بازداشت پدر شهید مسعود هاشم زاده
http://www.mowjcamp.com/
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
ساعت دو و نیم بعد از ظهر امروز (پنجشنبه) تعدادی افراد لباس شخصی کم سن و سال که احتمال داده می شود از نیروهای بسیج بوده باشند به همراه فردی که لباس نیروی انتظامی بر تن داشت به منزل شهید هاشم زاده مراجعه و ضمن جمع آوری پارچۀ سیاه، عکس ها و پارچه نوشته های تسلیت گویی همسایگان، پدر شهید هاشم زاده را با خود بردند. سایت نوروز با اعلام این خبر، اضافه کرده: دو برادر شهید که حاضر نبودند پدر خود را تنها بگذارند نیز با آنها رفتند. بر اساس آخرین اطلاع به دست آمده، نامبردگان به آگاهی منطقهی 2 در گیشا برده شدهاند.ء
گفتنی است شهید مسعود هاشمزاده روز سیام خرداد در خیابان شادمان بالاتر از خیابان آزادی به ضرب گلولهی مستقیم که از روبهرو به قلبش اصابت کرد، به شهادت رسید و پیکر پاکش در روستای ولیآباد خشک بیجار گیلان به خاک سپرده شد. خانوادهی شهید از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری بازداشته شده بودند. آنها پس از 25 روز اخیراً پارچهی سیاهی بر در منزل خود آویزان کرده بودند و پذیرای همسایگان و افرادی بودند که برای تسلیتگویی به آنها مراجعه میکردند. منزل این شهید در انتهای غربی بلوار شهید سیادت (پلاک 6- طبقهی سوم) منشعب از خیابان زنجان شمالی واقع شده است.ء
اعضای خانوادهی شهید هاشمزاده همچنین اخیراً مصاحبههایی در بارهی آن شهید انجام داده بودند که به نظر میرسد عوامل کودتا را عصبانی کرده است.ء
زندانیانی که مفقود شده اند: چه بر سر بازداشت شدگان گمنام می آید
http://www.roozonline.com/persian/news/
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳88
علی رغم اظهارات مقامات قضایی و رئیس پلیس تهران مبنی بر آزادی اکثر بازداشت شدگان پس از انتخابات 22 خرداد، خانواده های بسیاری از زندانیان پس ازروزها و هفته ها سرگردانی بین دادگاه انقلاب و زندان اوین هیچ گونه خبری از عزیزانشان ندارند. از سوی دیگر، طی روزهای گذشته گروهی از کسانی که با قرار کفالت یا وثیقه آزاد شده بودند مجددا بازداشت شده اند. ماموران نظامی شبانه به منازل این افراد یورش برده و آنان را از رختخواب بیرون کشیده و با خود برده اند. آنان در پاسخ به اعتراض خانواده ها فقط گفته اند که این بازداشت ها برای تکمیل پرونده صورت می گیرد.ء
سرگردانی خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین
به گزارش خبرنگار روز، خانواده های بازداشت شدگان اخیر که یا در تجمعات مسالمت آمیز مردمی و یا در یورش لباس شخصی ها به منازلشان بازداشت شده اند هر روز از ساعت 7 الی یازده شب در مقابل زندان اوین تجمع می کنند تا شاید خبری از عزیزانشان دریافت کنند. این خانواده ها بارها مورد هتاکی و توهین مسولان قرار می گیرند اما همچنان در مقابل زندان اوین می نشینند تا شاید عزیزانشان جزو آزاد شده ها باشد و یا خبری هر چند کوتاه کسب کنند و نام فرزندانشان را در لیست زندان ببینند.ء
هر روز لیستی از بازداشت شدگان بر دیوار دادگاه انقلاب و لیستی دیگر بر دیوار زندان اوین چسبانده می شود و هر روز از صبح تا پایان ساعت اداری خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع می کنند و از مسولان این دادگاه خواستار روشن شدن وضعیت فرزندانشان می شوند.ء
بازداشت شدگانی که مفقود شده اند
برخی از این خانواده ها خبر از تماس کوتاه تلفنی عزیزان دربندشان می دهند و می گویند برای روشن شدن وضعیت آنها هر روز به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند. اما در این میان خانواده های بسیاری هستند که هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت عزیزان خود ندارند و نام آنان نه در لیست های زندان اوین و دادگاه انقلاب است و نه مسولان امر پاسخی به آنها می دهند. مادر یکی از زندانیان به روزمی گوید: از 25 خرداد هیچ اطلاعی از وضعیت پسرم ندارم و هیچ کسی جواب نمی دهد و مسولیت نمی پذیرد. این مادر که به شدت نگران پسر 22 ساله اش است، گریه امانش نمی دهد و در میان گریه می گوید: پسر من میخواست رای خود را پس بگیرد اما من اکنون حتی نمیدانم او کجاست و کجا برده اند و چه اتفاقی برای او افتاده است.
این مادر با گله از برخورد مسولان می افزاید: تهدید می کنند که اگر سرو صدا کنید بازداشتتان می کنیم و این روزها بارها توهین کرده و با خشونت ما را راهی خانه هایمان کرده اند، در حالیکه من فقط میخواهم از پسرم خبری بگیرم.ء
مادر این پسر مفقود شده با بیان اینکه از آقای موسوی می خواهیم پی گیر وضعیت فرزندان ما باشند از خبرنگار روز آدرس ستاد میرحسین موسوی را می خواهد و ما شماره تلفن ستاد پی گیری بازداشت شدگان را که از سوی موسوی و کروبی تشکیل شده در اختیار او قرار می دهیم.ء
میرحسین موسوی و مهدی کروبی کمیته مشترکی برای پی گیری وضعیت بازداشت شدگان و مفقود شدگان تشکیل داده و از مردم خواسته اند که به این کمیته مراجعه کنند. این کمیته به گفته علیرضا بهشتی روز دوشنبه تشكیل جلسه داده و قرار شده در خصوص تشكیل یك بانك اطلاعاتی از بازداشتیها و كشته شدگان بعد از انتخابات اقدام شود. همچنین مرتضی الویری که مسول رایزنی این کمیته با مسولان قضا معرفی شده گفته است: مقرر شده تا در ملاقات با مقامات هرچه سریعتر وضعت بازداشت شدگان و مفقودشدگان روشن شود و خانواده های انها از نگرانی رهایی یابند. بر اساس گزارش سایت اعتماد ملی تا روز چهارشنبه هفته گذشته 130 نفر به این کمیته مراجعه کرده بودند که 46 نفر وابستگان مفقودینی بوده اند که کسی اطلاعی از آنان ندارد.ء
زندانیان زیر 18 سال
از سوی دیگر در حالی که ادعا می شود تمام بازداشت شده های زیر 18 سال آزاد شده اند، اما مشاهدات خبرنگاران روز خلاف آن را ثابت می کند. بر اساس این مشاهدات خانواده هایی که برای پی گیری به دادگاه انقلاب می آیند عنوان می کنند که دختران و پسران 17 یا 16 ساله آنها بازداشت هستند.ء
پدر یکی از بازداشت شدگان می گوید که از وضعیت دختر 17 ساله اش هیچ اطلاعی ندارد. او که از عدم پاسخگویی مسولان به شدت عصبانی است به روز می گوید: دختر من به همراه دوستانش در بهارستان بوده که به اتفاق یکی از دوستانش بازداشت شده است. وی می افزاید: چند تن از دوستان دخترم شاهد بازداشت او و دوستش بوده اند اما نام او نه در لیست زندان اوین است نه در لیستی که اینجا به دیوار چسبانده اند و کسی هم پاسخی نمی دهد. این پدر که همچون سایر خانواده های بازداشت شدگان از عنوان کردن و انتشار نام خود وحشت دارد و می ترسد وضعیت دخترش بدتر شود می گوید: هفته گذشته پلیس تهران اعلام کرد که برای پی گیری فرزندانمان به پلیس امنیت نیروی انتظامی مراجعه کنیم. ما نیز رفتیم مشخصات دخترم را گرفتند و شماره تلفنی داده و گفتند پی گیری می کنیم. اما بعد از آن نه به تلفن پاسخ می دهند و نه دیگر به آنجا راهمان می دهند.ء
معاون پلیس امنیت نیروی انتظامی 24 تیرماه خبر از آمادگی نیروی انتظامی برای دادن اطلاعات درباره سرنوشت افراد بازداشت شده در حوادث اخیر به خانواده های آنان داده و از خانواده ها خواسته بود که برای کسب اطلاع از سرنوشت فرزندان خود به پلیس امنیت نیروی انتظامی تهران بزرگ مراجعه کنند. او همچنین درباره افرادیکه اموال آنها توسط پرسنل ناجا تخریب شده است گفته بود که بازرسی ناجا با بررسی شکایات با متخلفان برخورد می کند. امری که هیچ وقت تحقق نیافت و با وجود اینکه فیلم ها وعکس های منتشر شده به خوبی نشان از تخریب خودروها و اموال مردم توسط پگان ضد شورش دارد، اما خانواده هایی که برای گرفتن خسارت به مراکز بیمه مراجعه کرده بودند با این جمله مواجه شدند که دستور داده شده به اغتشاشگران خسارت نپردازیم. اعتراض و پی گیری این خانواده ها تاکنون نتیجه ای نداشته است.ء
انتقال 60 نفر به بند عمومی
روز دوشنبه در دادگاه انقلاب به خانواده ها اطلاع داده اند که 60 تن از بازداشت شدگان به بندهای عمومی منتقل شده اند. این قضیه با اعتراض شدید خانواده ها مواجه شده است. آنان می گویند فرزندان ما هیچ جرمی مرتکب نشده اند و نباید در کنار مجرمان حرفه ای قرار بگیرند. این 60 نفر و همچنین بازداشت شده های دو روز بعد از انتخابات با وجود اتمام بازجویی ها همچنان در زندان به سر می برند.ء
ضرب و شتم شدید بازداشت شدگان
نحوه برخورد با بازداشت شدگان نگرانی بزرگی را نه تنها در خانواده های آنان بلکه در سطح افکار عمومی برانگیخته است. اکثر آزاد شدگان عنوان کرده اند که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و با باتوم و شوک الکتریکی آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. برخی از این بازداشت شدگان هنگام آزادی آثار این برخوردها را در خود دارند. آنان مورد شکنجه قرار می گیرند تا اعتراف کنند از ستاد میرحسین موسوی و یا از خارج از کشور خط گرفته اند تا اغتشاش ایجاد کنند. یکی از این آزاد شدگان به رادیو فردا گفته است: در بازداشتگاه شاپور داخل آفتاب داغ، روی آسفالت، جوانان زخمی راکه در حین تجمع بازداشت شده بودند با بدنهایی کاملا زخمی و خونین و برهنه روی آسفالت داغ خوابانده بودند. آنها به شدت کتک خورده بودند. برای یک لیوان آب التماس میکردند. شیر آب در فاصله ده متری بازداشت شدگان بود. اما اجازه نمیدادند احدی قطره ای آب بنوشد. اجازه نمیدادند نیازهای اولیه اشان را برطرف کنند. به گفته وی: آنهایی را که با بدن زخمی ناشی از سوختگی درد میکشیدند روی آسفالت داغ میخواباندند. جوانکی قسم میخورد که بسیجیهای هم محل خودم مرا برداشتند و انداختند توی آتش. این بود که این نوجوان از آرنج تا مچ دستش پوست نداشت. این فرد را با آن وضعیت خوابانده بودند روی آسفالت داغ. کسانی میآمدند بین جمعیت و میگفتند که دستهایتان را پشت گردنتان بگیرید و به حالت کلاغ پر بایستید. شاید تحمل این شکل ایستادن برای یک ساعت سخت نبود، اما مجسم کنید کسی مجبور باشد هشت ساعت به این شکل و شمایل بایستد. ناگهان میدیدی یک نفر میآمد و با لگد میرفت توی صورت هر کسی که دلش میخواست و میلش می کشید، به میرحسین موسوی فحش میدادند و....ء
تجاوز به بازداشت شدگان
از سوی دیگر و در حالی که تاکنون اخبار کمتری از وضعیت بازداشت شدگان در شهرستان ها منتشر شده، روزنامه گاردین نوشته در جریان تظاهرات شیراز چند جوانی که دستگیر شدهاند، مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند. بر اساس
این گزارش پزشک یکی از این جوانانی که مورد تجاوز قرار گرفته گفته است: فقط چهار دندانش سالم باقی مانده است و رکتوم او در اثر تجاوز پاره شده است و مجبور می شوند او را با کارت بیمه شخص دیگری به بیمارستان ببرند.ء
روزنامه گاردین به نقل از این جوان نوشته است: او را دوشنبه بعد از انتخابات وقتی که با چند جوان دیگر مانع حمله مامورین به معترضان میشد دستگیر می کنند. تمام آن روز او را در ماشین نگاه میدارند، بعد به یک سلول انفرادی می برند و در آنجا او را از سقف آویزان کرده و مرتبا می زنند. بعد او را به اتاقی دیگر می فرستند که چند جوان همسال او در آنجا بودند. روز شنبه یا یکشنبه بعد بود که در این محل جدید به او تجاوز می کنند. سه مرد قوی هیکل وارد اتاق می شوند و دو نفر او راروی زمین می خوابانند و نفر سوم جلوی آنها و چهار بازداشتی دیگر به او تجاوز می کند. این کار در روزهای بعد هم ادامه پیدا میکند و بازجویی و فشار برای "اقرار" به اینکه از خارج دستور می گرفته نیز همراه آن ادامه پیدا میکند: درتمام طول هفته گذشته دیگر بازجویی هم نبود، فقط تجاوز و بعد سلول انفرادی...ء
تحویل پیکر کشته شدگان
این اخبار در حالی منتشر می شود که طی روزهای گذشته پیکر چند تن از کشته شدگان به خانواده های آنان تحویل داده شده است. خانواده هایی که سرگردان و درمانده از پی گیریهای بی جواب، پیکر عزیزانشان را در بهشت زهرا به خاک سپرده اند. این مساله به شدت نگرانی خانواده های بازداشت شدگان را در پی داشته است. آنان هم از کشته شدن فرزندانشان می ترسند و هم از اینکه فرزندانشان مورد شکنجه قرار بگیرند و در مراجعه به دادگاه انقلاب این نگرانی ها را بر زبان می آورند. اما فقط با برخوردهای تند مسولانی مواجه می شوند که مطابق قانون باید پاسخگو باشند و نیستند. در حالیکه مقامات رسمی آمار بازداشت شدگان را 500 نفر ذکر می کنند گروههای مدافع حقوق بشر اعلام کرده اند که تعداد بازداشت شدگان بیش از 2000 نفر است.ء
عضو کمیسیون امنیت ملی: فیلم اعترافات پخش می شود
فشار بر زندانیان برای اعتراف علیه تاج زاده
http://www.roozonline.com/persian/news/
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳88
همزمان با درخواست رییس اداره سیاسی سپاه از مسوولین برای انتشار که اعترافات افراد دستگیرشد، سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی اعلام کرد که مقامات امنیتی از جوانان حامی اصلاح طلبان علیه چهره های برجسته این جریان اعترافاتی را اخذ کرده اند. در بیانیه این سازمان و به نقل از چند زندانی که طی هفته های گذشته زندان اوین را ترک کرده اند تصریح شده مصطفی تاج زاده محور اعتراف گیری از برخی جوانان فعال در ستادهای موسوی بوده است. این در حالی است که روز گذشته، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر از پخش قریب الوقوع "اعترافات" عده ای از دستگیرشدگان داد.ء
روز گذشته زهره الهیان عضوکمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس با اعلام پخش اعترافات بازداشت شدگان از صدا و سيما اظهار داشت: "در جلسه روز گذشته هيئت رييسه كميسيون امنيت ملي با وزير اطلاعات، اعضاي اين كميسيون خواستار پخش اعترافات بازداشت شدگان وقايع اخير از سوي رسانه ملي به منظور مطلع شدن مردم از دستهاي پشت پرده وقايع اخير شدند."ء
این اظهارات پس از آن منتشر شده که دیده بان حقوق بشر از فشارروز افزون مقامات امنیتی بر خانواده های دستگیر شدگان برای صحبت نکردن و عدم پیگیری پرونده بستگان زندانیشان سخن گفته است. گفته می شود جزوه ای از آنچه اعترافات برخی هواداران اصلاح طلب و اعضای ستادهای انتخاباتی طی ماه گذشته در زندان ها تهیه شده برای برخی مسوولین فرستاده شده است. سازمان دیده بان حقوق بشر نوشته است که درمیان زندانیان تا کنون مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی با خانواده های خود هیچ گونه تماس نداشته اند. ء
فشار برجوانان هوادار برای اعتراف علیه رهبران اصلاح طلب
بیانیه دیده بان حقوق بشرر تصریح دارد: برخی از افرادی که به تازگی از زندان آزاد شده اند وبرخی از خانواده های زندانی برای دیده بان حقوق بشر این فشارها را شرح داده اند. در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۹، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران به خبرنگاران گفت که پخش تلویزیونی اعترافات گرفته شده از افراد زندانی به تصمیم دستگاه قضایی بستگی دارد. ء
جواستورک معاون بخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیده بان حقوق بشر در این زمینه گفته است: "این وحشتناک است که وزیراطلاعات در مورد پخش اعترافات کسانی صحبت می کند که هفته ها بدون دسترسی به وکلای خود در زندان بوده اند. اظهارات وزیر نگرانی وهراس ما از اینکه چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد را مورد تاکید قرار می دهد."ء
به گفته دیده بان حقوق بشر: مقامات رسمی در بسیاری از موارد از اینکه اطلاعاتی را در خصوص وضعیت زندان اراپه کنند خودداری کرده اند. برخی از رهبران اصلاح طلب مانند مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی وحمزه غالبی از یک ماه پیش - زمان دستگیری شان - تا کنون هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند.ء
یکی از افرادی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است وضعیت این زندان را "بسیاردشوار" توصیف کرد. او به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه اعترافات یکی از مسوولین ستاد موسوی را ضبط کرده اند که در آن وی اظهار می کند که تاج زاده و دیگر سیاستمداران اصلاح طلب برای ناآرامی های بعد از انتخابات مسوول هستند. ء
یکی دیگر از زندانیانی که چندین هفته درزندان اوین سپری کرده است نیز به دیده بان حقوق بشرگفته مقامات حامیان جوان را مجبور کرده اند که علیه چهره های برجسته اصلاح طلب اعتراف کنند. این زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفت: "من زندانیانی را دیدم که دست یا پای آنها در گچ بود و یا روی بدنشان آثار کبودی به چشم می خورد. برخی از حامیان جوان موسوی تحت فشار قرارگرفته اند تا علیه چهره های برجسته اصلاح طلب «اعتراف» کنند."ء
پدریکی از زندانیانی که براساس اظهارات یادشده برای چنین اعترافاتی تحت فشار قرار گرفته است به دیده بان حقوق بشر گفت که پسرش در یک تماس کوتاه تلفنی گفته است که حالش "خوب" است. وقتی پدرش به او گفت که وکیلی پرونده او را پیگیری می کند او پاسخ داد که به وکیل احتیاج ندارد چرا که هیچ کس نمی تواند به او کمک کند. او سپس بغض وگریه کرد که درهمین زمان تلفن قطع شد." پدر این زندانی سیاسی به دیده بان حقوق بشر گفت: "خانواده ما با روح قوی پسرمان کاملا آشناست و لحن صداو گریه او برای ما به شدت نگران کننده است."ء
مصطفی تاج زاده محور اعتراف گیری ها
سومین زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفته که وقتی زندانی ها اجازه می یابند که تماس کوتاهی با منزل خود بگیرند، این تماس درحضور زندانبانها صورت می گیرد که به آنها می گویند اجازه دارند چه مطالبی بگویند: "زندانی می داندکه اگر چیزی درمورد وضعیت زندان واینکه چگونه با زندانیان رفتار می شود بگوید، مورد آزار واذیت قرار خواهد گرفت.ء
تاج زاده، که به عنوان معاون وزیر کشور در دولت ریاست جمهوری سیدمحمدخاتمی خدمت کرده است هدف اعتراف گیری های اجباری مشابهی در گذشته بوده است. در سال ۲۰۰۴، چهار روزنامه نگار زندانی اعتراف کردند که تاج زاده و دیگر اصلاح طلبان آنها را فریب دادند تا مقالاتی را برعلیه امنیت ملی بنویسند وبه سیاه نمایی چهره نظام بپردازند. ء
چند روز پس از آنکه مقامات اعترافات افراد یاد شده را از تلویزیون پخش کردند، دو نفر از این روزنامه نگاران به کمیته حقیقت یابی که توسط رییس جمهور تشکیل شده بود گفتند که اعترافات تحت شکنجه های فیزیکی و روحی از آنها اخذ شده است. یکی از این روزنامه نگاران به دیده بان حقوق بشر گفت که درآن زمان یکی از بازجویان به او گفت که "تاج زاده درمیان اصلاح طلبانی است که دیر یا زود تاج زاده نیز سروکارش به زندان خواهد افتاد."ء
فشار برخانواده های زندانی
همسر یکی از چهره های اصلاح طلب که هم اکنون در زندان اوین به سر می برد به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات او را تحت فشار قرار داده اند تا با رسانه ها صحبت نکند. او گفت که با این موضوع موافقت کرده به شرط آنکه همسرش زندان را سلامت ترک کند:ء
"اگر آنها به او صدمه بزنند ویا سعی کنند بازی های دیگری را انجام دهند ما ساکت نخواهیم ماند. آنها می گویند چیزی نگویید وبه دیگران بگوییک که شرایط زندان خوب است و شکایتی نداریم. اما این برخلاف چیزهایی است که می دانیم. بازجویی ها مخصوصا بسیار نگران کننده هستند. آنها فقط در خصوص مساپل سیاسی پرسش نمی کنند. آنها درمورد جزییات زندگی شخصی افراد می پرسند تا به این وسیله شاید نقطه سیاهی را در زندگی شان پیدا کنند تا بتوانند برعلیه زندانی به کار گیرند و علیه او پرونده سازی کنند."ء
نوشتاری از مصطفی تاجزاده؛ سیاست، کاخ و زندان
http://www.parlemannews.com/
٣١ تير ١٣٨٨
پارلماننیوز:فخرالسادات محتشمیپور در وبلاگ شخصی خود مقالهای از همسر خویش، سید مصطفی تاجزاده که بعد از انتخابات زندانی شد، اجازه تماس با خانوادهاش از لحظه بازداشت تاکنون به او داده نشد و اخبار مختلفی در مورد تحت فشار شدید بودن او به گوش میرسد را با عنوان «سیاست، کاخ و زندان» منتشر کرد.ء
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، این مقاله بدین شرح است:ء
ء1. آیا مراکزی بهتر از کاخ و زندان می تواند ماهیت حقیقی قدرت را نشان دهد؟ تعهد دولت به آرمان ها و برنامه های خود،رفتار آنان در کاخ و بهربرداری صحیح یا سوء استفاده از امکاناتی که به دلیل برخورداری از قدرت در اختیار می گیرند و نیز دفاع صریح ازحقوق شهروندان و به ویژه مخالفان ثابت می کند که آیا آنان حکومت را همچون طعمه می بینند که باید در اسرع وقت بلعیده شود،یا آن را فرصتی گذرا می یابند که لازم است بیشترین خدمت به مردم در آن صورت گیرد؟آیا آنان قدرت را ملک مطلق وثابت خود می دانند که دیگران را به صورت مسالمت آمیز به آن راهی نیست،حتی اگر اکثر مردم چنین بخواهند،یا این که ملت را ارباب و صاحب خانه اصلی می دانند و مشتاقانه از گسترش مشارکت آنان در امرمدیریت کشور استقبال می کنند؟
ء2.وضعیت زندان و زندانیان، به ویژه شهروندانی که به دلایل سیاسی متهم یا مجرم شمرده می شوند، معیار مناسب دیگری برای ارزیابی میزان حاکمیت قانون، آزادی و عدالت،سلامت و کارآمدی ساخت سیاسی وبالاخره اعتماد به نفس مدیران هر جامعه است.به نظر من کاخ وزندان دو سر طیف سیاست هستند که در آنها "قدرت " لخت و عریان در معرض دید قرار دارد.این دو همچنین دو روی یک سکه محسوب می شوند،به این معنا که هر چه فساد در اولی بیشتر رسوخ کند،حقوق انسان ها در دومی بیشتر نقض می شود و تعداد بیشتری از شهروندان دلسوز میهن و مردم در آن جای می گیرند.وقتی فساد در کاخ به مطلق شدن میل می کند،اختناق نیز کامل و زندان محل استقرار آزادی خواه ترین انسان ها خواهد شد. وضعیت زندان نشان می دهد آیا دغدغه دولت مردان "انسان به ماهو انسان" است و از نظر آنان، حتی مجرمان انسان محسوب می شوند که حداکثر به بیماری مبتلا شده اند،یا فراموش شدگانی به شمار می روند که ضروری است هر چه سریعتر از شرشان خلاص شد.در میان محبوسین،چنانچه زندانیان سیاسی محبوب ملت باشند،می توان گفت زنگ ها به صدادر آمده اند و پایه های مشروعیت سیاسی آن نظام در حال پوسیدن است.ء
ء3.قوه قضائیه که موظف است بر فراز "کاخ"و "زندان"،عدل را اقامه کند،به هر میزان که میل به توجیه قدرت پیدا کند،حقوق شهروندان را ضایع خواهد کرد و بر عکس،نهادهای قضایی به اندازه ای که متعهد به حق و رعایت حقوق شهروندان باشد،از سوءاستفاده و انحراف قدرت جلوگیری خواهد کرد.شرط اقامه عدل،به خصوص در محاکمات سیاسی "استقلال" نهاد قضایی از قدرت است،و نه از افکار عمومی.ء
ء4.قضاوت عمومی حقوق دانان یکی از معیارهای موجه داوری درباره عملکرد دستگاه قضایی است،اما یکی دیگر از ملاک ها به ویژه در رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی که اتهام ها یا جرایم در منظر مردم رخ می دهد،داوری افکار عمومی است که درباره احکام قضایی در زبان مردم جاری می شود.ء
ء5.همچنان که فرد از خودراضی معمولا حسن ظن زیادی به خود دارد،و اگر به دیگران سوء ظن عمیقی نداشته باشد،توقعات فراوان و بعضا نامعقولی از آنان دارد،دولتمرد مغرور و خام نیز خصلتی مشابه دارد. اعتماد مطلق به خود و افراطیون، معمولا با سوء ظن گسترده وعمیق به سایران،ولو درست کردار ترین و خیرخواه ترین شهروندان،توأم است و باعث می شود انتظارات وی از دیگران روز به روز افزایش یابد،بدون آن که خود را به انجام خدمتی بزرگ موظف بداند و بدون آن که توجه کندچه بسا انگیزه بسیاری از منتقدان و حتی مخالفان در خدمت به میهن و مردم،شریف تر از نیت قدرتمندان است.مهم تر تحلبل دیگران درباره تحولات اجتماعی و بین المللی است که در بسیاری مواقع از نگاه دولتمردان عمیق تر و واقعی تر است و توجه به آن برای اداره بهینه امور کشور ضروری است،هرچند پیشنهادهای آنان معمولا در گوش سیاستمدار مغرور پژواک نمی یابد.ء
ء6.دولتمرد خردمندمی داند که شرط سلامت حکومت"سوءظن به قدرت" است و اتخاذ سازوکاری برای این که قدرتمندان و اطرافیانشان،مجال سوءاستفاده از امکانات و فرصت های عمومی و نیز امکان نقض پیمان با ملت و تجاوز به حقوق شهروندان پیدا نکند.نشانه تقوای حکام،علاوه بر خداترسی،رسیدگی مستمر به مناسبات در "کاخ"و"زندان"است،تا همواره شریف ترین افراد در امنیت و حتی الامکان در مسند خدمتگزاری ملت وشریرترین آنان در زندان باشند.ء
گفت و گو با مریم باقی: قوچانی گفت به زمان آزادی ام فکر نکنید
http://www.roozonline.com/persian/news/
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳88
<xml></xml>مریم باقی حقوقدان وهمسر محمدقوچانی در گفت وگو با روز با شرح ملاقات خود با وی گفت که با توجه به اینکه تحقیقات و بازجویی از وی تمام شده است قانونا باید او را آزاد کنند: "اگر چه ما اصل اتهام را قبول نداریم، ولی قرار بازداشت موقت یک ماهه تمام شده است و ما برای ادامه این بازداشت شان قانونی قائل نمی شویم."ء
به گفته وی مسوولان قضایی اظهار داشته اند که اتهام قوچانی برهم زدن امنیت کشور از طریق شرکت در تجمات و نوشتن در روزنامه است: "برای ما هم عجیب است چرا که همه می دانند آقای قوچانی در هیچ تجمعی شرکت نکرده است. اگر چه ما شرکت درهیچ تجمع مسالمت آمیزی را جرم نمی دانیم اما او تصمیم گرفته بود در تجمعی شرکت نکند."ء
مریم باقی درخصوص نوشته روزنامه جوان در خصوص اعترافات محمدقوچانی و پیگیری های حقوقی مربوط به آن گفت: "امکان شکایت وجود دارد. ما قصد شکایت داشتیم. دوستان دیگر هم می توانند شکایت کنند. چون صحبت هایشان کذب محض است. درتلفنی که با ایشان داشتم خیلی منتظر بودم ببینم دراین زمینه چه می گویند که وی گفت اصلا چنین چیزی صحت ندارد. با توجه به اینکه جوابیه ها را هم می منتشر نمی کنند ما جوابی ندادیم. اما سعی کردیم از طریق مصاحبه کذب بودن این موضوع را به اطلاع عموم برسانیم."ء
وی به خبرنگار روز گفت: "قوچانی به اتاق های چندنفره در بند 209 منتقل شده است. به هرحال امکاناتی که باید زندانیان داشته باشد وجود ندارد. کاملا به صورت اتفاقی تماس می گیرند. گفته اند که هفته ای یک روز تماس می گیرند و دوشنبه ها هم می توانیم ملاقات داشته باشیم. این هفته که دوشنبه تعطیل بود و نتوانستیم ملاقات کنیم اما فکر کنم هفته اینده بتوانیم ملاقات داشته باشیم. روحیه وی خوب است. اما از نظر جسمی ضعیف شده است وبا وجود اینکه دیدار کابینی بود سه مامور پشت سرش ایستاده بودند و صحبت های خاصی هم مطرح نکرد جز احوال پرسی. وی پرسید که آیا بقیه آزاد شدند؟ موضوعی که نشان می داد خبری از بقیه ندارد."ء
مریم باقی ادامه داد: "اجازه نمی دهند وکیل داشته باشند. اخبار هم ضدونقیض است. مثلا برخی می گویند که قرار است تبدیل قرار بشوند وآزاد بشوند واخبار دیگری نیز وجود دارد که قراراست همچنان در زندان باشند. ما از هیچ مرجع رسمی خبر جدی مبنی برنگهداشتن و یا آزاد شدنشان چیزی نشنیدیم. درتماسی که قوچانی داشت به ما گفت که به زمان فکر نمی کند و ما هم فکر نکنیم. گفت حالا که ملاقات هست بیایید. او تاکید کرد که به اینکه به زودی آزاد می شود فکر نکنیم." وی درخصوص شرایط وی گفت: درملاقات تعدادی مجله برای وی بردم. اول گفتند نمی شود. بعدش نگهداشتند. مجلات بیشتر غیرسیاسی وخانوادگی بود که حتی بین آنها هم انتخاب کرده بودند تا دراختیارهمسرم بگذارند."ء
تجمع اعتراضی ارامنه در برابر دفتر هواپیمایی کاسپین
http://www.mardomak.org/
پنجشنبه، ۱ مرداد
رادیو مردمی ارمنستان گزارش داد که گروهی از ارامنه در اعتراض به بیتوجهی مقامهای ایرانی به بازماندگان کشته شدگان در سانحه هوایی سقوط هواپیمای کاسپین، روز چهارشنبه مقابل دفتر مرکزی شرکت هواپیمایی کاسپین در تهران تجمع کردند. شرکت کنندگان در این تجمع اعتراضی که شهروندان غیرارمنی هم درمیان آنها بودند، نامههایی خطاب به مجلس شورای اسلامی، دولت، رسانهها و نمایندگی شرکت هواپیمایی کاسپین در دست داشتند.ء
یک فروند هواپیمای توپولف شرکت هواپیمایی کاسپین که از تهران عازم ایروان پایتخت ارمنستان بود، روز چهارشنبه 24 تیر دقایقی پس از بلندشدن از باند پرواز فرودگاه امام خمینی در نزدیکی قزوین سقوط کرد و همه 168 سرنشین آن جان باختند.
براساس گزارش رادیو مردمی ارمنستان، از میان 168 سرنشین هواپیمای توپولف 48 نفر از ارامنه ایران و شش نفر از ارامنه جمهوری ارمنستان بودند. براساس این گزارش ماموران انتظامی تلاش کردند مانع تجمع اعتراضی ارامنه شوند و در این میان خبرنگار تلویزیون «یرکیر مدیا» هم بازداشت شد و چند ساعت بعد آزاد شد. روزنامه ارمنی «آلیک» چاپ تهران هم گزارش داد ارامنه معترض میخواهند بدانند که دلیل این سقوط پس از گذشت یک هفته چه بوده است.ء
احمد مجیدی رییس كارگروه ويژه بررسی سانحه سقوط هواپيمای كاسپين گفته است که دستکم دوماه زمان لازم است تا علت سقوط هواپیمای توپولف ساخت روسیه کشف شود. گفته میشود گروههای تحقیق هنوز نتوانستهاند دستگاه ضبط صدای انین هواپیما را که ابزار اصلی تحقیقات است، پیدا کنند.ء
فرسودگی یا اشتباه خلبان
پس از سقوط هواپیمای روسی توپولف 154 که 168 سرنشین آن کشته شدند، گمانهزنیهایی درمورد علت سقوط هواپیما مطرح شد. احمد مجیدی، معاون وزارت راه و ترابری پس از اعلام خبر این حادثه اعلام کرد که بعید است خلبان هواپیما تقصیری در سقوط آن داشته باشد. این در شرایطی است که دو روز پس از سقوط، گزارش یک منبع خبری روسیه نقص فنی هواپیما را رد کرد و اعلام کرد هواپيمای توپولوف 154 شرکت هواپيمايی کاسپين ايران يک ماه پيش در روسيه خدمات فنی دريافت کرده بود.ء
علی ایلخانی، سرپرست جدید سازمان هواپيمايی کشور گزارش منبع خبری روسیه را تایید کرد. آمریکا در سال 1996 قانون تحریم علیه ایران را بهاجرا گذاشت که براساس آن فروش هواپیماهای ساخت آمریکا و اروپا و قطعات آن به ایران ممنوع اعلام شد. درنتیجه این تحریم، ناوگان هوایی جمهوری اسلامی ترکیبی از هواپیماهای کهنه غربی سالهای پیش از انقلاب و هواپیماهای روسی سالهای 1980 و 1990 است که ایمنی تمام این هواپیماها روزبه روز کمتر میشود.ء
رهنورد: ایراد اتهام و افتراپراکنی علیه بردارم قابل تحمل نیست/به فضای بیاعتمادی دامن نزنید
http://www.ghalamnews.ir/
پنجشنبه 1 مرداد 1388
قلم - همسر میر حسین موسوی به فعالان سیاسی توصیه کرد که با پاس داشتن حریم اخلاق ، دین خود را به دنیای خود و دیگران نفروشند و به جای گره زدن اعتراضات مدنی مردم به دشمنان خارج از کشور و مستند سازی موهن جهت مخدوش کردن چهره افراد ، از ارتکاب چنین رفتارهای نامشروعی دست بردارند و به فضای بیاعتمادی دامن نزنند.ء
به گزارش قلمنيوز، زهرا رهنورد درباره انتشار اخباری توسط برخی از رسانهها و نمايندگان مجلس، ضمن تکذيب اخبار منتشره و تقبيح روشهای غيراخلاقی و شکستن حريم قانون و اخلاق گفت: بيش از يک ماه است که مهندس کاظمی در بازداشت به سر میبرد و طی اين مدت ضمن اينکه خانواده و والدين پيرم را به صبر و توکل دعوت کردهام خود نيز از ايجاد تنش و حتی اقدامات رسانهای اجتناب ورزيدم.ء
همسر مهندس موسوی کانديدای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری افزود: به والدينم گفتهام که برادرم نيز همانند همه کسانی که به سرنوشت کشور خود علاقهمند بوده ودر زندان به سرمیبرند و با توجه به اينکه فردی غير سياسی است به زودی آزاد میشود.ء
وی به انتشار اخباری در خصوص اتهامات برادر خود از سوی يکی از نمايندگان اصولگرای مجلس اشاره کرد و به ايلنا گفـت: انتشار چنين اخبار کذبی توسط يک نماينده مجلس و بدنبال آن موج مهندسی شده ايراد اتهام و افترا پراکنی و تشويش اذهان عمومی عليه بردارم را قابل تحمل ندانسته و به همين دليل بنده را وادار به پاسخگويی و پيگيری اين اتهامات از طريق مجاری قانونی کرد.ء
رهنورد با بيان اينکه برادر خود را جدا از برادران و خواهران دستگير شده ديگر تصور نکرده و به همين دليل از طرح مستقلانه نام وی طی اين مدت خودداری کرده بودم، اظهارداشت: تاکنون از همه روشهای قانونی و مسالمت آميز توام با بردباری و متانت برای آزادی وی و ديگر بازداشت شدگان استفاده کردهايم و اميدوار بوديم قانون و دادرسی منصفانه جريان داشته باشد اما اکنون شاهد سناريوی مهندسی پرونده سازی و تمسک به روشهای غير اخلاقی و منافی اصول و قوانين توسط برخی از مفتريان هستيم که متاسفانه برای نيل به مقاصد کوتاه مدت سياسی خود و تبارشان ، حيثيت و آبروی افراد را به بازی میگيرند با اين تصور که با روشهای انحرافی میتوانند سرپوشی بر اعمال ارتکابی نافی قانون و اخلاق خود بگذارند.ء
رهنورد با تاکيد بر اينکه با فرافکنی و اتهام زنی نمیتوان اذهان عمومی را مشوش و حقايق را مکتوم کرد، هشدار داد: پرونده سازان بدانند با تداوم چنين مشیای غضب الهی دامنگيرشان خواهد شد و ملت نيز ايشان را مطرود کرده و اعمال فشار بر مهندس موسوی و من کارگر نخواهد بود. من اعلام میکنم که اگر از مهندس کاظمی به زور اقرا برگيرند يا صدها برگ بر ضد مهندس کاظمی چاپ کنند و ارائه دهند نه من و نه ملت اينها را باور نخواهند کرد.ء
وی با طرح اين پرسش که يک نماينده مجلس با چه مجوزی به اطلاعات محرمانه و نوع اتهام افراد دسترسی داشته و با وجود محرمانه بودن تحقيقات آن اکاذيب را منتشر میکند ؟ ادامه داد: برخی با چشم پوشی از همه قوانين و مقررات و اخلاق و شرع ، چوب حراج به آبروی افراد میزنند و اين بدترين رفتاری است که هرگز نمیتوان با هيچ توجيهی از افراد دارای ديانت و اخلاق انتظار داشت.ء
رهنورد با تاکيد براينکه شعار صيانت از کرامت انسانها نبايد فقط مصرف انتخاباتی داشته باشد، تصريح کرد: زمانی که شعار صيانت از کرامت انسانها سرداده میشود بايد در عرصه عمل نيز از اتهام پراکنی و دروغگويی پرهيز و بر قانون مداری و به رسميت شناختن تکثر اجتماعی و آزادیهای فردی و مدنی آنچنان که در اصول مختلف قانون اساسی امده توجه کرد.ء
همسر مهندس موسوی در ادامه اين مصاحبه به معرفی برادر خود پرداخت و گفت: مهندس شاهپور کاظمی با ۶۲ سال سن شخصيتی علمی و غيرسياسی و البته حق طلب و عدالتخواه است. وی درزمره متخصصان صاحب نام و برجسته مخابراتی کشور با تحصيلات الکترونيک و فيزيک بوده که از بدو انقلاب تلاش کرده علم و دانش خود را در خدمت ميهن اسلامی قرار دهد. و با هدف توسعه خدمت رسانی به صنايع الکترونيک و مخابراتی از خروج ارز از کشور جلوگيری کرده و تا کنون نيز به بومی سازی فناوریهای نوين مخابراتی پرداخته است.ء
رهنورد ادامه داد: او میتوانست مانند بسياری ديگر از نخبگان مشمول فرار مغزها باشد و دانش خود را در خدمت بيگانگان بگذارد اما او با دست خالی و تحمل همه سختیهايی که در راه توليدکنندگان کشور وجود دارد در کشور ماند و با احداث کارخانهای منابع تغذيه الکترونيک کشوررا تامين کرد.ء
وی افزود: برادرم در سختترين شرايط خدمات مخابراتی و الکترونيکی به صنايع جنگی ارائه داد و پس از جنگ نيز بعنوان يک کار آفرين نمونه ، استانداردترين خدمات الکترونيکی و مخابراتی را در صنايع خرد و کلان مخابراتی نظير تلفن همراه ، خودروسازی و تامين برق کشور ارائه داده و بعنوان عضوی از صنف مخابرات، شخصيتی شناسنامه دار و موجه در حوزه تخصصی خود است.ء
رهنورد با بيان اينکه برادرم مانند ساير متخصصان کشور فردی وطن پرست با عواطف ميهنی و سنتی غليظ است ، اظهارداشت: هيچونه برچسب و اتهامی در مورد وی از قبيل اغتشاش طلبی ، رابطه با بيگانگان و حضور در خانههای تيمی قابل تصور نيست. از طرح چنين اتهاماتی عليه برادرم به خداپناه برده اما برای روشن شدن اذهان متذکر میشوم که مهندس کاظمی دارای سه فرزند ، عروس ، داماد و نوه می باشد و تردد وی به خارج از کشور هم به جهت معالجه بيماری خاص همسرش و هم انتقال دانش و فناوریهای نوين مخابراتی به کشور بوده است. اين امر را نيز نبايد فراموش کرد که داشتن گرين کارت، فاقد عنوان مجرمانه است مگر اينکه عدهای بخواهند از آن برای پرونده سازی استفاده کنند.ء
وی به فعالان سياسی توصيه کرد که با پاس داشتن حريم اخلاق ، دين خود را به دنيای خود و ديگران نفروشند و به جای گره زدن اعتراضات مدنی مردم به دشمنان خارج از کشور و مستند سازی موهن جهت مخدوش کردن چهره افراد ، از ارتکاب چنين رفتارهای نامشروعی دست بردارند و به فضای بیاعتمادی دامن نزنند.ء
زهره کاظمی با بيان اينکه در شرايط کنونی بيش از هر چيز وحدت ملی و همبستگی سرمايههای اجتماعی برای اعتلای ايران ، دغدغه اصلی همه دلسوزان کشور و همه دلواپسان آرمانهای انقلاب است، اظهارداشت: سکوت من در اين مدت بر اين مبنا بوده که تصور میکردم برادرم بعنوان فردی که علاقه مند به سرنوشت کشور است به زودی آزاد خواهد شد و دليلی نديدم برای او امتياز خاصی قائل شوم اما اکنون شاهد کليد خوردن يک پروژه غير اخلاقی و غير قانونی هستم که طبعا از مجاری قانونی و مراجع ذيربط پيگيری خواهم کرد و ضمن اعاده حيثيت، نسبت به تشويش اذهان عمومی و ايراد تهمت ، افترا ، نشراکاذيب و ديگر عناوين مجرمانه پرونده سازان اقدامات لازم را معمول خواهم داشت.ء
آغاز اعتصاب غذای عده ای از ایرانیان در نیویورک
http://www.bbc.net.uk/persian/iran/
ء31 تیر 1388
جمعی از ایرانیان مقیم آمریکا، در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، وقایع پس از آن و خشونت علیه معترضان، از روز چهارشنبه، 22 ژوئیه مقابل ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا زده اند. اکبر گنجی، فعال حقوق بشر ، از پایه گذاران این حرکت اعتراضی است و شماری از چهره های سرشناس سیاسی و فرهنگی هم اعلام کرده اند که در این اعتصاب غذای سه روزه شرکت می کنند. این برنامه تا ساعت 8 شب به وقت نیویورک ادامه خواهد داشت.ء
بجز ایرانیان تعدادی از چهره های سرشناس غیر ایرانی از جمله نوام چامسکی متفکر آمریکایی و رابرت ردفورد بازیگر سینما از این اعتصاب غذا حمایت کرده اند. مهرنوش پورضیایی، خبرنگار بی بی سی فارسی که در محل برگزاری اعتصاب غذا حضور دارد می گوید که حدود سیصد نفر که اغلب پیراهن سبز بر تن دارند و یا مچ بند و سربند سبز بسته اند در روز اول اعتصاب حضور داشته اند. ء
گوگوش، خواننده و شهره آغداشلو، بازیگر ایرانی نیز در مقابل مقر سازمان ملل متحد به اعتصاب کنندگان پیوسته اند. پیشتر ابی، خواننده موسیقی پاپ ایرانی اعلام کرده بود که در این اعتصاب غذا شرکت خواهد کرد.ء
سی و شش نفر از روشنفکران ایرانی مقیم آمریکا و کانادا در نامه ای اعلام کرده بودند که برای "پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران" در این اعتصاب شرکت می کنند. آنها در بیانیه ای نوشته اند که به قصد "محکوم کردن تقلب گسترده درانتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی" به مدت سه روز دست به اعتصاب غذا می زنند.ء
حمید دباشی، استاد دانشگاه کلمبیا و از امضا کنندگان این بیانیه که در محل برگزاری اعتصاب حضور داشت به بخش فارسی بی بی سی گفت: نهضت سبز، نهضتی فراگیر است که فقط طرفداران موسوی را در برنمی گیرد و اعتصاب کنندگان در اینجا (نیویورک) به نمایندگی از همه ایرانیان در سراسر جهان دست به اعتراض زده اند و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی هستند. اکبر گنجی نیز ضمن درخواست آزادی زندانیان سیاسی به بی بی سی گفت: خواست همه ما یک نظام دمکراتیک ملتزم به حقوق بشر است.ء
در میان امضا کنندگان این بیانیه نامهایی چون عبدالعلی بازرگان (فرزند نخست وزیر دولت موقت پس از انقلاب)، فاطمه حقیقت جو (نماینده پیشین مجلس)، حسین بشیریه (استاد سابق دانشگاه تهران)، مصطفی رخ صفت (از مدیران ماهنامه کیان) و مهرانگیز کار (حقوقدان و فعال حقوق زنان) دیده می شود. همچنین 16 چهره سیاسی و فرهنگی دیگر نیز از این اعتصاب حمایت کرده اند؛ کسانی چون شهرنوش پارسی پور (نویسنده)، عبدالکریم سروش (پژوهشگر دینی)، محسن مخملباف (نویسنده و کارگردان)، علی اکبر موسوی خوئینی (نماینده پیشین مجلس) و حسن یوسفی اشکوری (پژوهشگر دینی).ء
گزارش جلسه ميرحسين با گروهي از اساتيد دانشگاه و مديران رسانهها
موسوی: آگاهی مردم سرنوشتساز است
http://www.mowjcamp.com/
چهارشنبه، 31 تیر 1388
ميرحسين موسوي صبح امروز در ديدار با گروهي از مديران رسانهها، اساتيد دانشگاه و روزنامهنگاران بر ادامه پيگيري مدني مطالبات تاكيد كرد و گفت: در چنین شرایطی، آگاهی مردم سرنوشتساز است. به گزارش ايلنا، وي گفت: قانون اساسي ايران اين پتانسيل را دارد كه مردم از هر گروه و طيفي بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پيگيري كنند.ء
مهندس موسوي تصريح كرد: در آينده بايد ذيل شعارهايي جمع شد كه بتوانند اجماع عمومي را ايجاد كنند. نماد سبز در ماههاي گذشته نشان داد كه ميتوان افراد بسياري را با گرايشها و منافع مختلف در كنار يكديگر قرار داد، به نحوي كه همه آنها بر سر حداقلهايي به توافق برسند. چنين چيزي بايد مبناي شعارهاي آينده باشد و برقراي اجماع بدون شك يكي از اهداف اصلي است. وي ادامه داد: از همين منظر بايد به قانون اساسي توجه كرد؛ يعني آن را مانند نماد سبز در سر لوحه پيگيري مطالبات آينده قرار داد چون خاصيت ايجاد اجماع ميان اقشار مختلف اجتماع را دارد.ء
مهندس موسوي با اشاره به اين كه بايد چارچوبي را براي برچيدن حصارها طراحي كرد، خاطر نشان ساخت: ما در انتخابات قدرت همگاني را تجربه كرديم؛ قدرتي كه ميتواند هيچ قيد و بندي نداشته باشد، براي همين ميخواهيم با يك مركزيت كوچك سياسي متشكل از برخي چهرههاي سياسي زمينه تولد يك هويت بزرگ اجتماعي را ايجاد كنيم. به عبارتي جايگزيني هويت اجتماعي به جاي يك هويت سازماني در چشمانداز آينده وجود دارد و در اين مسير استفاده از اجماع قانون اساسي بسيار كارساز است.ء
نخستوزير دوران امامخميني(ره) ادامه داد: اگر به اين شكل عمل شود، ضريب آسيبپذيري نيز كاهش مييابد. تجربه نشان داده است كه احزاب در ايران آسيبپذير هستند اما اگر هويت اجتماعي شكل گيرد، نميتوان آن را از حركت بازداشت، چون زندگي در هر نقطهاي از ان كه قطع شود بقيه اجزا به زندگي خود ادامه ميدهند؛ يعني اگر در اين حركت ملي 10 نفر نيز كنار زده شوند باز هم اين جريان ميتواند حركت كند. جالب اينجا است كه قانون اساسي نيز اين به هويتسازي اجتماعي تاكيد كرده است.ء
ميرحسين موسوي در ادامه سخنانش با اشاره به اين كه اصل مردم هستند، يادآور شد: قدرت هميشه ميل به مطلق شدن دارد و تنها تحركات مردمي ميتواند اين ميل را مهار بزند. براي همين حضور مردم در شكلگيري گفتمان موردنياز در صدر نيازها قرار دارد، آن هم در وضعي كه اين روزها حتي حضور فردي مثل هاشمي رفسنجاني را نيز تحمل نميكنند. وي در تحليل چنين شرايطي كه آستانه تحمل در آن كوتاه شده است، گفت: در چنين شرايطي آگاهي مردم ميتواند سرنوشتساز باشد. بايد مردم را آگاه و پيرامون گفتماني رو به كمال نگه داشت تا مشكلات در آينده رشد شديدي نداشته باشند. وي گفت: اين رويكرد در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري موردنياز است، چون از اين پس با دولتي سر و كار داريم كه نخبگان تمايلي براي كار كردن در اين دولت ندارند و از سوي ديگر دولت نيز تمايلي براي استفاده از تجربه نخبگان ندارد، اين يعني فقدان كارآمدي و مشروعيت كه هم ميتواند مشكلات داخلي را افزايش دهد و هم زمينه رشد مشكلات خارجي را دامن بزند.ء
ميرحسين موسوي تصريح كرد: در اين شرايط تحركات نمايشي دولت نيز نميتواند جوابگوي حل مشكلات باشد و بدون شك پيامد فعاليتهاي دولت بخشهاي زيادي از نظام را در تيررس اتهامات قرار ميدهد. براي همين تنها شانسي كه براي برون رفت از اين بحران وجود دارد اهميت دادن به علاقه مردم است؛ علاقهاي كه با جمع شدن حس اعتراضهاي مدني در كنار تدبر ميتواند زمينه شكوفايي سياست را در آينده مهيا كند. نخستوزير سالهاي نخست انقلاب با اشاره به اين كه آينده پر از نشاط سياسي خواهد بود، گفت: راه برونرفت از بحرانهاي موجود بازگشت به خواست واقعي مردم است.ء
لازم به ذكر است كه در ابتداي اين جلسه، حاضران ديدگاههاي خود درباره وضعيت سياسي حال حاضر كشور بيان و راهكارهاي پيشنهادي براي برونرفت از اين بحران را ابراز كردند.ء
بیانیه ستاد دختران جوان حامی موسوی( نسل فیروزه ای)ء
دختران فیروزهای: ما بخشی از تاریخ مبارزه حقطلبانهی زنان و مردان ایرانی هستیم
http://www.mowjcamp.com/
چهارشنبه، 31 تیر 1388
ستاد دختران جوان حامی موسوی( نسل فیروزه ای) با صدور بیانیهای تصریح کرد که: نسل فیروزه ای به پشتوانهی پایداری یک تاریخ مفتخراست و برای رساندن میهن به جایگاه والای خود از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد. متن کامل این بیانیه را در ادامه میخوانید:ء
هو المتعال
نسل فیروزه ای را بیشتر بشناسید
سالهای زیادی نگذشته از روز هایی که دختران پر تلاش ایران در فضای امن دولت اصلاحات جرأت ابراز وجود، برخاستن از خویشتن و بالیدن به دانش، توانمندی ها و تجارب خود را یافتند. چرا که رهبر آزاداندیشان، اینک در مصدر ریاست جمهوری تلاش می کرد پایه های انقلاب اسلامی را با استحکام ستون های مردمسالاری و قانونگرایی، در متن جامعه، به قوام و ثباتی بی مانند برساند و در مسیر تحقق این اندیشه بیشتر ازهر کس دیگری به توانایی ها و قابلیت های زنان و دختران جوان اعتقاد و اعتماد داشت. انتخاب بانویی بلند نظر و دانشمند همچون دکتر زهرا شجاعی به سمت مشاور امور زنان ریاست جمهوری کلیدی ترین گام در ایجاد عرصهی رشد و بروز استعدادهای فردی و اجتماعی بانوان ایرانی بود. کسی که مادرانه از ایده های زنان و دختران جوان استقبال کرده و تا امروز هم مادرانه در تمام سختی ها و نامرادی های ایام پیشاپیش زنان ایران به طرح مطالبات و پافشاری برای احقاق حقوق آنان تلاش کرده است.ء
با تشکیل باشگاه دختران جوان در سال 1378در مرکز امور مشارکت زنان که به پیشنهاد جمعی از دختران جوان متعهد و متخصص انجام شد فصل تازه ای از فعالیت های مدنی دختران غیرتمند برای تلاش بیشتر در مسیر توسعه اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه آغاز شد. درسالهای فعالیت باشگاه دختران جوان برنامه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متعددی از انواع مختلف از قبیل همایش، کارگاه، کلاس آموزشی، و فعالیت های مطالعاتی و پژوهشی برنامه ریزی و اجرا شد که هدف اصلی آنها توانمند سازی دختران جوان برای حضور موثر در زندگی فردی و اجتماعی بود. همچنین دختران جوان خوش فکر و صاحب ایده با حضور در دفاتر مدیران فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وقت برنامه ها و طرح های پیشنهادی خود، جهت اصلاح فضای عمومی جامعه و تسهیل شرایط فعالیت اجتماعی دختران در محیط های فرهنگی، هنری و اجتماعی را به ایشان ارائه داده و روند تحقق این ایده ها را مورد پیگیری قرار می دادند.ء
با اتمام دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و روی کار آمدن محموداحمدی نژاد، رویکرد مدیران ارشد نسبت به حضور زنان در جامعه دستخوش تغییرات زیادی شد به گونه ای که مرکز امور مشارکت زنان به مرکز امورزنان و خانواده تغییر نام و درصد حضور زنان متخصص در مدیریت های دولتی کاهش قابل توجهی یافت. هرچند باشگاه دختران جوان نیز خانه امن خود را از دست داد ولی اعضاء فعال آن در تمام این سالها در کنار هم باقی ماندند.ء
از چندی قبل پیشنهادات زیادی مبنی بر ایجاد تشکل دخترانه ای با رویکرد مطالبه محوری در حوزهی مسائل و مشکلات دختران جوان متخصص مطرح شد و با بالا گرفتن تب انتخابات، دوستان قدیمی که امروزاشتیاق و انگیزهی بیشتری برای گرد هم آمدن داشتند و از سوی دیگر شور و شوق جوان ترها را نیز می دیدند، تصمیم به ایجاد یک گروه جدید گرفتند. اولین جلسات هم اندیشی دراوایل اردیبهشت 88 -هر کدام در نقطه ای از شهر ودر محل هایی که دختران با چانه زنی و سماجت دست و پا می کردند- برگزار شد و از آن روز انگار آتش فشان افکار و ایده ها و درد و دل ها و خلاصه در یک کلام "مطالبات برآورد نشدهی" آنان دوباره فوران کرد. همه جوانب را بررسی کردند و افکار و برنامه های میرحسین موسوی را برای تحقق خواسته هایشان آماده تر دیدند، پس حامی او شدند و برای رنگ دادن به رویاهای دخترانه شان رنگ فیروزه را که انگار در کسب کرامات، از سنگهای قیمتی تر از خود هم پیشی گرفته و پیروزمیدان بود را برگزیدند.ء
می دانستند که چون همیشه باید به مادرانشان تکیه کنند و از آنان درس استواری و صبوری بگیرند. فخرالسادات محتشمی پور یکی از مادران فیروزه ای ها اولین کسی بود که دختران جوان برای استقرار به کمک هایش امید داشتند و او چون همیشه پشتیبان و حامی بود. و دختران بی نصیب ازتمامی حقوق مادی و معنوی، در ستاد انتخاباتی شهر تهران میرحسین موسوی و ستاد اصلاح طلبان ماوی کرده و در اولین گام برای روشن بودن اهداف و ماموریت های خود، مرامنامه و شیوه نامه اجرایی فعالیت ها را تدوین ومنتشر نمودند.ء
آنها بر سر در دنیای فیروزه ای شان نوشتند:ء
" اگر زندگی ماجراست این روزها که ما ماجرای به یادماندنی ساختن فرازی از تاریخ این ملت را تجربه می کنیم، با هم پیمان می بندیم که همسفرانی دوست داشتنی و همیشگی باشیم تا روزی که همه دختران ایران رها از بند نیاز و ترس و تنهایی و بی پناهی، سبک بال به سوی افق والای انسانی خویش به پرواز درآیند. در این مسیر، همراهی دوستانه اولویت اول ماست."(بند اول مرامنامه نسل فیروزه ای)ء
حال چطور ممکن است دخترانی که در مرامنامه خود رسیدن به افق های والای انسانی را ترسیم نموده و هدف قرار داده اند و دراین راه جز به سرمایهی انسانی دوستی هایشان دل خوش نداشته و ندارند را افرادی خود فروخته، بی بند و بار و به دنبال جاه و مقام و پول نمایاند؟(برگرفته از مطالب بیشمار درج شده در تخریب نسل فیروزه ای در وبلاگ بی قرار، روزنامه های کیهان، یالثارات و خبرگزاری فارس)ء
نسل فیروزه ای یعنی:ء
ء"هر دختر ایرانی با هر مرام، مسلک، دین و مذهب و قومیت دختری از نسل فیروزه ای است با یک هدف مشترک که همانا پیگیری مطالبات عمومی دختران ایران در سطح جامعه و حاکمیت است." (بند دوم مرامنامه نسل فیروزه ای)ء
آیا آنانی که دختران این نسل را به دختران و زنان بینوای وامانده از رحمت خدا و گرفتار در منجلاب فساد اخلاقی-که خودپدیده ای رو به فزونی در سالهای اخیرند- تعبیر و محدود می کنند، "مطالبات عمومی دختران ایران" را صرفا پرداختن به امور شهوانی دیده اند؟ اگر به راستی چنین می اندیشند پس وای بر ما که در سی سالگی انقلاب اسلامی به جایی رسیده ایم که قریب به 30% از جامعه خواستار انحطاط اخلاقی مفرط شده اند!!ء
نسل فیروزه ای در اصول تشکیلاتی خود آورده است :ء
ـ پایبندی به اخلاق
ـ تبعیت از خرد جمعی و مشی دموکراتیک
ـ فرصت سازی برای مشارکت و افزایش مهارت های سیاسی و اجتماعی خود و دیگران
ـ اجتناب از تک روی، ایستایی و وابستگی
ـ فراهم کردن شرایط اصلاح و اعتلای گروه توأم با نقد درونی به جای قهر و انفعال
(بند سوم مرامنامه نسل فیروزه ای)
پایبندی به اخلاق، یعنی پایبندی به اصول الهی که در جان آدمی برای حفظ شأن خلیفه االهی اش به ودیعه گذاشته شده است. و دختران نسل فیروزه ای در همین مدت کوتاه فعالیت خود ثابت کرده اند که به این کلام نه تنها به عنوان مرام جمعی خود، بلکه به عنوان وظیفه الهی و انسانی خود معتقدند؛ شاهد این مدعا را می توان در صبر و درایت آنان در برخورد با هجمه های دورغ و ناسزاهای غیر انسانی و ضد اخلاقی که به خصوص پس از انتخابات به طور گسترده و برنامه ریزی شده علیه آنان انجام شده به خوبی دریافت.ء
نسل فیروزه ای یعنی همه ایران:ء
"ما خود را بخشی از تاریخ مبارزه حق طلبانه همه زنان و مردان ایرانی می دانیم که در راه حفظ کرامت و عزت انسان کوشیده اند بنابراین همه زنان و مردان آزاده ایران که به هدف و مرام نسل فیروزه ای متعهد باشند، یار و همراه ما هستند و از آنان یاری می جوییم. یاری از اوست و پیروزی نزدیک است." (بند چهارم مرامنامه نسل فیروزه ای)ء
توهین به نسل فیروزه ای اهانت به عده ای دختر تنها و ضعیف و ... نیست؛ چرا که نسل فیروزه ای به وسعت پهنهی ایران و به عظمت ملت ایران است و در دامان مادران ایران، عزیز و محفوظ خواهد ماند. نسل فیروزه ای محمل دختران جوان متعهد به شریعت مبین اسلام و تحصیلکرده و روشنفکری است که فرزندان آیندهی وطن را در بطن و دامان خود با بهترین و زیباترین ترنم ها که همانا "آزادی، امنیت و برابریست" تربیت خواهند نمود. نسل فیروزه ای به پشتوانهی پایداری یک تاریخ مفتخراست و برای رساندن میهن به جایگاه والای خود از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.ء
والسلام علیکم و رحمه الله
هسته مرکزی نسل فیروزه ای
دختران حامی میرحسین موسوی
اسامی 306 حامی آیت الله یزدی در حوزه علمیه قم
http://www.rahesabz.info/fa/news/
ء ۱ مرداد ۱۳88
سرویس سیاسی جرس: روزنامه کیهان امروز پنجشنبه اول مرداد 1388 در تیتر اصلی خود نوشت: اساتيد و طلاب با صدور بيانيه اي اعلام كردند حمايت گسترده از آيت الله يزدي در حوزه علميه قم. « 306 نفر از اساتيد، علما، پژوهشگران و مبلغان حوزه علميه قم با صدور بيانيه اي حمايت قاطع خويش را از سخنا ن آيت الله يزدي در نقد خطبه هاي رفسنجاني اعلام كردند.ء
در ابتداي اين بيانيه خطاب به آيت الله يزدي رئيس جامعه مدرسين و شوراي عالي حوزه علميه قم و نائب رئيس مجلس خبرگان آمده است: حوزه هاي مقدسه علميه و روحانيت معظم شيعه، در طول تاريخ، پاسداران بزرگ سنگرهاي عقيدتي و مدافعان حقوق مردم و تكيه گاه آنان در آشوب ها و فتنه ها بوده اند و حضرت عالي بحمدالله يكي از اين استوانه هاي سرفراز هستيد كه با درك شرايط به روشنگري مي پردازيد.ء
علما و طلاب قم در ادامه بيانيه خود با انتقاد از اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني تصريح كرده اند: فتنه اي كه پس از انتخابات با مديريت دشمنان انقلاب اسلامي و با بي تدبيري برخي افراد در داخل كشور، پديد آمد، پس از سخنا ن خيرخواهانه و جامع الاطراف ولي فقيه زمان، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي- دامت بركاته- ابعاد آن آشكار و با درايت نظام و آگاهي مردم مهار شد و انتظار اين بود كه رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام با تدبير، آرامش به وجود آمده را پاس بدارند و دسيسه هاي دشمنان را آشكار كنند، ولي در كمال ناباوري در قامت رهبر اپوزيسيون و اقليتي كه خود را اكثريت مي پندارد، ظاهر شد و با سخناني متعارض با متون روايي و فقهي و نظرات فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه، جنبه ديني مشروعيت جمهوري اسلامي را ناديده گرفت و با كتمان ده ها آيه و روايت در باب رهبري الهي و فصل الخطاب بودن سخنان ولي فقيه، به تكرار سخنان كانديداي ناكام و حاميان رسانه اي او پرداخت. اين سخنان، آن قدر تعجب آور بود كه محسن مخملباف سخنگوي ستاد آقاي موسوي در خارج از كشور با تجليل از خطيب نماز جمعه، گفت: «صحبت هاي آقاي هاشمي خلاف انتظار من بود.» متأسفانه اظهارات جناب آقاي هاشمي، با استقبال گسترده رسانه هاي بيگانه و ضد انقلاب مواجه شد و موجب ناخرسندي مردم مسلمان ايران و نمازگزاراني كه سال ها به ايشان اقتدا كرده بودند، شد.ء
البته روزنامه کیهان به اسامی این اساتید و طلاب هیچ اشاره ای نکرده است. برخی از فضلای حوزه علمیه قم که مایل نبودند نامشان فاش شود به خبرنگار جرس در قم گفتند که این نامه به دستور حجت الاسلام اصغر حجازی رئیس دفتر مقام رهبری، پس از خطبه های نماز جمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی، توسط حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان نوشته شده است. خبرنگار جرس در قم از هر یک از علما، فقها و فضلای شناخته شده حوزه علمیه قم از این نامه جویا شد اظهار بی اطلاعی کردند. بالاخره پس از تفحص فراوان معلوم شد که «اساتید» امضا کننده این نامه به زحمت به انگشتان یک دست می رسد و هیچکدام آنها بجز آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و حجت الاسلام ممدوحی شناخته شده نیستند.ء
سیصد نفر باقیمانده «طلاب» مؤسسات ذیل هستند: اول، مؤسسه امام خمینی متعلق به آیت الله مصباح یزدی دارای ردیف بودجه دولتی، دوم، برخی اعضای دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم که زیر نظر مقام رهبری اداره می شود و در حکم انجمن اسلامی حوزه به حساب می آید و آن نیز دارای ردیف بودجه دولتی است. سوم، طلاب مدرسه معصومیه قم که زیر نظر بسیج اداره شده به پادگان معصومیه مشهور است و طلاب آن پای ثابت تعرض به مراجع و شخصیتهای ناهمسوئی مثل هاشمی رفسنجانی را تشکیل می دهند. سطح تحصیل اغلب قریب به اتفاق افراد یادشده شرح لمعه است و تنها چهره شناخته شده ایشان حجت الاسلام قاسم روانبخش می باشد. امضاکنندگان این نامه همان طلابی هستند که راهپیمائی 28 خرداد را در حمایت از مقام رهبری در قم به راه انداختند و به هاشمی رفسنجانی و برخی مراجع اهانت کردند و از سوی آیت الله استادی امام جمعه قم به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. آش آنقدر شور بوده که حتی اعضای دارالحدیث حجت الاسلام محمدی ری شهری نیز حاضر به امضای این نامه نشده اند.ء
با توجه به اینکه امضاکنندگان نامه حمایت از آیت الله یزدی در حوزه علمیه قم هیچ محلی از اعراب ندارند، روزنامه کیهان ازانتشار اسامی آنها خودداری کرد. بسیاری ازعلمای حوزه برای تبری جستن از حمایت از فرد بدنامی مانند شیخ محمد یزدی به خبرنگار جرس گفتند چرا کیهان اسامی امضا کنندگان چنین نامه مهمی را آشکار نمی کند؟
گزارشی از نیویورک تایمز
نقش سپاه در سرکوب جنبش مخالفان
http://www.roozonline.com/persian/news/
چهارشنبه ۳۱ تير ۱۳88
درحالی که نخبگان سیاسی و روحانیون ایران بر سر بحران بوجودآمده در انتخابات چند قسمت شده اند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،قوی ترین نهاد اقتصادی،اجتماعی و سیاسی کشور، به عنوان نیروی کمکی برای سرکوب جنبش مخالفان، وارد میدان شده است. این نهاد سی ساله بعنوان یک نیروی نظامی قوی که در خدمت رهبران ایران بوده است، آنقدر رشد کرده است که در همه جنبه های جامعه ایران، تاثیر می گذارد. به نحوی که سرکوب خشونت آمیز مخالفان باعث شده است که تحلیلگران سیاسی به نقش مهم این نهاد در حواشی انتخابات 12 ژوئن اشاره کنند.ء
رسول نفیسی، کارشناس مسائل ایران و یکی از مولفان تحقیقی درباره این نهاد می گوید:«این دیگر حکومت دینی نیست، این یک حکومت است که تحت نظام شیعه توسط یک گروه نظامی حفاظت می شود». کارشناسان می گویند که این نهاد تبدیل به یک تشکل بزرگ به زیربنای نظامی شده است که با کنترل تسلیهات موشکی و برنامه های اتمی و قرارداد های مولتی میلیارد دلاری، به همه بخش های اقتصادی کشور، رخنه کرده است. سپاه از کلینیک جراحی چشم گرفته تا جاده و پل سازی، میدان های نفت و گاز و بازار سیاه را در اختیار دارد.ء
ثروت و شهرت این نهاد از سال 2005، در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، بیشتر شده است و درحدود 750 قرارداد دولتی در زمینه های عمرانی و نفت گاز، بسته است. تمام این قرار دادها بدون هیچ گونه نظارت و بودجه بندی و گزارش به مجلس بسته شده است. اعضای سابق سپاه، ده ها کرسی در مجلس و مقام های ارشد دولتی دارند. آقای احمدی نژاد هم عضو سابق سپاه است و همچنین علی لاریجانی رئیس مجلس و محمد باقر قالیباف، شهردار تهران. تاثیر سپاه حتی تا عمق نظام آموزشی کشور هم نفوذ کرده است. بگونه ای که روسای رسانه ها که برنامه های رادیو و تلویزیون را تحت کنترل دارند، از اعضای وفادار همین ارگان هستند.ء
یک تحلیلگر سیاسی که سال ها در ایران شاغل بوده است و نخواست که نامش فاش بشود گفت: "آنها طرفدار نظامی هستند که معتقدند روحانیون باید به حکومت مشروعیت بدهند اما به هیچ عنوان نباید اداره کننده بازی باشند". دلیل تاثیر گزاری آنها این است که همیشه در بخش هایی از قدرت حضور داشته اند که حکومت دچار شکاف شده است. برعکس روحانیون در همه عرصه ها با هم متفاوت هستند. تحلیلگران سیاسی می گویند که در پشت صحنه اختلاف های شدیدی درباره برگزاری انتهابات و تظاهرات علیه انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد، وجود دارد.ء
محمد سهیمی، استاد دانشگاه کالفرنیای جنوبی که با ایران در ارتباط اینترنتی است، می گوید: "گزارش هایی به دستم رسیده است که دستکم تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه، از آنچه در حال وقوع است ناراضی اند.حتی گزارش هایی مبنی بر اعتراض برخی از آنان دریافت کرده ام". حتی فرمانده سابق سپاه، محسن رضایی، که 16 سال در سپاه خدمت کرده است، با شرکت در انتخابات امسال تصمیم گرفت این ارگان را به مبارزه بطلبد و صریحا دولت را متهم کرد که در مورد تحقیق بر سر نتایج انتخابات، شکست خورده است.ء
یک تحلیلگر سیاسی معتقد است که بسیاری از افراد سپاه در زمانی که محمد خاتمی، اصلاح طلب، در سال 1997، زمانی که برای اولین بار در انتخابات شرکت می کرد، به او رای داده بودند. بدنه سپاه وسیع نیست. این ارگان 130 هزار عضو دارد و پنج شاخه مستقل نظامی را که از ارتش جدا هستند، اداره می کند. سپاه نیروی زمینی، دریایی و هوایی و سازمان اطلاعاتی خودش را دارد. شورای امنیت سازمان ملل، برنامه های اتمی ایران را به این ارگان نسبت می دهند. غرب معتقد است که ایران در حال ساختن سلاح اتمی است و این فرضیه دائما توسط ایران رد می شود.ء
دو شاخه مشهور ارگان سپاه، سپاه قدس که در کشور های دیگر فعالیت می کنند و این شامل کمک مالی و تعلیم حزب الله لبنان می شود و بسیج است. بسیج، که تحلیلگران معتقدند که از دو سال پیش تحت فرماندهی سپاه در آمده است، در حال حاضر میلیون ها عضو دارد که در سرکوب مخالفان و اعتراض ها، نقش دارد. اعضای سپاه پاسداران و خانواده هایشان در همه زمینه ها ترجیح داده می شوند که این شامل ورود به دانشگاه و سوبسید های مختلف می شود.ء
آقای نفیسی، جامعه شناس، می گوید که یکی از فرماندهان سابق سپاه تخمین می زند که همه اعضای بسیج و خانواده هایشان تعداد زیادی رای در مقابل میلیون ها نفر از مردم قرار داده اند. آقای نفیسی می گوید: "این روش جدید در رای گیری کمک زیادی به بالا آمدن احمدی نژاد کرده است". در این بدنه نظامیانی قرار دارند که در آن زمان با روحانیونی که به آیت الله روح الله خمینی در ایجاد جمهوری اسلامی کمک می کردند، مخالف بودند. آنها نسل دوم انقلابیونی محسوب می شوند که از لحاظ ایدئولوژیک با نسل اول مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان و کسانی که طرفدار گفتگو با غرب هستند، موافقند. سپاه حتی روحانیونش را هم خودش تعلیم می دهد.ء
پروفسور سهیمی در تحقیقاتی که در مورد پدیده سپاه انجام داده است، گروه جدیدی را پیدا کرده است: رهبرانی در اواسط پنجاه سالگی که در زمان جوانی وارد سپاه شدند و در جنگ حاضر شدند: یک جنگ در دهه هشتاد علیه عراق و جنگی دیگر در علیه مجاهدین خلق که آمریکا آنان را جزو گروه های تروریستی محسوب کرده است. سپاه بعد ها به دو گروه تقسیم شد. گروهی که معتقد بودند که ایران باید از لحاظ سیاسی و اجتماعی پیشرفت کند و گروهی که می خواست همه قدرت را در اختیار داشته باشد. دکتر نفیسی معتقد است که آیت الله خامنه ای بیشتر به گروه دوم نزدیک است. او معتقد است: "او بارها به خط مقدم جبهه رفته است، خیلی بیشتر از فرماندهان دیگر. او رابطه شخصی با بسیاری از فرماندهان سپاه دارد، آنها را می شناسد و اعتمادشان را جلب کرده است. حالا آنها همه کسانی که در دوران جنگ با آنها رابطه داشته است، از او حمایت می کنند".ء
امروز، سپاه قدرت و ثروتش را زیاد کرده است. بعنوان مثال، سود مالی آنها بستگی کامل به سیاست خارجی دولت دارد. به احتمال زیاد ایران در مقابل حمله به مسلمانان اویقور چین سکوت خواهد کرد زیرا این کشور شریک تجاری سپاه است. به فاصله کمی بعد از جنگ ایران و عراق، آقای رفسنجانی که آن زمان رئیس جمهور بود، از مهندسان سپاه خواست تا بودجه شخصی تعیین کنند و در سازندگی کشور کمک کنند. از آن زمان خاتم الانبیا، شرکت متعلق به سپاه، یکی از بزرگترین شرکت های طرف مناقصات صنعتی و پروژه های تولیدی است. از پروژه های این شرکت ساختن مترو تهران، سد سازی، اسکله و ساخت خط آهن است که یا از سوبسید استفاده می کند یا این پروژه ها را در اختیار شرکت خصوصی قرار می دهد.ء
چیزی که کمتر به آن پرداخته شده است، نقش ایجاد بازار سیاه توسط این ارگان برای فرونشاندن عطش مردم برای خرید کالا هایی است که مورد تحریم قرار گرفته است. در گزارش "رند" آمده است که این امکان وجود دارد که سپاه سالانه 12 میلیارد دلار از طریق بازار سیاه در آمد داشته باشد. آیت الله خمینی در وصیتنامه اش خواسته است که نظامیان در سیاست دخالت نکنند. به همین جهت فرماندهان سپاه بشدت مراقب اند که از اتهام دخالت در انتخابات 12 ژوئن فرار کنند اما سردار یدالله جوانی، رئیس دفتر سیاسی سیاه به مردم هشدار داده است که جایی برای مخالفت وجود ندارد. به گزارش ایرنا، سردار جوانی گفته است: "امروز هیچ کس بی طرف نیست: یا طرفدار و حامی انقلاب و نظام هستند یا کسانی که تلاش بر براندازی دارند".
http://www.mowjcamp.com/
پنجشنبه، 1 مرداد 1388
ساعت دو و نیم بعد از ظهر امروز (پنجشنبه) تعدادی افراد لباس شخصی کم سن و سال که احتمال داده می شود از نیروهای بسیج بوده باشند به همراه فردی که لباس نیروی انتظامی بر تن داشت به منزل شهید هاشم زاده مراجعه و ضمن جمع آوری پارچۀ سیاه، عکس ها و پارچه نوشته های تسلیت گویی همسایگان، پدر شهید هاشم زاده را با خود بردند. سایت نوروز با اعلام این خبر، اضافه کرده: دو برادر شهید که حاضر نبودند پدر خود را تنها بگذارند نیز با آنها رفتند. بر اساس آخرین اطلاع به دست آمده، نامبردگان به آگاهی منطقهی 2 در گیشا برده شدهاند.ء
گفتنی است شهید مسعود هاشمزاده روز سیام خرداد در خیابان شادمان بالاتر از خیابان آزادی به ضرب گلولهی مستقیم که از روبهرو به قلبش اصابت کرد، به شهادت رسید و پیکر پاکش در روستای ولیآباد خشک بیجار گیلان به خاک سپرده شد. خانوادهی شهید از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری بازداشته شده بودند. آنها پس از 25 روز اخیراً پارچهی سیاهی بر در منزل خود آویزان کرده بودند و پذیرای همسایگان و افرادی بودند که برای تسلیتگویی به آنها مراجعه میکردند. منزل این شهید در انتهای غربی بلوار شهید سیادت (پلاک 6- طبقهی سوم) منشعب از خیابان زنجان شمالی واقع شده است.ء
اعضای خانوادهی شهید هاشمزاده همچنین اخیراً مصاحبههایی در بارهی آن شهید انجام داده بودند که به نظر میرسد عوامل کودتا را عصبانی کرده است.ء
زندانیانی که مفقود شده اند: چه بر سر بازداشت شدگان گمنام می آید
http://www.roozonline.com/persian/news/
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳88
علی رغم اظهارات مقامات قضایی و رئیس پلیس تهران مبنی بر آزادی اکثر بازداشت شدگان پس از انتخابات 22 خرداد، خانواده های بسیاری از زندانیان پس ازروزها و هفته ها سرگردانی بین دادگاه انقلاب و زندان اوین هیچ گونه خبری از عزیزانشان ندارند. از سوی دیگر، طی روزهای گذشته گروهی از کسانی که با قرار کفالت یا وثیقه آزاد شده بودند مجددا بازداشت شده اند. ماموران نظامی شبانه به منازل این افراد یورش برده و آنان را از رختخواب بیرون کشیده و با خود برده اند. آنان در پاسخ به اعتراض خانواده ها فقط گفته اند که این بازداشت ها برای تکمیل پرونده صورت می گیرد.ء
سرگردانی خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوین
به گزارش خبرنگار روز، خانواده های بازداشت شدگان اخیر که یا در تجمعات مسالمت آمیز مردمی و یا در یورش لباس شخصی ها به منازلشان بازداشت شده اند هر روز از ساعت 7 الی یازده شب در مقابل زندان اوین تجمع می کنند تا شاید خبری از عزیزانشان دریافت کنند. این خانواده ها بارها مورد هتاکی و توهین مسولان قرار می گیرند اما همچنان در مقابل زندان اوین می نشینند تا شاید عزیزانشان جزو آزاد شده ها باشد و یا خبری هر چند کوتاه کسب کنند و نام فرزندانشان را در لیست زندان ببینند.ء
هر روز لیستی از بازداشت شدگان بر دیوار دادگاه انقلاب و لیستی دیگر بر دیوار زندان اوین چسبانده می شود و هر روز از صبح تا پایان ساعت اداری خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع می کنند و از مسولان این دادگاه خواستار روشن شدن وضعیت فرزندانشان می شوند.ء
بازداشت شدگانی که مفقود شده اند
برخی از این خانواده ها خبر از تماس کوتاه تلفنی عزیزان دربندشان می دهند و می گویند برای روشن شدن وضعیت آنها هر روز به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند. اما در این میان خانواده های بسیاری هستند که هنوز هیچ اطلاعی از سرنوشت عزیزان خود ندارند و نام آنان نه در لیست های زندان اوین و دادگاه انقلاب است و نه مسولان امر پاسخی به آنها می دهند. مادر یکی از زندانیان به روزمی گوید: از 25 خرداد هیچ اطلاعی از وضعیت پسرم ندارم و هیچ کسی جواب نمی دهد و مسولیت نمی پذیرد. این مادر که به شدت نگران پسر 22 ساله اش است، گریه امانش نمی دهد و در میان گریه می گوید: پسر من میخواست رای خود را پس بگیرد اما من اکنون حتی نمیدانم او کجاست و کجا برده اند و چه اتفاقی برای او افتاده است.
این مادر با گله از برخورد مسولان می افزاید: تهدید می کنند که اگر سرو صدا کنید بازداشتتان می کنیم و این روزها بارها توهین کرده و با خشونت ما را راهی خانه هایمان کرده اند، در حالیکه من فقط میخواهم از پسرم خبری بگیرم.ء
مادر این پسر مفقود شده با بیان اینکه از آقای موسوی می خواهیم پی گیر وضعیت فرزندان ما باشند از خبرنگار روز آدرس ستاد میرحسین موسوی را می خواهد و ما شماره تلفن ستاد پی گیری بازداشت شدگان را که از سوی موسوی و کروبی تشکیل شده در اختیار او قرار می دهیم.ء
میرحسین موسوی و مهدی کروبی کمیته مشترکی برای پی گیری وضعیت بازداشت شدگان و مفقود شدگان تشکیل داده و از مردم خواسته اند که به این کمیته مراجعه کنند. این کمیته به گفته علیرضا بهشتی روز دوشنبه تشكیل جلسه داده و قرار شده در خصوص تشكیل یك بانك اطلاعاتی از بازداشتیها و كشته شدگان بعد از انتخابات اقدام شود. همچنین مرتضی الویری که مسول رایزنی این کمیته با مسولان قضا معرفی شده گفته است: مقرر شده تا در ملاقات با مقامات هرچه سریعتر وضعت بازداشت شدگان و مفقودشدگان روشن شود و خانواده های انها از نگرانی رهایی یابند. بر اساس گزارش سایت اعتماد ملی تا روز چهارشنبه هفته گذشته 130 نفر به این کمیته مراجعه کرده بودند که 46 نفر وابستگان مفقودینی بوده اند که کسی اطلاعی از آنان ندارد.ء
زندانیان زیر 18 سال
از سوی دیگر در حالی که ادعا می شود تمام بازداشت شده های زیر 18 سال آزاد شده اند، اما مشاهدات خبرنگاران روز خلاف آن را ثابت می کند. بر اساس این مشاهدات خانواده هایی که برای پی گیری به دادگاه انقلاب می آیند عنوان می کنند که دختران و پسران 17 یا 16 ساله آنها بازداشت هستند.ء
پدر یکی از بازداشت شدگان می گوید که از وضعیت دختر 17 ساله اش هیچ اطلاعی ندارد. او که از عدم پاسخگویی مسولان به شدت عصبانی است به روز می گوید: دختر من به همراه دوستانش در بهارستان بوده که به اتفاق یکی از دوستانش بازداشت شده است. وی می افزاید: چند تن از دوستان دخترم شاهد بازداشت او و دوستش بوده اند اما نام او نه در لیست زندان اوین است نه در لیستی که اینجا به دیوار چسبانده اند و کسی هم پاسخی نمی دهد. این پدر که همچون سایر خانواده های بازداشت شدگان از عنوان کردن و انتشار نام خود وحشت دارد و می ترسد وضعیت دخترش بدتر شود می گوید: هفته گذشته پلیس تهران اعلام کرد که برای پی گیری فرزندانمان به پلیس امنیت نیروی انتظامی مراجعه کنیم. ما نیز رفتیم مشخصات دخترم را گرفتند و شماره تلفنی داده و گفتند پی گیری می کنیم. اما بعد از آن نه به تلفن پاسخ می دهند و نه دیگر به آنجا راهمان می دهند.ء
معاون پلیس امنیت نیروی انتظامی 24 تیرماه خبر از آمادگی نیروی انتظامی برای دادن اطلاعات درباره سرنوشت افراد بازداشت شده در حوادث اخیر به خانواده های آنان داده و از خانواده ها خواسته بود که برای کسب اطلاع از سرنوشت فرزندان خود به پلیس امنیت نیروی انتظامی تهران بزرگ مراجعه کنند. او همچنین درباره افرادیکه اموال آنها توسط پرسنل ناجا تخریب شده است گفته بود که بازرسی ناجا با بررسی شکایات با متخلفان برخورد می کند. امری که هیچ وقت تحقق نیافت و با وجود اینکه فیلم ها وعکس های منتشر شده به خوبی نشان از تخریب خودروها و اموال مردم توسط پگان ضد شورش دارد، اما خانواده هایی که برای گرفتن خسارت به مراکز بیمه مراجعه کرده بودند با این جمله مواجه شدند که دستور داده شده به اغتشاشگران خسارت نپردازیم. اعتراض و پی گیری این خانواده ها تاکنون نتیجه ای نداشته است.ء
انتقال 60 نفر به بند عمومی
روز دوشنبه در دادگاه انقلاب به خانواده ها اطلاع داده اند که 60 تن از بازداشت شدگان به بندهای عمومی منتقل شده اند. این قضیه با اعتراض شدید خانواده ها مواجه شده است. آنان می گویند فرزندان ما هیچ جرمی مرتکب نشده اند و نباید در کنار مجرمان حرفه ای قرار بگیرند. این 60 نفر و همچنین بازداشت شده های دو روز بعد از انتخابات با وجود اتمام بازجویی ها همچنان در زندان به سر می برند.ء
ضرب و شتم شدید بازداشت شدگان
نحوه برخورد با بازداشت شدگان نگرانی بزرگی را نه تنها در خانواده های آنان بلکه در سطح افکار عمومی برانگیخته است. اکثر آزاد شدگان عنوان کرده اند که به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و با باتوم و شوک الکتریکی آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. برخی از این بازداشت شدگان هنگام آزادی آثار این برخوردها را در خود دارند. آنان مورد شکنجه قرار می گیرند تا اعتراف کنند از ستاد میرحسین موسوی و یا از خارج از کشور خط گرفته اند تا اغتشاش ایجاد کنند. یکی از این آزاد شدگان به رادیو فردا گفته است: در بازداشتگاه شاپور داخل آفتاب داغ، روی آسفالت، جوانان زخمی راکه در حین تجمع بازداشت شده بودند با بدنهایی کاملا زخمی و خونین و برهنه روی آسفالت داغ خوابانده بودند. آنها به شدت کتک خورده بودند. برای یک لیوان آب التماس میکردند. شیر آب در فاصله ده متری بازداشت شدگان بود. اما اجازه نمیدادند احدی قطره ای آب بنوشد. اجازه نمیدادند نیازهای اولیه اشان را برطرف کنند. به گفته وی: آنهایی را که با بدن زخمی ناشی از سوختگی درد میکشیدند روی آسفالت داغ میخواباندند. جوانکی قسم میخورد که بسیجیهای هم محل خودم مرا برداشتند و انداختند توی آتش. این بود که این نوجوان از آرنج تا مچ دستش پوست نداشت. این فرد را با آن وضعیت خوابانده بودند روی آسفالت داغ. کسانی میآمدند بین جمعیت و میگفتند که دستهایتان را پشت گردنتان بگیرید و به حالت کلاغ پر بایستید. شاید تحمل این شکل ایستادن برای یک ساعت سخت نبود، اما مجسم کنید کسی مجبور باشد هشت ساعت به این شکل و شمایل بایستد. ناگهان میدیدی یک نفر میآمد و با لگد میرفت توی صورت هر کسی که دلش میخواست و میلش می کشید، به میرحسین موسوی فحش میدادند و....ء
تجاوز به بازداشت شدگان
از سوی دیگر و در حالی که تاکنون اخبار کمتری از وضعیت بازداشت شدگان در شهرستان ها منتشر شده، روزنامه گاردین نوشته در جریان تظاهرات شیراز چند جوانی که دستگیر شدهاند، مورد تجاوز جنسی قرار گرفتهاند. بر اساس
این گزارش پزشک یکی از این جوانانی که مورد تجاوز قرار گرفته گفته است: فقط چهار دندانش سالم باقی مانده است و رکتوم او در اثر تجاوز پاره شده است و مجبور می شوند او را با کارت بیمه شخص دیگری به بیمارستان ببرند.ء
روزنامه گاردین به نقل از این جوان نوشته است: او را دوشنبه بعد از انتخابات وقتی که با چند جوان دیگر مانع حمله مامورین به معترضان میشد دستگیر می کنند. تمام آن روز او را در ماشین نگاه میدارند، بعد به یک سلول انفرادی می برند و در آنجا او را از سقف آویزان کرده و مرتبا می زنند. بعد او را به اتاقی دیگر می فرستند که چند جوان همسال او در آنجا بودند. روز شنبه یا یکشنبه بعد بود که در این محل جدید به او تجاوز می کنند. سه مرد قوی هیکل وارد اتاق می شوند و دو نفر او راروی زمین می خوابانند و نفر سوم جلوی آنها و چهار بازداشتی دیگر به او تجاوز می کند. این کار در روزهای بعد هم ادامه پیدا میکند و بازجویی و فشار برای "اقرار" به اینکه از خارج دستور می گرفته نیز همراه آن ادامه پیدا میکند: درتمام طول هفته گذشته دیگر بازجویی هم نبود، فقط تجاوز و بعد سلول انفرادی...ء
تحویل پیکر کشته شدگان
این اخبار در حالی منتشر می شود که طی روزهای گذشته پیکر چند تن از کشته شدگان به خانواده های آنان تحویل داده شده است. خانواده هایی که سرگردان و درمانده از پی گیریهای بی جواب، پیکر عزیزانشان را در بهشت زهرا به خاک سپرده اند. این مساله به شدت نگرانی خانواده های بازداشت شدگان را در پی داشته است. آنان هم از کشته شدن فرزندانشان می ترسند و هم از اینکه فرزندانشان مورد شکنجه قرار بگیرند و در مراجعه به دادگاه انقلاب این نگرانی ها را بر زبان می آورند. اما فقط با برخوردهای تند مسولانی مواجه می شوند که مطابق قانون باید پاسخگو باشند و نیستند. در حالیکه مقامات رسمی آمار بازداشت شدگان را 500 نفر ذکر می کنند گروههای مدافع حقوق بشر اعلام کرده اند که تعداد بازداشت شدگان بیش از 2000 نفر است.ء
عضو کمیسیون امنیت ملی: فیلم اعترافات پخش می شود
فشار بر زندانیان برای اعتراف علیه تاج زاده
http://www.roozonline.com/persian/news/
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳88
همزمان با درخواست رییس اداره سیاسی سپاه از مسوولین برای انتشار که اعترافات افراد دستگیرشد، سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی اعلام کرد که مقامات امنیتی از جوانان حامی اصلاح طلبان علیه چهره های برجسته این جریان اعترافاتی را اخذ کرده اند. در بیانیه این سازمان و به نقل از چند زندانی که طی هفته های گذشته زندان اوین را ترک کرده اند تصریح شده مصطفی تاج زاده محور اعتراف گیری از برخی جوانان فعال در ستادهای موسوی بوده است. این در حالی است که روز گذشته، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر از پخش قریب الوقوع "اعترافات" عده ای از دستگیرشدگان داد.ء
روز گذشته زهره الهیان عضوکمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس با اعلام پخش اعترافات بازداشت شدگان از صدا و سيما اظهار داشت: "در جلسه روز گذشته هيئت رييسه كميسيون امنيت ملي با وزير اطلاعات، اعضاي اين كميسيون خواستار پخش اعترافات بازداشت شدگان وقايع اخير از سوي رسانه ملي به منظور مطلع شدن مردم از دستهاي پشت پرده وقايع اخير شدند."ء
این اظهارات پس از آن منتشر شده که دیده بان حقوق بشر از فشارروز افزون مقامات امنیتی بر خانواده های دستگیر شدگان برای صحبت نکردن و عدم پیگیری پرونده بستگان زندانیشان سخن گفته است. گفته می شود جزوه ای از آنچه اعترافات برخی هواداران اصلاح طلب و اعضای ستادهای انتخاباتی طی ماه گذشته در زندان ها تهیه شده برای برخی مسوولین فرستاده شده است. سازمان دیده بان حقوق بشر نوشته است که درمیان زندانیان تا کنون مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی و حمزه غالبی با خانواده های خود هیچ گونه تماس نداشته اند. ء
فشار برجوانان هوادار برای اعتراف علیه رهبران اصلاح طلب
بیانیه دیده بان حقوق بشرر تصریح دارد: برخی از افرادی که به تازگی از زندان آزاد شده اند وبرخی از خانواده های زندانی برای دیده بان حقوق بشر این فشارها را شرح داده اند. در تاریخ ۱۵ جولای ۲۰۰۹، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات ایران به خبرنگاران گفت که پخش تلویزیونی اعترافات گرفته شده از افراد زندانی به تصمیم دستگاه قضایی بستگی دارد. ء
جواستورک معاون بخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیده بان حقوق بشر در این زمینه گفته است: "این وحشتناک است که وزیراطلاعات در مورد پخش اعترافات کسانی صحبت می کند که هفته ها بدون دسترسی به وکلای خود در زندان بوده اند. اظهارات وزیر نگرانی وهراس ما از اینکه چنین اعترافاتی تحت فشار اخذ شده باشد را مورد تاکید قرار می دهد."ء
به گفته دیده بان حقوق بشر: مقامات رسمی در بسیاری از موارد از اینکه اطلاعاتی را در خصوص وضعیت زندان اراپه کنند خودداری کرده اند. برخی از رهبران اصلاح طلب مانند مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی وحمزه غالبی از یک ماه پیش - زمان دستگیری شان - تا کنون هیچ تماسی با خانواده های خود نداشته اند.ء
یکی از افرادی که به تازگی از زندان اوین آزاد شده است وضعیت این زندان را "بسیاردشوار" توصیف کرد. او به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات مربوطه اعترافات یکی از مسوولین ستاد موسوی را ضبط کرده اند که در آن وی اظهار می کند که تاج زاده و دیگر سیاستمداران اصلاح طلب برای ناآرامی های بعد از انتخابات مسوول هستند. ء
یکی دیگر از زندانیانی که چندین هفته درزندان اوین سپری کرده است نیز به دیده بان حقوق بشرگفته مقامات حامیان جوان را مجبور کرده اند که علیه چهره های برجسته اصلاح طلب اعتراف کنند. این زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفت: "من زندانیانی را دیدم که دست یا پای آنها در گچ بود و یا روی بدنشان آثار کبودی به چشم می خورد. برخی از حامیان جوان موسوی تحت فشار قرارگرفته اند تا علیه چهره های برجسته اصلاح طلب «اعتراف» کنند."ء
پدریکی از زندانیانی که براساس اظهارات یادشده برای چنین اعترافاتی تحت فشار قرار گرفته است به دیده بان حقوق بشر گفت که پسرش در یک تماس کوتاه تلفنی گفته است که حالش "خوب" است. وقتی پدرش به او گفت که وکیلی پرونده او را پیگیری می کند او پاسخ داد که به وکیل احتیاج ندارد چرا که هیچ کس نمی تواند به او کمک کند. او سپس بغض وگریه کرد که درهمین زمان تلفن قطع شد." پدر این زندانی سیاسی به دیده بان حقوق بشر گفت: "خانواده ما با روح قوی پسرمان کاملا آشناست و لحن صداو گریه او برای ما به شدت نگران کننده است."ء
مصطفی تاج زاده محور اعتراف گیری ها
سومین زندانی آزاد شده به دیده بان حقوق بشر گفته که وقتی زندانی ها اجازه می یابند که تماس کوتاهی با منزل خود بگیرند، این تماس درحضور زندانبانها صورت می گیرد که به آنها می گویند اجازه دارند چه مطالبی بگویند: "زندانی می داندکه اگر چیزی درمورد وضعیت زندان واینکه چگونه با زندانیان رفتار می شود بگوید، مورد آزار واذیت قرار خواهد گرفت.ء
تاج زاده، که به عنوان معاون وزیر کشور در دولت ریاست جمهوری سیدمحمدخاتمی خدمت کرده است هدف اعتراف گیری های اجباری مشابهی در گذشته بوده است. در سال ۲۰۰۴، چهار روزنامه نگار زندانی اعتراف کردند که تاج زاده و دیگر اصلاح طلبان آنها را فریب دادند تا مقالاتی را برعلیه امنیت ملی بنویسند وبه سیاه نمایی چهره نظام بپردازند. ء
چند روز پس از آنکه مقامات اعترافات افراد یاد شده را از تلویزیون پخش کردند، دو نفر از این روزنامه نگاران به کمیته حقیقت یابی که توسط رییس جمهور تشکیل شده بود گفتند که اعترافات تحت شکنجه های فیزیکی و روحی از آنها اخذ شده است. یکی از این روزنامه نگاران به دیده بان حقوق بشر گفت که درآن زمان یکی از بازجویان به او گفت که "تاج زاده درمیان اصلاح طلبانی است که دیر یا زود تاج زاده نیز سروکارش به زندان خواهد افتاد."ء
فشار برخانواده های زندانی
همسر یکی از چهره های اصلاح طلب که هم اکنون در زندان اوین به سر می برد به دیده بان حقوق بشر گفت که مقامات او را تحت فشار قرار داده اند تا با رسانه ها صحبت نکند. او گفت که با این موضوع موافقت کرده به شرط آنکه همسرش زندان را سلامت ترک کند:ء
"اگر آنها به او صدمه بزنند ویا سعی کنند بازی های دیگری را انجام دهند ما ساکت نخواهیم ماند. آنها می گویند چیزی نگویید وبه دیگران بگوییک که شرایط زندان خوب است و شکایتی نداریم. اما این برخلاف چیزهایی است که می دانیم. بازجویی ها مخصوصا بسیار نگران کننده هستند. آنها فقط در خصوص مساپل سیاسی پرسش نمی کنند. آنها درمورد جزییات زندگی شخصی افراد می پرسند تا به این وسیله شاید نقطه سیاهی را در زندگی شان پیدا کنند تا بتوانند برعلیه زندانی به کار گیرند و علیه او پرونده سازی کنند."ء
نوشتاری از مصطفی تاجزاده؛ سیاست، کاخ و زندان
http://www.parlemannews.com/
٣١ تير ١٣٨٨
پارلماننیوز:فخرالسادات محتشمیپور در وبلاگ شخصی خود مقالهای از همسر خویش، سید مصطفی تاجزاده که بعد از انتخابات زندانی شد، اجازه تماس با خانوادهاش از لحظه بازداشت تاکنون به او داده نشد و اخبار مختلفی در مورد تحت فشار شدید بودن او به گوش میرسد را با عنوان «سیاست، کاخ و زندان» منتشر کرد.ء
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، این مقاله بدین شرح است:ء
ء1. آیا مراکزی بهتر از کاخ و زندان می تواند ماهیت حقیقی قدرت را نشان دهد؟ تعهد دولت به آرمان ها و برنامه های خود،رفتار آنان در کاخ و بهربرداری صحیح یا سوء استفاده از امکاناتی که به دلیل برخورداری از قدرت در اختیار می گیرند و نیز دفاع صریح ازحقوق شهروندان و به ویژه مخالفان ثابت می کند که آیا آنان حکومت را همچون طعمه می بینند که باید در اسرع وقت بلعیده شود،یا آن را فرصتی گذرا می یابند که لازم است بیشترین خدمت به مردم در آن صورت گیرد؟آیا آنان قدرت را ملک مطلق وثابت خود می دانند که دیگران را به صورت مسالمت آمیز به آن راهی نیست،حتی اگر اکثر مردم چنین بخواهند،یا این که ملت را ارباب و صاحب خانه اصلی می دانند و مشتاقانه از گسترش مشارکت آنان در امرمدیریت کشور استقبال می کنند؟
ء2.وضعیت زندان و زندانیان، به ویژه شهروندانی که به دلایل سیاسی متهم یا مجرم شمرده می شوند، معیار مناسب دیگری برای ارزیابی میزان حاکمیت قانون، آزادی و عدالت،سلامت و کارآمدی ساخت سیاسی وبالاخره اعتماد به نفس مدیران هر جامعه است.به نظر من کاخ وزندان دو سر طیف سیاست هستند که در آنها "قدرت " لخت و عریان در معرض دید قرار دارد.این دو همچنین دو روی یک سکه محسوب می شوند،به این معنا که هر چه فساد در اولی بیشتر رسوخ کند،حقوق انسان ها در دومی بیشتر نقض می شود و تعداد بیشتری از شهروندان دلسوز میهن و مردم در آن جای می گیرند.وقتی فساد در کاخ به مطلق شدن میل می کند،اختناق نیز کامل و زندان محل استقرار آزادی خواه ترین انسان ها خواهد شد. وضعیت زندان نشان می دهد آیا دغدغه دولت مردان "انسان به ماهو انسان" است و از نظر آنان، حتی مجرمان انسان محسوب می شوند که حداکثر به بیماری مبتلا شده اند،یا فراموش شدگانی به شمار می روند که ضروری است هر چه سریعتر از شرشان خلاص شد.در میان محبوسین،چنانچه زندانیان سیاسی محبوب ملت باشند،می توان گفت زنگ ها به صدادر آمده اند و پایه های مشروعیت سیاسی آن نظام در حال پوسیدن است.ء
ء3.قوه قضائیه که موظف است بر فراز "کاخ"و "زندان"،عدل را اقامه کند،به هر میزان که میل به توجیه قدرت پیدا کند،حقوق شهروندان را ضایع خواهد کرد و بر عکس،نهادهای قضایی به اندازه ای که متعهد به حق و رعایت حقوق شهروندان باشد،از سوءاستفاده و انحراف قدرت جلوگیری خواهد کرد.شرط اقامه عدل،به خصوص در محاکمات سیاسی "استقلال" نهاد قضایی از قدرت است،و نه از افکار عمومی.ء
ء4.قضاوت عمومی حقوق دانان یکی از معیارهای موجه داوری درباره عملکرد دستگاه قضایی است،اما یکی دیگر از ملاک ها به ویژه در رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی که اتهام ها یا جرایم در منظر مردم رخ می دهد،داوری افکار عمومی است که درباره احکام قضایی در زبان مردم جاری می شود.ء
ء5.همچنان که فرد از خودراضی معمولا حسن ظن زیادی به خود دارد،و اگر به دیگران سوء ظن عمیقی نداشته باشد،توقعات فراوان و بعضا نامعقولی از آنان دارد،دولتمرد مغرور و خام نیز خصلتی مشابه دارد. اعتماد مطلق به خود و افراطیون، معمولا با سوء ظن گسترده وعمیق به سایران،ولو درست کردار ترین و خیرخواه ترین شهروندان،توأم است و باعث می شود انتظارات وی از دیگران روز به روز افزایش یابد،بدون آن که خود را به انجام خدمتی بزرگ موظف بداند و بدون آن که توجه کندچه بسا انگیزه بسیاری از منتقدان و حتی مخالفان در خدمت به میهن و مردم،شریف تر از نیت قدرتمندان است.مهم تر تحلبل دیگران درباره تحولات اجتماعی و بین المللی است که در بسیاری مواقع از نگاه دولتمردان عمیق تر و واقعی تر است و توجه به آن برای اداره بهینه امور کشور ضروری است،هرچند پیشنهادهای آنان معمولا در گوش سیاستمدار مغرور پژواک نمی یابد.ء
ء6.دولتمرد خردمندمی داند که شرط سلامت حکومت"سوءظن به قدرت" است و اتخاذ سازوکاری برای این که قدرتمندان و اطرافیانشان،مجال سوءاستفاده از امکانات و فرصت های عمومی و نیز امکان نقض پیمان با ملت و تجاوز به حقوق شهروندان پیدا نکند.نشانه تقوای حکام،علاوه بر خداترسی،رسیدگی مستمر به مناسبات در "کاخ"و"زندان"است،تا همواره شریف ترین افراد در امنیت و حتی الامکان در مسند خدمتگزاری ملت وشریرترین آنان در زندان باشند.ء
گفت و گو با مریم باقی: قوچانی گفت به زمان آزادی ام فکر نکنید
http://www.roozonline.com/persian/news/
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۳88
<xml></xml>مریم باقی حقوقدان وهمسر محمدقوچانی در گفت وگو با روز با شرح ملاقات خود با وی گفت که با توجه به اینکه تحقیقات و بازجویی از وی تمام شده است قانونا باید او را آزاد کنند: "اگر چه ما اصل اتهام را قبول نداریم، ولی قرار بازداشت موقت یک ماهه تمام شده است و ما برای ادامه این بازداشت شان قانونی قائل نمی شویم."ء
به گفته وی مسوولان قضایی اظهار داشته اند که اتهام قوچانی برهم زدن امنیت کشور از طریق شرکت در تجمات و نوشتن در روزنامه است: "برای ما هم عجیب است چرا که همه می دانند آقای قوچانی در هیچ تجمعی شرکت نکرده است. اگر چه ما شرکت درهیچ تجمع مسالمت آمیزی را جرم نمی دانیم اما او تصمیم گرفته بود در تجمعی شرکت نکند."ء
مریم باقی درخصوص نوشته روزنامه جوان در خصوص اعترافات محمدقوچانی و پیگیری های حقوقی مربوط به آن گفت: "امکان شکایت وجود دارد. ما قصد شکایت داشتیم. دوستان دیگر هم می توانند شکایت کنند. چون صحبت هایشان کذب محض است. درتلفنی که با ایشان داشتم خیلی منتظر بودم ببینم دراین زمینه چه می گویند که وی گفت اصلا چنین چیزی صحت ندارد. با توجه به اینکه جوابیه ها را هم می منتشر نمی کنند ما جوابی ندادیم. اما سعی کردیم از طریق مصاحبه کذب بودن این موضوع را به اطلاع عموم برسانیم."ء
وی به خبرنگار روز گفت: "قوچانی به اتاق های چندنفره در بند 209 منتقل شده است. به هرحال امکاناتی که باید زندانیان داشته باشد وجود ندارد. کاملا به صورت اتفاقی تماس می گیرند. گفته اند که هفته ای یک روز تماس می گیرند و دوشنبه ها هم می توانیم ملاقات داشته باشیم. این هفته که دوشنبه تعطیل بود و نتوانستیم ملاقات کنیم اما فکر کنم هفته اینده بتوانیم ملاقات داشته باشیم. روحیه وی خوب است. اما از نظر جسمی ضعیف شده است وبا وجود اینکه دیدار کابینی بود سه مامور پشت سرش ایستاده بودند و صحبت های خاصی هم مطرح نکرد جز احوال پرسی. وی پرسید که آیا بقیه آزاد شدند؟ موضوعی که نشان می داد خبری از بقیه ندارد."ء
مریم باقی ادامه داد: "اجازه نمی دهند وکیل داشته باشند. اخبار هم ضدونقیض است. مثلا برخی می گویند که قرار است تبدیل قرار بشوند وآزاد بشوند واخبار دیگری نیز وجود دارد که قراراست همچنان در زندان باشند. ما از هیچ مرجع رسمی خبر جدی مبنی برنگهداشتن و یا آزاد شدنشان چیزی نشنیدیم. درتماسی که قوچانی داشت به ما گفت که به زمان فکر نمی کند و ما هم فکر نکنیم. گفت حالا که ملاقات هست بیایید. او تاکید کرد که به اینکه به زودی آزاد می شود فکر نکنیم." وی درخصوص شرایط وی گفت: درملاقات تعدادی مجله برای وی بردم. اول گفتند نمی شود. بعدش نگهداشتند. مجلات بیشتر غیرسیاسی وخانوادگی بود که حتی بین آنها هم انتخاب کرده بودند تا دراختیارهمسرم بگذارند."ء
تجمع اعتراضی ارامنه در برابر دفتر هواپیمایی کاسپین
http://www.mardomak.org/
پنجشنبه، ۱ مرداد
رادیو مردمی ارمنستان گزارش داد که گروهی از ارامنه در اعتراض به بیتوجهی مقامهای ایرانی به بازماندگان کشته شدگان در سانحه هوایی سقوط هواپیمای کاسپین، روز چهارشنبه مقابل دفتر مرکزی شرکت هواپیمایی کاسپین در تهران تجمع کردند. شرکت کنندگان در این تجمع اعتراضی که شهروندان غیرارمنی هم درمیان آنها بودند، نامههایی خطاب به مجلس شورای اسلامی، دولت، رسانهها و نمایندگی شرکت هواپیمایی کاسپین در دست داشتند.ء
یک فروند هواپیمای توپولف شرکت هواپیمایی کاسپین که از تهران عازم ایروان پایتخت ارمنستان بود، روز چهارشنبه 24 تیر دقایقی پس از بلندشدن از باند پرواز فرودگاه امام خمینی در نزدیکی قزوین سقوط کرد و همه 168 سرنشین آن جان باختند.
براساس گزارش رادیو مردمی ارمنستان، از میان 168 سرنشین هواپیمای توپولف 48 نفر از ارامنه ایران و شش نفر از ارامنه جمهوری ارمنستان بودند. براساس این گزارش ماموران انتظامی تلاش کردند مانع تجمع اعتراضی ارامنه شوند و در این میان خبرنگار تلویزیون «یرکیر مدیا» هم بازداشت شد و چند ساعت بعد آزاد شد. روزنامه ارمنی «آلیک» چاپ تهران هم گزارش داد ارامنه معترض میخواهند بدانند که دلیل این سقوط پس از گذشت یک هفته چه بوده است.ء
احمد مجیدی رییس كارگروه ويژه بررسی سانحه سقوط هواپيمای كاسپين گفته است که دستکم دوماه زمان لازم است تا علت سقوط هواپیمای توپولف ساخت روسیه کشف شود. گفته میشود گروههای تحقیق هنوز نتوانستهاند دستگاه ضبط صدای انین هواپیما را که ابزار اصلی تحقیقات است، پیدا کنند.ء
فرسودگی یا اشتباه خلبان
پس از سقوط هواپیمای روسی توپولف 154 که 168 سرنشین آن کشته شدند، گمانهزنیهایی درمورد علت سقوط هواپیما مطرح شد. احمد مجیدی، معاون وزارت راه و ترابری پس از اعلام خبر این حادثه اعلام کرد که بعید است خلبان هواپیما تقصیری در سقوط آن داشته باشد. این در شرایطی است که دو روز پس از سقوط، گزارش یک منبع خبری روسیه نقص فنی هواپیما را رد کرد و اعلام کرد هواپيمای توپولوف 154 شرکت هواپيمايی کاسپين ايران يک ماه پيش در روسيه خدمات فنی دريافت کرده بود.ء
علی ایلخانی، سرپرست جدید سازمان هواپيمايی کشور گزارش منبع خبری روسیه را تایید کرد. آمریکا در سال 1996 قانون تحریم علیه ایران را بهاجرا گذاشت که براساس آن فروش هواپیماهای ساخت آمریکا و اروپا و قطعات آن به ایران ممنوع اعلام شد. درنتیجه این تحریم، ناوگان هوایی جمهوری اسلامی ترکیبی از هواپیماهای کهنه غربی سالهای پیش از انقلاب و هواپیماهای روسی سالهای 1980 و 1990 است که ایمنی تمام این هواپیماها روزبه روز کمتر میشود.ء
رهنورد: ایراد اتهام و افتراپراکنی علیه بردارم قابل تحمل نیست/به فضای بیاعتمادی دامن نزنید
http://www.ghalamnews.ir/
پنجشنبه 1 مرداد 1388
قلم - همسر میر حسین موسوی به فعالان سیاسی توصیه کرد که با پاس داشتن حریم اخلاق ، دین خود را به دنیای خود و دیگران نفروشند و به جای گره زدن اعتراضات مدنی مردم به دشمنان خارج از کشور و مستند سازی موهن جهت مخدوش کردن چهره افراد ، از ارتکاب چنین رفتارهای نامشروعی دست بردارند و به فضای بیاعتمادی دامن نزنند.ء
به گزارش قلمنيوز، زهرا رهنورد درباره انتشار اخباری توسط برخی از رسانهها و نمايندگان مجلس، ضمن تکذيب اخبار منتشره و تقبيح روشهای غيراخلاقی و شکستن حريم قانون و اخلاق گفت: بيش از يک ماه است که مهندس کاظمی در بازداشت به سر میبرد و طی اين مدت ضمن اينکه خانواده و والدين پيرم را به صبر و توکل دعوت کردهام خود نيز از ايجاد تنش و حتی اقدامات رسانهای اجتناب ورزيدم.ء
همسر مهندس موسوی کانديدای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری افزود: به والدينم گفتهام که برادرم نيز همانند همه کسانی که به سرنوشت کشور خود علاقهمند بوده ودر زندان به سرمیبرند و با توجه به اينکه فردی غير سياسی است به زودی آزاد میشود.ء
وی به انتشار اخباری در خصوص اتهامات برادر خود از سوی يکی از نمايندگان اصولگرای مجلس اشاره کرد و به ايلنا گفـت: انتشار چنين اخبار کذبی توسط يک نماينده مجلس و بدنبال آن موج مهندسی شده ايراد اتهام و افترا پراکنی و تشويش اذهان عمومی عليه بردارم را قابل تحمل ندانسته و به همين دليل بنده را وادار به پاسخگويی و پيگيری اين اتهامات از طريق مجاری قانونی کرد.ء
رهنورد با بيان اينکه برادر خود را جدا از برادران و خواهران دستگير شده ديگر تصور نکرده و به همين دليل از طرح مستقلانه نام وی طی اين مدت خودداری کرده بودم، اظهارداشت: تاکنون از همه روشهای قانونی و مسالمت آميز توام با بردباری و متانت برای آزادی وی و ديگر بازداشت شدگان استفاده کردهايم و اميدوار بوديم قانون و دادرسی منصفانه جريان داشته باشد اما اکنون شاهد سناريوی مهندسی پرونده سازی و تمسک به روشهای غير اخلاقی و منافی اصول و قوانين توسط برخی از مفتريان هستيم که متاسفانه برای نيل به مقاصد کوتاه مدت سياسی خود و تبارشان ، حيثيت و آبروی افراد را به بازی میگيرند با اين تصور که با روشهای انحرافی میتوانند سرپوشی بر اعمال ارتکابی نافی قانون و اخلاق خود بگذارند.ء
رهنورد با تاکيد بر اينکه با فرافکنی و اتهام زنی نمیتوان اذهان عمومی را مشوش و حقايق را مکتوم کرد، هشدار داد: پرونده سازان بدانند با تداوم چنين مشیای غضب الهی دامنگيرشان خواهد شد و ملت نيز ايشان را مطرود کرده و اعمال فشار بر مهندس موسوی و من کارگر نخواهد بود. من اعلام میکنم که اگر از مهندس کاظمی به زور اقرا برگيرند يا صدها برگ بر ضد مهندس کاظمی چاپ کنند و ارائه دهند نه من و نه ملت اينها را باور نخواهند کرد.ء
وی با طرح اين پرسش که يک نماينده مجلس با چه مجوزی به اطلاعات محرمانه و نوع اتهام افراد دسترسی داشته و با وجود محرمانه بودن تحقيقات آن اکاذيب را منتشر میکند ؟ ادامه داد: برخی با چشم پوشی از همه قوانين و مقررات و اخلاق و شرع ، چوب حراج به آبروی افراد میزنند و اين بدترين رفتاری است که هرگز نمیتوان با هيچ توجيهی از افراد دارای ديانت و اخلاق انتظار داشت.ء
رهنورد با تاکيد براينکه شعار صيانت از کرامت انسانها نبايد فقط مصرف انتخاباتی داشته باشد، تصريح کرد: زمانی که شعار صيانت از کرامت انسانها سرداده میشود بايد در عرصه عمل نيز از اتهام پراکنی و دروغگويی پرهيز و بر قانون مداری و به رسميت شناختن تکثر اجتماعی و آزادیهای فردی و مدنی آنچنان که در اصول مختلف قانون اساسی امده توجه کرد.ء
همسر مهندس موسوی در ادامه اين مصاحبه به معرفی برادر خود پرداخت و گفت: مهندس شاهپور کاظمی با ۶۲ سال سن شخصيتی علمی و غيرسياسی و البته حق طلب و عدالتخواه است. وی درزمره متخصصان صاحب نام و برجسته مخابراتی کشور با تحصيلات الکترونيک و فيزيک بوده که از بدو انقلاب تلاش کرده علم و دانش خود را در خدمت ميهن اسلامی قرار دهد. و با هدف توسعه خدمت رسانی به صنايع الکترونيک و مخابراتی از خروج ارز از کشور جلوگيری کرده و تا کنون نيز به بومی سازی فناوریهای نوين مخابراتی پرداخته است.ء
رهنورد ادامه داد: او میتوانست مانند بسياری ديگر از نخبگان مشمول فرار مغزها باشد و دانش خود را در خدمت بيگانگان بگذارد اما او با دست خالی و تحمل همه سختیهايی که در راه توليدکنندگان کشور وجود دارد در کشور ماند و با احداث کارخانهای منابع تغذيه الکترونيک کشوررا تامين کرد.ء
وی افزود: برادرم در سختترين شرايط خدمات مخابراتی و الکترونيکی به صنايع جنگی ارائه داد و پس از جنگ نيز بعنوان يک کار آفرين نمونه ، استانداردترين خدمات الکترونيکی و مخابراتی را در صنايع خرد و کلان مخابراتی نظير تلفن همراه ، خودروسازی و تامين برق کشور ارائه داده و بعنوان عضوی از صنف مخابرات، شخصيتی شناسنامه دار و موجه در حوزه تخصصی خود است.ء
رهنورد با بيان اينکه برادرم مانند ساير متخصصان کشور فردی وطن پرست با عواطف ميهنی و سنتی غليظ است ، اظهارداشت: هيچونه برچسب و اتهامی در مورد وی از قبيل اغتشاش طلبی ، رابطه با بيگانگان و حضور در خانههای تيمی قابل تصور نيست. از طرح چنين اتهاماتی عليه برادرم به خداپناه برده اما برای روشن شدن اذهان متذکر میشوم که مهندس کاظمی دارای سه فرزند ، عروس ، داماد و نوه می باشد و تردد وی به خارج از کشور هم به جهت معالجه بيماری خاص همسرش و هم انتقال دانش و فناوریهای نوين مخابراتی به کشور بوده است. اين امر را نيز نبايد فراموش کرد که داشتن گرين کارت، فاقد عنوان مجرمانه است مگر اينکه عدهای بخواهند از آن برای پرونده سازی استفاده کنند.ء
وی به فعالان سياسی توصيه کرد که با پاس داشتن حريم اخلاق ، دين خود را به دنيای خود و ديگران نفروشند و به جای گره زدن اعتراضات مدنی مردم به دشمنان خارج از کشور و مستند سازی موهن جهت مخدوش کردن چهره افراد ، از ارتکاب چنين رفتارهای نامشروعی دست بردارند و به فضای بیاعتمادی دامن نزنند.ء
زهره کاظمی با بيان اينکه در شرايط کنونی بيش از هر چيز وحدت ملی و همبستگی سرمايههای اجتماعی برای اعتلای ايران ، دغدغه اصلی همه دلسوزان کشور و همه دلواپسان آرمانهای انقلاب است، اظهارداشت: سکوت من در اين مدت بر اين مبنا بوده که تصور میکردم برادرم بعنوان فردی که علاقه مند به سرنوشت کشور است به زودی آزاد خواهد شد و دليلی نديدم برای او امتياز خاصی قائل شوم اما اکنون شاهد کليد خوردن يک پروژه غير اخلاقی و غير قانونی هستم که طبعا از مجاری قانونی و مراجع ذيربط پيگيری خواهم کرد و ضمن اعاده حيثيت، نسبت به تشويش اذهان عمومی و ايراد تهمت ، افترا ، نشراکاذيب و ديگر عناوين مجرمانه پرونده سازان اقدامات لازم را معمول خواهم داشت.ء
آغاز اعتصاب غذای عده ای از ایرانیان در نیویورک
http://www.bbc.net.uk/persian/iran/
ء31 تیر 1388
جمعی از ایرانیان مقیم آمریکا، در اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در ایران، وقایع پس از آن و خشونت علیه معترضان، از روز چهارشنبه، 22 ژوئیه مقابل ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک دست به اعتصاب غذا زده اند. اکبر گنجی، فعال حقوق بشر ، از پایه گذاران این حرکت اعتراضی است و شماری از چهره های سرشناس سیاسی و فرهنگی هم اعلام کرده اند که در این اعتصاب غذای سه روزه شرکت می کنند. این برنامه تا ساعت 8 شب به وقت نیویورک ادامه خواهد داشت.ء
بجز ایرانیان تعدادی از چهره های سرشناس غیر ایرانی از جمله نوام چامسکی متفکر آمریکایی و رابرت ردفورد بازیگر سینما از این اعتصاب غذا حمایت کرده اند. مهرنوش پورضیایی، خبرنگار بی بی سی فارسی که در محل برگزاری اعتصاب غذا حضور دارد می گوید که حدود سیصد نفر که اغلب پیراهن سبز بر تن دارند و یا مچ بند و سربند سبز بسته اند در روز اول اعتصاب حضور داشته اند. ء
گوگوش، خواننده و شهره آغداشلو، بازیگر ایرانی نیز در مقابل مقر سازمان ملل متحد به اعتصاب کنندگان پیوسته اند. پیشتر ابی، خواننده موسیقی پاپ ایرانی اعلام کرده بود که در این اعتصاب غذا شرکت خواهد کرد.ء
سی و شش نفر از روشنفکران ایرانی مقیم آمریکا و کانادا در نامه ای اعلام کرده بودند که برای "پشتیبانی از جنبش سبز مردم ایران" در این اعتصاب شرکت می کنند. آنها در بیانیه ای نوشته اند که به قصد "محکوم کردن تقلب گسترده درانتخابات، سرکوب بی رحمانه اعتراضات مردمی و بازداشت غیرقانونی صدها شهروند و فعال سیاسی و اجتماعی" به مدت سه روز دست به اعتصاب غذا می زنند.ء
حمید دباشی، استاد دانشگاه کلمبیا و از امضا کنندگان این بیانیه که در محل برگزاری اعتصاب حضور داشت به بخش فارسی بی بی سی گفت: نهضت سبز، نهضتی فراگیر است که فقط طرفداران موسوی را در برنمی گیرد و اعتصاب کنندگان در اینجا (نیویورک) به نمایندگی از همه ایرانیان در سراسر جهان دست به اعتراض زده اند و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی هستند. اکبر گنجی نیز ضمن درخواست آزادی زندانیان سیاسی به بی بی سی گفت: خواست همه ما یک نظام دمکراتیک ملتزم به حقوق بشر است.ء
در میان امضا کنندگان این بیانیه نامهایی چون عبدالعلی بازرگان (فرزند نخست وزیر دولت موقت پس از انقلاب)، فاطمه حقیقت جو (نماینده پیشین مجلس)، حسین بشیریه (استاد سابق دانشگاه تهران)، مصطفی رخ صفت (از مدیران ماهنامه کیان) و مهرانگیز کار (حقوقدان و فعال حقوق زنان) دیده می شود. همچنین 16 چهره سیاسی و فرهنگی دیگر نیز از این اعتصاب حمایت کرده اند؛ کسانی چون شهرنوش پارسی پور (نویسنده)، عبدالکریم سروش (پژوهشگر دینی)، محسن مخملباف (نویسنده و کارگردان)، علی اکبر موسوی خوئینی (نماینده پیشین مجلس) و حسن یوسفی اشکوری (پژوهشگر دینی).ء
گزارش جلسه ميرحسين با گروهي از اساتيد دانشگاه و مديران رسانهها
موسوی: آگاهی مردم سرنوشتساز است
http://www.mowjcamp.com/
چهارشنبه، 31 تیر 1388
ميرحسين موسوي صبح امروز در ديدار با گروهي از مديران رسانهها، اساتيد دانشگاه و روزنامهنگاران بر ادامه پيگيري مدني مطالبات تاكيد كرد و گفت: در چنین شرایطی، آگاهی مردم سرنوشتساز است. به گزارش ايلنا، وي گفت: قانون اساسي ايران اين پتانسيل را دارد كه مردم از هر گروه و طيفي بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پيگيري كنند.ء
مهندس موسوي تصريح كرد: در آينده بايد ذيل شعارهايي جمع شد كه بتوانند اجماع عمومي را ايجاد كنند. نماد سبز در ماههاي گذشته نشان داد كه ميتوان افراد بسياري را با گرايشها و منافع مختلف در كنار يكديگر قرار داد، به نحوي كه همه آنها بر سر حداقلهايي به توافق برسند. چنين چيزي بايد مبناي شعارهاي آينده باشد و برقراي اجماع بدون شك يكي از اهداف اصلي است. وي ادامه داد: از همين منظر بايد به قانون اساسي توجه كرد؛ يعني آن را مانند نماد سبز در سر لوحه پيگيري مطالبات آينده قرار داد چون خاصيت ايجاد اجماع ميان اقشار مختلف اجتماع را دارد.ء
مهندس موسوي با اشاره به اين كه بايد چارچوبي را براي برچيدن حصارها طراحي كرد، خاطر نشان ساخت: ما در انتخابات قدرت همگاني را تجربه كرديم؛ قدرتي كه ميتواند هيچ قيد و بندي نداشته باشد، براي همين ميخواهيم با يك مركزيت كوچك سياسي متشكل از برخي چهرههاي سياسي زمينه تولد يك هويت بزرگ اجتماعي را ايجاد كنيم. به عبارتي جايگزيني هويت اجتماعي به جاي يك هويت سازماني در چشمانداز آينده وجود دارد و در اين مسير استفاده از اجماع قانون اساسي بسيار كارساز است.ء
نخستوزير دوران امامخميني(ره) ادامه داد: اگر به اين شكل عمل شود، ضريب آسيبپذيري نيز كاهش مييابد. تجربه نشان داده است كه احزاب در ايران آسيبپذير هستند اما اگر هويت اجتماعي شكل گيرد، نميتوان آن را از حركت بازداشت، چون زندگي در هر نقطهاي از ان كه قطع شود بقيه اجزا به زندگي خود ادامه ميدهند؛ يعني اگر در اين حركت ملي 10 نفر نيز كنار زده شوند باز هم اين جريان ميتواند حركت كند. جالب اينجا است كه قانون اساسي نيز اين به هويتسازي اجتماعي تاكيد كرده است.ء
ميرحسين موسوي در ادامه سخنانش با اشاره به اين كه اصل مردم هستند، يادآور شد: قدرت هميشه ميل به مطلق شدن دارد و تنها تحركات مردمي ميتواند اين ميل را مهار بزند. براي همين حضور مردم در شكلگيري گفتمان موردنياز در صدر نيازها قرار دارد، آن هم در وضعي كه اين روزها حتي حضور فردي مثل هاشمي رفسنجاني را نيز تحمل نميكنند. وي در تحليل چنين شرايطي كه آستانه تحمل در آن كوتاه شده است، گفت: در چنين شرايطي آگاهي مردم ميتواند سرنوشتساز باشد. بايد مردم را آگاه و پيرامون گفتماني رو به كمال نگه داشت تا مشكلات در آينده رشد شديدي نداشته باشند. وي گفت: اين رويكرد در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري موردنياز است، چون از اين پس با دولتي سر و كار داريم كه نخبگان تمايلي براي كار كردن در اين دولت ندارند و از سوي ديگر دولت نيز تمايلي براي استفاده از تجربه نخبگان ندارد، اين يعني فقدان كارآمدي و مشروعيت كه هم ميتواند مشكلات داخلي را افزايش دهد و هم زمينه رشد مشكلات خارجي را دامن بزند.ء
ميرحسين موسوي تصريح كرد: در اين شرايط تحركات نمايشي دولت نيز نميتواند جوابگوي حل مشكلات باشد و بدون شك پيامد فعاليتهاي دولت بخشهاي زيادي از نظام را در تيررس اتهامات قرار ميدهد. براي همين تنها شانسي كه براي برون رفت از اين بحران وجود دارد اهميت دادن به علاقه مردم است؛ علاقهاي كه با جمع شدن حس اعتراضهاي مدني در كنار تدبر ميتواند زمينه شكوفايي سياست را در آينده مهيا كند. نخستوزير سالهاي نخست انقلاب با اشاره به اين كه آينده پر از نشاط سياسي خواهد بود، گفت: راه برونرفت از بحرانهاي موجود بازگشت به خواست واقعي مردم است.ء
لازم به ذكر است كه در ابتداي اين جلسه، حاضران ديدگاههاي خود درباره وضعيت سياسي حال حاضر كشور بيان و راهكارهاي پيشنهادي براي برونرفت از اين بحران را ابراز كردند.ء
بیانیه ستاد دختران جوان حامی موسوی( نسل فیروزه ای)ء
دختران فیروزهای: ما بخشی از تاریخ مبارزه حقطلبانهی زنان و مردان ایرانی هستیم
http://www.mowjcamp.com/
چهارشنبه، 31 تیر 1388
ستاد دختران جوان حامی موسوی( نسل فیروزه ای) با صدور بیانیهای تصریح کرد که: نسل فیروزه ای به پشتوانهی پایداری یک تاریخ مفتخراست و برای رساندن میهن به جایگاه والای خود از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد. متن کامل این بیانیه را در ادامه میخوانید:ء
هو المتعال
نسل فیروزه ای را بیشتر بشناسید
سالهای زیادی نگذشته از روز هایی که دختران پر تلاش ایران در فضای امن دولت اصلاحات جرأت ابراز وجود، برخاستن از خویشتن و بالیدن به دانش، توانمندی ها و تجارب خود را یافتند. چرا که رهبر آزاداندیشان، اینک در مصدر ریاست جمهوری تلاش می کرد پایه های انقلاب اسلامی را با استحکام ستون های مردمسالاری و قانونگرایی، در متن جامعه، به قوام و ثباتی بی مانند برساند و در مسیر تحقق این اندیشه بیشتر ازهر کس دیگری به توانایی ها و قابلیت های زنان و دختران جوان اعتقاد و اعتماد داشت. انتخاب بانویی بلند نظر و دانشمند همچون دکتر زهرا شجاعی به سمت مشاور امور زنان ریاست جمهوری کلیدی ترین گام در ایجاد عرصهی رشد و بروز استعدادهای فردی و اجتماعی بانوان ایرانی بود. کسی که مادرانه از ایده های زنان و دختران جوان استقبال کرده و تا امروز هم مادرانه در تمام سختی ها و نامرادی های ایام پیشاپیش زنان ایران به طرح مطالبات و پافشاری برای احقاق حقوق آنان تلاش کرده است.ء
با تشکیل باشگاه دختران جوان در سال 1378در مرکز امور مشارکت زنان که به پیشنهاد جمعی از دختران جوان متعهد و متخصص انجام شد فصل تازه ای از فعالیت های مدنی دختران غیرتمند برای تلاش بیشتر در مسیر توسعه اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه آغاز شد. درسالهای فعالیت باشگاه دختران جوان برنامه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متعددی از انواع مختلف از قبیل همایش، کارگاه، کلاس آموزشی، و فعالیت های مطالعاتی و پژوهشی برنامه ریزی و اجرا شد که هدف اصلی آنها توانمند سازی دختران جوان برای حضور موثر در زندگی فردی و اجتماعی بود. همچنین دختران جوان خوش فکر و صاحب ایده با حضور در دفاتر مدیران فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وقت برنامه ها و طرح های پیشنهادی خود، جهت اصلاح فضای عمومی جامعه و تسهیل شرایط فعالیت اجتماعی دختران در محیط های فرهنگی، هنری و اجتماعی را به ایشان ارائه داده و روند تحقق این ایده ها را مورد پیگیری قرار می دادند.ء
با اتمام دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی و روی کار آمدن محموداحمدی نژاد، رویکرد مدیران ارشد نسبت به حضور زنان در جامعه دستخوش تغییرات زیادی شد به گونه ای که مرکز امور مشارکت زنان به مرکز امورزنان و خانواده تغییر نام و درصد حضور زنان متخصص در مدیریت های دولتی کاهش قابل توجهی یافت. هرچند باشگاه دختران جوان نیز خانه امن خود را از دست داد ولی اعضاء فعال آن در تمام این سالها در کنار هم باقی ماندند.ء
از چندی قبل پیشنهادات زیادی مبنی بر ایجاد تشکل دخترانه ای با رویکرد مطالبه محوری در حوزهی مسائل و مشکلات دختران جوان متخصص مطرح شد و با بالا گرفتن تب انتخابات، دوستان قدیمی که امروزاشتیاق و انگیزهی بیشتری برای گرد هم آمدن داشتند و از سوی دیگر شور و شوق جوان ترها را نیز می دیدند، تصمیم به ایجاد یک گروه جدید گرفتند. اولین جلسات هم اندیشی دراوایل اردیبهشت 88 -هر کدام در نقطه ای از شهر ودر محل هایی که دختران با چانه زنی و سماجت دست و پا می کردند- برگزار شد و از آن روز انگار آتش فشان افکار و ایده ها و درد و دل ها و خلاصه در یک کلام "مطالبات برآورد نشدهی" آنان دوباره فوران کرد. همه جوانب را بررسی کردند و افکار و برنامه های میرحسین موسوی را برای تحقق خواسته هایشان آماده تر دیدند، پس حامی او شدند و برای رنگ دادن به رویاهای دخترانه شان رنگ فیروزه را که انگار در کسب کرامات، از سنگهای قیمتی تر از خود هم پیشی گرفته و پیروزمیدان بود را برگزیدند.ء
می دانستند که چون همیشه باید به مادرانشان تکیه کنند و از آنان درس استواری و صبوری بگیرند. فخرالسادات محتشمی پور یکی از مادران فیروزه ای ها اولین کسی بود که دختران جوان برای استقرار به کمک هایش امید داشتند و او چون همیشه پشتیبان و حامی بود. و دختران بی نصیب ازتمامی حقوق مادی و معنوی، در ستاد انتخاباتی شهر تهران میرحسین موسوی و ستاد اصلاح طلبان ماوی کرده و در اولین گام برای روشن بودن اهداف و ماموریت های خود، مرامنامه و شیوه نامه اجرایی فعالیت ها را تدوین ومنتشر نمودند.ء
آنها بر سر در دنیای فیروزه ای شان نوشتند:ء
" اگر زندگی ماجراست این روزها که ما ماجرای به یادماندنی ساختن فرازی از تاریخ این ملت را تجربه می کنیم، با هم پیمان می بندیم که همسفرانی دوست داشتنی و همیشگی باشیم تا روزی که همه دختران ایران رها از بند نیاز و ترس و تنهایی و بی پناهی، سبک بال به سوی افق والای انسانی خویش به پرواز درآیند. در این مسیر، همراهی دوستانه اولویت اول ماست."(بند اول مرامنامه نسل فیروزه ای)ء
حال چطور ممکن است دخترانی که در مرامنامه خود رسیدن به افق های والای انسانی را ترسیم نموده و هدف قرار داده اند و دراین راه جز به سرمایهی انسانی دوستی هایشان دل خوش نداشته و ندارند را افرادی خود فروخته، بی بند و بار و به دنبال جاه و مقام و پول نمایاند؟(برگرفته از مطالب بیشمار درج شده در تخریب نسل فیروزه ای در وبلاگ بی قرار، روزنامه های کیهان، یالثارات و خبرگزاری فارس)ء
نسل فیروزه ای یعنی:ء
ء"هر دختر ایرانی با هر مرام، مسلک، دین و مذهب و قومیت دختری از نسل فیروزه ای است با یک هدف مشترک که همانا پیگیری مطالبات عمومی دختران ایران در سطح جامعه و حاکمیت است." (بند دوم مرامنامه نسل فیروزه ای)ء
آیا آنانی که دختران این نسل را به دختران و زنان بینوای وامانده از رحمت خدا و گرفتار در منجلاب فساد اخلاقی-که خودپدیده ای رو به فزونی در سالهای اخیرند- تعبیر و محدود می کنند، "مطالبات عمومی دختران ایران" را صرفا پرداختن به امور شهوانی دیده اند؟ اگر به راستی چنین می اندیشند پس وای بر ما که در سی سالگی انقلاب اسلامی به جایی رسیده ایم که قریب به 30% از جامعه خواستار انحطاط اخلاقی مفرط شده اند!!ء
نسل فیروزه ای در اصول تشکیلاتی خود آورده است :ء
ـ پایبندی به اخلاق
ـ تبعیت از خرد جمعی و مشی دموکراتیک
ـ فرصت سازی برای مشارکت و افزایش مهارت های سیاسی و اجتماعی خود و دیگران
ـ اجتناب از تک روی، ایستایی و وابستگی
ـ فراهم کردن شرایط اصلاح و اعتلای گروه توأم با نقد درونی به جای قهر و انفعال
(بند سوم مرامنامه نسل فیروزه ای)
پایبندی به اخلاق، یعنی پایبندی به اصول الهی که در جان آدمی برای حفظ شأن خلیفه االهی اش به ودیعه گذاشته شده است. و دختران نسل فیروزه ای در همین مدت کوتاه فعالیت خود ثابت کرده اند که به این کلام نه تنها به عنوان مرام جمعی خود، بلکه به عنوان وظیفه الهی و انسانی خود معتقدند؛ شاهد این مدعا را می توان در صبر و درایت آنان در برخورد با هجمه های دورغ و ناسزاهای غیر انسانی و ضد اخلاقی که به خصوص پس از انتخابات به طور گسترده و برنامه ریزی شده علیه آنان انجام شده به خوبی دریافت.ء
نسل فیروزه ای یعنی همه ایران:ء
"ما خود را بخشی از تاریخ مبارزه حق طلبانه همه زنان و مردان ایرانی می دانیم که در راه حفظ کرامت و عزت انسان کوشیده اند بنابراین همه زنان و مردان آزاده ایران که به هدف و مرام نسل فیروزه ای متعهد باشند، یار و همراه ما هستند و از آنان یاری می جوییم. یاری از اوست و پیروزی نزدیک است." (بند چهارم مرامنامه نسل فیروزه ای)ء
توهین به نسل فیروزه ای اهانت به عده ای دختر تنها و ضعیف و ... نیست؛ چرا که نسل فیروزه ای به وسعت پهنهی ایران و به عظمت ملت ایران است و در دامان مادران ایران، عزیز و محفوظ خواهد ماند. نسل فیروزه ای محمل دختران جوان متعهد به شریعت مبین اسلام و تحصیلکرده و روشنفکری است که فرزندان آیندهی وطن را در بطن و دامان خود با بهترین و زیباترین ترنم ها که همانا "آزادی، امنیت و برابریست" تربیت خواهند نمود. نسل فیروزه ای به پشتوانهی پایداری یک تاریخ مفتخراست و برای رساندن میهن به جایگاه والای خود از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.ء
والسلام علیکم و رحمه الله
هسته مرکزی نسل فیروزه ای
دختران حامی میرحسین موسوی
اسامی 306 حامی آیت الله یزدی در حوزه علمیه قم
http://www.rahesabz.info/fa/news/
ء ۱ مرداد ۱۳88
سرویس سیاسی جرس: روزنامه کیهان امروز پنجشنبه اول مرداد 1388 در تیتر اصلی خود نوشت: اساتيد و طلاب با صدور بيانيه اي اعلام كردند حمايت گسترده از آيت الله يزدي در حوزه علميه قم. « 306 نفر از اساتيد، علما، پژوهشگران و مبلغان حوزه علميه قم با صدور بيانيه اي حمايت قاطع خويش را از سخنا ن آيت الله يزدي در نقد خطبه هاي رفسنجاني اعلام كردند.ء
در ابتداي اين بيانيه خطاب به آيت الله يزدي رئيس جامعه مدرسين و شوراي عالي حوزه علميه قم و نائب رئيس مجلس خبرگان آمده است: حوزه هاي مقدسه علميه و روحانيت معظم شيعه، در طول تاريخ، پاسداران بزرگ سنگرهاي عقيدتي و مدافعان حقوق مردم و تكيه گاه آنان در آشوب ها و فتنه ها بوده اند و حضرت عالي بحمدالله يكي از اين استوانه هاي سرفراز هستيد كه با درك شرايط به روشنگري مي پردازيد.ء
علما و طلاب قم در ادامه بيانيه خود با انتقاد از اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني تصريح كرده اند: فتنه اي كه پس از انتخابات با مديريت دشمنان انقلاب اسلامي و با بي تدبيري برخي افراد در داخل كشور، پديد آمد، پس از سخنا ن خيرخواهانه و جامع الاطراف ولي فقيه زمان، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي- دامت بركاته- ابعاد آن آشكار و با درايت نظام و آگاهي مردم مهار شد و انتظار اين بود كه رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام با تدبير، آرامش به وجود آمده را پاس بدارند و دسيسه هاي دشمنان را آشكار كنند، ولي در كمال ناباوري در قامت رهبر اپوزيسيون و اقليتي كه خود را اكثريت مي پندارد، ظاهر شد و با سخناني متعارض با متون روايي و فقهي و نظرات فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه، جنبه ديني مشروعيت جمهوري اسلامي را ناديده گرفت و با كتمان ده ها آيه و روايت در باب رهبري الهي و فصل الخطاب بودن سخنان ولي فقيه، به تكرار سخنان كانديداي ناكام و حاميان رسانه اي او پرداخت. اين سخنان، آن قدر تعجب آور بود كه محسن مخملباف سخنگوي ستاد آقاي موسوي در خارج از كشور با تجليل از خطيب نماز جمعه، گفت: «صحبت هاي آقاي هاشمي خلاف انتظار من بود.» متأسفانه اظهارات جناب آقاي هاشمي، با استقبال گسترده رسانه هاي بيگانه و ضد انقلاب مواجه شد و موجب ناخرسندي مردم مسلمان ايران و نمازگزاراني كه سال ها به ايشان اقتدا كرده بودند، شد.ء
البته روزنامه کیهان به اسامی این اساتید و طلاب هیچ اشاره ای نکرده است. برخی از فضلای حوزه علمیه قم که مایل نبودند نامشان فاش شود به خبرنگار جرس در قم گفتند که این نامه به دستور حجت الاسلام اصغر حجازی رئیس دفتر مقام رهبری، پس از خطبه های نماز جمعه آیت الله هاشمی رفسنجانی، توسط حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان نوشته شده است. خبرنگار جرس در قم از هر یک از علما، فقها و فضلای شناخته شده حوزه علمیه قم از این نامه جویا شد اظهار بی اطلاعی کردند. بالاخره پس از تفحص فراوان معلوم شد که «اساتید» امضا کننده این نامه به زحمت به انگشتان یک دست می رسد و هیچکدام آنها بجز آیت الله محمدتقی مصباح یزدی و حجت الاسلام ممدوحی شناخته شده نیستند.ء
سیصد نفر باقیمانده «طلاب» مؤسسات ذیل هستند: اول، مؤسسه امام خمینی متعلق به آیت الله مصباح یزدی دارای ردیف بودجه دولتی، دوم، برخی اعضای دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم که زیر نظر مقام رهبری اداره می شود و در حکم انجمن اسلامی حوزه به حساب می آید و آن نیز دارای ردیف بودجه دولتی است. سوم، طلاب مدرسه معصومیه قم که زیر نظر بسیج اداره شده به پادگان معصومیه مشهور است و طلاب آن پای ثابت تعرض به مراجع و شخصیتهای ناهمسوئی مثل هاشمی رفسنجانی را تشکیل می دهند. سطح تحصیل اغلب قریب به اتفاق افراد یادشده شرح لمعه است و تنها چهره شناخته شده ایشان حجت الاسلام قاسم روانبخش می باشد. امضاکنندگان این نامه همان طلابی هستند که راهپیمائی 28 خرداد را در حمایت از مقام رهبری در قم به راه انداختند و به هاشمی رفسنجانی و برخی مراجع اهانت کردند و از سوی آیت الله استادی امام جمعه قم به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند. آش آنقدر شور بوده که حتی اعضای دارالحدیث حجت الاسلام محمدی ری شهری نیز حاضر به امضای این نامه نشده اند.ء
با توجه به اینکه امضاکنندگان نامه حمایت از آیت الله یزدی در حوزه علمیه قم هیچ محلی از اعراب ندارند، روزنامه کیهان ازانتشار اسامی آنها خودداری کرد. بسیاری ازعلمای حوزه برای تبری جستن از حمایت از فرد بدنامی مانند شیخ محمد یزدی به خبرنگار جرس گفتند چرا کیهان اسامی امضا کنندگان چنین نامه مهمی را آشکار نمی کند؟
گزارشی از نیویورک تایمز
نقش سپاه در سرکوب جنبش مخالفان
http://www.roozonline.com/persian/news/
چهارشنبه ۳۱ تير ۱۳88
درحالی که نخبگان سیاسی و روحانیون ایران بر سر بحران بوجودآمده در انتخابات چند قسمت شده اند، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،قوی ترین نهاد اقتصادی،اجتماعی و سیاسی کشور، به عنوان نیروی کمکی برای سرکوب جنبش مخالفان، وارد میدان شده است. این نهاد سی ساله بعنوان یک نیروی نظامی قوی که در خدمت رهبران ایران بوده است، آنقدر رشد کرده است که در همه جنبه های جامعه ایران، تاثیر می گذارد. به نحوی که سرکوب خشونت آمیز مخالفان باعث شده است که تحلیلگران سیاسی به نقش مهم این نهاد در حواشی انتخابات 12 ژوئن اشاره کنند.ء
رسول نفیسی، کارشناس مسائل ایران و یکی از مولفان تحقیقی درباره این نهاد می گوید:«این دیگر حکومت دینی نیست، این یک حکومت است که تحت نظام شیعه توسط یک گروه نظامی حفاظت می شود». کارشناسان می گویند که این نهاد تبدیل به یک تشکل بزرگ به زیربنای نظامی شده است که با کنترل تسلیهات موشکی و برنامه های اتمی و قرارداد های مولتی میلیارد دلاری، به همه بخش های اقتصادی کشور، رخنه کرده است. سپاه از کلینیک جراحی چشم گرفته تا جاده و پل سازی، میدان های نفت و گاز و بازار سیاه را در اختیار دارد.ء
ثروت و شهرت این نهاد از سال 2005، در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، بیشتر شده است و درحدود 750 قرارداد دولتی در زمینه های عمرانی و نفت گاز، بسته است. تمام این قرار دادها بدون هیچ گونه نظارت و بودجه بندی و گزارش به مجلس بسته شده است. اعضای سابق سپاه، ده ها کرسی در مجلس و مقام های ارشد دولتی دارند. آقای احمدی نژاد هم عضو سابق سپاه است و همچنین علی لاریجانی رئیس مجلس و محمد باقر قالیباف، شهردار تهران. تاثیر سپاه حتی تا عمق نظام آموزشی کشور هم نفوذ کرده است. بگونه ای که روسای رسانه ها که برنامه های رادیو و تلویزیون را تحت کنترل دارند، از اعضای وفادار همین ارگان هستند.ء
یک تحلیلگر سیاسی که سال ها در ایران شاغل بوده است و نخواست که نامش فاش بشود گفت: "آنها طرفدار نظامی هستند که معتقدند روحانیون باید به حکومت مشروعیت بدهند اما به هیچ عنوان نباید اداره کننده بازی باشند". دلیل تاثیر گزاری آنها این است که همیشه در بخش هایی از قدرت حضور داشته اند که حکومت دچار شکاف شده است. برعکس روحانیون در همه عرصه ها با هم متفاوت هستند. تحلیلگران سیاسی می گویند که در پشت صحنه اختلاف های شدیدی درباره برگزاری انتهابات و تظاهرات علیه انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد، وجود دارد.ء
محمد سهیمی، استاد دانشگاه کالفرنیای جنوبی که با ایران در ارتباط اینترنتی است، می گوید: "گزارش هایی به دستم رسیده است که دستکم تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه، از آنچه در حال وقوع است ناراضی اند.حتی گزارش هایی مبنی بر اعتراض برخی از آنان دریافت کرده ام". حتی فرمانده سابق سپاه، محسن رضایی، که 16 سال در سپاه خدمت کرده است، با شرکت در انتخابات امسال تصمیم گرفت این ارگان را به مبارزه بطلبد و صریحا دولت را متهم کرد که در مورد تحقیق بر سر نتایج انتخابات، شکست خورده است.ء
یک تحلیلگر سیاسی معتقد است که بسیاری از افراد سپاه در زمانی که محمد خاتمی، اصلاح طلب، در سال 1997، زمانی که برای اولین بار در انتخابات شرکت می کرد، به او رای داده بودند. بدنه سپاه وسیع نیست. این ارگان 130 هزار عضو دارد و پنج شاخه مستقل نظامی را که از ارتش جدا هستند، اداره می کند. سپاه نیروی زمینی، دریایی و هوایی و سازمان اطلاعاتی خودش را دارد. شورای امنیت سازمان ملل، برنامه های اتمی ایران را به این ارگان نسبت می دهند. غرب معتقد است که ایران در حال ساختن سلاح اتمی است و این فرضیه دائما توسط ایران رد می شود.ء
دو شاخه مشهور ارگان سپاه، سپاه قدس که در کشور های دیگر فعالیت می کنند و این شامل کمک مالی و تعلیم حزب الله لبنان می شود و بسیج است. بسیج، که تحلیلگران معتقدند که از دو سال پیش تحت فرماندهی سپاه در آمده است، در حال حاضر میلیون ها عضو دارد که در سرکوب مخالفان و اعتراض ها، نقش دارد. اعضای سپاه پاسداران و خانواده هایشان در همه زمینه ها ترجیح داده می شوند که این شامل ورود به دانشگاه و سوبسید های مختلف می شود.ء
آقای نفیسی، جامعه شناس، می گوید که یکی از فرماندهان سابق سپاه تخمین می زند که همه اعضای بسیج و خانواده هایشان تعداد زیادی رای در مقابل میلیون ها نفر از مردم قرار داده اند. آقای نفیسی می گوید: "این روش جدید در رای گیری کمک زیادی به بالا آمدن احمدی نژاد کرده است". در این بدنه نظامیانی قرار دارند که در آن زمان با روحانیونی که به آیت الله روح الله خمینی در ایجاد جمهوری اسلامی کمک می کردند، مخالف بودند. آنها نسل دوم انقلابیونی محسوب می شوند که از لحاظ ایدئولوژیک با نسل اول مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان و کسانی که طرفدار گفتگو با غرب هستند، موافقند. سپاه حتی روحانیونش را هم خودش تعلیم می دهد.ء
پروفسور سهیمی در تحقیقاتی که در مورد پدیده سپاه انجام داده است، گروه جدیدی را پیدا کرده است: رهبرانی در اواسط پنجاه سالگی که در زمان جوانی وارد سپاه شدند و در جنگ حاضر شدند: یک جنگ در دهه هشتاد علیه عراق و جنگی دیگر در علیه مجاهدین خلق که آمریکا آنان را جزو گروه های تروریستی محسوب کرده است. سپاه بعد ها به دو گروه تقسیم شد. گروهی که معتقد بودند که ایران باید از لحاظ سیاسی و اجتماعی پیشرفت کند و گروهی که می خواست همه قدرت را در اختیار داشته باشد. دکتر نفیسی معتقد است که آیت الله خامنه ای بیشتر به گروه دوم نزدیک است. او معتقد است: "او بارها به خط مقدم جبهه رفته است، خیلی بیشتر از فرماندهان دیگر. او رابطه شخصی با بسیاری از فرماندهان سپاه دارد، آنها را می شناسد و اعتمادشان را جلب کرده است. حالا آنها همه کسانی که در دوران جنگ با آنها رابطه داشته است، از او حمایت می کنند".ء
امروز، سپاه قدرت و ثروتش را زیاد کرده است. بعنوان مثال، سود مالی آنها بستگی کامل به سیاست خارجی دولت دارد. به احتمال زیاد ایران در مقابل حمله به مسلمانان اویقور چین سکوت خواهد کرد زیرا این کشور شریک تجاری سپاه است. به فاصله کمی بعد از جنگ ایران و عراق، آقای رفسنجانی که آن زمان رئیس جمهور بود، از مهندسان سپاه خواست تا بودجه شخصی تعیین کنند و در سازندگی کشور کمک کنند. از آن زمان خاتم الانبیا، شرکت متعلق به سپاه، یکی از بزرگترین شرکت های طرف مناقصات صنعتی و پروژه های تولیدی است. از پروژه های این شرکت ساختن مترو تهران، سد سازی، اسکله و ساخت خط آهن است که یا از سوبسید استفاده می کند یا این پروژه ها را در اختیار شرکت خصوصی قرار می دهد.ء
چیزی که کمتر به آن پرداخته شده است، نقش ایجاد بازار سیاه توسط این ارگان برای فرونشاندن عطش مردم برای خرید کالا هایی است که مورد تحریم قرار گرفته است. در گزارش "رند" آمده است که این امکان وجود دارد که سپاه سالانه 12 میلیارد دلار از طریق بازار سیاه در آمد داشته باشد. آیت الله خمینی در وصیتنامه اش خواسته است که نظامیان در سیاست دخالت نکنند. به همین جهت فرماندهان سپاه بشدت مراقب اند که از اتهام دخالت در انتخابات 12 ژوئن فرار کنند اما سردار یدالله جوانی، رئیس دفتر سیاسی سیاه به مردم هشدار داده است که جایی برای مخالفت وجود ندارد. به گزارش ایرنا، سردار جوانی گفته است: "امروز هیچ کس بی طرف نیست: یا طرفدار و حامی انقلاب و نظام هستند یا کسانی که تلاش بر براندازی دارند".
No comments:
Post a Comment