود و شايد نزديك ترين افراد به او هم انتظار شنيدن شان را نداشتند. چهره محمدرضا باهنر و على اكبر ناطق نورى در طول سخنرانى هاشمى از همه ديدنى تر بود.
هاشمى در روزهايى كه زير فشارهاى حاميان و عناصر منسوب به دولت قرار داشت، با صراحتى غيرقابل انتظار از زندانيان سياسى دفاع كرد و دربند كردن آنان را حركتى عجولانه و غيرمدبرانه خواند. مى توان گفت وقتى هاشمى به تعاريف مردم، جمهوريت، رابطه مردم و حكومت، حكومت اسلامى، انتخابات و معترضان آن، وحدت ملى، آزادى رسانه ها و... پرداخت، بخشى از اركان رو به فراموشى نظام دموكراتيك سياسى را زنده كرد و با اين احياگرى، خودش را هم احيا كرد.
مخالفان هاشمى، مخالفان تازه اى نيستند. آنها از ساليان پيش و با ادله هاى سنتى خود به سياست هاى دوره سازندگى مى تاختند و بعد از دوران اصلاحات، وى را مسبب شكل گيرى پاره اى از جريان ها مى دانستند و در زمان انتخابات دهم نيز همان عده اين بار با فرضيات تازه اى به هاشمى ستيزى و هاشمى زدايى روى آوردند و تيرهاى خود را مستقيم به جانب او هدف گرفتند. هاشمى يكى از معماران جمهورى اسلامى است كه در برنامه ريزى براى دهه هاى آتى انقلاب تلاش هاى فراوانى به خرج داده است. اما پروژه حذف هاشمى از معادلات قدرت چند سالى است كه كليد خورده و با برگزارى انتخابات دهم وارد فاز مهمى شده است.
با اين حال رييس مجلس خبرگان زمان را براى ورود مستقيم به اعتراض هاى سياسى مناسب تشخيص داد و نماز جمعه ۲۶ تير را به مقطعى تعيين كننده براى تجديد حيات يا احياى دوباره خود تبديل كرد. هاشمى حالا علاوه بر مخالف، موافقانى پرشور پيدا كرده است كه حاضرند به نماز جمعه بيايند و حمايت از هاشمى را فرياد بزنند. حلقه آنان در روز جمعه دورتادور دانشگاه تهران به هاشمى قوت قلب داد تا تولد دوباره اش را اعلام كند. مى توان گفت اگر مخالفان هاشمى همان جماعت ثابت سابق هستند، حاميان وى قشرى جديد به حساب مى آيند كه از رهگذر انتخابات دهم و اعتراض به روند برگزارى آن، به هيئت توده اى عظيم و متشكل درآمده اند.
هاشمى رفسنجانى ديرزمانى بود كه در معرض سخت ترين تهمت ها و افتراهاى سياسى و اقتصادى قرار داشت و از اين جهت نفرت گسترده اى را به جان خريده بود ولى اينك ورق برگشته و هاشمى مى تواند محبوبيتى از نوع خاتمى و موسوى را هم تجربه كند. مهم اين است كه سنت شكنى و اعتمادزايى هاشمى كه از نماز جمعه متفاوت ۲۶ تير سرچشمه مى گيرد، نبايد چشم ها را بر واقعيت امروز و مسير آينده ببندد. عبور برق آسا و حيرت انگيز هاشمى رفسنجانى از برخى سنت هاى تاريخى و پيوستن اش به خط مقدم جريان اعتراضات با هزينه ها و خطرهايى توام خواهد بود كه شايد با دستاوردهايش برابرى كند.
هاشمى زمان بعد از انتخابات دهم را بر اساس شواهدى چون تفرقه ميان مردم، بى اعتمادى به حاكميت و افزايش خطرهاى خارجى، زمانى پرمخاطره و نيازمند تدبير ناميده است. ما هم مى توانيم اين دوران را دوران هاشمى نوينى بدانيم كه به واسطه حمايت و اميدوارى مردم به او حاصل شده است. بايد ديد آيا خود هاشمى هم اين قابليت را دارد تا تغييرات دلخواه جامعه را صورتى عينى ببخشد؟ در اين ميان ذكر دوباره يك نكته ضرورى است؛ اينكه اين ورق تكخال (هاشمى) نبايد بسوزد و حفظ اين ورق بران مستلزم داشتن ورق هاى ديگرى است.
پافشارى بر روش انحرافى
صدا و سيما همه چيز را بر عكس نشان داد
٢٦ تير ١٣٨٨
پارلماننيوز: رسانه «سابقا ملى» در بخش خبرى ۲۱ امشب به صورت ظرافتمندانهاى هر آنچه كه ظهر امروز در نماز جمعه تهران بيان شده بود و اتفاق افتاده بود را «بر عكس» نشان داد.
به گزارش پايگاه خبرى فراكسيون خط امام(ره)مجلس«پارلماننيوز»، در حالىكه نماز جمعه امروز تهران با اولين نماز جمعه تهران مقايسه مىشود و مردم به صورت ميليونى در آن حضور يافتند، صدا و سيما بر روش صد در صد اشتباه، تفرقهافكن و انحرافى خود در پوشش اين واقعه اصرار كرد. صدا و سيما در بخش خبرى ۲۱ خود با حذف تمامى انتقادات هاشمى رفسنجانى نسبت به عملكرد برخى دستگاهها و از جمله صدا و سيما و نيز سانسور پيشنهادات رئيس مجلس خبرگان رهبرى براى برگرداندن آرامش به كشور، تنها آن چيزى كه باب ميل خود بود را منعكس كرد.
اما ماجرا به همينجا ختم نشد و رسانه «سابقا ملى» در گزارشى به اصطلاح حاشيهاى با نشان دادن چند نفر از جوانان امروزى و نيز معترضان كه به گفته شاهدان عينى در اكثريت به سر مىبردند آنها را در اقليت محض و عدهاى آشوب طلب و ساختار شكن معرفى كرد كه آمده بودند تا با اهداف سياسى خاص وحدت را در نماز جمعه خدشهدار كنند و با نيروهاى امنيتى درگير شوند.
دوربينهاى سيما با زوم كردن بر روى حاميان ميرحسين موسوى كه به دليل محدوديتهاى شديدى كه امروز در نماز جمعه تهران اعمال شد نتواسنتد به داخل دانشگاه تهران بيايند و پخش مكرر تاكيد آيت الله هاشمى رفسنجانى بر رعايت قانون كه مخاطب آن نه مردم بلكه دستگاههاى قانونشكن بودند حاميان ميرحسين موسوى و مهدى كروبى را قانون شكن و ضد قانون معرفى كرد.
به گزارش پارلماننيوز، سيماى جمهورى اسلامى ايران همچنين برخلاف هفتههاى قبل هنگام پخش مشروح خطبههاى نماز جمعه تهران هيچ تصويرى از دهها هزار نمازگزارى كه در خارج از دانشگاه تهران بودند نشان نداد و صداى شعارهاى آنها را تا حد ممكن پائين آورد و تنها به نشان دادن صفهاى ابتدايى كه اكثر حاضران در اين صفها لباسهاى يكشكل و يكرنگ بر تن داشتند بسنده كرد. به نظر مىرسد پافشارى صدا و سيما بر سياستهاى غير حرفهاى و «ضد اخلاقى» خود امنيت ملى و وحدت ملى كشور را به شدت خدشهدار كرده و ضربات جبران ناپذيرى را به اعتماد مردم به نظام جمهورى اسلامى ايران وارد مىكند.
بعد از محمد نورىزاد، عماد افروغ هم بريد
انتقادات افروغ: صدا و سيما را محاكمه كنيد!
شنبه، ۲۷ تير ۱۳۸۸
نظام بايد ديهى جانباختگان را بدهد. صداوسيما بايد محاكمه شود. مگر جمهورى اسلامى مثل چين و روسيه است كه از انقلاب مخملى بترسد؟ اين سخنان حيرتانگيز را عماد افروغ بيان كرده است. مصاحبه اين چهرهى سابقا اصولگرا با ايلنا بسيار خواندنى است.اين از چهره اصولگراى منتقد دولت معتقد است رسانه ملى نقش اساسى و نرمافزارانه در ايجاد سلب اعتماد پس از انتخابات داشته و بايد به همين دليل محاكمه شود.
عماد افروغ در گفتوگو با ايلنا، در بيان تحليل خود از سخنان آيتالله هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه تهران با بيان اينكه همانگونه كه انتظار مىرفت و قابل پيشبينى بود صحبتهاى ايشان حول محور وحدت و مبانى اسلام و انقلاب اسلامى بود، اظهار داشت: ايشان بدون اينكه وارد مباحث مصداقى و به طور خاص در مورد شخص خود شوند، بر ضرورتهاى امروز جامعه ما اشارهاى شايسته داشتند.وى با بيان اينكه بدون ترديد يكى از ضرورتهايى كه متاسفانه برخى از اصحاب قدرت نيز متوجه ضرورت آن نيستند، نياز به بازسازى اعتماد مردم نسبت به نظام و احياى وحدت از دست رفته است، تصريح كرد: امروز شاهد يك سلب اعتماد و افتراق فزاينده در كشور هستيم و به طور خاص من اين مسووليت را متوجه برخى از تفسيرهاى غالب از اسلام و جمهورى اسلامى و برخى از رفتارهاى صاحبان قدرت و به طور خاص رسانه ملى مىدانم.
نماينده سابق مجلس تاكيد كرد: رسانه ملى در چند سال گذشته واقعا از جايگاه خود خارج شده است و به جاى اين كه يك رسانه ملى فرا قوهاى باشد در اختيار يك قوه خاص آن هم با تعبير خاص خود است.اين استاد دانشگاه ادامه داد: اگر بخواهم از رشته تخصصى خود بهره بگيرم، بايد بگويم احساس مىكنم كه متفكرانى به نام گرامشى و آدرنو به خوبى مىتوانند مسايل رسانهاى جامعه امروز ما را تحليل كنند. گرامشى با مفهوم هژمونى و آدرنو با مفهوم صنعت فرهنگ. افروغ تاكيد كرد: آدرنو بحثى در حوزه رسانهها از جمله تلويزيون دارد و معتقد است رسانهها مىتوانند ابزار تحميق تودهها و فريب آنها شوند و در واقع مىتوانند ابزار وارونه جلوه دادن واقعيتها باشند.
وى خاطر نشان كرد: امروز متاسفم كه بگويم رسانه آقاى ضرغامى چنين نقشى را ايفا كرده است و برخلاف توصيه بسيارى از انقلابيون و دلسوزان خواسته يا ناخواسته القا افترا و تشتت كرده است و با بىتوجهى سعى در سلب اعتماد فزاينده داشته است. افروغ خاطرنشان كرد: بايد براى اين قضيه چارهانديشى كرد و يكى از نكات صحبتهاى آقاى هاشمى اين بود كه رسانه ملى بايد واقعا ملى باشد و يكى از اقتضائات آن، توجه به وحدت و كثرت گروهها و اختلاف ديدگاهها و سليقههاى درون گفتمان انقلاب اسلامى كه متاسفانه شاهد آن نيستيم.
نماينده مجلس هفتم با تاكيد بر اينكه رسانهملى بايد متوجه رسالت خود شود،گفت: رسانه ملى بايد اين عرصه را در اختيار تمام گروههايى قرار دهد كه به نوعى نسبت به آنها و نسبت به نياز و انگيزه آنها و دغدغه انقلابى آنها جفا صورت گرفته است. اين نماينده اصولگراى مجلس هفتم با طرح اين پرسش كه انتساب انقلاب مخملى به افرادى كه التزام آنها به انقلاب اسلامى ثابت شده است، چه جايگاهى دارد؟ خاطرنشان كرد: اگر واقعا معتقديم كه عدهاى در كشور انقلاب مخملى به راه مىاندازند، بايد بدانيم كه طرف ديگر انقلاب مخملى نظامات سوسياليستى شبيه چين و روسيه هستند آيا مىپذيريم كه نظام كنونى ما شبيه چين و روسيه است؟ اگر اين فرضيه را قبول داريم آنگاه مىشود در مورد معترضان بحث انقلاب مخملى را به ميان كشيد.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه تاكيد آقاى هاشمى بر مسئله وحدت و ماهيت جوهره انقلاب و اسلام و جايگاه پيامبر تاكيدى بسيار شايسته بود، خاطرنشان كرد: راهحل رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بر آزادى حركت مطبوعات در چارچوب قانون، و اينكه گروهها در چارچوب قانون مجاز به دفاع از حقوق خود باشند، پيشنهاد شايستهاى است.
افروغ تاكيد كرد: نمىتوان يك طرف را به رعايت قانون دعوت كرد، ولى به كسانىكه زمام قدرت را در دست دارند اجازه فعاليت قانون را نداد، در اين صورت مسلم است كه اشكال غيرقانونى ظهور پيدا مىكند. وى تصريح كرد: وقتى از محمل قانون عدول مىكنيم و يا اجازه فعاليت قانونى به گروههاى مختلف نمىدهيم، طبيعتا عدول از قانون افزايش پيدا مىكند و حتى به شدت ستيز مىافزايد. اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه گذارهاى در جامعه شناسى توسط كاركردگرايان كه جزو محافظهكاران جامعهشناسى مطرح مىشوند، در اين مورد نيز وجود دارد، گفت: بر اين اساس اگر كانالها و مجارى براى بروز تظلمها و دادخواهىها در جامعه وجود نداشته باشد، شدت ستيز بيشتر مىشود. اين درحالى است كه ما كانالهايى را در قانون اساسى پيشبينى كرديم.
وى ادامه داد: چرا اجازه فعاليت قانونى به گروهها نمىدهيم؟ چرا اگر تقاضاى راهپيمايى وجود دارد به تقاضاى آنها جواب مثبت نمىدهيم تا سره از ناسره تشخيص داده شود و حساب معترضان داخلى از اغتشاشگران و وابستگان به بيگانه شناخته شود. افروغ پيشنهاد كرد كه اجازه فعاليت قانونى معترضين قانونگرا را بدهيم و امنيت راهپيمايىها را برقرار كنيم تا سره از ناسره تشخيص داده شود.
نماينده اصولگراى مجلس هفتم تصريح كرد: سوال من اينجاست در حوادث اخير تعدادى از افراد جان خود را بنا به سوتعبيرى كه به كار گرفته شد و اعتراضاتى كه ولو ذهنى به روندها صورت گرفت جان خود را از دست دادند، چه كسانى بايد ديه آنها را به لحاظ شرعى بپردازد؟ افروغ ادامه داد: يكى از راههايى كه مىتوان از خانوادههاى جانباختگان دلجويى كرد پرداخت ديه شرعى و قضايى به آنها است و مهم در اين مسير آن است كه آنها متوجه شوند جمهورى اسلامى پايبند به برخورد شرعى با مسائل است.
اين نماينده سابق مجلس با تاكيد بر اينكه احساس مىكنم پيشنهادهاى آقاى هاشمى پيشنهادهائى حداقلى و قابل قبول است، گفت: ايشان به آزادى مطبوعات و مطالبات قانونى اصرار ورزيدهاند و اين كه از متضررين در وقايع اخير دلجويى شود و بايد اين پيشنهادها را توسعه داد. اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه وحدت در عين كثرت قابل قبول است، خاطرنشان كرد: بايد كثرت سياسى را در جامعه پاس بداريم و وحدت را درلابهلاى كثرتها جست و جو كنيم. بايد متوجه ظرفيتهاى قانون اساسى باشيم و تريبون صداوسيما را تنها در اختيار قشر خاصى آن هم از يك اردوگاه قرار ندهيم.
اين نماينده مجلس هفتم با اشاره به واقعه سقوط هواپيماى C۱۳۰ گفت: در آن زمان ما مجلس هفتم ودر كميسيون فرهنگى اصرار داشتيم ديه شهداى اين حادثه پرداخت شود. در موارد اخير هم كسى بايد متولى شود، بايد از وقايع اخير عذرخواهى شود وبا دلجويى و ملاطفت، رد مظالم صورت گيرد.وى با طرح اين پرسش كه چطور ما نسبت به كشتهشدگان و شهداى نقاط ديگر دنيا حساسيت داريم، ولى نسبت به كشتهشدگان كشور خود حساسيت نداريم، گفت: چرا بايد نسبت به اين مساله اينقدر بىتفاوت باشيم و به فرض اين كه صرفا يك توهم بوده است، مگر قرار نيست مردمسالارى دينى خود را حتى در مواجهه با يك ذهنيت غلط، وجهه لطيف، دينى و الهى خود را به رخ بكشد. ولى امروز ما شاهد به رخ كشيده شدن اين وجهه نيستيم و بلكه شاهد برخوردهاى متناقض و دوگانه شدهايم.
افروغ با تاكيد بر اينكه اگر از روز اول به مساله شوراى حكميت توجه مىشد و به تمام شكايتها رسيدگى مىشد شايد امروز شرايط سلب اعتماد فزاينده را شاهد نبوديم، گفت: امروز غبار ترديد و دلزدگى به جامعه ما به ويژه نخبگان حاكم شده است، بايد در اين ارتباط كارى كرد. من نگران سلب اعتماد مردم از حاكمان نيستم ،چرا كه به طور طبيعى اگر حاكمان اداى وظيفه نكرده باشد ، بايد آنها را كنار گذاشت من نگران تسرى سلب اعتماد از حاكمان به حاكميت و اصل انقلاب هستم.
افروغ با تاكيد بر اينكه اين انقلاب آسان به دست نيامده كه آسان به تاراج گذاشته شود، خاطرنشان كرد: اگر رفتار دولت مردان ما مبتنى بر اصل حاكميت نباشد، خواه وناخواه اين اتفاق به طور طبيعى براى عامه مردم رخ خواهد داد كه حساب دولتمردان را به حساب اصل حاكميت بنويسد و بايد تلاش نخبگان و روشنفكران ما اين باشد كه اين اتفاق رخ ندهد .
وى با تاكيد بر اينكه بايد بين اصل حاكميت و حاكمان تفكيك صورت بگيرد و بين اصل انقلاب و سياستها و رفتارهاى برخى از دولتمردان در نظام جمهورى اسلامى تفاوت قائل شد، گفت: در اين راستا نقش روشنفكران بسيار پررنگتر از بقيه است،متاسفانه صداوسيما نقش اساسى در سلب اعتماد داشته است. بايد مسوولان با آن برخورد كند و معتقدم نه تنها بايستى از جان باختگان و زيان ديدگان دلجويى شود بلكه بايد با مسببان سلب اعتماد مردم برخورد قضايى صورت بگيرد. چه رسانه ملى كه سلب اعتماد كرده است وچه كسانى كه باعث شدهاند خانوادهاى ايرانى، عزيز خود را از دست بدهد و چه كسانى كه به نام نظام عملى را انجام دادهاند بايد شناسايى و مجازات شوند.
اين چهره اصولگراى منتقد دولت با بيان اينكه بايد رسانه ملى كه نقش اساسى و نرم افزارانه در ايجاد سلب اعتماد پس از انتخابات داشته است محاكمه شود، گفت: متاسفانه شاهديم نه تنها محاكمهاى صورت نمىگيرد و اصلاح رفتار را شاهد نيستيم، بلكه روز به روز رفتارهايى كه منجر به سلب اعتماد مردم از سوى حاكميت مىشود ،تداوم پيدا مىكند.
افروغ درپايان تاكيد كرد: معتقدم در ادامه پيشنهاد آقاى هاشمى مىتوان پيشنهادهاى ديگرى از سوى دلسوزان نظام انقلاب و جمهورى اسلامى مطرح شود.
جنتى: تسليم نمىشويم
۲۷ تير ۱۳۸۸
احمد جنتى، دبير شوراى نگهبان در مراسم سالروز تاسيس شوراى نگهبان گفت: «دشمنان بدانند نظام اسلامى و مردم كه در برابر آمريكا و در برابر آشوبها، فتنهها، قتلها و ترور بزرگان خود در اوايل انقلاب و نيز در برابر جنگ تحميلى تسليم نشدهاند هيچگاه تسليم آشوب نمىشوند.»
يزدى: آقاى رفسنجانى شما چه كاره ايد؟
http://www.bbc.net.uk/persian/iran/
۲۷ تير ۱۳۸۸
آيت الله محمد يزدى عضو فقهاى شوراى نگهبان و رئيس شوراى عالى جامعه مدرسين حوزه علميه قم از پيشنهاد هاشمى رفسنجانى براى آزادى كسانى كه بعد از انتخابات دستگير شده اند، انتقاد كرده و خطاب به وى گفته است:"شما چه كاره هستيد كه مى گوييد بايد بازداشت شدگان آزاد شوند."
آقاى هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه ۲۶ تير گفته بود افرادى كه در جريان ناآرامى ها بازداشت شدند، بايد آزاد شوند و "نبايد به خاطر زندانى بودن عده اى، دشمنان ما را استهزا كنند." اما آقاى يزدى بازداشت شدگان را متهم كرده "پول هايى گرفته اند، كارهايى كرده اند و در متن تحريك مردم گرفته شده اند و لذا نبايد آزاد شوند."
آقاى يزدى، علاوه بر عضويت در شوراى نگهبان، رياست شوراى عالى جامعه مدرسين حوزه علميه قم را بر عهده دارد و در مجلس خبرگان رهبرى كه رياست آن با اكبر هاشمى رفسنجانى است، مسئوليت دبيرخانه آن را بر عهده دارد. آقاى هاشمى رفسنجانى در خطبه هاى روز جمعه نسبت به بى اعتمادى در جامعه ابراز نگرانى كرد و گفته بود كه اعتماد را به عنوان هدفى مقدس بايد به مردم باز گرداند اما آقاى يزدى مى گويد:"چه كسى بود كه اولين بذر ترديد را افشاند. قبل از اتنخابات چه كسى به مقام رهبرى نامه نوشت و گفت كه در خيابانها آتش فتنه ايجاد شده و دود آن به چشم اين و آن مى رود."
رئيس شوراى عالى جامعه مدرسين حوزه علميه قم آقاى هاشمى رفسنجانى را متهم كرده كه با نامه اى كه پيش از انتخابات به آيت الله على خامنه اى نوشت:" بذر ترديد" را افشاند. آقاى يزدى مى گويد يك روز پيش از برگزارى نماز جمعه با آقاى هاشمى رفسنجانى ديدار داشته و به وى توصيه شده كه "اين نماز بايد ايجاد وحدت كند اما شما آمديد ايجاد اختلاف كرديد و آن حرف ها و حديث ها را برگردانديد."
رئيس شوراى عالى جامعه مدرسين حوزه علميه قم مى گويد:"با ايشان (هاشمى رفسنجانى) صحبت كرديم و گفتيم كه در نماز جمعه دنبال چيزهايى كه برخى مسائل را زنده مى كند، نباشيد." به عقيده آقاى يزدى، خطر به وسيله آيت الله خامنه اى رفع شده بود اما آقاى رفسنجانى درصدد بوده تا خطر را برگرداند "اما اين خطر دامن شما را مى گيرد."
'مشروعيت حاكميت از طرف خداوند است'
آيت الله محمد يزدى همچين به بخشى از سخنان آقاى هاشمى رفسنجانى ايراد گرفته و گفته "همراهى مردم براى حكومت مشروعيت ايجاد نمى كند." آقاى يزدى با اشاره به سخنان آقاى رفسنجانى در باره نقش مردم و ميزان رضايت آنها از حكومت گفته است: "ايشان اشتباه كرده و اشتباه مى كنند." به گفته آقاى يزدى، مشروعيت با مقبوليت تفاوت دارد و "مشروعيت حاكميت در اسلام از طرف خداوند است و مقبوليت حاكميت با همراهى مردم است."
آقاى يزدى با اشاره به بخشى از سخنان خطيب نماز جمعه تهران در باره مشروعيت حكومت گفت:"درست است كه بدون همراهى مردم هيچ حاكم اسلامى نمى تواند كارى انجام دهد، اما همراهى مردم، مشروعيت حكومت را ايجاد نمى كند حتى در مورد پيامبر اسلام هم اين گونه بود." آقاى رفسنجانى در روز جمعه با استناد به روايتى از پيامبر اسلام به امام على، گفته بود: "اگر ديدى مرم راضى بودند و تو را قبول كردند و به تو اين سمت را دادند، شما بپذير. اگر احتراز كردند، بگذار هر كارى مى خواهند بكنند."
اين عضو شوراى نگهبان كه در انتخابات از مدافعان محمود احمدى نژاد بود، گفت:"اصل مهمى كه زير بناى حكومت اسلامى است مورد توجه آقاى هاشمى قرار نگرفت اين كه اگر مردم باشند حكومت هست و اگر نباشند، نيست. اين غلط است." به عقيده اين عضو شوراى نگهبان، امام على به عنوان اول امام شيعيان بعد از وفات پيامبر اسلام، اگر چه مردم با وى همراهى نكردند اما "امير المومنين در ۲۵ سال خليفه مسلمين بودند به عبارت ديگر ايشان مشروعيت داشتند اما مقبوليت نبود بعد از مرگ عثمان مى بينيم كه مردم همراهى كردند و امام على خليفه شد." اين عضو شوراى نگهبان همچنين كسانى را كه به نتايج انتخابات اعتراض دارند "يك عده جوان" توصيف كرده كه "تحت تاثير برنامه هاى ماهواره اى هستند" و اين پرسش را مطرح كرده كه "آيا ما بايد اينها را تقويت كنيم يا اكثريت طرفدار اسلام را و نظام را تقويت كنيم؟"
آقاى يزدى گفته كه اگر در چهار سال آينده در شوراى نگهبان باشد هرگز صلاحيت ميرحسين موسوى را تائيد نخواهد كرد چون به گفته وى، آقاى موسوى "تا الان تن به هيچ قانون و حرف منطقى نداده است.
اطلاعيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران درخصوص سخنان آيت الله يزدى در پاسخ به نامه آيت الله هاشمى رفسنجانى خطاب به مقام رهبرى؛
http://www.mojahedin-enghelab.net/
۲۱/۳/۸۸
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران!
در پى نامه آيت الله هاشمى رفسنجانى به مقام رهبرى، خبرگزارى فارس مصاحبه اى از آيت الله شيخ محمد يزدى دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم منتشر كرده است كه بسيار تأمل برانگيز مى نمايد. بر اساس گزارش خبرى فوق، آيت الله يزدى در اين مصاحبه گفته اند: «... من در صدد پاسخگويى به حرفهاى ايشان و نامه ايشان (آيت الله هاشمى رفسنجانى)نيستم. من به طور كلى مىتوانم بگويم كه كشور رهبر دارد، مسئول كشور رهبر است و مسلماً مردم و همه علما، روحانيت و مسئولان نظام به رهبرى ايشان اعتقاد داشته و جملگى تابع فرامين و منويات ايشان هستند ... آقاى هاشمى رفسنجانى مسئوليت مجمع تشخيص مصلحت را دارند و سمتى به عنوان رهبرى ندارند. رهبر كشور مسئول كل كشور است و امنيت كشور به عهده ايشان است. آرامش كشور به عهده ايشان است. ايشان دستورات لازم را صادر فرمودهاند و مىفرمايند: اگر كسى هم خلافى كرده يا خلافى كند، در جاى خود تذكرات لازم را به او مىدهند ... فرض كنيد كسى هم جملهاى گفته است و نمىبايست مىگفت، پيگيرى آن روال قانونى دارد ... به هر حال تصور من اين است در حال حاضر هر نوع تشديد التهاب در جامعه مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است. در كل به هر حال من آنچه كه بايد عرض كنم همين است كه به حمدالله كشور رهبر دارد ... مردم ما در سايه تدين و وحدتشان پشت سر مقام معظم رهبرى هستند. تعابيرى كه موجب تفكيك جامعه و تفرقه جامعه شود به نظر من اين تعابير مصلحت نظام و انقلاب نيست...»
البته با توجه به سابقه و عملكرد خبرگزارى فارس به عنوان خبرگزارى وابسته به محافل نظامى و اطلاعاتى اميدواريم مصاحبه مذكور با آيت الله يزدى همسان بسيارى از اخبار منتشره از سوى اين خبر گزارى كذب و يا تحريف شده باشد اما درصورت صحت اين خبر و درستى انتساب آن به آيت الله يزدى بايد براى ايشان به خاطر بيان چنين سخنانى سخت متأسف بود. اظهارات آيت الله يزدى در اين مصاحبه در صورت صحت يك جانبدارى آشكار از هتاكى و دروغ و تزوير و نفى بديهى ترين موازين و تعاليم دينى در مقابله با منكر و دفاع از معروف است كه وظيفه هر مسلمانى است. از اين رو از دو حال خارج نيست يا سابقه افشاگرى هاى عوامل وابسته به جريان اقتدارگراى حاكم نظير پاليزدار، آيت الله يزدى را ناگزير ساخته تا از بيم تكرار افشاگرى هاى مشابه و از باب ضرورت و اضطرار از منكرى بىّن، دفاع و معروفى آشكار را ترك گويند و يا اين كه به اشاره و مصلحت انديشى محافل قدرت خود را ملزم به بيان اين اظهارات ديده اند. در هر دو صورت بايد متأسف بود زيرا رفتارى اين گونه كه هيچ نسبتى با حق و موازين دينى و عقلى ندارد در شأن يك روحانى و عالم دين نيست. ايشان به رغم اين كه مواضع سياسى و ديدگاهى كاملاً مخالف ما دارند اما داراى سابقه قابل قبولى در عرصه مبارزه دوران پيش از انقلاب هستند و از يك روحانى با چنين سابقه اى هرگز انتظار نمى رود در برابر رفتارهاى زشت و مغاير با اصول بديهى اخلاقى و اسلامى كه از سوى اقشار مختلف جامعه، روشنفكران و عالمان و روحانيون برجسته و نامدار كشور محكوم شده است، تنها به خاطر مصلحت و يا منفعت، اين گونه به مداهنه و تساهل رفتار كرده بلكه به تأييد سخن بگويند.
اگر سخنان آقاى يزدى صرفاً بى تفاوتى و يا حمايت ضمنى از هتك حرمت و آبروى اشخاص بود، اگر چه برازنده يك روحانى نيست، اما مى توانستيم آن را بر اختلاف نظر و مصلحت انديشى هاى سياسى و جناحى حمل كنيم، اما وقتى ايشان در قبال سخنانى كه تمام دوران انقلاب و رهبرى امام و ... را به تاراج مى برد و بديهى ترين مصالح ملى را با چالش مواجه ساخته به ادعاهاى عربستان در سال هاى دهه شصت عليه ايران مهر تأييد مى زند و رفتارهايى كه خاطرة سخنان بنى صدر در ۱۴ اسفند را تداعى مى كند، چنين به حمايت و تأييد و از سر آسوده خاطرى سخن مى گويند، بايد به گرفتار آمدن افراد داراى سابقه مبارزه و برخوردار از كسوت عالم دين به افسون قدرت افسوس خورد.
آيت الله يزدى با بى تفاوتى در برابر آنچه در روزهاى اخير رخ داده، مطالب بديهى مطرح و وجود رهبرى در كشور را حجتى محكم بر ضرورت سكوت ديگران در برابر مسايل كشور و حتى لطمه زدن به مصالح و منافع ملى مى دانند و مدعى هستند با وجود رهبرى بايد همگان حتى رئيس مجلس خبرگان كشور، كه وظيفة نظارت بر عملكرد رهبرى را دارد و رئيس مجمع تشخيص مصلحت در برابر هر پرده درى و هتاكى و حرمت شكنى و رفتارهاى مغاير با مصالح و منافع ملى حق اظهار نظر ندارند؟! اظهارات آقاى يزدى ما را به ياد مواضع كسانى مى اندازد كه در انتخابات مجلس دوم مى گفتند هيچكس جز فقها حق دخالت در سياست و معرفى كانديدا ندارد. ايشان به ياد دارند كه امام در پاسخ آن جماعت فرمودند: " روزى مى گفتند مجتهدين در سياست نبايد دخالت كنند ... حالا مى گويند سياست حق مجتهدين است ... و مردم بروند سراغ كارشان و هيچ كار به مسائل اجتماعى نداشته باشند. اين از آن توطئه سابق بدتر است" ( صحيفة نور - جلد ۱۸ - صفحة ۳۶۸) اظهارات آقاى يزدى يك گام جلوتر است و همه جز رهبرى را از اظهار نظر در مورد مسايل كشور و حتى امنيت و آرامش آن منع كرده اند" به اين ترتيب آيت الله يزدى به عنوان يك عالم دينى و دبير جامعه مدرسين حوزه علميه قم نه تنها تصوير تأمل برانگيزى از مردمسالارى دينى و آزادى بيان در اسلام ارائه مى دهند بلكه قرائت و تفسيرى عجيب و بى سابقه اى از اصل امر به معروف و نهى از منكر و اصل مسئوليت اجتماعى و روايات مسلمى چون «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين» به دست مى دهند. به راستى آيا حفظ قدرت و مصلحت موقعيت بايد چنان مهم باشد كه بديهى ترين موازين و روشنترين آموزه هاى دين تحريف و به پاى آن قربانى شوند؟ صادقانه و صميمانه خدمت ايشان عرض مى كنيم كه اگر فردى غير روحانى اين گونه سخن مى گفت كما اين كه در اين روزها گفته اند، ما نيازى به واكنش نمى ديديم، زيرا فهم اغراض و مطامع سياسى نهفته در پس اين سخنان بر ملت فهيم ايران كارى چندان دشوار نيست، اما آثار و نتايج ميان مدت و درازمدت سخنان و مواضعى اينچنين از سوى يك عالم دين و در رأس تشكلى كه نام مدرسان و عالمان حوزه بر خود نهاده است و حسب ادعا افتخار دارد كه همواره در مسير دفاع و پيروى از مرجعيت شيعى حركت كرده، بر اعتقاد و ايمانيات مردم چيزى در حد فاجعه است. اگرچه آيت الله يزدى به علت غلبه شديد گرايشات سياسى پيش از اين نيز بارها اظهارات و مواضعى ناموجه و ناسازگار با شأن روحانى خويش داشته اند، اما ضمن يادآورى شماتت هاى قرآن كريم به عالمانى كه كتمان حقيقت مى كنند، صميمانه به ايشان متذكر مى شويم كه خسارت بار خواهد بود اگر جامعه به اين نتيجه برسد كه عالمان دينش فراتر از التزام به حقيقت و بيان تعاليم و آموزه هاى شريعت، آنچنان كه مراد و مقصود شارع مقدس است، به مصلحت و سياست و قدرت سخن مى گويند.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران
۲۱/۳/۸۸
فاطمه كروبى ضمن ابراز تاسف اعلام كرد :
امروز ياران امام را به جرم حق گويى هتك حرمت مى كنند
كسانى كه دست به چنين اعمالى مى زنند از اهداف متعالى انقلاب چيزى نمى فهمند
۲۷ تير ۱۳۸۸
از اين كه شاهد اين روزها هستيم بسيار متاسفيم روزهايى كه بايد ياران امام را به جرم حق گويى و در كنار مردم بودن اين گونه بنوازنند و مورد هتك حرمت قرار دهند .
دبير كل مجمع اسلامى بانوان گفت :"برگزارى نماز جمعه آنهم در سايه باتوم و با حضور گسترده نيروهاى پليس و گاردهاى ويژه ،پرتاب گاز اشك آور در ميان جمعيت نمازگزاران و كتك زدند زنان و مردان بى پناه با هيچ استدلالى از نظام مقدس جمهورى اسلامى پذيرفته شدنى نيست .
فاطمه كروبى با اشاره به بازداشت هاى گسترده پس از انتخابات رياست جمهورى اخير گفت : "اين روزها و با اتفاقى كه چشم هيچ كس بر آن پوشيده نيست و تعداد زيادى از شهروندان اين كشور بازداشت و در زندان به سر مى بردند و بسيارى از آنها تنها جرمشان حضور در راهپيمايى هاى آرام و گسترده مردمى است يا بعضى از خانواده ها داغداد شهادت فرزندانشان هستند ، سالهاى قبل از انقلاب برايم تداعى مى شود . "
وى افزود :"من تمايلى براى ورود به معركه سياسى را ندارم اما اين روزها و با ديدن خانواده هايى كه با نگرانى براى پيگيرى از سرنوشت عزيزان خود در پشت ديوارهاى اوين جمه مى شوند ياد روزهاى تلخ و خانواده زندانيان سياسى پيش از انقلاب مى افتم ،روزهايى كه روزهايش براى ما يك هفته به طول مى انجاميد و هفته برايمان چون سال سپرى مى شد ، ساعتها و گاه روزها در انتظار يك تلفن و صحبت كوتاه بوديم تا از سلامت زندانيان مطلع شويم .
نماينده مردم تهران در مجلس پنجم در ادامه تاكيد كرد : "آنها كه رنج كشيده دوران انقلاب هستند و طعم تلخ زندان و شكنجه را چشيده اند هرگز نمى توانند دست به چنين اقداماتى كه موجب وهن نظام است بزنند ، به نظر مى آيد امروز كسانى كه دست به چنين اعمالى مى زنند و متاسفانه مشوق عده اى جوان كم سن و سال براى انجام كارهايى ناپسند در خيابان ها مى شوند به نظر مى رسد از اهدافى متعالى انقلاب چيزى نمى دانند . من به خانواده هاى داغدار تسليت مى گويم و آرزوى صبر براى خانواده هاى زندانيان و آزادى هرچه سريعتر زندانيان را از خدا خواستارم .
من به عنوان فردى كه همسرم سالها از زمان حركت امام در سال ۴۲ تا پيروزى انقلاب شكوهمند ايران اسلامى سالها در زندان رژيم منحوس پهلوى بوده ، امروز شرايط اين خانواده ها را درك مى كنم . چه ايرادى دارد اگر مسئولين اجازه بدهند كه خانواده هاى زندانيان بتوانند تماسى تلفنى با عزيزان دربند خود داشته باشند و از وضعيت حال عزيزانشان مطلع شوند ؟اگر فردى به فرض جرمى هم مرتكب شده خانواده هاى آنان چه گناهى دارند كه بايد شب و روز شان تار و پر از اظطراب ،استرس و نگرانى باشد ؟ از مسئولين محترم مربوطه مى خواهم تا زمينه اى براى آزادى زندانيان سياسى و تماس با خانواده هايشان را فراهم كنند .
وى با انتقاد شديد از برخى رفتارها در نماز جمعه روز گذشته تهران گفت :"چنين برخوردهايى ان هم با نمازگزاران بدعتى آشكار و حرمت شكنى بود ، برگزارى نماز جمعه آن هم در سايه باتوم و با حضور گسترده نيروهاى پليس و گارد هاى ويژه ،پرتاب گاز اشك آور در ميان جمعيت نمازگزار و كتك زدند زنان و مردان بى پناه با هيچ استدلالى از نظام مقدس جمهورى اسلامى پذيرفته شدنى نيست .
وى اظهار داشت :آيا چنين برخوردهايى با مردمى كه براى برپايى حكومت اسلامى از جان و مال خود گذشتند و صدها هزار شهيد و جانباز را تقديم اسلام كردند صحيح است ؟آيا اين برخوردها به انقلاب نظام و اهداف امام آسيب نمى زند ؟آيا نمى دانند كه در عصر تكنولوژى وقتى چنين برخوردهايى خشن و غير انسانى را در خيابان ها و در تجمع هاى ارام مردم با زنان و دختران انجام مى دهند خوراك براى رسانه ها ى بيگانه فراهم مى آورند ؟
وى در خصوص حادثه تعرض به مهدى كروبى در نماز جمعه نيز با اشاره به سوابق مبارزاتى كروبى گفت : آقاى كروبى از سال ۴۲ همواره يار امام بوده و مقاورت و سختى زندان ها و شكنجه را كشيده و از مشت و لگد هاى ساواك بى بهره نبوده و همواره با آن روحيه شجاع و سرسخت خود از راه و انديشه و تفكر امام دفاع مى كرد .
كروبى گفت : "به خاطر دارم در مكه زمانى كه حادثه حج خونين رخ داد و خود من نيز شاهد و ناظر آن حادثه غم انگيز بودم وقتى نيروهاى سعودى به مردم حمله مى كردند ايشان به ميان مردم آمد و على رغم اينكه مرود ضرب و شتم شديد و جراحات عميق توسط ماموران سعودى قرار گرفت تا آخر در كنار مردم ايستاد . روز گذشته نيز آقاى كروبى همراه با محافظينش و فرزندم حسين در نماز جمعه در صفوف مردم حضور يافت اما زمانى كه از ماشين پياده شد مورد فحاشى ، هتك حرمت و حمله قرار گرفت . از اين كه شاهد اين روزها هستيم بسيار متاسفيم روزهايى كه بايد ياران امام را به جرم حق گويى و در كنار مردم بودن اين گونه بنوازنند و مورد هتك حرمت قرار دهند . كروبى تاكيد كرد : آقاى كروبى اوراق زيادى از دفتر سياست را مشق كرده و به چيزى كه اعتقاد نداشته باشد تظاهر نمى كند . هيچ گاه هم اجازه نداده است تا ديگران براى او تصميم بگيرند و او را اداره كنند هرچه هست انديشه خود ايشان است و پاى ان نيز مى ايستد و تنها منافع كشور ، ملت و تفكر امام برايش مهم است . اين نماينده اسبق مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى با اشاره به مراجعه و تماس خانواده زندانيان حوادث اخير و به ويژه زنان گفت : متاسفامه على رغم تلاش ها و پيگيرى هاى فراوان هعيچ كس پاسخگو نيست ، آن عده اى از آشنايان كه معمولا مى شد با آنها تماس گرفت در دسترس نيستند .
اعظم طالقانى: وظيفه شرعى و اخلاقى مراجع است
كه از سخنان هاشمى حمايت كنند، ايلنا
http://news.gooya.com/politics/
شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸
دبيركل جامعه زنان انقلاب اسلامى با استقبال از سخنان آيتالله هاشمى رفسنجانى از علما و مراجع تقليد خواست از اين سخنان حمايت كرده و براى راهكارهاى ارائه شده از طرف وى براى برون رفت از وضعيت فعلى چاره انديشى كنند. اعظم طالقانى در گفتوگو با خبرنگار ايلنا با اشاره به سخنان هاشمى رفسنجانى در خطبههاى نماز جمعه تهران گفت:آقاى هاشمى با توجه جايگاهى كه در نظام دارند و با توجه به اشراف كامشان به مسائل اخير دلسوزانه راهكارهايى را ارائه دادند كه بايد مورد توجه مسئولان قرار گيرد.
وى با بيان اينكه سخنان هاشمى رفسنجانى بى شباهت با اولين نماز جمعه تهران به امامت آيت الله طالقانى نيست،گفت:مرحوم طالقانى نسبت به تضيعع حقوق مردم بسيار حساس بود و در طول دوران حيات خود بارها نشان داد كه از حق دفاع كرده است ،سخنان آقاى هاشمى هم در نماز جمعه بى شباهت با اولين نماز جمعه تهران نبود به همين دليل براى خود من تداعى كننده آن ايام بود.
فرزند مرحوم طالقانى كه بعد از تحولات انتخاباتى نامهاى سرگشاده به علما و نمايندگان خبرگان و مجلس شوراى اسلامى نوشت در خصوص علت نگارش اين نامه نيز گفت:من در طول دوران فعاليت سياسى خود سعى كردم در حد بضاعتم نسبت به تضييع حقوق مردم بىتفاوت نباشم و در مقطع فعلى هم احساس كردم حق مردم ناديده گرفته شده است و به همين دليل از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و خبرگان رهبرى كه به واسطه راى مردم به اين مجالس رفتند ،خواستم كه به وظيفه قانونى خود اهتمام بيشترى داشته باشند.
انتشار نامه مهم نمايندگان ويژهى موسوى پس از يك ماه
شنبه، ۲۷ تير ۱۳۸۸
دو نماينده ويژه موسوى در دوران انتخابات، پس از سخنان مهم هاشمى در نمازجمعه، تصميم گرفتهاند نامه محرمانه خود به لاريجانى را علنى كنند. عباس آخوندى و بيژن زنگنه در اين نامه كه در روز ۳۰ خرداد نوشته شده، پيشنهاد كردهاند كه سيد حسن خمينى و آيتالله رىشهرى بين دو طرف در كميته ميانجىگرى عضو شوند؛ پيشنهادى كه شنيده نشد و اساسا هيچ پيشنهاد ديگرى نيز براى حل بحران و توقف كودتا در دستور قرار نگرفت.
زنگنه و آخوندى در توضيح خود درباره انتشار نامه مذكور نوشتهاند: در ارتباط با مطالب ايراد شده از سوى آيت الله هاشمى رفسنجانى در خطبه هاى نماز جمعه مورخ ۲۶ تيرماه، تصميم به انتشار نامه پيوست خطاب به دكتر لاريجانى رييس مجلس شوراى اسلامى گرفتيم. اين نامه در تاريخ ۳۰/۳/۱۳۸۸ يعنى دقيقا فرداى روز ايراد خطبه نماز جمعه توسط مقام معظم رهبرى تدوين و تقديم رييس مجلس شده است. متاسفانه عليرغم تلاشهاى انجام شده در اين ارتباط، پيشنهادهاى ارائه شده، از سوى مقامات تصميم گير مورد توجه جدى قرار نگرفتند.
هر چند پاره اى از پيشنهادهاى ارائه شده به دليل گذشت زمان، موضوعيت خود را از دست داده اند، ليكن از آنجا كه آگاهى عمومى از رويكرد پيشنهادى در اين نامه مى تواند مفيد فايده باشد و نهايتا بايد از اتفاقات اجتماعى به صورت جمعى تجربه اندوزى نمود، اين نامه در كنار هزاران سند ديگر به ما مى آموزد كه اگر در موفعيت هاى استراتژيك، مقامات ملى درست تر اتخاذ تصميم نموده بودند، چگونه مى توانستيم شاهد بحران موجود در جامعه نباشيم.
گفتنى است عباس آخوندى، نماينده ويژه موسوى مستقر نماينده ويژه ميرحسين موسوى در محل شوراى نگهبان در روز انتخابات و بيژن زنگنه، مسوول تنظيم ارتباطات با صداوسيما در امر تبليغات انتخابات بودهاند.
متن كامل نامه اين دو نماينده ويژه موسوى به نقل از سايت «آينده» بدين شرح است:
بسمه تعالى
برادر ارجمند جناب آقاى دكتر على لاريجانى
رئيس محترم مجلس شوراى اسلامى
با سلام و تحيت
پيرو مذاكرات متعدد در روزهاى گذشته براى يافتن راههاى برون رفت از بحران اجتماعى موجود، ذيلا تمايل داريم كه چارچوبى را در اين ارتباط عرضه كنيم، باشد كه مفيد واقع گردد و موجب كمكى به بازگشت آرامش به وجدان نا آرام جامعه شود.
به نظر ما آنچه در جامعه در جريان است معلول مديريت ناصحيح فرايندهاى انتخابات، به ويژه دوره تبليغات انتخابات است. متاسفانه مديريت روز اخذ راى و اقدامات پس از اعلام مقدماتى نتايج آرا نيز با مشكلاتى جدى مواجه بود. در هر صورت بزرگترين مسأله اى كه اكنون جامعه ايرانى با آن مواجه است آسيب خوردن اعتماد عمومى به نتايج آرا انتخابات است. بنابراين هر راه حلى كه ارائه مى گردد بايد به نحوى مفهوم اعاده اعتماد عمومى را در صدر وجهه همت خود قرار دهد. با اين مقدمه راهكار ذيل را كه با آن مقام محترم حضورا بحث كرده، يكبار ديگر به صورت مدون تقديم مى كنيم. پيش از بيان راه حل لازم به تذكر است كه آنچه ذيلا آورده مى شود نظرات شخصى ما است و به هيچ عنوان نمايندگى جناب آقاى مهندس مير حسين موسوى را كه در اين انتخابات در كنار ايشان بوديم ندارد. ليكن مطمئن هستيم، هر راه حلى كه مبتنى بر انصاف باشد و بتواند اعتماد عمومى را جلب نمايد مورد قبول ايشان نيز خواهد بود.
چارچوبهاى بنيادين راه كار پيشنهادى
هم چنانكه مقام معظم رهبرى فرمودند اختلاف به وجود آمده در جامعه،اختلاف بين اهالى انقلاب است. بنابراين با تهمت و افترا و بيرون راندن هر يك از طرفهاى دعوا از صحنه مرتفع نمى گردد. اصل را بايد بر اقناع و رفع شبهه گذاشت و گرنه اين اختلاف پايانى نخواهد داشت. لازمه اين امر اتخاذ فرايندهاى اعتماد آفرين است. جنابعالى با توجه به حضور مداومتان در مذاكرات هسته اى بيش از هر شخص ديگرى به اين موضوع واقفيد كه فرايندهاى اعتمادسازى كارى سخت، نيازمند رعايت جزئيات و مستلزم حوصله و بردبارى است.
معترضان به نتايج آرا كه تعداد آنها كم هم نمى باشد، بايد به رسميت شناخته شوند. اين افراد بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسى داراى حقوقى هستند كه بايد ازآن برخوردار باشند. از جمله اين حقوق حق برگزارى اجتماعات به صورت مسالمت آميز و حق داشتن رسانه عمومى و استفاده از رسانه ملى است. بى حرمتى به معترضان از طريق رسانه ملى نه تنها كمكى به حل مشكل نمى كند بلكه احساسات افراد را جريحه دار نموده و بر اصرار آنها بر تداوم اعتراض خواهد افزود. متاسفانه در روزهاى اخير نه تنها با هيچ يك از درخواستهاى تجمع مسالمت آميز معترضان كه شهروندان اين كشور هستند موافقت نشد و نه تنها امكان استفاده از رسانه ملى به آنها داده نشده بلكه رسانه ملى با ادبيات ناشايستى با ايشان برخورد كرد كه تنها عواطف آنها را جريحه دار نمود.
فاصله انداختن بين معترضان و رهبرى آنها كه در اين مورد جناب آقاى مهندس مير حسين موسوى است دو خطر عمده را در بر دارد. يكى عدم امكان ايفاى نقش رهبرى توسط ايشان و ديگرى پر شدن خلا رهبرى توسط ديگرانى كه امكان دارد عناصر ناشناخته اى باشند و دست به اقدامات ناشايستى بزنند مى باشد. صد البته در اين وضعيت رهبرى معترضان مسئوليت هيچ يك از عواقب اقدامات پراكنده اى كه به صورت خود جوش توسط افراد صورت مى گيرد نمى پذيرد. شما خوب واقف هستيد كه در كنترل بحرانهاى اجتماعى اولين اقدامى كه لازم است صورت گيرد پذيرش مشروعيت رهبرى معترضان است تا امكان گفتگو و رسيدن به راه حل فراهم گردد. در غير اين صورت تنها زبان گفتگو،زبان خشونت خواهد بود كه در اين مورد قطعا راهكار خوبى نيست، چرا كه هيچ نظامى به مردمى كه در چارچوب امنيت آن، مردم اقدام به مشاركت در انتخابات نموده اند با خشونت پاسخ نمى دهد.
اقدامات اجرايى پيشنهادى
به جناب آقاى مهندس موسوى در يك و يا چند برنامه زنده صدا و سيماى جمهورى اسلامى اجازه حضور جهت طرح مسائل خود داده شود. رسانه ملى همواره اين امكان را دارد كه براى ديگران نيز در جهت نقد صحبتهاى ايشان فضاى لازم را فراهم آورد. بنابراين ممانعت از حضور ايشان در رسانه ملى اقدام بى وجهى است.
به ايشان و جمعيتهاى هوادار ايشان توسط وزارت كشور اجازه راهپيمايى اعتراضى رسمى اعطا گردد. اين موضوع باعث خواهد شد تا اقدامات مكرر خيابانى متوقف شود و مجموعه اعتراضات شكل قانونى و رسمى به خود گيرد و هر گونه اجتماعى با مسئوليت گروه مشخصى به پا شود.
مقام معظم رهبرى فرمودند، از يك سوى تأييد كلى ايشان مانع از رسيدگى به شكايات نمى باشد و از سوى ديگر هيچ گونه بدعتى را در فرايند رسيدگى به صحت انتخابات نمى پذيرند و تنها شوراى محترم نگهبان را مرجع رسمى و قانونى مى دانند. پيشنهاد ما نيز در اين چارچوب است. متاسفانه اكثريت اعضاى محترم شوراى نگهبان با جانبدارى از يكى از نامزدان خود را در اين مظان قرار دادند كه قضاوتشان همراه با جانبدارى است. البته بهتر اين بود كه حضرات آقايان به دليل آنكه درمقام داورى قرار دارند راى خود را مخفى نگاه مى داشتند تا امروز جامعه با چنين مشكلى مواجه نباشد.
عليرغم اين، به نظر ما در همين چارچوب هنوز امكان اقدام وجود دارد. پيشنهاد اين است كه شوراى نگهبان هياتى از رجال ملى و مورد اعتماد مردم را كه اظهار نظر آنان موجب جلب اعتماد عمومى و آرامش جامعه شود را به عنوان خبرگان امين خود انتخاب كند. دامنه رسيدگى اين هيات كه به عبارتى مى بايست نقش هيات منصفه را ايفا نمايد، بايد عام و بدون محدوديت باشد. اين هيات بايد بتواند نسبت به اتفاقات به وقوع پيوسته در فرايند انتخابات، مسائل روز اخذ راى و حوادث پس از آن اظهار نظر نمايد. اين هيات مى بايست حق دسترسى به كليه شكايات و اطلاعات واصله به شوراى محترم نگهبان را داشته باشد. و حق داشته باشد تا مستقيما با نامزدهاى انتخابات و يا نمايندگان آنها گفتگو كند و هم چنين حق داشته باشد كه از قضات عاليرتبه ديوانعالى كشور و ساير كارشناسان خبير به عنوان همكار استفاده نمايد. اين هيات در انتهاى كار خود كه مى تواند بين دو هفته تا بيست روز به طول بينجامد مى بايست گزارشى را خطاب به شوراى محترم نگهبان تهيه كند و متن آن را جهت آگاهى عمومى منتشر نمايد. انگاه شواى نگهبان متكى بر اين گزارش تصميم نهايى خودرا اتخاذ كند. در اين صورت امكان جلب اعتماد عمومى به گزارش منتشره و تصميم متخذه فراهم خواهد آمد.
ما پيشنهاد مى كنيم كه اعضاى اين هيات مركب از افراد زير باشد، هر چند با هيچ يك از افراد نامبرده هيچ گونه مذاكره اى صورت نگرفته است و ممكن است ايشان پذيراى اين مسئوليت نباشند. به هر روى، افراد پيشهادى ما بدين شرح است:
۱- جناب حجه الاسلام و المسلمين سيد حسن خمينى از بيت شريف حضرت امام (ره) ۲- جناب حجه الاسلام و المسلمين محمدى رى شهرى از علماى خوشنام، منصف و با تقوى و هم چنين با سابقه اجرايى طولانى قضايى و داراى مسئوليت وزارت اطلاعات در پيشينه كارى خود ۳- جناب آقاى دكتر گودرز افتخار جهرمى يكى از برجسته ترين حقوقدانان مسلمان ايران، نماينده جمهورى اسلامى ايران در دعاوى بين المللى و هم چنين چندين دوره عضويت در شوراى نگهبان به عنوان حقوقدان.
مسئوليت اين پيشنهاد با خود ما است و آمادگى داريم از آن در رسانه ملى دفاع كنيم. به نظر ما در صورت اتخاذ چنين رويه اى آرامش به جامعه باز خواهد گشت. ما بر اين اعتقاد هستيم چنانچه جامعه به نتيجه چنين تصميمى اعتماد كند، به يقين جناب آقاى مهندس مير حسين موسوى نيز با آن موافق خواهد بود. به اميد اعتلاى كلمه حق و پيشرفت روز افزون جمهورى اسلامى.
بيژن زنگنه عباس آخوندى
شنبه ۳۰/۳/۱۳۸۸
اخراج گسترده منتقدان از دانشگاهها و ادارات دولتى
شنبه، ۲۷ تير ۱۳۸۸
طبق گزارشهاى رسيده، مسئولان دولت پس از فراغ يافتن از كودتاى انتخاباتى، تصميم به اخراج آخرين استادان منتقد باقى مانده در دانشگاهها گرفتهاند. همچنين به حراست ادارات و سازمانهاى دولتى نيز اعلام شده كه مشخصات كارمندان غيرهمسو با رئيس دولت را استخراج كنند تا به تدريج اخراج شوند. بر اساس اين گزارش، اولين دانشگاهى كه فاز جديد اخراج اساتيد را آغاز كرده، دانشگاه الزهراى تهران است كه اعضاى هيات علمى آن در انتخابات نقش مهمى در حمايت از ميرحسين موسوى داشتند.
اين گزارش حاكى است دكتر فاطمه راكعى و دكتر عبدالله ناصرى تاكنون اولين قربانيان روند حذف منتقدان دولت در اين دانشگاه بوده و مجبور به بازنشستگى زودهنگام از دانشگاه الزهرا شدهاند. همچنين از وزارت امور خارجه نيز خبر مىرسد كه فهرستى ۲۰۰ نفره از كارمندانى كه بايد اخراج شوند، تهيه شده و روى ميز مديران درجه اول اين وزارتخانه قرار دارد.
خبرهايى از اوين - بازجويان بهزاد نبوى بريدهاند
شنبه، ۲۷ تير ۱۳۸۸
شنيده شده كه بهزاد نبوى، فعال سياسى دستگير شده، بازجويان خود را قانع كرده كه ۸۵ درصد مردمى كه در انتخابات شركت كردند، به خاطر فعاليت اصلاحطلبان بوده و لذا ممكن نيست به احمدىنژاد راى داده باشند.
خبرهاى رسيده حاكى است بازجويان نبوى كه باتجربهترين افراد تيم بازجويى از بازداشتىهاى اخير محسوب مىشوند، از به نتيجه رساندن پروژه خيالى انقلاب مخملى با محوريت بهزاد نبوى قطع اميد كرده و بريدهاند.
رئيس كميته حقيقتياب ناآرامىهاى اخير: شوراى عالى امنيت عهدهدار حوادث كوى شد
شنبه، ۲۷ تير، ۱۳۸۸
گزارش كميته حقيقتياب رئيس مجلس شوراى عالى امنيت ملى را مسبب حوادث كوى دانشگاه معرفى كرد. به دنبال مناقشات فراوانى كه بين مسوولان دانشگاه تهران و مقامات امنيتى درباره محل صدور مجوز ورود نيروهاى امنيتى و انتظامى به كوى دانشگاه انجام شد در نهايت شوراى عالى امنيت ملى عهدهدار حوادث كوى دانشگاه شد. چراكه پيش از اين برخى مقامات اعلام مىكردند كه ورود نيروهاى امنيتى و لباس شخصىهاى به كوى دانشگاه براى مقابله با اعتراضات جمعى از دانشجويان به نتيجه انتخابات به درخواست فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران صورت گرفته است اما بعد از اينكه رياست دانشگاه به شدت اين ادعا را تكذيب و از محل ورود نيروهاى امنيتى به دانشگاه تهران ابراز بىاطلاعى كرد اعلام شد كه نيروى انتظامى با مجوز شوراى عالى امنيت ملى استان كه مستقيما زير نظر وزير كشور فعاليت مىكنند به سركوب اعتراضات دانشجويى و دستگيرى خيل زيادى از دانشجويان پرداخته است به دنبال اين امر مقامات وزارت كشور نيز اين ادعا را تكذيب كردند با شدت گرفتن كشمكش بين مسوولان كوى دانشگاه با مقامات امنيتى بود كه در نهايت كميته حقيقتياب رئيس مجلس شوراى عالى امنيت ملى را مسبب حوادث كوى دانشگاه معرفى كرد.
در همين راستا محمدحسن ابوترابىفرد، كه رياست اين كميته را برعهده دارد خبر داد: دبيرخانه شوراى عالى امنيت ملى عهدهدار حوادث كوى دانشگاه شده است و نتايج بر اساس گزارشى كه از اين نهاد قانونى با توجه به مجموعه گزارشهايى كه در اختيار داشته و ما نيز در اختيار آنها قرار داديم، بهدست خواهد آمد.
نايب اول رئيس مجلس پنجشنبه در حاشيه چهاردهمين المپياد علمى دانشجويى در خصوص پيگيرى آزادى دانشجويان و اساتيد بازداشت شده در حوادث اخير گفت: با توجه به نگاه نظام، نگاه مسوولان امنيتى، اطلاعاتى به مجامع دانشگاهى، استادان و دانشجويان، من و همكارانم در كارگروه پيگيرى با مسوولان ذىربط در ارتباط بوديم و دوستان ما در دستگاههاى امنيتى و اطلاعاتى و قضايى با سعهصدر برخورد كردند.
وضعيت دانشجويانى كه مستقيما در حوادث اخير نقش داشتهاند
ابوترابى در خصوص فعاليتهاى كميته پيگيرى حوادث اخير دانشگاهها گفت: در همين راستا با روسا و مسوولان دانشگاهها و مسوولان وزارت علوم جلسات متعددى برگزار شد و با توجه به تاكيدات مقام معظم رهبرى و پيگيرى دفتر معظمله براى كالبدشكافى مسائل مربوطه به دانشگاهها به ويژه كوى دانشگاه تهران كميتهاى تشكيل شد كه اين كميته با دبيرخانه شوراى عالى امنيت ملى و برخى از شخصيتهاى سياسى جلسات متعددى داشته و منتظر اقدامات جدى هستيم.
قابل ذكر است كه با آغاز اعتراضات حاميان كانديداهاى اصلاحطلب به نتيجه انتخابات به دستور على لاريجانى كميتهاى ۶ نفره به رياست ابوترابى فرد براى ريشهيابى ناآرامىهاى اخير تشكيل شد بنا به گفته اعضاى اين كميته گزارش نهايى اقدامات اين هيات بهزودى به لاريجانى ارائه خواهد شد.
تابناك منتشر مىكند؛
هويت اصلى و سوابق سه جودوكاى زنده هواپيماى توپولف
۲۷ تير ۱۳۸۸
جالبتر آنكه بر روى برخى تصايور چاپ شده در استان لرستان و توسط خانوادههاى ايشان، علاوه بر اسامى غيرواقع اسامى اصلى اين جودوكاها و همچنين در خصوص ايمان زينى وند، نام خانوادگى ملكشاهى به عنوان نام اصلى در پرانتز ذكر شده بود و انتشار يك گزارش تصويرى از مراسم تشييع جنازه نمادين باعث شد كه همين ميزان پناه كارى نيز راه به جايى نبرد.
پس از انتشار خبر حيات سه ملىپوش جودو و مرگ سه تن ديگر به جاى ايشان، برخى درصدد تخطئه خبر مذكور برآمدند و مسئولان فدراسيون جودو نيز در اقدامى عجيب اين حقيقت را تكذيب كرده و هويت غيرواقعى سه قهرمان محروم اين رشته را مجدداً تاييد كردند كه بر اين اساس تابناك طبق وعده داده شده، هويت اصلى و سوابق اين جودوكاها را منتشر مىسازد.
به گزارش خبرنگار ورزشى تابناك؛ پس از انتشار خبر مرگ نابهنگام ده جودوكاى ملىپوش رده نوجوانان، جامعه ورزش در بخت فرو رفت اما با اعلام اسامى كشتهشدگان اتفاق ديگرى نيز به وقوع پيوست كه و وقوع يك زلزله بر سر خانواه قربانيان در استان لرستان به مركزيت خرمآباد بود!
سه تن از اسامى كشتهشدگان كه اصلاً جزو قهرمانان جودو محسوب نمىشوند صحيح و سالم در خرمآباد حضور داشتند و سه تن ديگر كه اتفاقاً از گذشته دور سوابقى در قهرمانى داشتند به جاى آنها در اين مسابقات جان دادند.
خبر آنچنان آشفتهكننده بود كه به سرعت در سطح شهر و حتى بخشهايى از استان منتشر شود و هيچكس بروز ندهد تا حفظ آبرو شود اما مگر مىشد شناسنامه سه نوجوان كم سن و سال را به جاى سه جودوكاى سن و سالدار كه يكى از آنها به خدمت سربازى نيز رفته باطل كرد؟!
همين مسئله باعث شد كه ابعاد موضوع قدرى از مرزهاى استان لرستان پا را فراتر بگذارد و همانگونه كه برخى اهالى جودو از اين مسئله مطلع بودند، موضوع به "تابناك" نيز منتقل شده و اين رسانه برحسب رسالت مطبوعاتى همچون ساير اخبار مندرجه به درج اين خبر بپردازد اما با تكذيب باورنكردنى اين حقيقت توسط سرپرست فدراسيون جودو در روز گذشته اين سايت مكلف به درج اطلاعات تكميلى از هويت اصلى و سوابق اين جودوكاهاى ملىپوش است.
بررسىها نشان داد كه اسامى اصلى سه جودوكاى مرحوم محمد ملكشاهى، وحيد باقرپور و مجتبى عزيزالهى است و در واقع مجتبى عزيزالهى به جاى مصيب عزيز الهى (وزن ۹۰- كيلوگرم)، مجتبى باقرپور يحيى باقرپور (وزن ۸۱- كيلوگرم) و محمد ملكشاهى به جاى ايمان زينى وند (وزن ۸۱- كيلوگرم) در تيم ملى حضور داشتهاند تا با توجه به پاسپورت دريافتى بر مبناى شناسنامه و مدرك شناسايى به اشتباه ارائه شده و يا مجعول در اين پرواز شركت كنند كه باقرپورها و عزيزالهىها پسر عمو بودهاند.
بررسىها نشان مىدهد كه جابجايى پس از سال ۱۳۸۳ به وقوع پيوسته چرا كه اين سه جودوكا در اين سال با اسامى واقعىشان در مسابقات جوانان جودو لرستان قهرمان اول استان شدهاند و پس از ان به يك باره از يك رده پايينتر با اسامى ديگر سر در مىآورند!
پس از آن بود كه در مسابقات نوجوانان قهرمانى كشور كه دىماه ۱۳۸۴ در قزوين برگزار شد، از اين جودوكاها با اسامى جديد رونمايى شد و ايمان زيندىوند در ۵۰ كيلوگرم طلا، يحيى باقرپور در ۸۱ كيلوگرم طلا و مصيب عزيزالهى در ۹۰+ صاحب مدال برنز شدند.
همين جودوكاها با اسامى جديد در مسابقات بينالمللى جودو آلمان نيز در تاريخ ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۵ شركت كردند كه يحيى باقرپور در وزن ۸۱ كيلوگرم صبه عنوانى بهتر از پنجمى نرسيد و مصيب عزيزالهى در ۹۰+ كيلوگرم هفتم شد.
پس از اين در نخستين دوره مسابقات جودو نوجوانان آسيا كه آبان ماه ۱۳۸۶ برگزار شد، ايران با مدال طلاى ايمان زينىوند در وزن ۴۶ كيلوگرم و مصيب عزيزالهى در ۱۰۰+ كيلوگرم قهرمان آسيا شد و اين موضوع در دومين دوره اين پيكارهاى قهرمانى نوجوانان آسيا نيز كه در تيرماه ۸۷ به ميزبانى يمن برگزار شد، مشاهده گرديد و ايران با نشان طلاى مصيب عزيزالهى در وزن ۶۶+ كيلوگرم مجدداً قهرمانى آسيا را تكرار كرد!
اين جودوكاها كه ديگر تمايلى به شركت در رده نوجوانان نداشتند باز هم به اصرار كادر فنى مجدداً در تركيب نوجوانان قرار گرفتند تا پس از برگزارى اردوهاى آمادهسازى در ارمنستان كه تطابق آب و هوايى با محل برگزارى مسابقات جهانى مجارستان و همچنين مسابقات تايلند را ندارند و همين ماهيت اعزام را نيز زير سوال مىبرد، راهى مسابقات جهاين و آسيايى شوند اما سقوط هواپيماى توپولف در اطراف قزوين پس از چندين سال همه چيز را هويدا كرد.
ديروز تشييع جنازه نمادين اين عزيزان از دست رفته با شايعه جابجايى هويت دو پسرعمو براى عدم رو شدن اين حقيقت كه با دفن يك دست لباس جودو همراه بود با شرايط بدى همراه بود، به گونهاى كه علاوه بر آنكه خانوادههايى كه عزيزانشان از دست رفته بودند بغضى مضائف از اين موضوع در گلو داشتند و دم بر نمىآوردند، مداح و سخنران نيز به دليل دادن دو سرى نام از اين اشخاص گيج شده بود و به سختى مراسم را اداره كرد.
جالبتر آنكه بر روى برخى تصاوير چاپ شده در استان لرستان و توسط خانوادههاى ايشان، علاوه بر اسامى غيرواقع اسامى اصلى اين جودوكاها و همچنين در خصوص ايمان زينى وند، نام خانوادگى ملكشاهى به عنوان نام اصلى در پرانتز ذكر شده بود و انتشار يك گزارش تصويرى از مراسم تشييع جنازه نمادين باعث شد كه همين ميزان پناه كارى نيز راه به جايى نبرد.
در اين ميان در صورت اصرار مسئولان جودو بر عدم وقوع اين مسئله، تابناك آمادگى خود را براى گفتو گو با محمد ملكشاهى، وحيد باقرپور و مجتبى عزيزالهى اعلام مىكند.
در اين شرايط مسئولان فدراسيون جودو ايران آنچنان از احراز هويت آنها بر مبناى مداركشان سخن مىگويد كه انگار در جودو كشور هزاران جودوكاى در سطح تيم ملى وجود دارد و بر اين مبنا فدراسيون جودو بايد پاسخگو باشد كه چگونه به چهره و اندام اين جودوكاها كه حتى يك كودك تشخيص مىدهد به رده نوجوانان نمىخورند، مشكوك نشده و بر طبق تكاليفش به بررسى سوابق و حتى انجام تستهاى پزشكى از اين سه تن و ساير موارد مشكوك نپرداخته است.
No comments:
Post a Comment